نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط HeydariBot(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۹:۳۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
ظلم به هر صورت و از هر نوعی، معصیت خداست و نیازمندتوبه و استغفار؛ ولی همه اقسام ظلم در یک ردیف و رتبه نیستند بعضی به رابطه بنده با خدا مربوط است و برخی علاوه بر این، به حقوق مردم نیز تعلق دارند. بر این مبناست که هر قسم، توبهای با خود دارد. کسی که در انجام وظایفبندگی و ادای حقوق مولویت پروردگار کوتاهی میکند، ستمکار است و باید توبه کند و برای توبه جز استغفار از حضرتپروردگار به چیزی محتاج نیست. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «لَا شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ»[۱]؛ هیچ وسیلهای کارسازتر از توبه نیست. و امام باقر(ع) میفرماید: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ»[۲]؛ کسی که از گناهتوبه میکند، به سان کسی است که اصلاً گناه نکرده است. و امام صادق(ع) میفرماید: «لَا صَغِيرَةَ مَعَ الْإِصْرَارِ وَ لَا كَبِيرَةَ مَعَ الِاسْتِغْفَارِ»[۳]؛ گناهی که بر آن اصرار میشود صغیره نیست و گناهی که از آن توبه میشود کبیره نیست. این همه در صورتی است که به حقوق انسانتعدی نکرده باشد وگرنه علاوه بر عرض پوزش به درگاه الاهی باید صاحب حق را نیز راضی کند[۴]. در روایتی است که پیرمردی به امام باقر(ع) عرض کرد من از زمان حجاج تا امروز همیشه والی بودهام[۵]، آیا برای من راه بازگشتی هست؟ فرمود: تا زمانی که حق همه صاحبان حق را به ایشان ندادهای، توبهات پذیرفته نیست[۶]. به تناسب این بحث به داستانی لطیف و عبرتآموز که مرحوم کلینی در کافی روایت کرده است توجه میکنیم.
علی بن ابیحمزه از یاران امام صادق(ع) گفته است: دوستی داشتم که از بنیامیه بود، به من گفت از امام صادق(ع) برایم وقت ملاقاتی بگیر، من از حضرت اجازه خواستم، اجازه فرموده مرداموی آمد، نشست، سلام کرد و گفت: فدایت شوم من در دیوان این قوم کار کرده و مال فراوانی به دست آوردهام که در کسب آن هیچ دقت نکردهام. حضرت فرمود: اگر بنیامیه کسی را نمییافتند که برایشان بنویسد، مالیات جمع کند، برای آنها بجنگد و در اجتماعاتشان شرکت کند، حق ما را نمیگرفتند. اگر مردم آنها را با هر چه داشتند رها میکردند، آنها جز آنچه در دست داشتند به چیزی دیگر دست نمییافتند. دوست من گفت فدایت شوم آیا برای من راه گریزی هست؟ فرمود: اگر بگویم انجام میدهی؟ عرض کرد: آری انجام میدهم: فرمود: هر چه را از دیوانبنیامیه به دست آوردهای رها کن، هر مالی که صاحبش را میشناسی به او برگردان و آنچه را نمیشناسی صدقه بده، در عوض من بهشت را برای تو تضمین میکنم. او مدت زیادی سر به زیر انداخت، سپس گفت انجام میدهم، فدایت شوم. با هم به کوفه بازگشتیم. او هر چه داشت حتی لباسهای تنش را به دستور امام صادق(ع) رها کرد. من پولی جمع کردم و برایش مقداری لباس خریدم و با خرج گذرانی برایش فرستادم. چند ماهی بیش نگذشت که بیمار شد، در بیماری ما به عیادتش میرفتیم. یک بار وقتی که در حال احتضار بود، چشمانش را گشود و گفت: ای علی! امامت به وعدهای که داده بود وفا کرد. این را گفت و از دنیا رفت و ما او را دفن کردیم. پس از آن خدمتامام صادق(ع) رسیدم. وقتی مرا دید فرمود ای علی! ما به وعده خود برای دوستت وفا کردیم. گفتم درست است فدایت شوم. او هم وقت مرگش همین را گفت[۷].
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: بدانید که ظلم بر سه قسم است: ظلمی که بخشیده نمیشود، ظلمی که پیگیری نمیشود و ظلمی که بخشیده میشود و پیگیری نمیشود. ظلمی که بخشیده نمیشود شرک به خداست. که خدای سبحان درباره آن میفرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ﴾[۸]. ظلمی که بخشیده میشود ستمی است که انسان با انجام گناهان بر خود روا میدارد؛ ظلمی که پیگیری و بازخواست میشود، ظلم انسانها به یکدیگر است، قصاص و تلافی در آخرت دشوار است، چنین نیست که زخمی با چاقو یا ضربهای با تازیانه بزنند، بلکه به گونهای است که اینها همه در مقایسه با آن کوچک به نظر میآیند[۹].
بنابر آنچه گذشت، عنصر اساسی در توبه از ظلم، جبران حقمظلوم است، کسی که به ستممالی را به دست آورده باید به صاحبش برگرداند، آنکه ظالمانه با غیبت و تهمت آبروی دیگران را در مخاطره انداخته است، باید آنها را راضی کند، کسی که به ناحق ضربهای زده، جسمی را رنجور کرده، استخوانی را شکسته، پوستی را کبود کرده، یا خونی را ریخته، باید صاحب حق را راضی کند اگر چه با تحملقصاص باشد وگرنه توبهاش پذیرفته نیست؛ ضرورت جبران حقمظلوم چنان روشن است که رسول خدا(ص) بدون تأکید بر این ضرورت برای زمانی که مظلوم در دسترس نیست، راهکاری پیشنهاد فرموده است. آن حضرت میفرماید: «مَنْ ظَلَمَ أَحَداً فَفَاتَهُ فَلْيَسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ فَإِنَّهُ كَفَّارَةٌ لَهُ»[۱۰]؛ کسی که به دیگری ظلم میکند و او را از دست میدهد (یعنی برای طلب حلالیت به او دسترسی ندارد) برای او استغفار کند، زیرا این استغفار از کفارهستم اوست. از نحوه گویش این حدیث شریف استفاده میشود ضرورت جبران حقمظلوم از نظر آن حضرت و شنوندگان، امری مسلم و واضح بوده است[۱۱].
↑«بیگمان خداوند این را که بدو شرک ورزند نمیآمرزد» سوره نساء، آیه ۴۸.
↑شریف رضی، نهجالبلاغه، با شرح محمد عبده، ۲ / ص۹۵؛ فیضالاسلام، ص۵۷۵؛ مضمون این تقسیم پیش از این از امام باقر(ع) نقل شد (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۳۳۰.