فدک در کلام اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۰۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

فدک روستایی آباد و حاصل‌خیز در ۱۳۰ کیلومتری مدینه بود که در سال ۷ هجری بدون خون‌ریزی به دست پیامبر (ص) فتح شد و براساس آیات قرآن به عنوان، "فیئ" و ملک شخصی پیامبر (ص) بود و حضرت به دستور خداوند آن را به حضرت زهرا (س) بخشید. اما بعد از ایشان خلیفه اول براساس اهداف سیاسی آن را غصب کرد و در برابر استدلالات و بینه حضرت حاضر به پس دادن آن نشد. غصب فدک نمادی از مظلومیت اهل بیت (ع) است.

مقدمه

فدک، از دهکده‌های آباد مدینه در نزدیکی خیبر بود که در سال ۷ هجری بدون خون‌ریزی به دست پیامبر (ص) فتح شد. اهالی فدک با پیامبر (ص) مصالحه کردند به این گونه که نیمی از باغ‌های خود را به آن حضرت واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم پیامبر (ص) را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند[۱]. بنابر حکم صریح قرآن سرزمین‌هایی که بدون درگیری نظامی به فتح مسلمانان درآیند، ملک شخصی پیامبر (ص) می‌شوند و پیامبر (ص) می‌تواند هرگونه مصلحت بداند، درباره آنها تصمیم بگیرد[۲].[۳]

فدک نیز از این سرزمین‌ها بود. پیامبر (ص) آن را به فرمان خدا در زمان حیات خویش به دخترش فاطمه (س) بخشید و بنی هاشم تا پیامبر (ص) زنده بود، از محصول فدک بهره می‌بردند[۴]. بنابر روایات، پیامبر (ص) پس از فتح فدک، دخترش را فرا خواند و براساس آیه‌ ﴿ وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ[۵] آن را به فاطمه (س) بخشید. در همان مجلس علی (ع) را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که امیرمؤمنان (ع) و ام ایمن گواهان آن بودند[۶]. حضرت زهرا (س) نماینده‌ای برای خود برگزید که امور فدک را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به فرمان او درآورد. پس از رحلت پیامبر (ص) خلیفه اول، نماینده حضرت زهرا (س) را اخراج کرد و فدک را به بهانه حدیث ساختگی «"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "» به تصرف خویش درآورد[۷].[۸]

امیرمؤمنان (ع) و حضرت زهرا (س) از راه‌های گوناگون کوشیدند فدک را بازپس گیرند و برای اثبات مالکیت خود، استدلال و احتجاج کردند. فدک مدت‌ها در اختیار حضرت فاطمه (س) بود و از این رو، نیازی نبود که آن حضرت برای اثبات مالکیت خویش بینه اقامه کند؛ اما از او بینه خواستند. سرانجام، با اینکه حضرت فاطمه (س) بینه و شاهد اقامه کرد، نپذیرفتند و فدک را بازنگرداندند. حجاج نیشابوری ماجرای مطالبه فدک از خلیفه اول را به صورت مشروح نقل کرده است و در روایتی از عایشه آورده است که چون خلیفه فدک را بازپس نداد، فاطمه (س) با او قهر کرد و دیگر هیچ‌گاه با او سخن نگفت. فدک از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت بنی هاشم درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در زمان خلافت مأمون عباسی به گونه رسمی و مستند به مالکیت فرزندان زهرا (س) درآمد[۹].[۱۰]

فدک برای شیعیان تنها یادآور یک نزاع مالی نیست؛ بلکه نمادی از مظلومیت حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) است. فدک با نام و یاد فاطمه (س) گره خورده است و ارزش اعتقادی یافته است[۱۱].

منابع

پانویس

  1. الأمالی‌، ۴۰؛ شرح نهج‌البلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.
  2. ﴿ وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ سوره حشر، آیه ۶.
  3. فرهنگ شیعه، ص۳۵۶.
  4. مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان‌، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.
  5. «و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.
  6. اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج‌، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.
  7. احتجاج طبرسی‌، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص‌، ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ۱۲۷ و ۱۸۹.
  8. فرهنگ شیعه، ص۳۵۶.
  9. الاختصاص‌، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی‌، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک‌، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج‌، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهج‌البلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم‌، ۳/ ۱۳۸۰.
  10. فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۵۷.
  11. فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۵۷.