لجاجت
مقدمه
لجاجت به معنای پافشاری و اصرار کردن بر سخن یا رفتاری است که نوعی ستیزهجویی تلقی میشود. انسان لجوج، کسی است که به دور از عقل و منطق بر سخنی یا رفتاری اصرار میورزد و اینگونه در دامن خرافات و تعصب میافتد و نسبت به هرگونه تغییرات مثبت، واکنش منفی نشان میدهد.
لجاجت نوعی بیماری اخلاقی است که تأثیرات منفی بسیاری در زندگی شخص و آینده او به جا میگذارد. شاید از نظر قرآن یکی از ویژگیهای بارز کافران، خصلت لجاجت آنان باشد. بخشی از آیات قرآن به مسئله لجاجت کافران و تأثیرات آن در زندگی اختصاص یافته است[۱].
معناشناسی
لجاجت در زبان عربی، به معنای پافشاری در انجام کاری که مخالف میل طرف مقابل باشد، آمده است[۲] این واژه در فرهنگ قرآن به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن بر انجام کاری است که از آن نهی شده است و شخص از روی عناد و دشمنی میکوشد تا آن را انجام دهد[۳].[۴]
لجاجت در اصطلاح اخلاقی به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن در کاری همراه با عناد است که از انجام آن نهی شده است[۵].[۶]
ناپسندیِ لجاجت
لجاجت، یکی از رذایل اخلاقی و نابهنجاری رفتاری است که خداوند آن را در آیاتی چند، مورد سرزنش و نکوهش قرار داده و یکی از عوامل کفرگرایی و کفرورزی کافران را در این خصلت ناپسند آنان دانسته است. انسانِ لجوج، به هیچ منطقی پایبند نیست. اگر دلیل از عقل و منطق ارائه شود، خواهان دلیل حسی میشود و اگر دلیل حسی ارائه شود، آن را انکار میکند و دلیل را ناتوان از اثبات مدعا میشمارد. پس به هر طریقی از زیر بار پذیرش حق و حقیقت میگریزد.
خداوند در آیاتی از جمله ۸۹ تا ۹۴ سوره اسراء لجاجت کافران و درخواست معجزه حسی را مطرح میکند، در حالی که همین افراد پیش از این درخواست، آیات گوناگون الهی را مشاهده کرده و به حقانیت آن آگاه شدهاند. علت اینکه کافران این شاخه و آن شاخه میکنند و پس از دیدن دلیل و برهانی، خواهان دلیل دیگر میشوند؛ همان لجاجت و عناد و ستیزهجویی است که نسبت به حق دارند. اینان هرگز به حق و حقیقت ایمان نمیآورند، حتی اگر همه دلایل و برهانها ارائه شود و هر دلیلی که خواستهاند، اجابت شود؛ زیرا اینان اصولاً قصد پذیرش حق و ایمان به آن را ندارند و تنها در اندیشه بهانهجویی هستند. خداوند در تبیین این حقیقت در آیات ۹۶ و ۹۷ سوره یونس میفرماید: اگر همه معجزات و نشانههای حقانیت به افراد لجوج ارائه شود و آن را حتی به دیده ظاهر هم مشاهده کنند، باز هم آن را نمیپذیرند[۷].
ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن
لجاجت به معنای یکدندگی، زمانی که بر پایه عقلانیت و منطق نباشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا انسان را به سقوط میکشاند و دین و دنیای او را تباه میکند. بسیاری از مردم، تنها بر اساس ظن و شک، بر امری پافشاری و اصرار میکنند و به مخالفت با حق و حقیقت میپردازند که عقل و منطق آن را تأیید و امضا کرده است. این افراد با خیرهسری و عناد، بهستیزه با حق و حقیقت میپردازند و درهای قلب خویش را به سوی حقیقت میبندند و در کفر و فسق و عصیان غرق میشوند و تغییر مثبت در فکر، اخلاق و رفتار نمیپسندند و بر عادات]و رسوم باطل اصرار میورزند.
این افراد خیرهسر، نه تنها به خود آسیب میرسانند، بلکه گاه به سبب داشتن قدرت و ثروت، سد راه کسانی میشوند که اهل عقل و منطق و اخلاق و ارزشهای فطری عقلی هستند و ایمان و اعتقاد مردم را به سخریه میگیرند و با دامن زدن به نابهنجاریها و عقاید باطل، جوّ عمومی را به هم میریزند و حاکمیت ارزشها در جامعه را سخت میکنند.
بیگمان شناخت علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، میتواند ما را نسبت به درمان این حالت باطنی و نفسانی که آثار مخرب و زیانباری را در زندگی و سبک آن پدید میآورد، یاری رساند[۸].
عوامل لجاجت
لجاجت خصلتی مذموم است که میتواند در هر فردی بروز کند؛ اما بیشتر، اهل علم و آگاهی به این بیماری مبتلا میشوند؛ و این گونه نیست که از روی جهالت شخص به لجبازی رو آورد؛ بلکه در عین آگاهی و علم؛ بلکه علم حضوری و شهودی به انکار و عناد روی میآورد.
- تکبر و استکبار: عامل اصلی لجاجت را باید در استکبار ورزی شخص جستجو کرد. انسانهای متکبر به سبب این بیماری دچار بیماری لجاجت میشوند و در عمل اجتماعی به شکل استکبار آن را بروز میدهند. مستکبر به کسی گفته میشود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگتر از آن بداند که حق را بپذیرد. این حس خود برتربینی، به شخص اجازه نمیدهد به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از انقیاد و پذیرش در برابر حق سر برمیتابد[۹]. از این رو خداوند یکی از علل رویگردانی کافران از ایمان را استکبار آنان میشمارد که آنها را به دام لجبازی میافکند و اجازه نمیدهد تا به آنچه یقین علمی و شهودی دارند، ایمان بیاورند[۱۰].
- تعصب: عامل دیگری که قرآن برای لجاجت بیان میکند، تعصب است. انسانهای متعصب، گوش شنوایی برای شنیدن حق و چشم بینایی برای دیدن آن ندارند. تعصب، اگر ریشه در عقلانیت و غیرت داشته باشد، هیچ مشکلی ندارد؛ چراکه انسان میبایست نسبت به امر قطعی و حق، غیرت داشته باشد و نسبت به دفاع از آن تعصب ورزد و هویت حقانی خویش را حفظ کند؛ اما بسیاری از تعصبات، کورکورانه و هواپرستانه است که لجبازی را سبب میشود.
- هواپرستی: در آیه ۱۲۰ سوره بقره عامل دیگر لجبازی یعنی هواپرستی و تبعیت از آن معرفی شده و خداوند به صراحت از هواپرستی یهودیان به عنوان عامل لجبازی و انکار آنان سخن به میان آورده است. بنابراین، هواپرستی نیز در ایجاد زمینه لجاجت و افزایش روحیه حقستیزی و عدم پذیرش دلایل روشن و منطقی نقش بسیار مهمی را ایفا میکند. به خاطر همین، بسیاری از انسانها حق را میشناسند؛ ولی چون مخالف خواستههای نفسانی آنان است، با آن مخالفت میکنند و تن به آن نمیدهند. این رفتار کودکانهای است که انسانهای بالغ از خود در برابر حق نشان میدهند. پیروی از خواستههای نفسانی و ارضای آن برای این افراد از هر چیز دیگری مهمتر است[۱۱].
- تقلید کورکورانه: عامل دیگری که قرآن برای لجبازی بیان میکند، تقلید کورکورانه از نیاکان است. حفظ سنتها و آیینهای باطل موجب میشود تا انسان نسبت به حق موضعگیری منفی داشته باشد و زیربار حق نرود[۱۲].[۱۳]
- سایر عوامل: البته افزون بر استکبار، تقلید، هواپرستی و تعصب میتوان عواملی چون دنیادوستی[۱۴] رسیدن به آسایش و آرامش پس از سختی و بحران[۱۵] و مُهر شدن قلب براساس گناه[۱۶] و مانند آن را نیز به عنوان عوامل یاد کرد[۱۷].
آثار لجاجت
لجبازی آثار مخربی در زندگی دنیوی و اخروی آدمی به جا میگذارد؛ چراکه انکار حق حتی ملموسات و محسوسات، زندگی را از حالت طبیعی خارج میکند و انسان را به پوچی و بیهودگی سوق میدهد. از این رو خداوند نسبت به خصلت لجبازی هشدار میدهد و داشتن آن را نکوهش میکند. از جمله آثاری که قرآن برای لجبازی بیان میکند، انکار حقایق عینی و محسوس است که در آیاتی از جمله ۲ تا ۱۵ سوره حجر و ۳۲ تا ۴۴ سوره طور به آن اشاره کرده است.
بهانهجویی نسبت به حقایق و سرباز زدن از حق[۱۸]؛ تکذیب حق در هر شکل آن؛ از دیگر آثار لجبازی است که خداوند در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ سوره شعراء و ۱۸ و ۲۱ سوره ملک به آن اشاره کرده است[۱۹].
به نظر میرسد که زنگار قلب[۲۰]، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و هشدارها[۲۱]، کجفهمی و برداشتهای نادرست از پیامها[۲۲] و تفسیر غلط از دلایل روشن[۲۳]، روحیه پرخاشگری[۲۴]، محرومیت از دستیابی به بصیرت و بینایی حقیقی[۲۵]، عدم توفیق استغفار و توبه[۲۶] و محرومیت از هدایت پاداشی وحیانی[۲۷] از جمله آثار لجاجت مبتنی بر بیخردی و بیمنطقی است.
خسارت و زیانکاری[۲۸]، فسق، قساوت قلب[۲۹]، لعن و نفرین پیامبران[۳۰]، لعن خدا، غضب الهی[۳۱]، آوارگی، عذابهای ناگهانی هلاککننده چون صاعقه[۳۲]، بادهای سرد و سهمناک[۳۳]، غرق شدن[۳۴] و انتقام سخت الهی از جمله آثار لجاجت غیر منطقی است[۳۵].
منابع
پانویس
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن.
- ↑ مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش، ج ۱۰، ص۱۶۷.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، ص۷۳۶.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۴۴۸.
- ↑ مفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص۷۳۶.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت مسئولان اشرافی و عوامل و آثار آن.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن.
- ↑ ترجمه المیزان، ج ۱۲، ص۳۳۳ و ۳۳۴.
- ↑ ﴿إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ﴾ «خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بیایمانند دلهایی ناباور دارند و سرکشند» سوره نحل، آیه ۲۲.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن؛ منصوری، خلیل، لجاجت مانع حقپذیری و عامل حقستیزی.
- ↑ سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره لقمان، آیه ۲۰-۲۳.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن.
- ↑ سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۷.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه ۷۳-۷۵.
- ↑ سوره بقره، آیه ۶-۷؛ سوره روم، آیه ۵۸-۶۰.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۴۴۸.
- ↑ سوره ملک، آیه ۲۱-۲۷.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و زیانهای آن.
- ↑ مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.
- ↑ احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.
- ↑ زخرف، آیه ۵۸.
- ↑ اسراء، آیات ۳۹ و ۴۱.
- ↑ زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۴.
- ↑ یس، آیه ۹.
- ↑ کهف، آیات ۵۲ تا ۵۵.
- ↑ فرقان، آیات ۴۱ و ۴۲؛ روم، آیات ۵۲ و ۵۳.
- ↑ مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.
- ↑ بقره، آیات ۶۳ تا ۷۴.
- ↑ مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.
- ↑ شوری، آیات ۱۳ تا ۱۶.
- ↑ بقره، آیه ۵۵.
- ↑ فصلت، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ قمر، آیات ۱۸ و ۱۹.
- ↑ اعراف، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۶.
- ↑ منصوری، خلیل، لجاجت و ویژگیهای افراد لجوج از نگاه قرآن.