حارث بن مطلب

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد

آشنایی اجمالی

«حارث» معروف به «ارت»[۱] از قبیله قریش و از فرزندان مطلب بن عبد مناف (عموی عبدالمطلب) بوده، نسب از مطلب بن عبد مناف بن قصی بن کلاب می‌برد[۲]. از وی و شرح حال زندگانی و مرگش، جز ذکر نامی از همسر بنی‌ثقیفی او سخیله بنت خزاعی بن حویرث[۳] و داشتن پسرانی به اسامی: «عبیده»، «طفیل»، «حصین»[۴]، «عوف»[۵]، «حذافه»[۶] یا «ابوحذافه»[۷] و دختری به نام بحینه[۸]، اطلاعی به‌دست نیامده است[۹].

فرزندان حارث بن مطلب

همان‌گونه که گفته شد، عبیده، طفیل و حصین[۱۰] حذافه[۱۱] که «بلاذری» (م. ۲۷۹ هجری) از او با نام ابوحذافه[۱۲] یاد کرده است و نیز دختری به نام بحینه[۱۳] از جمله فرزندانی بودند که به حارث بن مطلب نسبت داده‌اند. حذافه در جنگ فجار در دوران جاهلی کشته شد[۱۴]. بحینه نیز به ازدواج مالک بن قشب (جندب) بن نضله ازدی ـ از هم‌پیمانان بنی مطلب در مکه ـ در آمد و برای او عبدالله بن بحینه (مالک) ـ از اصحاب و راویان احادیث نبوی(ص) ـ[۱۵] و جبیر بن مالک ـ از اصحاب پیامبر(ص) و از مقتولین نبرد یمامه ـ[۱۶] را به دنیا آورد. اطلاعات ما از عوف بن حارث هم محدود به خبر حضور وی در صفین و ذکر نام او در شمار شاهدان عراقی پیمان حکمیت است[۱۷].

اما مشهورتین فرزندان حارث را بی‌گمان باید، عبیده، طفیل و حصین دانست. عبیده مسن‌ترین فرزند حارث بن مطلب بود[۱۸]. کنیه او «ابوالحارث»[۱۹] و به نقلی «ابومعاویه»[۲۰] و از مادرش که زنی از تبار بنی ثقیف بود با نام سخیله بنت خزاعی یاد کرده‌اند[۲۱]. عبیده، ده سال از پیامبر(ص) بزرگ‌تر بود[۲۲] و نزد آن حضرت، جایگاهی ویژه و مقامی بس بزرگ داشت[۲۳]. وی از پیشگامان و متقدمان در پذیرش اسلام و در شمار مسلمانانی بود که قبل از ورود حضرت به دار ارقم بن ابی ارقم و علنی شدن دعوت ایشان، اسلام پذیرفت[۲۴]. در واقعه تحریم همه‌جانبه قریش علیه مسلمانان، عبیده از جمله بنی مطلبی‌هایی بود که در شعب ابی طالب (سال ششم بعثت) حضور یافت[۲۵]. او با آغاز مهاجرت مسلمان به مدینه، در کنار برادرانش طفیل و حصین، به همراه مسطح بن اثاثة بن عباد بن مطلب، از نخستین مهاجرانی بودند[۲۶] که به مدینه مهاجرت کردند[۲۷]. آنها جداگانه از مکه خارج شدند و طبق قرار قبلی، در صحرای «ناجح» به یکدیگر ملحق شدند و خود را به مدینه رساندند و در خانه عبدالله بن سلمه عجلانی[۲۸] و به نقلی عبدالرحمن بن سلمه عجلانی[۲۹] فرود آمدند. پیامبر(ص)، قطعه زمینی را در مدینه در اختیار عبیده و برادرانش قرار داد[۳۰]. این زمین که در زمان «ابن سعد» (اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم) به محلی برای ایراد خطبه خطباء بدل شده بود، بین بقیع زبیر و زمین‌های بنی مازن قرار داشت[۳۱]. در پی ایجاد عقد اخوت بین مهاجرین و انصار، رسول خدا(ص) بین عبیده و بلال[۳۲] و نیز بین عبیده و عمیر بن حمام انصاری عقد اخوت بست[۳۳].

نبی مکرم اسلام(ص) در شوال سال اول هجرت[۳۴] یا به نقلی ربیع الاول سال دوم هجرت[۳۵]، برای عبیدة بن حارث پرچم سفیدی بست و او را همراه با ۶۰[۳۶] یا ۸۰[۳۷] مهاجر که احدی از انصار در جمعشان نبود، به نبرد مشرکان فرستاد[۳۸]. عبیده در «بطن رابغ»، کنار آبی به نام «احیاء» ـ که در ده میلی راه جحفه به سمت قدید قرار داشت ـ با ابوسفیان بن حرب و سپاه دویست نفره‌اش[۳۹] و به نقلی با عکرمة بن ابوجهل[۴۰] یا مکرز بن حفص[۴۱] و جمعی زیاد از قریش، رو در رو شد. دو طرف درگیر، به تیراندازی از راه دور بسنده کردند[۴۲]. در این سریه، سعد بن ابی‌وقاص تیری به سمت مشرکان پرتاب کرد که به گفته مورخان، نخستین تیری بود که در اسلام پرتاب شد[۴۳]. پس از این مواجهه، دو طرف به جایگاه خود بازگشتند[۴۴]. برخی این سریه را نخستین سرایا[۴۵] و جمعی نیز، آن را پس از سریه حمزه سیدالشهداء(ع)، دومین سریه از سرایای پیامبر(ص)[۴۶] عنوان کرده‌اند.

عبیده[۴۷] به همراه برادرانش طفیل و حصین[۴۸] و پسر عمویشان مسطح بن اثاثه سوار بر یک شتر آبکش که عبیده آن را از ابن ابی داوود مازنی خریده بود در جنگ بدر شرکت کردند[۴۹]. در پی آغاز جنگ، او به مصاف شیبة بن ربیعه[۵۰] یا به روایتی عتبة بن ربیعه[۵۱] رفت. شیبه یا عتبه در این نبرد تن به تن، ضربتی به پای او زد و پایش را قطع کرد؛ عبیده هم ضربتی بدو زد[۵۲]. در این هنگام، امام علی(ع) پس از فراغت از کار حریف مقابل خود، به یاری عبیده شتافت و عتبه را به هلاکت رساندند[۵۳]. عبیده در راه بازگشت به مدینه، در «صَفراء»[۵۴] بر اثر خونریزی‌های حاصل از آن ضربت، به شهادت رسید و در همان جا مدفون گردید[۵۵]. برخی منابع، از انقطاع نسل او خبر داده‌اند[۵۶]؛ اما برخی دیگر از بزرگان همچون واقدی (م. ۲۰۸ هجری) و ابن کلبی (م.۲۰۴ هجری) بر این اعتقادند که عبیده از ام ولدهای متعدد خود، صاحب پسرانی به اسامی معاویه، عون، منقذ، حارث، محمد، ابراهیم، و دخترانی به نام‌های ریطه، خدیجه، سخیله و صفیه شد[۵۷].

شخصیت عبیدة بن حارث شأن نزول برخی آیات قرآن کریم قرار گرفته که منابع تفسیری به برخی از این موارد در آثار خود اشاره کرده‌اند. از جمله این موارد می‌توان به آیه ۱۹ سوره حج: ﴿هَـٰذَانِ خَصْمَانِ ٱخْتَصَمُوا۟ فِى رَبِّهِمْ فَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌۭ مِّن نَّارٍۢ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُءُوسِهِمُ ٱلْحَمِيمُ[۵۸] اشاره کرد که به گفته برخی مفسران به نبرد عبیده، حمزة بن عبدالمطلب و علی(ع) اشاره دارد[۵۹]. آیه ۲۳ سوره احزاب: ﴿مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌۭ صَدَقُوا۟ مَا عَـٰهَدُوا۟ ٱللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُۥ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا۟ تَبْدِيلًا[۶۰] هم از دیگر آیاتی است که به‌گفته ملا فتح‌الله کاشانی (م. ۹۸۸ هجری) در تفسیر منهج الصادقین، جمهور مفسران و محدثان برآنند که این آیه در شأن امام علی(ع)، حمزه، جعفر بن ابی‌طالب و عبیدة بن حارث نازل شده است[۶۱]. از علی(ع) نیز در حالی که بر فراز منبر کوفه بود از شأن نزول آیه مذکور سؤال شد. حضرت در جواب فرمود «خدایا بیامرز! این آیه درباره من و عمویم حمزه و پسر عمویم عبیدة بن حارث بن عبد المطلب نازل شد و اما عبیده به نذر خود ادا کرد و در جنگ بدر شهید شد و اما حمزه نیز به نذر خود ادا کرد و در جنگ احد به شهادت رسید و اما من منتظر هستم که شقی‌ترین امت خضاب می‌کند هذا من هذا (از این تا این) و او به ریش و سرش اشاره کرد این عهدی است که حبیبم ابوالقاسم(ص) به من کرده است»[۶۲].

آیه ۲۸ سوره ص: ﴿أَمْ نَجْعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ كَٱلْمُفْسِدِينَ فِى ٱلْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ ٱلْمُتَّقِينَ كَٱلْفُجَّارِ[۶۳] هم از جمله آیات قرآن کریم است که برخی مفسرین به نقل از ابن‌عباس آن را در شأن امیرالمؤمنین(ع)، حمزه و عبیدة بن حارث دانسته‌اند[۶۴]. آیه ۲۳ سوره حج: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدْخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ جَنَّـٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍۢ وَلُؤْلُؤًۭا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌۭ[۶۵]. هم دیگر آیه‌ای است که به گفته مجاهد، درباره علی، حمزه و عبیدة بن حارث نازل شده است[۶۶].

طفیل بن حارث هم دیگر فرزند حارث بن مطلب بود که از مادری به نام سخیله بنت خزاعی زاده شد[۶۷]. او هم مانند برادرانش عبیده و حصین از مسلمانان نخستین و از اسلام‌آورندگان پیش از ورود حضرت به سرای ارقم بن ابی ارقم بود[۶۸]. طفیل و برادرانش حصین و عبیده از اولین مهاجران مدینه بودند[۶۹] که همراه با پسر عمویشان مسطح بن اثاثة بن عباد بن مطلب به مدینه هجرت کردند[۷۰]. آنها جداگانه از مکه خارج شدند و طبق قرار قبلی در صحرای «ناجح» به یکدیگر ملحق شدند و سپس خود را به مدینه رسانده[۷۱]، به خانه عبدالله بن سلمه عجلانی[۷۲] و به نقلی عبدالرحمن بن سلمه عجلانی[۷۳] وارد شدند. پیامبر(ص)، قطعه زمینی را در مدینه در اختیار او و برادرانش قرار داد[۷۴]. این زمین بین بقیع زبیر و زمین‌های بنی مازن قرار داشت[۷۵]. در جریان واقعه اخوت بین مسلمانان، پیغمبر(ص) بین طفیل و منذر بن محمد بن عقبه[۷۶] و به قولی بین او و سفیان بن نسر بن زید انصاری[۷۷] عقد اخوت بست. طفیل بن حارث در بدر و احد و دیگر جنگ‌های دوران رسول خدا(ص) حضور داشت[۷۸]. وی در دوران خلافت عثمان بن عفان[۷۹]، در سال ۳۲ هجری[۸۰] در سن ۷۰ سالگی[۸۱] در گذشت. از او فرزندی به نام عامر به جا ماند[۸۲].

حصین بن حارث بن مطلب ـ دیگر برادر عبیده و حصین ـ هم از دیگر فرزندان شهیر حارث بن مطلب عبدمناف بود. از مادر او نیز با نام سخیله بنت خزاعی ثقفیه یاد شده است[۸۳]. حصین در کنار برادرانش عبیده و طفیل و همراه با پسر عمویش مسطح بن اثاثة بن عباد بن مطلب به مدینه هجرت کرد[۸۴]. رسول خدا(ص) بین او و رافع بن عنجده[۸۵] و به نقلی بین او و عبدالله بن جبیر برادر خوات بن جبیر[۸۶] پیمان برادری برقرار کرد. او که در بدر و بقیه جنگ‌های عهد حضرت رسول(ص) شرکت داشت[۸۷]، سرانجام در سال ۳۲ هجری، چند ماه بعد از مرگ برادرش طفیل بن مطلب، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد[۸۸]. منابع، فرزندانی را برای او برشمردند که از جمله آنان می‌توان از عبدالله بن حصین از اصحاب پیامبر(ص)[۸۹] و از شعرای قرشی[۹۰] یاد کرد. ضمن اینکه منابع، در شمار دختران او به نام‌های خدیجه بنت حصین[۹۱]ـ از صحابیات مهاجر[۹۲] و از بیعت‌کنندگان با رسول خدا(ص)[۹۳]ـ هند بنت حصین[۹۴] ـ از صحابیات و بیعت‌کنندگان با رسول خدا(ص) ـ اشاره کرده‌اند.

در پایان، ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که هر چند غالب مورخان و تراجم‌نویسان از مرگ طفیل و حصین فرزندان حارث بن مطلب در دوران خلافت عثمان و در سال ۳۲ هجری خبر داده‌اند، اما «منقری» (م. ۲۱۲ هجری) از زنده بودن این دو تا دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) خبر داده است. او، طفیل و حصین پسران حارث بن مطلب را در کنار برادر دیگرشان عوف بن حارث بن مطلب قرشی از شرکت‌کنندگان در جنگ صفین برشمرده، نامشان را در شمار شهود حکمیت از سوی امیرالمؤمنین(ع) ذکر کرده است[۹۵]. منابع دیگر نیز، به نقل از ابن اسحاق و عبیدالله بن ابی رافع از حصین بن حارث به عنوان یکی از حاضران در جنگ‌های امیرالمؤمنین(ع) به‌ویژه صفین یاد کرده‌اند[۹۶]. ضمن اینکه شیخ طوسی(ره) هم از ایشان در شمار اصحاب بدری امیرالمؤمنین(ع) نام برده است[۹۷].[۹۸]

منابع

پانویس

  1. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۹۹.
  2. مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۲.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۵۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  4. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۳.
  5. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۰۶.
  6. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰.
  7. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  8. ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۳۸؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۱۰؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۲۱۶.
  9. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
  10. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  11. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰.
  12. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  13. ر.ک: خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۳۸؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۱۰؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۲۱۶.
  14. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  15. خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۸؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۱۰؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۵، ص۱۵۰.
  16. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۳۴.
  17. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۰۶.
  18. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  19. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  20. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴۹.
  21. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۵۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۵.
  22. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴۹.
  23. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴۹.
  24. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.
  25. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۶۵.
  26. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۳.
  27. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.
  28. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۷۴.
  29. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸.
  30. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷.
  31. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷.
  32. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.
  33. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹. عبیده و عمیر بن حمام هر دو در جنگ بدر به شهادت رسیدند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.)
  34. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۰.
  35. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۰ به نقل از ابن اسحاق.
  36. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴.
  37. ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۰.
  38. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۹.
  39. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰-۱۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۸۰-۸۱.
  40. ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۷۲.
  41. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۲. نیز ر.ک: ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۳۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۷۲.
  42. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۹.
  43. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۶۹.
  44. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۱؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴.
  45. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۹۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۵۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۱.
  46. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۹-۱۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳-۴؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۷۱-۷۲؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۱۱.
  47. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  48. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۳۵۲.
  49. محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۴-۲۳.
  50. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۴؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۵.
  51. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۳۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۱.
  52. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  53. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸. در تفصیل این ماجرا از واقدی نقل شده است که با آغاز جنگ بدر «عتبه و شیبه و ولید بیرون آمدند و از صف‌ها فاصله گرفته، مبارز ‌طلبیدند. سه نفر از جوانان انصار از سپاه مشرکان به نام‌های معاذ، معوذ و عوف که هر سه فرزندان عفراء و از قبیله بنی حارث بودند، به سوی آنها بیرون رفتند. پیامبر(ص) از این موضوع خوش نداشت که در اولین جنگ مسلمانان با مشرکان، انصار عهده‌دار جنگ باشند و دوست داشت که زحمت آن بر عهده خویشان و پسر عموهایش باشد. این بود که به آنها فرمان داد تا به جایگاه خود برگردند و برایشان طلب خیر فرمود. آنگاه منادی کافران فریاد زد: «ای محمد! هماوردان ما را از خویشان ما بفرست». پیامبر(ص) به بنی هاشم فرمود: «ای بنی هاشم! برخیزید و برای حق و حقیقتی که خداوند، پیامبر شما را برای آن برانگیخته است، مبارزه کنید! که آنها با باطل خود برای خاموش کردن نور خدا آمده‌اند». حمزة بن ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، جالمطلب، علی بن ابی طالب و عبیدة بن حارث برخاسته، مقابل آنها رفتند. عتبه گفت: «سخنی بگویید تا شما را بشناسم»؛ زیرا آنها کلاهخود نقاب‌دار پوشیده بودند و شناخته نمی‌شدند. در ادامه عتبه گفت: «اگر شما را هم‌شأن و هماورد خود دانستیم با شما جنگ خواهیم کرد». حمزه گفت: «من حمزه پسر ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، جالمطلب، شیر خدا و شیر رسول خدایم». عتبه گفت: «هم‌شأنی بزرگواری؛ من هم شیر هم‌پیمانان هستم. این دو نفر همراهانت کیستند؟» حمزه گفت: «علی بن ابی طالب و عبیدة بن حارث». عتبه گفت: «هر دو هماوردانی بزرگوارند». علی(ع) که از همه کوچک‌تر بود به جنگ ولید شتافت و او را کشت. آنگاه عتبه پیش آمد و حمزه به جنگ او برخاست و آنها به یکدیگر ضربه زدند و حمزه او را کشت. پس از آن، شیبه پیش آمد که عبیدة بن حارث به جنگ او رفت. عبیده مسن‌ترین اصحاب رسول خدا(ص) در آن هنگام بود. شیبه با کناره شمشیر خود ضربه‌ای به پای عبیده زد که قسمتی از پای او را جدا کرد و حمزه و علی(ع) به شیبه حمله کردند، او را کشتند و عبیده را با خود به کنار لشکر آوردند. عبیده گفت: «ای رسول خدا، آیا من شهیدم (ثواب شهید را دارم)؟» پیامبر(ص) فرمود: «آری» عبیده گفت: «آری، به خدا، اگر ابو طالب زنده بود می‌دانست که من نسبت به شعری که سروده است، شایسته‌ترم». و آن شعر این بود: سوگند به خانه خدا دروغ می‌گویید؛ ما محمد را رها نمی‌کنیم تا آنکه برای او نیزه بزنیم و تیر بیندازیم. او را تسلیم نمی‌کنیم تا آنکه بر گرد او کشته شویم و در راه او از فرزندان و همسران خود خواهیم گذشت. سپس آیه ۱۹ سوره حج نازل شد: ﴿هَـٰذَانِ خَصْمَانِ ٱخْتَصَمُوا۟ فِى رَبِّهِمْ فَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌۭ مِّن نَّارٍۢ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُءُوسِهِمُ ٱلْحَمِيمُ «اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه ۱۹. (محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۷۰-۶۸؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۱، ص۷۴.)
  54. «صَفراء» صحرایی است در اطراف مدینه که دارای نخلستان‌هایی است در راه مدینه به مکه در یک منزلی بدر. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۱۲)
  55. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  56. بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۸.
  57. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.
  58. «اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه ۱۹.
  59. طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۱۳۹.
  60. «از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.
  61. کاشانی، منهج الصادقین، ج۷، ص۲۷۲.
  62. اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۱۸۹؛ ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص۸۰؛ قندوزی، ینابیع الموده لذوی القربی، ج۲، ص۴۲۱.
  63. «آیا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند چون فسادانگیزان در زمین می‌شماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران می‌دانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸.
  64. حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۷۱.
  65. «به یقین خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته می‌گردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳.
  66. استرآبادی، فوحات القدس، ج۱، ص۱۰۸.
  67. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  68. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.
  69. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۷۳.
  70. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹.
  71. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸.
  72. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۸۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴۹.
  73. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸.
  74. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷.
  75. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷.
  76. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۱-۷۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  77. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  78. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۹.
  79. مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۵.
  80. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  81. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  82. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  83. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  84. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۷۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۲۰.
  85. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۷۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  86. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  87. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  88. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹؛ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۹۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۸۸.
  89. ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۵۴.
  90. ابن کلبی، جمهرة النسب، ص۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۳۹۰.
  91. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۱۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۹۹. نیز ر.ک: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۲۸۲.
  92. ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۱۱۴.
  93. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۹۹.
  94. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۸۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۳۴۴. نیز ر.ک: تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۲۸۲.
  95. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۰۶.
  96. ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۲۳؛ ذهبی، تجرید اسماء الصحابه۱، ص۱۳۱؛ امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۹۴.
  97. شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۶۹.
  98. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.