نزول قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

قرآن کریم کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال از جانب خداوند بر حضرت محمد (ص) نازل شده است. اولین آیات قرآن هنگام بعثت رسول اکرم (ص) در ماه رجب نازل شده است. نزول قرآن دارای مراحای بوده است مانند: ثبوت در لوح محفوظ؛ نزول بر عالم فرشتگان و نزول بر قلب پیامبر اکرم (ص). قرآن دارای دو نوع نزول است نزول دفعی در شب قدر هر سال و نزول تدریجی در طول ۲۳ سال.

مقدمه

قرآن کریم کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر حضرت محمد (ص) نازل شده است. در آیات قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهایی چون «نزول»، «تنزیل» و «انزال» برای قرآن؛ شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص پیامبر (ص) است[۱].

معناشناسی نزول

قرآن کریم در بیان چگونگی انتقال پیام الهی به پیامبر(ص) از ماده "نزل" و مشتقات آن بهره گرفته است. سؤال این است که نزول در مورد قرآن به چه معناست؟

ابن فارس در معجم مقاییس اللغه درباره معنای اصلی ماده "نزل" می‌نویسد: "این کلمه بر هبوط و وقوع چیزی دلالت دارد"[۲] پس نزول یک امر بر این دلالت دارد که آن امر از جایگاه بلندی فرود آمده و در جای پایین‌تری قرار گرفته است؛ بنابراین، حقیقت و اصل قرآن کریم ـ که ‌کلام خداوند است ‌ـ در امّ الکتاب نزد خداوند است که جایگاهی بس بلند و عالی‌مرتبه دارد: ﴿وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ[۳].[۴]

ترتیب و تقویم نزول

مراد از ترتیب نزول، تعیینِ ترتیب آیات و سور قرآن، از اولین آیات نازل‌شده تا آخرین آیات است. این تعیین ترتیب نزول آیات و سور قرآن به دو شیوه است:

  1. شیوه روایی: این شیوه به روایاتی مستند است که در آنها سوره‌های قرآن به ترتیب نزول ذکر شده است.
  2. شیوه اجتهادی: این شیوه عمدتاً بر اسلوب بیان آیات قرآن و موضوعات مطرح‌ شده در آنها و نیز تطبیق آیات قرآن بر حوادث تاریخی استوار است.

مراد از تقویم نزول، زمان‌بندی آیات و سُوَر نازل‌شده در مقاطع زمانی است؛ به طور مثال تقسیم آیات و سور قرآن به مکّی و مدنی، بیان نوعی تقویم نزول است.

دو دسته از روایات است که در تاریخ‌گذاری نزول آیات در طول دوره رسالت پیامبر اکرم (ص) بسیار به کار می‌آید. دسته اول، روایات ترتیب نزول و دسته دیگر، روایات اسباب نزول است. روایات ترتیب نزول؛ روایاتی است که در آنها ترتیب سور قرآن بر حسب نزول آمده است. این روایات به چهارده تن از صحابه و تابعان می‌رسد[۵].[۶]

مراحل نزول قرآن

برخی از عالمان با استفاده از آیات قرآن، مراحل زیر را برای نزول قرآن بر شمرده‌اند:

  1. ثبوت در لوح محفوظ: در سوره بروج آمده است: ﴿بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ[۷] درباره لوح محفوظ توضیحی در قرآن نیامده است، ولی از روایات استفاده می‌شود که آن لوحی آسمانی است که آنچه بوده و خواهد بود در آن نوشته شده است و تنها فرشتگان از آن آگاهی دارند. بر اساس این آیه حقایق و معارف قرآن نیز در آن لوح نوشته شده و از آن مقام به عوالمِ بعدی نازل شده است. در آیه دیگری هم آمده است که حقیقت قرآن از اُمّ الکتاب نازل شده است[۸].
  2. نزول بر عالم فرشتگان: قرآن کریم در سوره عبس چنین وصف شده است: ﴿كَلاَّ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌفَمَن شَاء ذَكَرَهُ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ[۹]. بنابر نظر بیشتر مفسّران، مراد از ﴿سَفَرَةٍ در این آیات، فرشتگان الهی هستند[۱۰]. شاید منظور از آنچه در روایات با عنوان "نزول قرآن در شب قدر بر آسمان دنیا" آمده است، همان عالَمِ فرشتگان باشد.
  3. نزول بر قلب پیامبر اکرم (ص): بنا به گفته قرآن جبرئیل، که از فرشتگان بزرگ الهی است، قرآن را بر قلب پیامبر اکرم (ص) نازل کرده است. در آیه زیر از او با وصف «روح الامین» یاد شده است: ﴿وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ[۱۱].[۱۲]

انواع نزول قرآن

نزول دفعی

بدون تردید آیات و سوره‌های قرآن به تدریج در طول دوره رسالت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: ﴿وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً[۱۳].

برخی از محققان معتقدند قرآن علاوه بر نزول تدریجی، نزول دیگری هم به صورت دفعی داشته است. با توجه به آنچه که طرفداران نزول دفعی گفته‌اند، برای نزول دفعی می‌توان دو فرض در نظر گرفت:

  1. نزول حقیقت قرآن به صورت غیر لفظی، قبل از تجزیه به آیات و سور؛
  2. نزول قرآن موجود به صورت یک‌جا و یک‌پارچه[۱۴].

نزول تدریجی

مراد، نزول تدریجی قرآن کریم در طول ۲۳ سال دوران نبوّت بر قلب پیامبر اکرم(ص) است. با اینکه نزول قرآن در طول ۲۳ سال به مناسبت‌های مختلف که از آنها به «شأن نزول آیات» یاد می‌شود، از بدیهی‌ترین مسائل مربوط به تاریخ قرآن و نزول آن در موضوع علوم قرآنی و توابع آن است، در عین حال وجود روایاتی چند که در آنها نزول دیگری برای قرآن به عنوان «نزول دفعی» یادآور گردیده، سبب شده است که بر اساس قولی مشهور دو نزول «دفعی و تدریجی» برای قرآن از سوی شماری از علمای فریقین در کتاب‌های تاریخ و نزول قرآن ثبت و درج گردد. تا جایی که صدوق در کتاب «اعتقادات» می‌نویسد: «اعتقاد ما درباره قرآن این است که همه قرآن به طور دفعی در ماه رمضان در شب قدر به بیت المعمور نازل شده و سپس در مدت بیست سال تدریجاً بر رسول خدا نازل گشته است»[۱۵]. چنین اظهار نظری مبتنی بر روایتی است که در امالی شیخ صدوق[۱۶] و الکافی[۱۷] آمده است. به نظر می‌رسد این دیدگاه، به خاطر آن است که یکی از راویان بی‌احتیاط عامه آن روایت را، به امام صادق(ع) نسبت داده است. در چنین حدیثی، مدت نزول قرآن از ۲۳ سال به ۲۰ سال تقلیل یافته که بر خلاف تاریخ قرآن و تاریخ اسلام است. ضمناً معلوم نیست که صدوق در اینجا خواسته است اعتقاد خود را بیان کند یا اعتقاد شیعه امامیه را؟ اگر اعتقاد خود را گفته است، این اعتقاد مبنی بر یک حدیث بی‌اعتبار است که نه در منابع حدیثی اهل سنت صحیح دانسته شده و نه در منابع حدیثی شیعه می‌تواند صحیح باشد. و اگر اعتقاد شیعه امامیه را گفته است باید دانست که این مسئله نظری و قابل بحث است که باید درباره آن تحقیق و اجتهاد کرد و نمی‌توان آن را با ضرس قاطع به قاطبه شیعه امامیه به عنوان یک اتفاق نسبت داد.

چنان که بعضی از علمای شیعه مانند: شیخ مفید و سید مرتضی چنین نظری را قبول ندارند؛ لذا مفید در کتاب «اوائل المقالات» آن را نقد کرده و گوید: «گفته صدوق درباره نزول دفعی و تدریجی قرآن، مضمون خبر واحدی است که نه موجب علم است و نه عمل. و این که قسمتی از قرآن به دنبال اسباب نزولی که حادث می‌‌شد نازل می‌گشت بر خلاف مضمون حدیث مزبور دلالت دارد؛ زیرا این گونه آیات مشتمل است بر حکم آن حوادث و ذکر آنچه اتفاق افتاده است و این ممکن نیست مگر اینکه نزول آیات، بعد از تحقق اسباب نزول باشد. یک نمونه از این آیات، آیه ای است که درباره حکم «ظهار» آمده و مجادله زنی را که درباره شوهرش داشته است حکایت می‌کند، آیه مزبور خطاب به رسول خدا(ص) می‌گوید: ﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ[۱۸]. می‌دانیم که قصّه شکایت این زن که شوهرش او را ظهار کرده بود در مدینه واقع شده است، پس چگونه ممکن است آیاتی که درباره مجادله این زن آمده، در مکه قبل از هجرت نازل شود و حکایت کند که این قصه واقع شده است؛ در حالی که قصه هنوز واقع نشده است و بعداً در مدینه واقع خواهد شد؟!

در قرآن کریم به نزول تدریجی قرآن تصریح شده است: ﴿وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا[۱۹]. ﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا[۲۰]. این دو آیه، به وضوح نزول قرآن را تدریجی می‌داند و دیگر آیاتی که با کلمه ﴿أَنْزَلْنَاهُ و ﴿نَزَّلْنَا یا ﴿نَزَّلْنَاهُ درباره نزول قرآن آمده، مطلق نزول را بیان می‌کنند. پس بر اساس قاعده حمل مطلق بر مقید، در واقع آیاتی که نزول قرآن را تدریجی می‌داند، مفسر آیاتی است که مطلق نزول را بیان کرده است و نتیجه این می‌شود که آیات مطلقه نیز، می‌خواهد بگوید که قرآن به تدریج نازل شده است. در قرآن کریم آیه‌ای که نزول قرآن را مقیّد به نزول دفعی کند وجود ندارد و روایات وارده مبتنی بر نزول دفعی هم از نظر سند و هم از جهت دلالت مخدوش و بی‌اعتبار هستند[۲۱].

حکمت‌های نزول تدریجی

  1. تقویت روحی پیامبر (ص): خداوند در آیه ﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا[۲۲]، پس از تأیید عدم نزول دفعی قرآن بر پیامبر اکرم (ص)، حکمت آن را چنین بیان داشته است: ﴿لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ تقویت روحی پیامبر اکرم (ص) به وسیله نزول تدریجی قرآن از چند راه به شرح زیر میسّر می‌شود:
    1. تجدید ارتباط با فرشته وحی و شنیدن سخن خداوند به خودی خود، عامل مهمی برای قوّتِ قلب بخشیدن به پیامبر (ص) است؛ چراکه کلام خدا، روح‌افزا و جان‌بخش است و روح القدس ـ فرشته وحی ـ با نزولش بر قلب پیامبر، روح و حیات را در جان پیامبر (ص) می‌دمید.
    2. در مواقع مختلف و در کوران حوادث سخت که پیامبر (ص) در مقابل کافران و مشرکان نیاز به دلداری داشتند، خداوند ضمن آیات وحی، پیامبرش را قوّت قلب می‌بخشد و نگرانی‌ها را از ایشان رفع می‌کند. در آیات زیادی از قرآن ملاحظه می‌کنیم که خداوند با خطاب به پیامبرش، او را به صبر و استقامت دعوت می‌کند و از او می‌خواهد که نگران سخنان کافران نباشد، چنان‌که می‌فرماید: ﴿ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ[۲۳] یا اینکه می‌فرماید: ﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى[۲۴] و یا می‌فرماید: ﴿وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ[۲۵]. بدون شک اگر خداوند در فواصل مختلف به پیامبرش بگوید که مورد عنایت او قرار دارد، بالاترین تأثیر را در تقویت قلب پیامبر (ص) دارد.
  2. حرکت آهسته و پیوسته در مسیر تثبیت احکام خدا: قرآن به عنوان آخرین کتاب آسمانی که حاوی معارف و احکام آخرین شریعت الهی است، به طور طبیعی باید با بسیاری از عقاید و اعمال نادرست مقابله کند و بسیاری از خوبی‌ها و راستی‌ها را بنیان نهد. بدیهی است که در جامعه جاهلی آن عصر، حکمت اقتضا می‌کرد که این کار با درنگ انجام پذیرد و طی مراحلی به کمال برسد. شاید بتوان گفت که در آیه ﴿وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً[۲۶]. هدف از درنگ و مکث همین باشد؛ چراکه نمی‌توان گفت که این درنگ فقط مربوط به خواندن قرآن است تا مردم فرصت حفظ آن را داشته باشند؛ زیرا حفظ تدریجی قرآن پس از نزول دفعی و یک‌باره آن نیز امکان‌پذیر است. از این رو مسئله اصلی، عمل به دستورات قرآن و فهم معارف قرآن است.
  3. پاسخ به‌موقع به مسائل و پیشامدها: واقعیت آن است که بسیاری از آیات قرآن کریم در پاسخ به پرسش‌های مردم یا به دنبال وقوع حوادثی نازل شده است. به عنوان مثال در قرآن از روح، ذو‌ القرنین، ماه‌های حرام، خمر و میسر، انفاق، خوردنی‌های حلال و یتیمان سؤال شده است. همچنین در آیات مربوط به ظهار، افک و تخلّف از جنگ، ابتدا حادثه‌ای اتفاق افتاده و سپس آیاتی در روشن کردن حکم آنها نازل شده است. روشن است که سؤالات و پیشامدها به تدریج و به مرور زمان به وجود می‌آیند و نزول آیاتی در باره آنها نیز مستلزم تدریج در نزول قرآن است. نزول آیات قرآن به شکلی متناسب با برخوردهای گفتاری و رفتاری مخالفان اسلام به دنبال وقوع حوادث مربوطه و پرسش افراد، به طور قطع تأثیر بهتری در مخاطبان قرآن می‌گذارد. خداوند پس از بیان اینکه می‌فرماید قرآن را به صورت مرتّل و به تدریج نازل کرده است، می‌فرماید: ﴿وَلا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا [۲۷]

آیه بیانگر آن است که آنچه مورد نظر خداوند بوده، نزول برخی از آیات به دنبال برخی از حوادث یا سخنان مخالفان اسلام بوده است از این رو می‌توان آن را از حکمت‌های نزول تدریجی قرآن دانست[۲۸].

فترت وحی

فترت در لغت، در دو معنای سستی و شکستگی یا مدت زمان میان دو زمان یا دو پیامبر به کار می‌رود. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ[۲۹] و در اصطلاح علوم قرآنی فترت به معنای انقطاع وحی برای یک مدت است، اما باید دانست که به طور مسلّم چنین نبوده است که در طول بیست و سه سال رسالت پیامبر اکرم (ص) هر روز و هر شب وحی نازل شود. اگر فرض کنیم که در هر شبانه‌روز تنها یک آیه از قرآن نازل می‌شد، در طول ۲۳ سال باید حدود ۸۰۰۰ آیه نازل شده باشد، در حالی‌که مجموع آیات قرآن تنها کمی بیش از ۶۲۰۰ آیه است. این در حالی است که بسیاری از سوره‌های قرآن به صورت دفعی و یک‌جا نازل شده‌اند، چنان‌که در قرآن در چند مورد آمده است: ﴿وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ[۳۰]، ﴿وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ[۳۱] و ﴿فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ[۳۲]. بنابراین طبیعی است که از نظر زمانی فواصل زیادی بین واحدهای نزول قرآن وجود داشته باشد و نمی‌توان به همه این فواصل، فترت وحی اطلاق کرد؛ بلکه فترت وحی به مواردی اطلاق می‌شود که پیامبر (ص) انتظار آمدن وحی را داشته، اما مصلحت الهی در این بوده که برای مدتی ارتباط پیامبر (ص) را با فرشته وحی قطع کند[۳۳].

موارد فترت وحی

فترت وحی در چند مورد در روایات گزارش شده است که در زیر به این موارد اشاره می‌کنیم:

  1. بعد از اولین واحدِ نزول: گفته شده که پس از نزول نخستین وحی و بازگشت پیامبر (ص) از غار حرا مدتی نزول وحی قطع شد. مدت این انقطاع را از سه روز یا سه ماه تا سه سال گفته‌اند![۳۴]. مستند این قول روایتی از عایشه و روایتی از جابر بن عبد الله انصاری است. روایت عایشه دلالت دارد که فترت، پس از نزول سوره علق حاصل شده است و روایت جابر دلالت دارد که بعد از این فترت سوره مدثر نازل شده است. لازم به ذکر است که آیات سوره مدثر هیچ گونه دلالتی بر وقوع فترت وحی ندارد.
  2. پیش از نزول سوره ضحی: برخی از روایات حکایت از آن دارد که قبل از نزول سوره ضحی نیز فترت وحی اتفاق افتاده است. برخی این امر را قبل از نزول سوره علق و برخی آن را قبل از سوره تبّت می‌دانند. از این روایات چنین بر می‌آید که شاهد قرآنی این فترت، آیه ﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى[۳۵] می‌باشد. در حالی‌که این آیه و آیات پس از آن حاکی از آن است که مشرکان، از دست رفتن برخی از نعمت‌های دنیوی پیامبر (ص) مانند مرگ فرزندان و تهی‌دست شدن آن حضرت را بر اثر بخشش اموالی که از همسرش خدیجه نزد خود داشت، نشانه وانهادگی و خشم پروردگار می‌دانستند که این آیات، این تصور باطل را رد کرده و نعمت‌های اخروی را از نعمت‌های دنیوی برتر شمرده و ضمن برشمردن برخی نعمت‌هایی که خدا در دنیا به آن حضرت داده است، به او اعطای نعمتی رضایت‌بخش را وعده می‌دهد. بنابراین این سوره، نظیر بسیاری از سوره‌های دیگر، به منظور آرامش‌بخشی به پیامبر اسلام (ص) و پاسخ به شبهات مشرکان نازل شده است[۳۶].
  3. پیش از نزول سوره کهف: در سبب نزول سوره کهف آمده است: وقتی قریش نزد رسول خدا(ص) آمده و از قصه اصحاب کهف و داستان ذو ‌القرنین سؤال نمودند، پیامبر فرمود تا مشرکان فردا برای جواب حاضر شوند. فردای آن روز جبرئیل نیامد و ایامی به تأخیر افتاد، سپس جبرئیل آمد و این آیات را نازل کرد. ابن مردویه در تفسیر خود از ابن عباس روایت می‌کند که پس از سؤال، چهل شب گذشت و سپس وحی نازل شد[۳۷].

این سبب نزول با آنچه که در آیات ﴿وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا[۳۸] آمده است، سازگار است.

بنابراین گرچه در این مورد هم به طور قطعی نمی‌توان گفت که فترت وحی رخ داده است، اما امکان آن نیز منتفی نیست. در بین سوره مریم: برخی از روایات اسباب نزول حکایت از آن دارد که در فاصله بین آیات سوره مریم نیز فترت وحی رخ داده است. برخی از روایات همان داستانی را بیان می‌کنند که در باره سوره کهف گفته شد. در برخی دیگر نیز آمده است که چندی جبرئیل نزد پیامبر (ص) نیامده بود، سپس وقتی که آمد، رسول خدا به او گفت: "چه چیزی تو را مانع گردید که نزد ما بیایی؟ جبرئیل گفت: چگونه نزد قومی بیایم که ناخن خود را نمی‌چینند و مسواک نمی‌کنند؟ و این آیه را قرائت کرد: ﴿وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا [۳۹].[۴۰].[۴۱]

منابع

پانویس

  1. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۷۵.
  2. معجم مقاییس اللغه، احمد بن فارس، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ ﻫ، ج ۵، ص۴۱۷.
  3. و بی‌گمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است؛ سوره زخرف، آیه۴.
  4. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۷۵ ـ ۷۶.
  5. برای آگاهی بیشتر از کم و کیف این روایات ر.ک: جعفر نکونام، درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن، تهران، نشر هستی‌نما، ۱۳۸۰ ش، ص۱۴۷ ـ ۱۲۸.
  6. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۸۰ - ۸۵.
  7. این سخن، جادو و دروغ نیست بلکه قرآنی ارجمند است، در لوحی نگهداشته؛ سوره بروج، آیه ۲۱ - ۲۲.
  8. سوره زخرف، آیه ۲ - ۴.
  9. نه چنین است؛ آن (قرآن) به راستی یادکردی است. هر که خواهد آن را به یاد می‌آورددر اوراقی ارجمند است؛ والا رتبه و پاک، به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه ۱۱ - ۱۶.
  10. ر.ک: طبرسی، پیشین، ج ۱۰، ص۲۶۷؛ طباطبایی، پیشین، ج ۳، ص۱۹۲؛ التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۹ ﻫ، ج ۱۰، ص۲۷۱؛ التفسیر الصافی، محسن فیض کاشانی، تحقیق شیخ حسین عاملی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۶ ﻫ، ج ۵، ص۲۸۵.
  11. و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است. که روح الامین آن را فرود آورده است بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن؛ سوره شعراء، آیه ۱۹۲ - ۱۹۵.
  12. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۷۹ ـ ۸۰.
  13. و آن را قرآنی بخش‌بخش کرده‌ایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خرده‌خرده فرو فرستاده‌ایم؛ سوره اسراء، آیه ۱۰۶.
  14. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۹۴-۹۷.
  15. "اعتقادنا أن القرآن نزل في شهر رمضان في ليلة القدر جملة واحدة إلى البيت المعمور نزل من البيت المعمور في مدة عشرين سنة"، الإعتقادات، ص۸۲.
  16. امالی صدوق، ص۶۲.
  17. الکافی، ج۲، ص۶۲۸.
  18. «خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه می‌کرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را می‌شنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.
  19. «و آن را قرآنی بخش‌بخش کرده‌ایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خرده‌خرده فرو فرستاده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۱۰۶.
  20. «و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستاده‌ایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه ۳۲.
  21. کوشا، محمد علی، مقاله «نزول تدریجی قرآن»، دانشنامه معاصر قرآن کریم، ص ۱۱۳۱ - ۱۱۳۴.
  22. «و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستاده‌ایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم» سوره فرقان، آیه 32.
  23. در زندگی این جهان و در جهان واپسین نوید آنان راست. هیچ دگرگونی در کلمات خداوند نیست، این است که رستگاری سترگ است؛ سوره یونس، آیه ۶۴.
  24. در زندگی این جهان و در جهان واپسین نوید آنان راست. هیچ دگرگونی در کلمات خداوند نیست، این است که رستگاری سترگ است؛ سوره طه، آیه ۱۳۰.
  25. و بر فرمان پروردگارت شکیب کن که تو را زیر نظر داریم و چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه۴۸.
  26. و آن را قرآنی بخش‌بخش کرده‌ایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خرده‌خرده فرو فرستاده‌ایم؛ سوره اسراء، آیه ۱۰۶.
  27. و (دشمنانت) هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند مگر آنکه ما (پاسخی) راستین و بیانی نیکوتر برای تو می‌آوریم؛ سوره فرقان، آیه ۳۳.
  28. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۹۸-۱۰۰.
  29. ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیآمدن فرستادگان، نزد شما آمده است؛ سوره مائده، آیه۱۹.
  30. و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره توبه، آیه ۱۲۴.
  31. و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره توبه، آیه ۸۶.
  32. و چون سوره‌ای نازل شود؛ سوره محمد، آیه ۲۰.
  33. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۱۰۰.
  34. ر.ک: بخاری، الصحیح بیروت، محمد بن اسماعیل، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ص۷۴، (کتاب التفسیر، تفسیر سورۀ مدثّر)؛ تفسیر ابن کثیر، اسماعیل بن کثیر، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ ﻫ، ج ۸، ص۱۶۷؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی‌تا، ج ۳، ص۳۲۵ و ۳۷۷؛ ج ۶، ص۲۳۳؛ صحیح مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری، بیروت، دار الفکر، بی‌تا، ص۲۵۶، کتاب ایمان؛ صحیح بخاری، بدء الخلق، ص۷؛ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ ﻫ، ج ۱۸، ص۲۲۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف، المطبعة الحیدریه، ۱۳۷۶ ﻫ، ج ۱، ص۴۴؛ فتح الباری، ابن حجر العسقلانی، بیروت، دار المعرفه، بی‌تا، ج ۸، ص۵۴۵؛ کنز العمال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، بی‌تا، ج ۲، ص۱۲.
  35. که پروردگارت تو را رها نکرده و (از تو) آزرده نشده است؛ سوره ضحی، آیه ۳.
  36. درآمدی بر تاریخ‌گذاری قرآن، جعفر نکونام، تهران، هستی‌نما، ۱۳۸۰ ش، ص۲۴۸ ـ ۲۴۷.
  37. نمونۀ بیّنات در شأن نزول آیات، محمد باقر محقّق، تهران، اسلامی، ۱۳۵۹ ش، چاپ دوم، ص۵۱۸.
  38. و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود». مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی نزدیک‌تر از این رهنمایی کند؛ سوره کهف، آیه ۲۳ - ۲۴.
  39. و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه ۶۴.
  40. أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص۲۰۳.
  41. شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۱۰۲-۱۰۱.