صابئه در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

صابییان

پیروانِ آیینی نه چندان شناخته شده و به احتمال پیروان حضرت نوح(ع) صابئیان جمع صابئی و صابئی صفت مرکب از صابِئْ و یای نسبت است[۱]. صابِئْ، واژه‌ای عربی، برگرفته از ریشه «صَبُوء» یا «صَبَأْ» به معنای «خروج» و صابِئْ و صابئی در لغت به معنای کسی است که از دینی خارج شده و دینی دیگر را بپذیرد[۲]. این معنا را بسیاری از مفسران تأیید کرده‌اند. عرب پیش از اسلام نیز «صابئی» را به معنای «خارجی» می‌دانست و آن را درباره پیامبر اکرم(ص) که به گمان آنها از آیین بت‌پرستی خارج شده بود، به کار می‌برد[۳]. این واژه همچنین گاهی درباره کسانی به کار می‌رفت که به گونه‌ای از پیامبر اکرم(ص) حمایت می‌کردند، چنان‌که ابوجهل، مُطعِم بن عَدِیّ را بدین نام خطاب کرد[۴]. به رغم کاربرد واژه صابئی در زبان عربی به معنای خارجی، پیوند دادن سبب نامگذاری صابئیان به خروج آنان از دینِ خود، جای تأمل دارد؛ زیرا همه فرقه‌های صابئی این‌گونه نیستند. افزون بر آن، یادکرد قرآن کریم از آنها در کنار مؤمنان، یهودیان و نصارا و اشاره به امکان نجاتشان در صورت اعتقاد به مبدأ و معاد و عمل صالح[۵]،[۶]، اِشعار دارد که صابئیان در اصل دارای آیین توحیدی بوده‌اند و نمی‌توان خروج از دین را اصلی‌ترین ویژگی آنان به شمار آورد. بنابراین، چنان‌که برخی دانشمندان صابئی‌مذهب نیز گفته‌اند، می‌توان واژه صابِئ را نه یک واژه عربی و به معنای خارجی، بلکه برگرفته از واژه آرامی «صُبا» به معنای تعمید دانست. برپایه این فرضیه، ناآشنایی به زبان منداییِ آرامی سبب ذکر معانی نامناسب برای صابئیان است[۷]. این معنا با توجه به اهمیت فراوان تعمید نزد صابئیان[۸] و اینکه از سوی پژوهشگران همان گروه نقل شده، پذیرفتنی است.

امروزه صابئیان در اصطلاحِ ادیان به گروهی از پیروان آیینی نه چندان شناخته شده گفته می‌شود که به طور عمده در مناطقی از ایران و عراق سکونت دارند[۹]. درباره سبب نامگذاری صابئیان به این نام، نوع دین، پیشینه تاریخی، پیامبران آنها و جز آن دیدگاه‌هایی ارائه شده‌اند. با وجود این، به نظر می‌رسد حکم بسیاری از دانشمندان، اعم از مفسران و لغویان به کفر صابئیان با عنایت به ماده و ریشه نام آنان بوده است. قرآن کریم سه بار از صابئی‌ها به صراحت یاد کرده است.[۱۰] پیش از آیات سوره بقره و مائده که تا حدودی سیاق و لفظ واحدی دارند، از نکوهش یهودیان و به طور کلی اهل کتاب به سبب کاهلی در عمل یاد[۱۱] و در ادامه تأکید شده است که صِرف داشتن عنوان ظاهری مؤمن، یهودی، نصرانی یا صابئی برای نجات و رستگاری کافی نیست، بلکه فقط ایمان به خدا و روز قیامت و عمل صالح و پایبندی به آموزه‌های کتاب‌های آسمانی است که انسان را رستگار می‌کند و پاداش الهی و نجات از عذاب خدا را در پی دارد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ پیش از آیه ۱۷ سوره حجّ نیز به اختلاف مردم درباره خدا و سخنان بی‌دلیل آنان در این مورد و نیز عبادت زبانی و نه قلبی برخی از آنها و نکوهش شرک مشرکان اشاره و در ادامه با نام بردن از مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، صابئی‌ها، مجوس و مشرکان وعده داده شده است که خداوند در روز قیامت میان آنان داوری کرده، حق را از باطل جدا خواهد ساخت: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ[۱۲] افزون بر آیات یادشده، مفسران شماری دیگر از آیات را ناظر به صابئی‌ها نیز دانسته‌اند؛ از جمله، آنها را از مصادیق «اهل کتاب»[۱۳] و تعبیر ﴿الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ[۱۴] دانسته‌اند[۱۵]. برخی در تفسیر جمله ﴿لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ[۱۶]، صومعه را نام پرستشگاه صابئیان دانسته‌اند[۱۷]؛ همچنین گفته‌اند که تعبیر ﴿وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا[۱۸] نفی عقیده صابئی‌هاست که می‌پنداشتند خداوند بدون اولیای خویش در اداره جهان درمانده می‌شود[۱۹]. از یادکرد صابئیان در کنار مؤمنان (مسلمانان)، یهودیان و مسیحیان و با توجه به تأکید قرآن کریم بر اینکه صِرف داشتن عنوان مؤمن، یهودی، مسیحی یا صابئی برای نجات و رستگاری کافی نیست، بلکه ایمان و عمل صالح لازم است، می‌توان به‌دست آورد که آنان نیز دارای دین و شریعتی مخصوص به خود و متفاوت با یهودیت و نصرانیت بوده‌اند[۲۰]. به گفته برخی مفسران، به سبب یادکرد جداگانه از مشرکان در آیه ۱۷ سوره حجّ / ۲۲، نمی‌توان صابئی‌ها را مشرک به تمام معنا دانست،[۲۱] بلکه می‌توان آنان را نیز مانند یهودیان و مسیحیان در اصل دارای دین توحیدی دانست.

مؤید دیگر بر توحیدی بودن اصل دین صابئی‌ها و اعتقاد آنان به مبدأ و معاد، این است که قرآن کریم از فقدان حزن و هراس برای آنان در روز قیامت، در صورت ایمان به خدا و روز واپسین سخن گفته است. این مطلب دست‌کم بر این معنا اِشعار دارد که مؤمنانِ حقیقیِ صابئی همچون مؤمنانِ حقیقیِ یهود و نصارا در عصر خود از رستگاران به شمار می‌آیند.[۲۲]

زیستگاه صابییان

مفسران درباره وجود تاریخی صابئی‌ها در عصر نزول قرآن سخنی نگفته‌اند؛ ولی یادکرد قرآن کریم از آنان در کنار پیروان ادیان دیگر نشان می‌دهد که صابئیان نیز مانند یهودیان، مسیحیان، مجوس و مشرکان در آن زمان جمعیت فراوانی داشته‌اند[۲۳]. با این حال، منابع تاریخی چندان به زوایای حضور صابئی‌ها در عصر ظهور اسلام نپرداخته‌اند، تا جایی که برخی محققان ضمن تصریح به اینکه حلقه اتصال تاریخ صابئیان در عصر ظهور اسلام مفقود است، از کنار این بحث گذشته‌اند[۲۴]. در این میان برخی از پژوهشگران بر این باورند که صابئیان در اواخر حکومت اَشکانی از شمال سوریه به خوزستان انتقال یافته و سکونت دائمی اختیار کرده بودند و در صدر اسلام از ساکنان بومی و قدیمی منطقه میشان در نزدیکی استان خوزستان به شمار می‌آمدند. ادامه سکونت صابئیان در همان ناحیه تا سده نهم هجری و مهاجرت آنان به مغرب و جنوب این ناحیه که پس از توسعه قلمرو حکومت آل مشعشع در خوزستان رخ داد و دوام حضور ایشان در اهواز، محمّره (خرمشهر)، عماره و بصره تا امروز، بهترین قرینه بر وجود پیروان دین صابئی در شمال شرقی شبه جزیره عرب در عصر نزول قرآن است. بر همین اساس وجود افراد یا گروه‌های دیگری از آنها را می‌توان در مناطق دیگری از عربستان، از جمله سواحل حجاز و یمن و بیشتر در سواحل خلیج فارس از زمان‌های دور پیش‌بینی کرد[۲۵].[۲۶]

دین صابییان

تعیین دین صابئیان مهم‌ترین دغدغه مفسران است و آنها غالباً بدون ارائه ادله و شواهد، نظرهایی داده‌اند. برهمین اساس، منابع تفسیری آکنده از دیدگاه‌های متعدد و متعارضی است که گاه نشان از سردرگمی مفسران دارد؛ به گونه‌ای که آنها را از اظهارنظر قطعی بازداشته است[۲۷]. به عقیده مقاتل، آنها در عین نماز گزاردن به سوی قبله و تلاوت زبور، ستاره نیز می‌پرستند[۲۸]. برخی مفسران بدون تعیین دین، صابئی‌ها را قومی موحد و معتقد به برخی از پیامبران و نیز تأثیر ستارگان دانسته‌اند[۲۹]. برخی دیگر به بیان خروج صابئیان از دین اصلی خود بسنده کرده‌اند[۳۰]. به عقیده برخی مفسران، صابئی‌ها در شمار هیچ یک از ادیان مجوس، یهودیت و مسیحیت و نیز مشرکان نیستند، بلکه بر فطرت خود مانده‌اند و نمی‌توان برای آنان دینی را معین ساخت[۳۱]. دین حضرت نوح(ع)[۳۲]، قومی از یهود[۳۳]، فرقه‌ای از مسیحیان[۳۴]، گروهی میان مسیحیت و مجوس[۳۵]، قومی میان یهودیت و مجوس[۳۶]، آمیخته‌ای از یهودیت، مجوسیت و اندکی از آیین حَرّانی[۳۷]، پیروان حضرت یحیی(ع)[۳۸] و کسانی که با خروج از دین یهودیت و مسیحیت، به پرستش ملائکه و ستارگان روی آوردند[۳۹]، دیگر دیدگاه‌های ارائه شده در این زمینه‌اند.

به رغم این اختلاف‌ها، کفر و ستاره‌پرستی، شایع‌ترین نسبتی است که مفسران به صابئی‌ها داده‌اند[۴۰]. به هر حال، ظاهر آیات قرآن به توحیدی بودن دین و اعتقاد آنان به مبدأ و معاد اِشعار دارد و دیدگاه‌های مفسران بیشتر بر اساس وضع دینی کنونی آنها و نیز مستند به منابع نوشته شده درباره آنها ارائه شده‌اند. نکته دیگر اینکه صابئیان به دو گروه حَرّانیان و مَندائیان قسمت می‌شوند و به نظر می‌رسد عمده آرای ارائه شده بر گروه حرانیان انطباق دارند و ناآشنایی مفسران با مندائیان سبب ارائه این نظرها درباره همه صابئی‌ها شده است. این در حالی است که اساساً صابئی بودن حرانیان با برخی تردیدها روبه‌روست. در برخی از منابع، حضرت آدم، شیتل (شیثسام، رام، نوح و یحیی(ع) به عنوان پیامبران صابئیان مندائی و حضرت ادریس، عاذیمون و جز آن به عنوان پیامبران حرانی‌ها یاد شده‌اند[۴۱] از سوی دیگر بر اساس آموزه‌های اسلامی، پیامبران صاحب شریعت عبارت‌اند از حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) و پیامبر اکرم(ص)[۴۲]. حال از آنجا که صابئیان گروهی جدا از یهودیان و مسیحیان‌اند و نیز خود آنان به رغم بزرگداشت حضرت ابراهیم(ع)، او را به عنوان پیامبر خود یاد نکرده‌اند[۴۳]، می‌توان گفت که آنها آیین خود را از حضرت ابراهیم(ع) هم نگرفته‌اند.

از سوی دیگر حضرت یحیی(ع) نیز پیامبر اولواالعزم و صاحب شریعت نیست و خود مندائیان هم او را نه به عنوان پیامبری صاحب دین جدید، بلکه به عنوان مبلغ و مروّج دین مندائی به رسمیت می‌شناسند[۴۴]. با توجه به این مقدمات می‌توان ادعا کرد، چنان‌که برخی از مفسران نیز گفته‌اند، دین صابئی‌ها و دست‌کم مندائیان، برگرفته از شریعت حضرت نوح(ع) است[۴۵]؛ به ویژه اینکه خود آنها نیز وی را از جمله پیامبران خویش به شمار آورده‌اند. دیدگاه برخی فقها نیز مؤید اهل کتاب بودن صابئیان است. فقها از دیرباز ضمن بحث درباره اهل کتاب بودن صابئیان آرای مختلفی ارائه کرده‌اند: بیشتر فقهای شیعه مانند شیخ مفید[۴۶]، شیخ طوسی[۴۷]، ابن ادریس حلی[۴۸] و صاحب جواهر[۴۹]اهل کتاب بودن صابئیان را نپذیرفته‌اند؛ اما برخی با این مبنا که اصطلاح «اهل کتاب» شامل پیروان هر دین آسمانی می‌شود، با تمسک به آیات مربوط به صابئیان و مراجعه به مضامین موجود در کتاب‌های آنان، صابئیان را نیز از اهل کتاب و دین آنان را منسوب به انبیای الهی دانسته‌اند[۵۰]. از میان فقهای اهل سنت نیز شافعی، آنان را اهل کتاب[۵۱]، ابوحنیفه، طایفه‌ای از مسیحیت[۵۲] و مالک بن انس متفاوت با اهل کتاب دانسته است[۵۳].[۵۴]

منابع

پانویس

  1. لغت نامه، ج ۱۰، ‌ص ۱۴۷۳۳،‌ «صابئین»
  2. نک: العین، ج ۷، ص۱۷۱؛ لسان العرب، ج ۱، ص۱۰۷ - ۱۰۸؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص۵۷۴،‌»صبأ».
  3. النهایه، ابن اثیر، ج ۳، ص۳؛ لسان العرب، ‌ج۱، ‌ص ۱۰۸،‌ «صبأ»؛ المفصل، ج ۶، ص۷۰۲.
  4. اعلام الوری، ج۱،‌ ص۱۳۶.
  5. ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ «بی‌گمان از کسانی که (به اسلام) ایمان آورده‌اند و یهودیان و مسیحیان و صابئان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین باور دارند و کاری شایسته می‌کنند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۶۲. ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ «بی‌گمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره مائده، آیه ۶۹.
  6. تفسیر نمونه، ج ۱، ص۲۸۸.
  7. الصابئون، ص۷-۱۰.
  8. تریانا: مجید یکتایی، ص۶-۱۶؛ ۲۱-۲۲،‌ ۲۵.
  9. تفسیر نمونه، ج ۱، ص۲۹۰؛ نیز نک: تفسیر کوثر، ج ۱، ص۲۲۹؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۸-۹، ۷۰.
  10. ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ «بی‌گمان از کسانی که (به اسلام) ایمان آورده‌اند و یهودیان و مسیحیان و صابئان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین باور دارند و کاری شایسته می‌کنند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره بقره، آیه ۶۲. ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ «بی‌گمان (از) مؤمنان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورند و کار شایسته کنند، نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره مائده، آیه ۶۹؛ ﴿هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ «اینان دو گروه دشمنند که درباره پروردگارشان با هم به دشمنی برخاستند، پس بر (تن) آنان که کفر ورزیدند جامه‌ای از آتش بریده‌اند، از فراز سرشان آب جوش می‌ریزند» سوره حج، آیه ۱۹.
  11. ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ «بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.
  12. «خداوند میان کسانی که ایمان دارند و کسانی که یهودی‌اند و صابئان و مسیحیان و زرتشتیان و کسانی که شرک می‌ورزند در روز رستخیز داوری می‌کند، بی‌گمان خداوند بر هر چیزی گواه است» سوره حج، آیه ۱۷.
  13. کشف الاسرار، ج ۴، ص۱۱۰.
  14. سوره توبه، آیه ۲۹.
  15. تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص۲۸.
  16. سوره حج، آیه ۴۰.
  17. جامع البیان، ج ۱۷، ص۱۲۵؛ روض الجنان، ج ۱۳، ص۳۳۷.
  18. «و بگو سپاس خداوند را که نه فرزندی گزیده است و نه او را در فرمانروایی انبازی و نه او را از سر زبونی، سرپرستی است و او را چنان که باید بزرگ می‌دار!» سوره اسراء، آیه ۱۱۱.
  19. تفسیر گازر، ج ۵، ص۳۴۶؛ جامع البیان، ج ۱۵، ص۱۲۶.
  20. نک: المیزان، ج ۱، ص۱۹۳؛ من وحی القرآن، ج ۲، ص۷۰-۷۲؛ تفسیر نمونه، ج ۱، ص۲۸۳.
  21. نک: تفسیر نمونه، ج ۱، ص۲۸۸؛ ج ۱۴، ص۴۶.
  22. فاریاب و اسدی، مقاله «صابئیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۹.
  23. پژوهشی درباره صابئین، ص۱۱-۱۴.
  24. نک: پژوهشی درباره صابئین، ص۴۲.
  25. یادنامه شهید مطهری، ج ۲، ص۴۷ - ۴۹.
  26. فاریاب و اسدی، مقاله «صابئیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۱۱.
  27. تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۱، ص۱۲۷ - ۱۲۸؛ جامع البیان، ج ۱، ص۲۵۲ - ۲۵۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۳۶.
  28. تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۱۱۲.
  29. تفسیر مراغی، ج ۱، ص۱۳۴.
  30. التبیان، ج ۳، ص۵۹۲؛ البحر المحیط، ج ۱، ص۳۸۶؛ تفسیر لاهیجی، ج ۱، ص۶۰.
  31. تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۱۸۳ – ۱۸۴؛ نیز نک: الوجیز، ج ۱، ص۱۱۴.
  32. الفواتح الالهیه، ج ۱، ص۳۵.
  33. کشف الاسرار، ج ۶، ص۳۴۰؛ تفسیر جلالین، ص۱۲۲.
  34. البحر المدید، ج ۳، ص۵۲۱.
  35. تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص۸۴.
  36. الوجیز، ج ۱، ص۱۱۴.
  37. المیزان، ج ۱، ص۱۹۶.
  38. نک: تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۴۶.
  39. الکشاف، ج ۱، ص۱۴۶؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۵۱؛ روح البیان، ج ۱، ص۱۵۳.
  40. تفسیر قمی، ج ۱، ص۴۸؛ التبیان، ج ۳، ص۵۹۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۳۶.
  41. الآثار الباقیه، ص۴۰۷-۴۰۸؛ الملل و النحل، ج ۲، ص۵۶؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۵۵-۵۶،‌ ۸۰-۸۴.
  42. الکافی، ج ۱، ص۱۷۵؛ الخصال، ص۳۰۰.
  43. الصابئة المندائیون، ‌ص ۶۹-۷۶.
  44. الصابئة المندائیون، ص۶۹؛ الصابئون، ص۶۱-۶۲.
  45. الفواتح الالهیه، ج ۱، ص۳۵.
  46. المقنعه، ص۲۷۰ - ۲۷۱.
  47. النهایه، طوسی، ص۲۹۱-۲۹۲.
  48. السرائر، ج ۲، ص۶.
  49. جواهر الکلام، ج ۱، ص۲۳۱.
  50. تعمیدیان غریب، ص۲۹-۳۰؛ پژوهشی درباره صابئین، ص۱۷، ۲۱-۲۲.
  51. الام، ج ۴، ص۲۵۴.
  52. المبسوط، ج ۴، ص۲۱۱.
  53. المدونة الکبری، ج ۲، ص۴۶ - ۴۷؛ ج ۳، ص۳۶۵.
  54. فاریاب و اسدی، مقاله «صابئیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۱۲.