ابوساسان رقاشی
تصویر قدیمی از بصره
نام کاملحضین بن منذر بن حارث بن وعلة
جنسیتمرد
کنیهابو ساسان
لقبحضین بن منذر رقاشی
از قبیلهربیعه
پدرمنذر بن حارث بن وعلة
محل زندگیبصره
از اصحاب
حضور در جنگجنگ صفین
مشخصات حدیثی
مشایخ او
راویان از او

مقدمه

حضین بن منذر بن حارث بن وعله، ابو ساسان رقاشی، سدوسی، بصری، تابعی[۱] کارگزار اصطخر فارس بود.

شیخ طوسی وی را جزو یاران علی(ع) ذکر کرده و با عنوان حضین بن منذر که دارای کنیه ابو ساسان رقاشی است از او یاد کرده است که پرچمدار حضرت بوده است[۲].

عجلی گوید: ابو ساسان سدوسی بصری، تابعی، ثقه است. وی مردی صالح و مسئول پرچم علی(ع) در صفین بود[۳].

در بیشتر منابع خبر حد خوردن ولید به جهت شراب‌خواری ـ در کوفه آن گاه که حاکم آنجا بود و ـ با تلاش علی(ع) و اجرای حد توسط عبدالله بن جعفر را از او گزارش کرده‌اند[۴].[۵]

حضین بن منذر در جنگ جمل و صفین

ابو ساسان از فرماندهان حضرت علی(ع) در جنگ جمل بود. او فرماندهی پیادگان عبدالقیس را به عهده داشت[۶]. شیخ مفید او را فرمانده پیادگان بکر بن وائل دانسته[۷] که به نظر می‌رسد نظر اول درست باشد و سمت دوم مربوط به جنگ صفین است.

وی فرمانده بکر بصره بود[۸]. جاحظ نوشته است: خلیفه دوم عمر، ریاست قبیله بکر بن وائل را برای مجزأة بن ثور قرار داد و زمانی که او کشته شد آن را برای ابو موسی خالد بن معمر قرار داد. سپس عثمان آن را برای شقیق بن مجزأة بن ثور تعیین کرد. هنگامی که اهل بصره برای جنگ صفین رفتند، شقیق و خالد بر سر ریاست نزاع کردند، علی(ع) ریاست و پرچمداری را برای حضین بن منذر قرار داد و هر دو مدعی راضی شدند چون می‌ترسیدند ریاست به مخالفشان داده شود. قبیله بکر بن وائل آرام گرفت و مردم درستی تدبیر علی را باور کردند[۹] و گفتند: این جوانی است که دودمانی شریف دارد اینک این پرچم را به وی می‌سپاریم[۱۰].

امام علی(ع) که شجاعت حضین را دید پرچم ربیعه و مضر را به او داد و فرمود: ای حضین حرکت کن به نام خدا و بدان که چنین بیرقی هرگز بالای سرت نخواهد جنبید که این پرچم پیامبر خدا(ص) است.[۱۱].

وقتی که در صفین شامیان قرآن‌ها را بالا گرفتند خالد بن معمر سدوسی گفت که باید خواسته آن قوم را پذیرفت. اما حضین بن منذر به سخنرانی پرداخت[۱۲]، سخنان وی را ابوحنیفه دینوری کوتاه آورده و در الامامة و السیاسه مفصل است. حضین چنین گفت: «هان ای مردم، پایه و اساس این دین بر تسلیم است پس آن را با قیاس دور نکنید و با شبهه از بین مبرید به خدا سوگند اگر ما از امور نمی‌پذیرفتیم جز آن‌چه می‌شناسیم هر آینه حق نزد ما اندک بود و اگر آن‌چه می‌خواهیم می‌پذیرفتیم باطل نزد ما فراوان می‌گردید و اینک برای ما پیشوایی است که در آغاز کار او را ستوده و پذیرفته‌ایم و او بر آن چه گوید و انجام می‌دهد امین است، اگر گفت نه، ما نیز نه می‌گوییم و اگر گفت آری ما هم خواهیم گفت آری»[۱۳].

از این سخنان روح آمادگی و تسلیم در برابر رهبر به حق موج می‌زند. این سخنرانی را نصر بن مزاحم منقری در کتاب صفین خود نقل کرده ولی گوینده آن را حضین ربعی دانسته است[۱۴]. ولی با توجه به این که وی در برابر خالد بن معمر قرار گرفته و گفته‌اند حضین تنها یک نفر است[۱۵] و ربعی منسوب به ربیعه است که وی فرمانده آنان بوده منظور همان حضین بن منذر است، تعبیر کم سن و سال بودن که در آغاز سخنرانی وی در کتاب وقعة صفین ذکر شده شاهدی بر این ادعاست[۱۶].

حضین بن منذر در سمت کارگزاری اصطخر فارس

از منابع گوناگون استفاده می‌شود که علی بن ابی طالب(ع) حضین را پس از نبرد صفین به عنوان کارگزار اصطخر فارس برگزید. در تهذیب الکمال پس از اشاره به اشعار حضرت می‌گوید: سپس وی را بر اصطخر گمارد و در آنجا بخل می‌ورزید.

گزارش بیشتری راجع به وی در هنگام کارگزاریش بر استخر نداریم. به نظر می‌رسد که وی در هنگام جنگ نهروان در فارس بوده است چون نامی از وی در آن جنگ نیست. از منابع استفاده می‌شود که وی در هنگام آمدن عبدالله حضرمی در بصره بوده است. وی در جلسه‌ای که زیاد برای مقابله با ابن حضرمی تشکیل می‌دهد حمایت خود را از جانشین ابن عباس در بصره اعلام می‌کند[۱۷].[۱۸]

حضین پس از امام علی(ع)

مواضع ابوساسان پس از امام علی(ع) تغییر یافت و به خدمت معاویه و دیگر حمکرانان اموی درآمد و مقرب نزد آنان شد. ابوساسان با اهل عراق نزد معاویه می‌رفت و می‌کوشید نخستین فردی باشد که خدمت وی می‌رسد. معاویه نیز عقل و رأی او را می‌ستود. او نزد معاویه، قتل عثمان را موجب تفرقه و امام علی(ع) را فردی معرفی می‌کرد که شایستگی خلافت نداشت[۱۹].

ابوساسان با ابن زیاد همکاری و اموالی دریافت کرد[۲۰]؛ چنان که با حجاج روابط نزدیکی داشت و در گفتار ملاحظه حال وی را می‌کرد[۲۱]. وی در فتوحات دوره اموی شرکت داشت. همراه احنف بن قیس به فتح بلخ و خوارزم رفت و به او مشورت می‌داد[۲۲]. در خراسان همراه قتیبة بن مسلم بود[۲۳] و در فتح سمرقند شرکت داشت که گاه وی را می‌ستود و گاه به سرزنش او می‌پرداخت[۲۴].

ابو ساسان شادمانی دنیا را به خانه‌ای بزرگ، همسری زیبا و مرکبی آماده کنار منزل می‌دانست[۲۵]. او از امام علی(ع)، عثمان و ابوموسی اشعری روایت نقل کرده است[۲۶]. مسلم[۲۷]، ابوداوود[۲۸]، نسائی[۲۹] و ابن ماجه[۳۰] روایاتی از او آورده‌اند.

وی تا اوایل خلافت سلیمان بن عبدالملک[۳۱] زنده بود. خلیفة بن خیاط[۳۲] مرگش را پیش از سال ۱۰۰ و در اوایل خلافت سلیمان بن عبدالملک می‌نویسد. ابن حبان درگذشت او را در جایی سال ۷۷[۳۳] و در جای دیگر سال ۹۹[۳۴] گزارش می‌کند که تاریخ اول، تصحیف و از موارد تبدیل تسع و تسعون به سبع و سبعین است. ذهبی[۳۵] نیز مرگ او را سال ۹۷ نوشته است که همسو با نظر خلیفة بن خیاط است.

فرزندش یحیی که منزلتی نزد امویان داشت، به دست ابو مسلم خراسانی، داعی عباسیان به قتل رسید[۳۶].[۳۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. عجلی، معرفة القات، ج۱، ص۳۰۷؛ بخاری، تاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۲۸.
  2. رجال طوسی، ص۶۲.
  3. معرفة الثقات، ج۱، ص۳۰۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۳۹۸.
  4. بیهقی، سنن الکبری، ج۸، ص۳۱۶؛ احمد حنبل، مسند، ج۱، ص۱۴۴؛ طوسی، خلاف، ج۵، ص۴۹۶.
  5. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱، ص۴۲۳-۴۲۴؛ داداش‌نژاد، منصور، مقاله «ابوساسان رقاشی»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵.
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۳۹۸.
  7. شیخ مفید، الجمل، ص۳۲۰.
  8. منقری، وقعة صفین، ص۲۰۵.
  9. تستری، قاموس الرجال، ج۳، ص۵۶۵؛ جاحظ، البیان و التبین، تحقیق سندوبی، ج۳، ص۶۲؛ أعیان الشیعة، ج۶، ص۱۹۶.
  10. منقری، وقعة صفین، ص۲۹۰ و مترجم پیکار صفین، ص۳۹۴.
  11. «بِسْمِ اللَّهِ سِرْ يَا حُضَيْنُ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا تَخْفِقُ عَلَى رَأْسِكَ بِرَايَةٍ مِثْلِهَا أَبَداً هَذِهِ رَايَةُ رَسُولِ اللَّهِ(ص)»؛ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۴۸۱؛ منقری، وقعة صفین، ص۳۰۰ و مترجم، پیکار صفین، ص۴۰۸.
  12. دینوری، أخبار الطوال، ص۱۸۹.
  13. دینوری، أخبار الطوال، ص۱۸۹؛ قاموس الرجال، ج۳، ص۵۹۹؛ ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۲۰، در این کتاب حصین آمده.
  14. منقری، وقعة صفین، ص۴۸۵.
  15. تهذیب الکمال، ج۶، ص۵۵۷.
  16. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱، ص۴۲۴-۴۲۸؛ داداش‌نژاد، منصور، مقاله «ابوساسان رقاشی»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵؛ ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۱، ص۱۰۹-۱۱۰.
  17. ثقفی، الغارات، ص۲۶۶ - ۲۶۷.
  18. ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱، ص۴۲۸؛ داداش‌نژاد، منصور، مقاله «ابوساسان رقاشی»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵.
  19. بلاذری، ج۵، ص۳۴ و ۱۲۷.
  20. بلاذری، ج۶، ص۳۱.
  21. بلاذری، ج۷، ص۲۹۳ و ج۸، ص۲۸۴.
  22. بلاذری، ج۱۲، ص۳۳۲.
  23. ابن عساکر، ج۱۴، ص۳۹۴.
  24. بلاذری، ج۸، ص۲۸۹؛ ابن عساکر، ج۱۴، ص۳۹۴.
  25. ابن عساکر، ج۱۴، ص۳۹۹؛ مزی، ج۶، ص۵۵۸.
  26. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۲۸؛ ابن ابی‌حاتم، ج۳، ص۳۱۲؛ ابن ماکولا، ج۲، ص۴۸۱.
  27. مسلم، ج۵، ص۱۲۶.
  28. سنن، ج۱، ص۱۲.
  29. نسائی، ج۱، ص۳۷.
  30. ابن ماجه، ج۱، ص۱۲۶.
  31. ص۹۶-۹۹.
  32. خلیفه بن خیاط، ص۲۴۹.
  33. الثقات، ج۴، ص۱۹۱.
  34. مشاهیر، ص۱۵۷.
  35. کاشف، ج۱، ص۳۴۰.
  36. ابن ناصر الدین، ج۳، ص۲۶۶.
  37. داداش‌نژاد، منصور، مقاله «ابوساسان رقاشی»، دانشنامه سیره نبوی ج۱، ص۳۲۴-۳۲۵؛ ذاکری، علی اکبر، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۱، ص۴۲۹-۴۳۰.