اربعین در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Msadeq (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۸ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۲۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مقدمه

اربعین از اعدادی است که در اِعراب، به جمع مذکر سالم شبیه است، یعنی در حالت رفعی اربعون و در حالت نصبی و جرّی اربعین به‌کار می‌رود.[۱] این عدد برای مذکر و مؤنث یکسان است [۲] و به دو صورتِ عدد اصلی (۴۰) و ترتیبی (چهلم) می‌آید.

این واژه در ۴ آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می‌شود:

  1. در آیه‌ ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ[۳] از ۴۰ سالگی انسان یاد‌ شده و اینکه خداوند به همه انسان‌ها درباره نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است، امّا فقط نیکوکاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیکی می‌کنند و این نیکی را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به ۴۰ سالگی ادامه می‌دهند، آن‌گاه در ۴۰ سالگی دعا می‌کنند و از خدا توفیق می‌طلبند تا در برابر نعمت‌هایی که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده‌اند، شکرگزار او باشند[۴].
  2. در آیه‌ ﴿قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ[۵] از ۴۰ سال ممنوعیت ورود بنی‌اسرائیل به سرزمین مقدس و ۴۰ سال سرگردانی آنها در قطعه‌ای از زمین خبر داده است. این ممنوعیت پس از آن بود که موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد، امّا بنی‌اسرائیل به این دلیل که در آنجا مردمی جبّارند، از اطاعت موسی سرباز زدند و گفتند: تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی‌شویم.

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ[۶] در تورات نیز داستان سرگردانی بنی‌اسرائیل ذکر شده است.[۷]

  1. آیه‌ ﴿وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ[۸] نیز از میقات ۴۰ شبه موسی خبر می‌دهد. که در آیه‌ ﴿وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ[۹] به این صورت تفصیل داده شده است. مفسران برآنند که آن ۴۰ شب در ۳۰ شب ذی‌القعده و دهه اوّل ذی‌الحجه بوده است، م [۱۰] چنان‌که روایاتی از امام‌ صادق(ع) نیز بر این تعیین دلالت دارد،[۱۱] امّا آلوسی بدون استناد به دلیلی، این احتمال را که میقات در ۳۰ روز ذی الحجه و دهه اوّل محرم بوده نیز نقل کرده است.[۱۲] میقات ۴۰ روز و ۴۰ شبه موسی در تورات آمده است[۱۳].[۱۴]

راز عدد چهل

مفسران در ذیل هر یک از آیات پیشین درصدد برآمده‌اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد ۴۰ بیان کنند. در آیه‌ ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ[۱۵] از کمال رشد انسان و ۴۰‌ سالگی وی یاد‌شده است. بیش‌تر مفسران، کمال رشد را در ۳۳ سالگی می‌دانند،[۱۶] ولی برخی آن را در همان ۴۰ سالگی دانسته‌اند.[۱۷] بنا به روایتی از امام صادق(ع) انسان در ۳۳ سالگی به رشد کامل جسمانی خود می‌رسد و این رشد تا ۴۰ سالگی ثابت است و از آن پس، بدن رو به کاستی می‌رود.[۱۸] در هر صورت برخی، سرّ تأکید آیه بر ۴۰‌ سالگی را این دانسته‌اند که از یک سو معمولاً عقل انسان در این سن کامل می‌شود [۱۹] و در همین زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانی از وی فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نیکی به پدر و مادر می‌شناسد [۲۰] و از سوی دیگر در ۴۰‌ سالگی صفات اخلاقی در وی قوی شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی‌شود.[۲۱] در این باره وجوه دیگری نیز گفته شده که چندان اعتبار ندارد و بیش‌تر استحسانی است، مثلا فخر رازی می‌گوید: از یک سو نعمت‌های پدر و مادر از بدو تولد کودک تا ۴۰ سالگی او ادامه دارد و از دیگر‌سو، فرزند نیز تا ۴۰ سالگی به‌دلیل کامل نشدن عقلش نیازمند مراقبت والدین است و انسان جز با دعای خیر نمی‌تواند به والدینش پاداش دهد، [۲۲]هم‌چنین می‌گوید: توجه انسان به بندگی خداوند و عبادت و اطاعت او، در ۴۰ سالگی است، از همین رو همه پیامبران پس از ۴۰ سالگی به پیامبری رسیدند،[۲۳] در‌حالی‌ که این جز در مورد پیامبراسلام(ص) مسلّم نیست.[۲۴] در هر صورت، آن‌چه قابل انکار نیست، اهمیت این مرحله از عمر انسان است، چنان‌که در روایات متعددی از پیامبر(ص) و معصومان آمده است هنگامی که بنده به ۴۰ سالگی می‌رسد، خداوند به دو فرشته مراقب او می‌گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم او را ثبت کنید.[۲۵] در حدیث آمده است: کسانی‌که به ۴۰‌ سالگی می‌رسند و توبه نمی‌کنند، شیطان دستی به‌صورت آنها کشیده، می‌گوید: پدرم فدای رویی که رستگار نمی‌شود [۲۶]

این روایات همه از این حقیقت خبر می‌دهد که شخصیت انسان تا ۴۰ سالگی شکل گرفته، و از آن پس، تحوّلات درونی در او سخت‌تر می‌شود، البته در حدیثی از امام صادق(ع) نیز آمده که خداوند افراد ۴۰ ساله را گرامی می‌دارد.[۲۷]این روایت شاید دستوری اخلاقی برای رعایت احترام اشخاصی باشد که دارای عمری ۴۰ سال و بیش‌تر از آن هستند.

برخی، سرّ ۴۰ سال سرگردانی بنی‌اسرائیل را ۴۰ روز گوساله‌پرستی آنان که در غیاب موسی و حضور او در کوه طور رخ داد، دانسته‌اند که در برابر هر روز گوساله‌پرستی یک سال سرگردان شدند.[۲۸] این نظر، با روایاتی که گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل را در واپسین روزهای غیاب موسی یاد‌ کرده‌اند،[۲۹] موافق نیست. آلوسی می‌گوید: ۴۰ سال، زمان لازمی بود که بنی‌اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با موسی(ع) دست بردارند.[۳۰] برخی دیگر نیز ۴۰ سال را زمان لازم برای انقضای نسل نافرمان بنی‌اسرائیل که به اخلاق فاسد خو گرفته بودند و ظهور نسل جدید از آنان دانسته و برآنند که پس از آن زمان، نسل جدید بنی‌اسرائیل وارد سرزمین مقدس شد [۳۱]

راز میقات ۴۰ شبه موسی نیز روشن نیست، امّا وجود این روایت از رسول خدا(ص) که فرمود: هرکس ۴۰ روز اخلاص ورزد و اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‌شود: «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً إِلاَّ جَرَتْ يَنَابِيعُ اَلْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ »[۳۲] در کنار دو آیه میقات سبب شده تا دانش‌مندان مسلمان، به‌ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند، به عدد ۴۰ در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت، تأثیری ویژه قایل شوند.[۳۳] صدرالمتألهین شیرازی بر آن است که فقط پیامبران و اولیای الهی از راز تعیین عدد‌ ۴۰ باخبرند،[۳۴] سپس به نقل نکته‌ای لطیف از سهروردی، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن می‌پردازد که خدای سبحان، گِل آدم را در ۴۰‌ روز سرشت، چنان‌که در حدیث آمده: « خَمَّرْتُ طِينَةَ آدَمَ بِيَدِي أَرْبَعِينَ صَبَاحاً » و او را به‌گونه‌ای متناسب با عالم شهادت و غیب آفرید و در هر صباح که مرتبه‌ای از قوا و طبقه‌ای از اعضا را برای آبادانی جنبه شهادت (دنیایی) وی در او به ودیعه نهاد بین او و عوالم غیبی حجابی پدید آورد و او را به نوعی از ساحت قدس الهی دور کرد، بنابراین برای بیرون آمدن وی از این حجاب‌ها و نزدیک شدن به آن ساحت یک اربعین اخلاص در عمل لازم‌است. [۳۵]

وی در ادامه، همین نکته را منشأ تعیین عدد‌۴۰ (چله‌نشینی‌ها) برای خلوت‌ها و ریاضت‌های عارفان دانسته است،[۳۶] چنان‌که روایت پیشین، که توجه عارفان را به خود جلب کرد، نقل حدیث دیگری از رسول خدا(ص) که فرمود: هرکس از امت من ۴۰ حدیث مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ کند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانش‌مند برمی‌انگیزد،[۳۷] توجه فقیهان و محدثان را به خود معطوف داشت، به‌طوری که کتاب‌های زیادی در زمینه ۴۰ حدیث نگاشته شد. برخی بیش از ۷۲ کتاب [۳۸] و برخی دیگر افزون بر ۹۰‌کتاب [۳۹] در این موضوع یاد‌کرده‌اند. روایات فراوانی نیز نقل شده که در آن به نوعی از عدد ۴۰ نام برده شده است[۴۰].[۴۱]

منابع

پانویس

  1. البهجة المرضیه، ج‌۱، ص‌۶۱‌.
  2. البهجة المرضیه، ج‌۲، ص‌۳۰۳.
  3. «و به آدمی سپرده‌ایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است- و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است- تا چون به رشد کامل رسد و چهل ساله شود بگوید: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتت را که به من و پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی نه که من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.
  4. فی ظلال القرآن، ج‌۶‌، ص‌۳۲۶۱، المیزان، ج‌۱۸، ص۲۰۰‌ـ‌۲۰۱، التحریروالتنویر، ج۲۶، ص۳۱‌ـ‌۳۳.
  5. «(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.
  6. «و یاد کن که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خداوند را بر خویش فرا یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برگمارد و شما را پادشاه کرد و چیزهایی به شما داد که به هیچ کس از جهانیان نداده است. ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید. گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون می‌رویم. دو مرد از کسانی که (از خداوند) می‌ترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید. گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچ‌گاه بدان وارد نمی‌شویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همین‌جا خواهیم نشست. (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۰-۲۵.
  7. کتاب مقدس، خروج ۲۴: ۱۸.
  8. «و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم سپس در نبودن او گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالی که ستمکار بودید» سوره بقره، آیه ۵۱.
  9. «و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.
  10. تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۴۷ و ۲۴۱، جامع البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص۴۰۰، مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۷۲۸.
  11. الکافی، ج۴، ص۷۸۹، تفسیر عیاشی، ج۲، ص‌۱۵۸.
  12. روح المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۴۰۷.
  13. کتاب مقدس، عدد ۱۴: ۳۴.
  14. دشتی، سید محمود، مقاله «اربعین»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۵۰-۴۵۱
  15. «و به آدمی سپرده‌ایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است- و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است- تا چون به رشد کامل رسد و چهل ساله شود بگوید: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتت را که به من و پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی نه که من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.
  16. جامع‌البیان، مج‌۱۳ ج‌۲۶، ص‌۲۲، التفسیر الکبیر، ج‌۱۴، ص‌۱۷.
  17. مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۳۰، تفسیر قرطبی، ج‌۲۶، ص‌۱۲۹.
  18. الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵.
  19. مجمع‌البیان، ج۹، ص۱۳۰، المیزان، ج۱۸، ص۲۰۱.
  20. جامع البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۲۲.
  21. روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.
  22. التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.
  23. التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.
  24. روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.
  25. الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵، الامالی، ص‌۳۶، التفسیر‌الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.
  26. روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.
  27. الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵.
  28. روح‌المعانی، مج‌۴، ج‌۶، ص‌۱۷۱.
  29. تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۲۶۷، المنار، ج‌۹، ص‌۱۲۰.
  30. روح المعانی، مج‌۴، ج‌۶، ص‌۱۶۱.
  31. المنار، ج‌۶، ص‌۳۳۸.
  32. بحار الانوار، ج‌۶۷، ص‌۲۴۲، کنز العمال، ج‌۳، ص‌۲۴.
  33. رساله سیر سلوک، ص‌۲۷‌ـ‌۴۱.
  34. تفسیر صدر المتألهین، ج‌۳، ص‌۳۷۰.
  35. تفسیر صدر المتألهین، ج‌۳، ص‌۳۷۱.
  36. تفسیر صدر المتألهین، ج‌۳، ص‌۳۷۱.
  37. بحار الانوار، ج‌۲، ص‌۱۵۶، کنزالعمال، ج‌۱۰، ص‌۲۲۴‌ـ‌۲۲۶.
  38. کشف الظنون، ج‌۱، ص‌۵۲‌ـ‌۶۱.
  39. الذریعه، ج‌۱، ص‌۴۰۹‌ـ‌۴۳۶ و ج‌۵، ص‌۳۱۵، کیهان اندیشه، ش‌۵۳، ص‌۱۲۱.
  40. اسرار عدد چهل، ص‌۲۱‌ـ‌۷۷.
  41. دشتی، سید محمود، مقاله «اربعین»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۵۱-۴۵۴