حدیث ثقلین از دیدگاه اهل سنت
دلالتهای حدیث ثقلین
عالمان اهلسنّت به منصوص بودن امامت اهلبیت (ع) معتقد نیستند، لکن شماری از آنان دلالت حدیث ثقلین بر وجوب پیروی از اهل بیت پیامبر را همانند پیروی از قرآن کریم، پذیرفتهاند. در این جا سخنان برخی از آنان را بازگو میکنیم:
- سعدالدین تفتازانی (متوفای ۷۹۱ ه): «پیامبر اکرم (ص) اهلبیت خود را در این که تمسک به آنان رهایی بخش از گمراهی است، قرین کتاب خدا قرار داده است، و تمسک به کتاب خدا معنایی جز گرفتن و بهکار بستن علم و هدایتی که در آن است، ندارد؛ عترت پیامبر نیز همین گونه است»[۱].
- ابن حجر مکی (متوفای ۹۷۳): «پیامبر اکرم (ص) قرآن و عترت خود را «تقلین» نامیده است؛ زیرا «ثَقَل» هر چیز نفیس و گرانبهایی است که از آن صیانت میشود، و قرآن و عترت همین گونهاند؛ زیرا هر یک از آن دو، معدن علوم لدنّی و اسرار و حکمتهای برین و احکام شرعیاند، لذا پیامبر (ص) بر اقتداء و تمسّک به آنان (اهل بیت) و فراگیری دانش از آنان تشویق کرده است[۲].
- فضل بن روزبهان اشعری (قرن دهم هجری): «قرار دادن اهل بیت در کنار قرآن بر وجوب تعظیم آنان و فراگرفتن علم از آنان و پیروی کردن از آنان در گفتار و کردار دلالت میکند، ولی نص در خلافت آنان پس از رسول خدا نیست[۳]. یادآور میشویم، وجوب پیروی کردن از اهل بیت پیامبر در گفتار و رفتار، از جلوههای بارز امامت است.
- عبدالرؤوف مناوی (متوفای ۱۰۳۱): از این که پیامبر اکرم (ص) فرموده است: «من دو شیء گرانبها (قرآن و عترت) را در میان شما باقی میگذارم»، و از این که فرموده است «آن دو تا وقتی در قیامت نزد حوض بر من وارد میشوند، از هم جدا نمیشوند»، به دست میآید که پیامبر (ص) امت خود را به رفتار نیکو نسبت به آن دو، و مقدم داشتن حق آن دو بر خود و تمسک نمودن به آن دو در امر دین، توصیه کرده است، اما کتاب الهی، بدان جهت که معدن علوم دینی و اسرار و حکمتهای شرعی و گنجهایی از حقایق و دقایق است، و اما عترت؛ زیرا وقتی که عنصر پاک باشد در فهم دین کمک میکند، و پاکی عنصر به حُسن اخلاق میانجامد، و حُسن اخلاق صفای قلب و طهارت آن را در پی دارد[۴]. زرقانی مالکی[۵] (متوفای ۱۱۲۲ ه)؛ شهابالدین خفاجی[۶] (متوفای ۱۰۶۹)؛ محمد مبین سندی[۷] (قرن دوازدهم) و عالمانی دیگر نیز این مطلب را بیان کردهاند[۸].[۹]
خانواده حدیث ثقلین در منابع عامه
عبارتی که در این تعلیم مهم که همگی در سیاق احادیث «ثقلین» صدور یافته است، واژه «خلیفه» است. به این صورت که در این روایات واژه «خلیفة» و «خلیفتین» به جای «ثقل» و «ثقلین» به کار رفته است، به طور خاص و مشخص در مورد اهل بیت پیامبر است، شائبه هرگونه سوال و شک را از ذهن میزداید: شریک از رُکَین از قاسم بن حسان و او از زید بن ثابت روایت میکند که پیامبر گرامی اسلام فرمودند: من در میانتان دو خلیفه و جانشین به جای میگذارم. یکی کتاب خداست که ریسمان بلند (الهی) بین زمین و آسمان است و دیگری عترت و اهل بیت من است که این اصلاً از یکدیگر جدایی ندارند تا (در قیامت) در کنار حوض بر من وارد شوند.
ابن ابی شیبة در دو اثر خود این روایت را نقل میکند: مورد اول در کتاب المسند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِفَتَیْنِ کَامِلَتَیْنِ كِتَابُ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۰].
مورد دوم در کتاب المصنف: «إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ خَلِفَتَیْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَمْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۱].
احمد بن حنبل نیز در دو کتاب مهم خود روایت را این چنین بیان میکند: مورد اول در کتاب المسند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۲].
مورد دوم در فضائل الصحابة: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۳].
ابن ابی عاصم، از فقها و محدثین بصره در کتاب مهم السنة نقل میکند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي قَدْ تَرَکْتُ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۴].
طبرانی در معجم الکبیر از راویان ثقه این روایت را نقل میکند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي قَدْ تَرَکْتُ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ بَعْدِی كِتَابُ اللَّهِ وَ أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۵].
امام هیثمی شافعی در مجمع الزوائد، یکی از مهمترین منابع حدیثی اهل سنت نقل میکند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي تَرَکْتُ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ بَعْدِی كِتَابُ اللَّهِ وَ أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۶].
سیوطی در جامع الصغیر، که خلاصه جامع الکبیر است و سیوطی در این اثر صرفاً با استناد به منابع معتبر اهل سنت مثل صحاح سته و سایر آثار محدثان به نقل و مرتب کردن احادیث پرداخته است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَوْ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۱۷].
این روایات با همین متن و مضمون و جایگاه رفیع از حیث سند و دلالت، در آثار دیگر همچون روح المعانی آلوسی[۱۸]، جواهرالعقدین سمهودی[۱۹]، کتاب استجلاء اثر حافظ السخاوی[۲۰]، صحیح الجامع الصغیر با تحقیق البانی[۲۱]، و الصحیح المسند تالیف مصطفی بن العدوی[۲۲]، عالم معاصر و سرشناس سلفی و... آمده است.
با این مجموعه از احادیث معتبر معلوم میشود که دوازده خلیفهای که پیامبر مکرر تأکید میکرده است، از خاندان و عترت ایشان هستند. و «عترت» همان طور که در گذشته گفتیم یعنی خویشان نزدیک. پس همه این دوازده تن از عترت و خویشان نزدیک ایشان هستند. تا اینجا دو حلقه از زنجیره تعیین جانشین منصوص و منصوب از طرف خدا و پیامبر مشخص شده است و تنها یک حلقه دیگر از این زنجیره باقیمانده است و او اینکه پیامبر اولین نفر از این دوازده تن را نام ببرد و این کاری است که پیامبر در غدیر خم به انجام رسانده است[۲۳].
منابع
پانویس
- ↑ شرح المقاصد، ج۵، ص۳۰۲- ۳۰۳.
- ↑ الصواعق المحرقة، ص۱۸۹.
- ↑ ابطال نهج الباطل، ضمن دلائل الصدق، ج۲، ص۴۷۲- ۴۷۳.
- ↑ فیض القدیر، ج۳، ص۱۸- ۱۹.
- ↑ شرح المواهب اللدنیة، ج۷، ص۵.
- ↑ نسیم الریاض فی شرح الشفاء لقاضی عیاض، ج۳، ص۴۱۰.
- ↑ دراسات اللبیب فی الأسوة الحسنة بالحبیب، ص۲۱۳- ۲۳۳.
- ↑ ر.ک: نفحات الأزهار، ج۲، ص۲۴۷- ۲۵۶.
- ↑ ربانی گلپایگانی، علی، امامت اهل بیت، ص ۱۶۴.
- ↑ المسند (ابن ابی شیبة)، ج۱، ص۱۰۸ (البانی: الحدیث صحیح له شواهد).
- ↑ المصنف (ابن ابی شیبة)، ج۶، ص۳۰۹.
- ↑ المسند، ج۳۵، ص۴۵۶ و ۵۱۲ حديث صحيح بشواهده.
- ↑ فضائل الصحابة، ج۲، ص۷۴۷، ش۱۰۳۲ قال المحشي: اسناده حسن لغيره.
- ↑ السنة (ابن ابی عاصم)، ج۲، ص۱۰۲۱ يقول الاستاذ باسم فيصل الجوابرة محقق الكتاب: اسناده حسن.
- ↑ معجم الکبیر، ص۱۵۳ (همه راویان این روایت توثیق شدهاند).
- ↑ مجمع الزوائد، ج۱، ص۱۷۰؛ ج۹، ص۱۶۳ رجاله ثقات و اسناده جيد.
- ↑ الجامع الصغیر (سیوطی)، ص۴۲۲۲ حكم الالباني: صحيح.
- ↑ تفسیر روح المعانی (آلوسی)، ج۱۱، ص۱۹۷.
- ↑ جواهر العقدین (سمهودی)، ص۲۳۶.
- ↑ استجلاء ارتقاء الغرف بحب اقرباء الرسول و اهل الشرف (السخاوی)، ج۱، ص۳۵۰، ش۷۴.
- ↑ صحیح الجامع الصغیر و زیادته، ج۱، ص۴۸۲.
- ↑ الصحیح المسند فی فضائل الصحابة (العدوی)، ص۲۴۸.
- ↑ جاودان، محمد علی، جانشین پیامبر، ص ۳۵۸.