نفرین
مقدمه
«نفرین» در قالب دعا و نیایش نوعی درخواست برای نابودی بدکارانی است که به هیچ وجه حاضر نیستند از عملکرد بد خویش دست بردارند و به راه راست بیایند و جاده حقیقت و تقوا در آیند. در حقیقت وقتی انسان از هدایت کسی ناامید شود و موعظهها و نصیحتها و حتی مجازات و کیفرها تاثیری در تغییر فکر و رفتار شخص نداشته باشد، به سبب ناتوانی در مجازاتهای بزرگ یا عدم جواز قتل و عدم امکان قتل، به نفرین رو میآورد تا این گونه او را به خدا واگذار کند و خدای منتقم جبار از او انتقام ستاند و به نقمت کشاند.
بنابراین، نفرین دربردارنده مفاهیم بسیاری چون نفرت و بیزاری از چیزی، ناتوانی در مجازات، واگذار کردن امر به خدا و نابودی بدکار به سبب عدم امکان تغییر در رفتار بدکار است. نفرین در قالب نیایش و دعا طرح میشود و مرده باد چیزی جز بیان درخواست مرگ برای بدکاری نیست که با کارهای زشت و بد خویش عرصه را بر دیگران تنگ کرده به طوری که جانشان به لب رسیده و راهی برای رهایی جز دستهای انتقام خدا نیست.
با نگاهی به احکام نفرین در قرآن و آموزههای وحیانی اسلام به سادگی میتوان دریافت که از نظر قرآن، نفرین چیزی جز تبری و اعلان بیزاری از باطل و زشتی و بدی و عاملان آنها نیست. کسی که نفرین میکند، نه تنها به نوعی آن صفات و اعمال زشت را از خود دور میکند، بلکه در مقام امر به معروف و نهی از منکر بر آن است تا محیط هنجاری ایجاد شود و با تولی و تبری بر آن است تا گرایشها و گریزشهای خویش را روشن و صیانت کند و در مدار فتنه قرار نگیرد؛ افزون بر این که نوعی واگذار و تفویض امور به خدایی است که بر اساس حق قضاوت و عمل میکند[۱].
موجبات نفرین
نفرین اصطلاح قرآنی نیست. ریشه این لغت از نفر به معنای تنفر و بیزاری است. اما در اصطلاح فارسی زبانان نفرین به معنای دعای بد برای مرگ، ناکامی و بدبختی کسی یا چیزی است[۲] و همینطور به معنای لعن، لعنت و نکوهش نیز آمده است[۳].
معادل نفرین اصطلاحی فارسی زبانان در قرآن کریم همان «لعن» است. لعن از ناحیه خداوند متعال به معنای دور ساختن کسی از رحمت خویش در دنیا و در آخرت عذاب و عقوبت و از ناحیه بندگان نیز لعن و نفرین در واقع همان دعا به ضرر و بر ضد دیگران است[۴].
برای اینکه درک درست تری از حقیقت نفرین داشته باشیم، بهتر آن است تا نگاهی به موجبات نفرین از منظر قرآن داشته باشیم؛ زیرا بیان موجبات نفرین روشن میکند که چرا و چگونه نفرین مجاز دانسته شده و اسلام و قرآن مجوز نفرین را صادر کرده و آن را به عنوان امری مقبول و صحیح جایز و روا دانسته است. از مهمترین موجبات نفرین که جواز نفرین را صادر میکند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- استکبار غرور آمیز: از نظر قرآن کسانی که در رفتار اجتماعی با دیگران با غرور تمام استکبار میورزند و دیگران را به استضعاف میکشانند، سزاوار نفرین هستند؛ چنان که خدا نسبت به توطئه غرورآمیز و توأم با استکبار ولید بن مغیره ضد قرآن، از ابزار نفرین بهره برده است تا نشان دهد که از این گونه رفتارها به شدت نفرت و بیزار است و مؤمنان نیز باید این گونه باشند؛ یعنی نه تنها خودشان استکبار نورزند، بلکه باید نسبت به چنین افرادی ابراز تنفر داشته و از آنان دوری و پرهیز کنند[۵]. شأن نزول آیات مذکور، ولید بن مغیره است[۶].
- ظلم: از مهمترین موجبات خشم و نفرین الهی ظلم در انواع و اقسام آن از جمله ظلم به دیگران است[۷].
- افتراء به خدا: از دیگر موجبات نفرین میبایست به افتراء به خدا یاد کرد[۸]. البته بیشتر کسانی که مبتلا به این عمل میشوند، عالمان دینی هستند که بیان کننده احکام الهی هستند؛ زیرا اینان هستند که امری را نفیا یا اثباتا به خدا نسبت میدهند و میگویند خدا این را نگفته یا خدا این را گفته است.
- افتراء به قرآن: کسانی که به قرآن افترا میزنند و آن را کلام الهی نمیدانند یا سحر و شعر و مانند آنها میشمارند، گرفتار نفرین الهی میشوند[۹].
- بازداشتن از راه خدا: بازداشتن از راه خدا، موجب نفرین خداست[۱۰]. بنابراین، مردم باید از هر گونه رفتاری که به مفهوم بازداشتن از راه خدا است، اجتناب ورزند و همچنین مؤمنان باید از این دسته از افراد اجتماع اجتناب کرده و از آنان تبری و برائت بجویند.
- تحریف: از نظر قرآن هر گونه تحریف حقایق دین، سبب نفرین خدا میشود[۱۱]. البته ناگفته نماند کسانی به تحریف لفظی یا تحریف معنوی رو میآورند که مسئولیت ابلاغ دین را در دست دارند، بنابراین، تحریف گران دینی از عالمان دینی خواهند بود؛ زیرا اینان بیشتر در معرض این خطر و نفرین الهی هستند.
- ترک نماز و سهو در آن: کسانی که نماز را ترک میکنند و به آن اهمیت نمیدهند، گرفتار نفرین الهی هستند[۱۲]. واژه سهو و ساهی به معنای ترک نماز نیز آمده است.
- توطئه علیه دین و رهبران دینی: هر گونه توطئه علیه دین و رهبران دینی عامل نفرت است[۱۳].
- تکذیب قیامت: از دیگر موجبات نفرین الهی، تکذیب قیامت از سوی افراد است[۱۴].
- تکذیب پیامبران: تکذیب پیامبران موجب خشم و نفرین الهی[۱۵] و نیز گرفتاریهای متعدد و متنوع در دنیا و عذاب دنیا و آخرت است[۱۶].
- تکذیب معارف الهی: کسانی که به تکذیب معارف وحیانی میپردازند گرفتار نفرین خدا در دنیا و آخرت و عذابهای متعدد خواهند شد[۱۷].
- دروغ پردازی: دروغ پردازی و افک و افتراء از موجبات نفرین الهی است[۱۸].
- دنیاطلبی: هر گونه گرایش به دنیا و محبت به آن به طوری که انسان را از آخرت باز دارد، موجب خشم و نفرین الهی است[۱۹].
- دین فروشی: دین فروشی عالمان، سبب نفرین خدا بر آنان است[۲۰].
- ریاکاری: هر گونه ریاکاری به ویژه در اعمال عبادی چون نماز از موجبات خشم و نفرین الهی است[۲۱].
- کفر و شرک: از موجبات نفرین الهی، کفر و شرک افراد است که باید از آن اجتناب کرد[۲۲].
- شکنجه مؤمنان: کسانی که به اذیت و آزار مؤمنان دست مییازند و آنان را شکنجه میکنند گرفتار نفرین الهی میشوند.
- عیب جویی: عیب جویی نسبت به دیگران موجب نفرین است؛ البته در این میان کسانی که با ثروت خویش و رفتارهای تفاخر آمیز مردم را به تمسخر و استهزاء میگیرند، بیشتر در معرض نفرین الهی هستند[۲۳].
- غفلت از نماز: کسانی که از نماز غافل هستند از سوی خدا نفرین شدهاند[۲۴].
- فساد: هر گونه فساد در روی زمین عامل خشم الهی و نفرین اوست[۲۵]. در این میان مفسدان در مسایل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی باید مواظب باشند که خشم خدا آنان را به نیستی و نابودی نکشاند؛ البته باید مؤمنان نیز نسبت به مفسدان و فسادگران موضع منفی اتخاذ کرده و از آنان اعلان برائت و نفرت کنند.
- غافلان سنگدل: کسانی که گرفتار سنگدلی و قساوت قلب هستند و از یاد خدا غافل میشوند، گرفتار نفرین الهی هستند[۲۶].
- اغواگری و گمراه گری: کسانی که دیگران را اغوا کرده و به گمراهی میکشاند، گرفتار نفرین الهی هستند[۲۷].
- گناه و فسق: هر گونه گناه و فسق و فجوری موجب خشم الهی و نفرین اوست[۲۸].
- لواط و هم جنس بازی: هر گونه ارضای شهوات از طریق نادرست به ویژه لواط و هم جنس بازی موجب خشم و نفرت الهی است[۲۹].
- عدم پرداخت زکات: اجتناب از ادای حقوق مالی و زکات موجب خشم الهی و نفرت اوست که باید از آن اجتناب کرد[۳۰].
- عدم رضایت نسبت به احکام وحی: هر کسی نسبت به احکام وحی و معارف آن ابراز ناخشنودی و عدم رضایت کند، گرفتار خشم و نفرین الهی میشود[۳۱].
- کراهت از حق: هر گونه کراهت و نفرت نسبت به حق موجب میشود که خدا از چنین شخصی نفرت داشته و او را گرفتار لعن و نفرین خویش سازد[۳۲].
- کفران: هر گونه کفران نعمتهای الهی به جای شکر ورزی موجب نفرین است. شکر نعمت به زبان و قلب و عمل موجب جلب رضایت الهی است.
- کمفروشی و خیانت در امانت و معامله: از دیگر موجبات نفرین الهی میتوان به این کمفروشی و خیانت اشاره کرد[۳۳].
- رباخواران: کاری بدتر از رباخواری نیست که اعلان جنگ رسمی علیه خدا است[۳۴] از نظر اسلام رباخواران گرفتار نفرین الهی هستند[۳۵].
- شراب خواران و تولید کنندگان مشروبات الکلی: این عمل زشت موجب میشود که عقل و عقلانیت از اجتماع رخت بربندد و مردم دچار رفتاری نابهنجار شوند، از همین روست که این افراد مورد لعن و نفرین قرار گرفتهاند[۳۶].
- چشم چرانها: مردانی که به عورت نامحرم نگاه میکنند مورد لعن و نفرین هستند[۳۷].
- رشوه گیران: کسانی که در مناصب دولتی و قضایی و اجرایی و مانند آنها قرار دارند، باید مواظب باشند رشوه نگیرند که گرفتار نفرین و خشم الهی میشوند.
- آدم کشان: قاتلین و آدم کشان که بیدلیل جانی مردم بیگناه را میگیرند، گرفتار خشم و نفرین الهی هستند[۳۸].
- تشبه زن به مرد و بر عکس: مردانی که خود را به صورت زنان در میآورند و بالعکس گرفتار نفرین الهی میشوند[۳۹].
- زناکاران و واسطههای آنان: از نظر اسلام زناکاران و واسطه گران که واسطه زنا میان دو نفر میشوند؛ گرفتار نفرین الهی میشوند.
البته باید توجه داشت که نفرین اختصاص به خدا ندارد بلکه چنان که قرآن بیان کرده است، پیامبران نیز کسانی را نفرین کردهاند که از جمله این پیامبران میتوان به حضرت ابراهیم(ع)[۴۰]، حضرت صالح(ع)[۴۱]، حضرت لوط(ع)[۴۲]، پیامبر اکرم(ص)[۴۳]، حضرت موسی(ع)[۴۴]، حضرت نوح(ع)[۴۵]، حضرت هود(ع)[۴۶] و مانند آنها اشاره کرد[۴۷].
آثار نفرین
از نظر قرآن، نفرین دارای آثار زیانباری نسبت به کسانی است که مورد نفرین قرار میگیرند، به ویژه اینکه این نفرین از سوی خدا و پیامبران و مؤمنان باشد.
از جمله آثاری که بر نفرین مترتب میشود میتوان به هلاکت و نابودی[۴۸]، قساوت قلب و سنگدلی[۴۹]، سرگردانی[۵۰] و تباهی اموال و عدم استفاده از آنها[۵۱] اشاره کرد.
البته اینها عذابهای دنیوی است و گرنه عذابهای اخروی نیز به دنبال آن خواهد بود که از جمله بدترین آنها عذابهای دوزخ است.
البته لعن یا نفرین بر برادران و خواهران مؤمن و به طور کلی زبان گشودن به نفرین و لعن، امری مذموم است و جز در موارد استثنا از این امر به شدت پرهیز داده شده است. حضرت امام باقر(ع) میفرماید: کسی که چیزی را لعنت میکند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر میگردد. پس از لعن مؤمن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید[۵۲].[۵۳]
منابع
پانویس
- ↑ منصوری، خلیل، نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران.
- ↑ انوری،ج۸، ص۷۸۸۸.
- ↑ لغت نامه دهخدا،ج۴۳،ص۶۶۰.
- ↑ مفردات راغب اصفهانی، ص۴۷۱.
- ↑ مدثر، آیات ۱۸ تا ۲۵.
- ↑ الکشاف، ج ۴، ص۶۴۷.
- ↑ مؤمنون، آیه ۴۱؛ زخرف، آیه ۶۵.
- ↑ مائده، آیه ۶۴؛ توبه، آیه ۳۰.
- ↑ مدثر، آیات ۱۱ تا ۲۵.
- ↑ ابراهیم، آیات ۲ و ۳.
- ↑ همان؛ بقره، آیات ۷۹.
- ↑ قیامت، آیات ۳۱ تا ۳۵؛ ماعون، آیات ۴ و ۵.
- ↑ مدثر، آیه ۱۱.
- ↑ طور، آیه ۱۱؛ قیامت، آیات ۳۲ تا ۳۵؛ مرسلات، آیه ۱۵.
- ↑ منافقون، آیات ۱ تا ۴.
- ↑ مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۲۶؛ قمر، آیات ۹ و ۱۰.
- ↑ مؤمنون، آیه ۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص۳۶۵.
- ↑ جاثیه، آیه ۷؛ ذاریات، آیه ۱۰.
- ↑ بقره، آیه ۷۹؛ ابراهیم، آیات ۲ و ۳.
- ↑ بقره، آیه ۷۹.
- ↑ ماعون، آیات ۴ تا ۶.
- ↑ انبیاء، آیات ۱۸ و ۲۱ و ۶۷؛ فصلت، آیه ۶؛ بقره، آیه ۱۶۱.
- ↑ همزه، آیات ۱ و ۲.
- ↑ ماعون، آیات ۴ و ۵.
- ↑ عنکبوت، آیه ۳۰.
- ↑ زمر، آیه ۲۲.
- ↑ یونس، آیه ۸۸؛ نوح، آیات ۲۶ و ۲۷.
- ↑ مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ دخان، آیه ۲۲؛ جاثیه، آیه ۷؛ محمد، آیه ۸؛ عبس، آیات ۱۷ و ۲۳.
- ↑ عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۰.
- ↑ ماعون، آیات ۴ تا ۷.
- ↑ محمد، آیات ۸ و ۹.
- ↑ محمد، آیات ۸ و ۹.
- ↑ مطففین، آیات ۱ تا ۳.
- ↑ بقره، آیه ۲۷۹.
- ↑ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ۳، ص۲۷۴.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۶، ص۴۲۹.
- ↑ کافی، ج ۵، ص۵۵۹.
- ↑ وسایل الشعیه، ج ۱۳، ص۱۷۳.
- ↑ برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ۱، ص۱۱۳.
- ↑ انبیاء، آیه ۶۷؛ مجمعالبیان، ج ۷ – ۸، ص۸۶.
- ↑ مؤمنون، آیه ۳۹؛ مجمعالبیان، ج ۷ – ۸، ص۱۶۶ و ۱۷۰.
- ↑ عنکبوت، ایات ۲۸ تا ۳؛ انوارالتنزیل، بیضاوی، ج ۳، ص۳۲۷.
- ↑ آل عمران، آیه ۱۱۹.
- ↑ یونس، آیه ۸۸؛ مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ طه، آیات ۹۵ تا ۹۷؛ دخان، آیات ۱۷ تا ۲۲.
- ↑ قمر، آیات ۹ تا ۱۶؛ نوح، آیات ۲۴ تا ۲۷؛ مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۶۴.
- ↑ مؤمنون، آیات ۳۱ تا ۳۹.
- ↑ منصوری، خلیل، نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران.
- ↑ مؤمنون، آیات ۲۳ تا ۲۷؛ قمر، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۱.
- ↑ یونس، ایات ۸۸ و ۸۹.
- ↑ مائده، آیات۲۴ تا ۲۶.
- ↑ دخان، آیات ۲۱ و۲۲.
- ↑ ر.ک: میزان الحکمة، محمدمحمدی ری شهری، ج ۵، ص۶۱۶.
- ↑ منصوری، خلیل، نفرین ابراز نفرت از بدی و بدکاران.