شئون امام در سرای آخرت در کلام اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

با مراجعه به روایات می‌توان به شئون مهمی برای امامان (ع) در سه عرصه برزخ، قیامت و بهشت دست یافت، درحالی‌که یافتن و بررسی این شئون دغدغه متکلمان نبوده است و ایشان بسیار مختصر و پراکنده به گوشه‌ای از این شئون اشاره کرده‌اند.

عالم برزخ

بر اساس روایات معتبر، شئونی برای امامان (ع) در عالم برزخ ثابت است. نخست آنکه ایشان بر بالین محتضر حضوری تمثّل‌گونه می‌یابند و او را به بهشت بشارت یا به دوزخ آگاه می‌کنند؛ دوم آنکه امامان (ع) حسابرس اعمال مردم در برزخ‌اند؛ سوم آنکه ایشان از چنان جایگاه رفیعی برخوردارند که گویی زائرانشان را می‌بینند و سخن ایشان را می‌شنوند؛ ازاین‌رو سفارش شده تا مردم به زیارت ایشان بروند، در آنجا خود را در محضر امام ببینند، بر امام سلام کنند و حاجات خود را از ایشان بخواهند. بنابراین ایشان واسطه فیض بندگان خدا در دنیایند.

در مقابل، بیشتر متکلمان از حسابرس بودن امامان (ع) در عالم برزخ سخنی نگفته‌اند. به حضور تمثّل‌گونه امام بر بالین محتضر نیز اشاره‌ای نکرده‌اند. در این میان، عبدالجلیل قزوینی تنها به شعر معروف امام علی (ع) درباره حارث همدانی اشاره کرده و توضیحی نداده است. اما مرحوم سید مرتضی آشکارا حضور امام علی (ع) بر بالین محتضران را انکار کرده، و به توجیه روایات موجود دراین‌باره پرداخته است.

درباره اشراف امام به نیازهای زائران و برآورده ساختن خواسته‌هایشان به اذن خداوند نیز بیشتر متکلمان سخن نگفته‌اند. به نظر می‌رسد شیخ مفید، آن را پذیرفته است، اما سید مرتضی معتقد است که وقتی زائران به زیارت قبور امامان می‌روند و بر آنها سلام و درود می‌فرستند، خداوند این سلام و درودها را به آنها می‌رساند و ایشان این‌چنین به این سلام و درودها آگاه می‌شوند، گویا زائر را دیده و صدای او را شنیده‌اند.

عبدالجلیل قزوینی نیز به‌صراحت اعلام کرده است که امامان در مدفن خود آرمیده‌اند و این‌گونه نیست که از احوال جهانیان آگاه باشند. بنابراین در این حوزه، بیشتر متکلمان به کلی وارد بحث نشده‌اند، جز شیخ مفید که یک شأن را پذیرفته، و سید مرتضی که به نوعی از پذیرش برخی شئون طفره رفته است[۱].

قیامت

بر اساس قرآن و سنت، امامان (ع) جلودار انسان‌ها در قیامت، و بازگشت‌گاه و حسابرس مردم‌اند و بر اعمال انسان‌ها شهادت می‌دهند. در گذرگاه اعراف حضور دارند و مؤمنان را وارد بهشت می‌کنند. در موقف میزان اعمال انسان‌ها با اعمال آنها سنجیده می‌شود، در موقف صراط نیز داشتن ولایت ایشان موجب ورود به بهشت می‌گردد. ازاین‌رو ایشان قسمت‌کننده بهشت و جهنم، و سرانجام دارای شأن شفاعت برای همگان‌اند.

به نظر می‌رسد هیچ‌یک از متکلمان دغدغه استقرای شئون امامان (ع) در قیامت را نداشته‌اند، اما به طور پراکنده، به برخی شئون اشاره کرده‌اند که در این میان، سهم شیخ مفید بیش از دیگران است. او شئونی برای امام علی (ع) نقل می‌کند، اما برای همه امامان (ع) شأن شفاعت را ثابت می‌داند، هرچند شفاعت ایشان را مخصوص شیعیان – و نه تمام مسلمانان– دانسته است. شیخ مفید، به استناد روایات، مسئول حساب‌رسی از مؤمنان گنهکار را، رسول الله (ص) و ائمه اطهار (ع) می‌داند. به باور او امامان (ع) مسئول موقف میزان‌اند و در اعراف نیز حضور دارند، ولی نقش ایشان را در اعراف تبیین نمی‌کند.

سید مرتضی تنها به دو شأن شهادت بر اعمال و شفاعت امامان (ع) اشاره کرده است. شیخ طوسی از شأن شفاعت و شهادت بر اعمال و نیز جایگاه امامان (ع) در اعراف سخن گفته است. او به بحث جلوداری در قیامت نیز پرداخته، اما مصداق آن را تعیین نکرده است. همچنین از پرچم‌داری و قسمت‌کننده بودن امام علی (ع) برای بهشت و جهنم سخن به میان آورده است.

حلبی تنها به شأن شهادت بر اعمال اشاره کرده است و کراجکی تنها روایاتی را نقل می‌کند که بر شأن شفاعت و نیز قسمت‌کنندگی بهشت و جهنم برای امام على (ع) تأکید دارند. قزوینی تنها به این امر که امام علی (ع) قسمت‌کننده بهشت و جهنم است، اشاره می‌کند.

خواجه طوسی از اعراف سخن گفته، اما به جایگاه امامان نپرداخته است. وی به موقف صراط نیز اشاره و آن را به راه خدا تفسیر کرده است، و باز هم از امامان چیزی نمی‌گوید. او به موقف میزان نیز اشاره می‌کند، اما درباره جایگاه امامان (ع) در آن موقف سخنی نگفته است. او در بحث شفاعت نیز تنها به شفاعت پیامبر اشاره کرده است.

علامه حلّی، به چند شأن امام على (ع) اشاره کرده است و روایتی نقل می‌کند که در آن اهل بیت (ع) به عنوان اصحاب اعراف معرفی شده‌اند. او شأن شهادت بر اعمال و شفاعت را بیان کرده است. همچنین با آنکه وجود صراط و میزان در قیامت را در مواضع متعددی یادآور شده، اما از جایگاه امامان (ع) در آن دو موقف سخنی نگفته است. تنها روایتی نقل می‌کند که بر اساس آن، داشتن محبت آل محمد (ع) سبب ایمنی در این دو موقف می‌شود.

فاضل مقداد نیز بحث حساب، مقدار و صراط را مطرح می‌کند، اما از جایگاه امامان (ع) در این دو موقف سخنی نمی‌گوید. شأن شفاعت را نیز برای امامان (ع) ثابت می‌داند.

در این حوزه بیشتر متکلمان به بیان شئون امام نپرداخته‌اند، اما آن‌گاه که به برخی شئون اشاره کرده‌اند، مخالفتی میان دیدگاه متکلمان با قرآن و سنت دیده نمی‌شود[۲].

بهشت

بر اساس روایات، امامان (ع) در بهشت صاحب حوض کوثرند. جز این شأن، شئونی دیگر نیز در برخی روایات بیان شده که به دلیل ضعف سند، نمی‌توان آنها را قطعی دانست.

در آثار متکلمان نیز سخنی دراین‌باره به دست نیامد، جز آنکه کراجکی روایتی نقل می‌کند که در آن امام علی (ع) صاحب حوض کوثر است[۳].

شئون امام در آخرت

جلوداری

شاید بتوان نخستین جلوه روز قیامت را که انسان‌ها در آن حضور دارند، برخاستن آنها از قبور دانست: ﴿وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ.[۴] در اینکه مردم چگونه در صحرای محشر حاضر می‌شوند، سخن فراوان است؛ اما در برخی آیات قرآن کریم تصریح شده که مردم همراه امام خود فراخوانده می‌شوند؛ آن‌گاه تکلیف ایشان (بهشت و جهنمی بودن) روشن می‌شود: ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ.[۵] به تصریح آیه، در قیامت، مردم را با پیشوایانشان آنها به محشر فرامی‌خوانند. به دیگر سخن، امامان هر قومی جلودار مردم در آنجایند. امامان شیعه (ع) نیز از این امر مستثنا نیستند؛ از‌این‌رو، آنها جلودار پیروان خود در آنجا هستند. نکته دیگر آنکه واژه ﴿بِإِمَامِهِمْ مطلق بوده، شامل امام حق و باطل می‌شود؛ از‌این‌روست که اگر در این آیه بلافاصله مردم به دو قسم تقسیم شده، گفته می‌شود نیکوکاران به بهشت، و گمراهان به جهنم می‌روند،[۶] براساس همان انتخابی است که درباره امام حق و باطل داشته‌اند. بدین معنا که امام حق با پیروان خود به بهشت می‌رود و پیروان امام باطل که در این دنیا گمراه، و نسبت به دیدن امام حقْ نابینا بودند، همراه با امام خود در آنجا نیز نابیناتر و گمراه‌تر خواهند بود. در روایات نقل‌شده از پیشوایان دین نیز بر وجود چنین شأنی برای امامان معصوم (ع) تأكيد شده است. برای نمونه، امام باقر (ع) در روایتی صحیح نقل می‌کند که وقتی آیه ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ نازل شد، مسلمانان از رسول خدا (ص) پرسیدند که مگر شما امام تمام مردم نیستید؟ پیامبر خدا (ص) فرمودند: "من فرستاده خدا به سوی تمام مردم هستم، ولكن پس از من از جانب خدا امامانی از اهل‌بیتم برای مردم خواهند آمد که در میان مردم برمی‌خیزند؛ پس انکار می‌شوند و امامان كفر و گمراهی و پیروانشان به آنها ظلم می‌کنند...".[۷] ظاهر روایت آن است که امامان از اهل بیت پیامبر (ص)، همان امامانی هستند که مدنظر آیه شریفه است. در روایت صحیح دیگری، امام صادق (ع) با بیان آیه ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ بر لزوم شناخت امام تأکید کردند[۸].

يعقوب بن شعیب در روایتی صحیح از امام صادق (ع) این حقیقت را با تفصيل بیشتری نقل می‌کند؛ بدین‌گونه که با نام بردن از امامان (ع)، آنها را امامان دوره خود دانسته است که در سرای قیامت آنها را با امت خود می‌خوانند و پیامبر (ص) با امت دوران خود، امام علی (ع) با امت دوران خود و... وارد محشر می‌شوند.[۹] افزون بر آن، به کسانی که امامان معصوم (ع) را به عنوان امامان خود برگزیده‌اند، بشارت داده شده است؛ چنان‌که امام صادق (ع) در روایتی صحیح خطاب به مالک جُهَنی فرمودند: "همانا هیچ قومی نیست که در دنیا به امامت کسی تن داده باشد؛ مگر آنکه در روز قیامت آورده می‌شود؛ درحالی‌که آن قوم او را لعنت کرده، او نیز آن قوم را لعنت می‌کند؛ مگر شما و هر کس که مثل شما باشد".[۱۰] از دو روایت اخیر نیز به‌دست می‌آید که هر امتی به نام امام خود فراخوانده می‌شود. امامان (ع) نیز با امت خود وارد محشر می‌شوند و جلودار امت‌اند، و این امر، چیزی جز معنای امامت آنها در آن سرا نیست. از آنچه گذشت، روشن می‌شود که یکی از شئون امام در قیامت، شأن جلودار بودن برای پیروان خود است[۱۱].

پیش‌تر یکی از شئون امام در قیامت را شأن جلوداری ایشان دانستیم. بر اساس جست‌وجوی نگارنده، تنها شیخ طوسی به این شأن اشاره کرده است. وی ذیل آیۀ ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ[۱۲] درباره مقصود از امام به بیان دیدگاه‌هایی می‌پردازد.[۱۳] یکی از آن دیدگاه‌ها این است که مقصود از امام در آیه یادشده کسی است که مردم به او اقتدا می‌کردند. شیخ طوسی این دیدگاه را سخن امامین صادقین (ع) نیز می‌داند.[۱۴] وی به صراحت از پرداختن به اینکه امامان (ع) نیز می‌توانند مصداق این آیه باشند، خودداری کرده است، اما از آنجا که ایشان این نظر را قول امامین صادقین (ع) می‌داند، ممکن است بتوان گفت تفسیر خود او نیز همین است[۱۵].

حسابرسی بندگان

یکی از مواقف قیامت، موقف حساب و کتاب است؛ بدین معنا که ابتدا به حساب بندگان رسیدگی،[۱۶] و آن‌گاه نامه عمل هرکسی به دستش داده می‌شود.[۱۷] در روایاتی به این مطلب تصریح شده است که امامان (ع) بازگشت‌گاه مردم و حسابرس اعمال ایشان هستند؛ چنان‌که امام کاظم (ع) در روایتی صحیح به سماعه فرمودند: «يَا سَمَاعَةُ! إِلَيْنَا إِيَابُ هَذَا اَلْخَلْقِ وَ عَلَيْنَا حِسَابُهُمْ»[۱۸]. امام هادی (ع) نیز در زیارت جامعه کبیره فرمودند: «إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ»[۱۹]. امام باقر (ع) نیز پس از تبیین مسئله حساب و کتاب مردم در قیامت، بر وجود چنین شأنی برای امامان (ع) تأکید کردند[۲۰]. ممکن است این مدعا در نگاه نخست با آیات قرآن کریم ناسازگار بنماید؛ برای نمونه آیاتی که در آنها تعبير ﴿وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ به‌کار رفته است.[۲۱] در برخی دیگر از آیات، حساب بندگان به عهده خداوند نهاده شده است.[۲۲].

در برخی آیات نیز، حصرگونه، خداوند متعال حسابگر اعمال بندگان شمرده شده است: ﴿إِنْ حِسَابُهُمْ إِلاَّ عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ.[۲۳] چنان‌که در برخی آیات نیز تصریح شده است: ﴿إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُمْ.[۲۴] جالب آنکه برخی عالمان اهل سنت نیز که با عقیده تشیع (مبنی بر اینکه حساب بندگان با امام است) آشنایی داشته‌اند، آیات پایانی سوره غاشیه را دلیلی بر رد این عقیده دانسته‌اند.[۲۵] پاسخ به این پرسش با استفاده از زبان و ادبیات قرآن، کار دشواری نیست؛ چه، در موارد دیگری نیز کاری که به خداوند نسبت داده شده به دیگران نیز نسبت داده شده است؛ چنان‌که پیش‌تر در مسئله کیفیتِ گرفتن جان بندگان به‌وسیله خداوند و عزراییل گذشت.[۲۶] آری، آشنایی با این معارف برای کسانی که حقیقت آموزه بل امر بين الأمرين و توحید افعالی را درک نکرده‌اند، دشوار است؛ درحالی‌که دانشمندان شیعی با توجه به آموزه یادشده مشکلی در جمع میان آیات یادشده ندارند. در اینجا نیز، اینکه بازگشت‌گاه بندگان و حسابگر اعمال آنها به‌طور حقیقی خداوند باشد، اما همین کار به‌طور طولی به دیگران نسبت داده شود، با آموزه‌های قرآنی منافاتی ندارد.[۲۷] از آنچه گذشت، روشن می‌شود که یکی از شئون امامان (ع) حسابرسی رفتار بندگان است. این امر نشان از جایگاه والای امامت دارد. بی‌تردید، چنان نیست که ایشان صرفاً به‌دلیل شخصیت حقیقی‌شان این مسئولیت را بر عهده دارند؛ بلکه در حقیقت، از آنجاکه پذیرش امامت امامان (ع) - برحسب روایات پرشمار - معیار پذیرش عقاید و اعمال است،[۲۸] صاحبان منصب امامت نیز حسابرس بندگان‌اند تا دانسته شود که انسان‌ها به امامت ایشان اذعان داشته‌اند یا خیر. آری، توحیدْ رکن رکین عقاید یک انسان است؛ اما توحيدْ بدون پذیرش امامت امامان، سودمند نخواهد بود؛ از‌این‌رو، بازگشت‌گاه مردم امامان‌اند تا دانسته شود که توحید ایشان با پذیرش امامت ایشان بوده یا بدون آن[۲۹].

منابع

پانویس

  1. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص۴۲۳ ـ ۴۲۴.
  2. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص۴۲۴ ـ ۴۲۵.
  3. فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت ص۴۲۶.
  4. «و در شیپور دمیده می‌شود؛ ناگهان آنها از قبرها، شتابان به‌سوی پروردگارشان می‌روند» (يس، ۵۱).
  5. «روزی که هر گروهی را با پیشوایشان می‌خوانیم!» (اسراء، ۷۱).
  6. ﴿...فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً * وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً (اسراء، ۷۱ و ۷۲).
  7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱۵؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۵۵.
  8. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۷۲.
  9. "نَدْعُو كُلَّ قَرْنٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِإِمَامِهِمْ. قُلْتُ: فَيَجِيءُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي قَرْنِهِ وَ عَلِيٌّ (ع) فِي قَرْنِهِ وَ الْحَسَنُ (ع) فِي قَرْنِهِ وَ الْحُسَيْنُ (ع) فِي قَرْنِهِ وَ كُلُّ إِمَامٍ فِي قَرْنِهِ الَّذِي هَلَكَ بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ؟ قَالَ: نَعَمْ". (احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۴۴).
  10. احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۴۳.
  11. ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۱۴۸ ـ ۱۵۰.
  12. اسراء (۱۷)، ۷۱.
  13. برخی دیدگاه‌ها درباره چیستی امام در آیه مورد بحث، عبارت‌اند از: پیامبر، کتاب اعمال، آنچه به وسیله آن خدا را عبادت می‌کردند (ر. ک: محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج ۶، ص ۵۰۴).
  14. همان.
  15. ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۳۴۱.
  16. ﴿يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ (ابراهیم، ۴۱).
  17. ﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ * فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا * وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا * وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا (انشقاق، ۷-۱۱).
  18. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۲. روایتی به همین مضمون از امام کاظم (ع) نیز نقل شده است (ر. ک: فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر فرات الكوفی، ص۵۵۲).
  19. محمد بن علی بن بابویه قمی‌(شیخ صدوق)، من لايحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۲.
  20. «ثُمَّ يُدْعَى بِنَا فَيُدْفَعُ إِلَيْنَا حِسَابُ النَّاسِ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ نُدْخِلُ أَهْلَ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ» (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۵۹). این روایت به لحاظ سندی اعتبار لازم را ندارد؛ اما برای تأیید دو روایت پیشین مفید است.
  21. برای نمونه، ر.ک: بقره (۲)، ۲۰۲؛ آل عمران (۳)، ۱۹؛ مائده (۵)، ۴؛ رعد (۱۳)، ۴۱.
  22. رعد (۱۳)، ۴۰.
  23. شعرا (۲۶)، ۱۱۳.
  24. غاشیه (۸۸)، ۲۵ و ۲۶.
  25. آلوسی می‌نویسد: فی الآية رد على كثير من الشيعة حيث زعموا أن حساب الخلائق على الأمير واستدلوا على ذلك بما افتروه عليه وعلى أهل بيته - رضي الله تعالی عنهم أجمعين - من الأخبار (سیدمحمود آلوسی، روح المعانی فی تفسير القرآن العظيم والسبع المثانی، ج۱۵، ص۳۳۱.
  26. این مطلب در بخش شئون امام در نظام ماده، در مسئله «تفویض مطلق» تبیین شد.
  27. البته اگر آلوسی بر این باور باشد که اساساً اینکه امام (ع) به فرمان خداوند متعال، عهده‌دار حساب خلایق شود، مدعایی ناسازگار با قرآن است، پاسخ او همان است که بیان شد. اما اگر او مدعای یادشده را در مقام ثبوت، امری ممکن دانسته، و در مقام اثبات، آن را مدعایی بدون دلیل بداند، در اینجا روشن است که نمی‌توان با استفاده از سخنان امامان (ع) وی را محکوم کرد.
  28. برای نمونه، ر.ک: احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۸۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸-۲۱.
  29. ر.ک: فاریاب، محمد حسین، بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت، ص۱۵۱ ـ ۱۵۳.