امان اهل زمین
مقدمه
فعل "أمِن" هنگامی که به طور متعدی به کار رود، به معنای “ایمنی دادن” است. اگرچه در غالب روایات از امامان پاک (ع) با عنوان امین الله یاد شده است، در برخی روایات نیز با استفاده از عنوان «أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» چیستی مقام امامت تبیین شده است. مفهوم این تعبیر با ریشه لغوی “امان” ارتباط تنگاتنگی دارد؛ بدین معنا که میتوان گفت فردی که به دیگری امان میدهد، در حقیقت امنیت جانی او را تأمین میکند. بنابراین، آنگاه که از امامان پاک (ع) با عنوان «أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» یاد میشود، بدین معناست که وجود آنها موجب امنیت اهل زمین است. در روایات متعددی به این مسئله اشاره شده است که باید مقصود از این تعبیر روشن شود. نگارنده بیش از ده روایت در این باره، با سندهای مختلف، در متون روایی شیعه و اهل سنت یافته است. این روایات اگرچه ممکن است به حد تواتر نرسند، مستفیض بودن آنها انکارناپذیر است. به لحاظ تاریخی باید گفت که این مفهوم در عصر رسول اکرم (ص) نیز به کار رفته است. ایشان در این باره فرمودهاند: “اهل بیت من موجب امان اهل زمیناند، چنانکه ستارگان موجب امان اهل آسماناند. ” از ایشان پرسش شد، ای رسول خدا! آیا امامان پس از شما، اهل بیت شمایند؟ فرمود: “بلی، ائمه پس از من دوازده تناند که نه تن از آنها، از صلب حسین (ع) هستند. آنها امین و معصوماند”[۱]. نظیر این روایت با سندهای مختلف - حدود نه سند - در متون روایی اهل سنت نیز وارد شده است. در این باره، سلمة بن اکوع از پیامبر اکرم (ص) نقل میکند که فرمود: “ستارگان موجب امان اهل آسماناند و اهل بیت من موجب امان امت مناند”[۲]. همچنین ایشان فرمودند: “ستارگان موجب امان اهل آسماناند؛ هنگامی که بروند، آنچه وعده داده شده است، سراغ اهل آسمان خواهد آمد و اهل بیت من موجب امان امت مناند؛ پس هنگامی که بروند، آنچه وعده داده شده است، سراغ امت من خواهد آمد”[۳].
همچنین محمد بن منکدر از پدرش نقل میکند که پیامبر خدا (ص) شبی برای ادای نماز عشا از خانه خارج شد، در حالی که مردم منتظر بودند. پس از آنکه نزد ایشان آمد، رو به آسمان کردند و فرمودند: “ستارگان موجب امان اهل آسماناند؛ اگر خاموش شدند، آنچه وعده داده شده، سراغ اهل آسمان خواهد آمد و من موجب امان اصحابم هستم؛ پس هنگامی که از دنیا رفتم، آنچه وعده داده شده، سراغ اصحابم خواهد آمد و اهل بیتم موجب امان امت مناند؛ پس هنگامی که اهل بیتم رفتند، آنچه وعده داده شده، سراغ امت من خواهد آمد”[۴]. شایان ذکر است، روایاتی اینچنین که در شأن اهل بیت پیامبر اکرم (ص) وارد شده است، دست مایه سوء استفاده جاعلان حدیث قرار گرفته است؛ چنانکه در روایتی به همین مضمون، صحابه پیامبر اکرم (ص) موجب امان معرفی شدهاند[۵]. حاکم نیشابوری در روایتی که آن را صحیح میداند، از قتاده و وی از ابن عباس نقل میکند که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “ستارگان موجب امان اهل زمین از غرق شدناند و اهل بیت من موجب ایمنی امت من از اختلافاند”[۶]. بر اساس روایت مزبور، وجود اهل بیت حضرت رسول (ص) برای رفع اختلاف از میان امت بوده است.
باری، کثرت روایات نقل شده از پیامبر اکرم (ص) در منابع شیعی و اهل سنت، خود موجب اطمینان نسبی به صدور این مفهوم است. پس از وفات رسول گرامی اسلام (ص)، ائمه اطهار (ع) با تبیین این مفهوم، به معرفی چیستی مقام امامت و جایگاه آن پرداختند؛ چنانکه برخی از آنها با تکرار گفتار حضرت رسول الله (ص) در این باره، عظمت مقام امامت را یادآور شدند[۷].
ویژگیهای امان اهل زمین
امان لاهل الارض
از صفاتی که در توصیف اهل بیت(ع) نقل شده است و در ظاهر مرتبط با امور تکوینی است وصف «امان لاهل الارض» میباشد. کلمه امان از ریشه «امن» گرفته شده است که به معنای آرامش قلبی و رفع ترس و وحشت و اضطراب است[۸]. فعل (امن) اگر با (من) و (علی) متعدی شود به معنای آرامش خاطر از جانب کسی یا چیزی است و در غیر این صورت به معنای (ایمنی دادن) است: إعْطَاءُ الأَمَنَةِ که در این صورت واژه (امان) از آن مشتق میشود: يَجْعَلُ الْأَمَانَ تَارَةً اسْمًا لِلْحَالَةِ الَّتِي يَكُونُ عَلَيْهَا الْإِنْسَانُ فِي الْأَمْنِ، وَ تَارَةً اسْمًا لِمَا يُؤْمَنُ عَلَيْهِ الْإِنْسَانُ[۹]. بنابراین تعبیر «أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» از نظر لغوی به معنای ایمنی دادن و مایه امن و امان بودن اهل زمین است. برای نخستین بار شخص پیامبر اکرم(ص) این وصف را در تعبیری به کار بردند. ابوسعید خدری از پیامبر نقل میکند که آن حضرت فرمودند: اهل بیت من موجب امان اهل زمین هستند؛ همچنان که ستارگان موجب امان اهل آسماناند. از حضرت سؤال شد: ای رسول خدا، آیا امامان پس از شما، از اهل بیت شمایند؟ فرمودند: بلی، ائمه پس از من دوازده تن هستند که نُه تن از آنان از صلب حسین هستند. آنان امین و معصوماند[۱۰]. یونس بن ظبیان نقل میکند که شبی خدمت امام صادق(ع) مشرف شد ایشان نگاهی به آسمان انداخته و به وی فرمودند: آیا این ستارگان را میبینی که چقدر نیکویند؟ آیا آنها موجب امان اهل آسمان نیستند، در حالی که ما هم موجب امان زمینیم؟[۱۱] امام زمان(ع) هم در توقیعی به نایب دوم خویش محمد بن عثمان عمری در تبیین چگونگی انتفاع مردم از امام غایب بعد از تشبیه این انتفاع به نفع بردن مردم از نور خورشید به هنگام ابری بودن آسمان فرمودند: «إِنِّي لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ»[۱۲]. این سلسله از احادیث اصطلاحاً به احادیث الامان شهرت یافتهاند که در کتب فریقین یافت میشود[۱۳]. در کتب اهل سنت گاهی این حدیث با فراز «النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» نقل شده است[۱۴]. در مورد احادیث امان میتوان گفت اگر به حد تواتر نرسند حداقل مستفیضاند، به گونهای که مرحوم شیخ صدوق یکی از اعتقادات امامیه را باور به «أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» بودن ائمه اطهار(ع) میداند[۱۵]. در این روایات امان بودن اهل بیت(ع) برای اهل زمین به امان بودن ستارگان برای اهل آسمانها (بنا بر منابع شیعی)[۱۶] معرفی شده است. اگرچه در آیات قرآن کریم اوصافی برای نجوم ذکر شده است که به وصف هدایتگری آنها برمیگردد، از جمله اینکه ﴿وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ...﴾[۱۷]، ولکن این آیات در حقیقت بیانگر فایده نجوم برای اهل زمین است که در سایه هدایتگری نجوم، اهل زمین در عبور و مرور خود دچار مشکل نشوند ﴿لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ﴾؛ و چهبسا ممکن است ادعا شود که جنس و کیفیت امان بودن ستارگان برای اهل آسمانها واقعیتی بالاتر از هدایتگری و به معنای امری تکوینی و وجودی باشد[۱۸]؛ لذا باید به دنبال تبیین و تشریح بیشتر وجه شبه یعنی (امان بودن) از زبان خود معصومین(ع) باشیم. در بیانی از رسول اکرم(ص) در تشریح این امان بودن آمده است: «النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ»[۱۹]. بر اساس این فرمایش اصل وجود و ادامه حیات اهل ارض بستگی به اهل بیت(ع) دارد. همچنین فهمیده میشود که همین کاربرد را ستارگان برای اهل سما (با هر مصداقی که داشته باشد) دارا هستند که والاتر از شأن هدایتگری صرف است، اگرچه شامل آن هم خواهد شد. در حدیث دیگری امام باقر(ع) در پاسخ به جابر بن یزید جعفی که از علت و فلسفه وجود پیامبر و امام پرسیده بود، امان بودن اهل بیت(ع) برای اهل زمین را با آیه شریفه ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ﴾[۲۰] ارتباط داده و فرمودند: «برای اینکه عالم بر استواری خود باقی بماند، و خداوند هنگامی که پیامبر یا امامی میان مردم باشد عذاب را از اهل زمین برمیدارد. خداوند فرمود: «مادامی که تو (پیامبر) در میان آنان باشی، خداوند آنان را عذاب نمیکند» و پیامبر خدا(ص) فرمود: ستارگان موجب امان برای اهل آسماناند و اهل بیت من نیز موجب امان برای اهل زمیناند»[۲۱]. در آیه شریفه رفع عذاب منوط به یکی از دو عامل استغفار و وجود پیامبر شده است. ظاهر این آیه نشان از آن دارد که اصل وجود پیامبر (و نه صرفاً هدایت او) مانع نزول عذاب است؛ چه اینکه استغفار خود نشانه و زیرمجموعه هدایت است و اگر منظور صرف هدایتگری پیامبر بود دیگر نیازی به فراز نخست نبود. بر این اساس امان بودن به معنای زنده ماندن و رفع عذاب است. به همین خاطر صاحب بحار الانوار بابی به نام أَنَّهُمْ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ مِنَ الْعَذَابِ گشوده و ضمن گردآوری احادیث امان آنها را به همین معنا تفسیر کرده است[۲۲]. در جمعبندی این روایات توجه و تدبر در حدیثی از امام باقر(ع) بسیار راهگشاست که فرمودند: «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ يَوْماً بِلَا إِمَامٍ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا وَ لَعَذَّبَهُمُ اللَّهُ بِأَشَدِّ عَذَابِهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَنَا حُجَّةً فِي أَرْضِهِ وَ أَمَاناً فِي الْأَرْضِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ لَمْ يَزَالُوا فِي أَمَانٍ مِنْ أَنْ تَسِيخَ بِهِمُ الْأَرْضُ مَا دُمْنَا بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُهْلِكَهُمْ ثُمَّ لَا يُمْهِلَهُمْ وَ لَا يُنْظِرَهُمْ ذَهَبَ بِنَا مِنْ بَيْنِهِمْ وَ رَفَعَنَا إِلَيْهِ ثُمَّ يَفْعَلُ اللَّهُ مَا شَاءَ وَ أَحَبَّ»[۲۳]. امام باقر(ع) در این فرمایش ضمن کنار هم گذاشتن دو وصف (حجیت) و (امان بودن) که هر دو در قلمرویی مشترک به نام ارض کاربرد دارند، در امان بودن مردم را به وجود اهل بیت(ع) در میان آنان منوط کرده که در غیر این صورت زمین آنان را فرو میخورد. از حدیث فوق میتوان این نتیجه را استنتاج کرد که امان بودن اهل بیت(ع) برای اهل زمین در حقیقت عبارت اخرای «لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا» خواهد بود. به دیگر سخن از آنجا که خداوند حکیم است و کار عبث نمیکند لذا در خلقت زمین و کائنات هم هدفی را در نظر گرفته است که این هدف جز با وجود حجت خدا محقق نخواهد شد. همچنین در میان خود انسانها هدف از خلقت که در آیه ﴿مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[۲۴] عبادت بیان شده است به طور کامل در حجت خدا متبلور است. بر این اساس جهت در امان ماندن زمین و خارج شدن فعل خلقت از عبث که شایسته فاعل حکیم نیست، باید پیوسته حجتی بر روی زمین باشد تا مصداق امان لاهل الارض تحقق یابد. با این حال این تفسیر از امان لاهل الارض بیشتر به اثبات وساطت غایی اهل بیت(ع) وفادار است تا اثبات وساطت فاعلی. آیا از احادیث مربوط به وصف امان لاهل الارض بودن اهل بیت(ع) وساطت فاعلی آنان هم استنتاج میشود؟ در روایت پیشگفته از امام باقر(ع) حضرت بعد از یادآوری فرمایش پیامبر مبنی بر اینکه اهل بیت(ع) من امان اهل زمیناند، همچنان که ستارگان امان اهل آسماناند افزودند: «بِهِمْ يَرْزُقُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِهِمْ تُعْمَرُ بِلَادُهُ وَ بِهِمْ يُنْزِلُ الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهِمْ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ وَ بِهِمْ يُمْهِلُ أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَا يُعَجِّلُ عَلَيْهِمْ بِالْعُقُوبَةِ»[۲۵]. در این عبارات هم میتوان تفسیر غایی نمود؛ به این معنا که خداوند به برکت وجودی اهل بیت(ع) و طفیلی نفس کشیدن آنان به بندگان رزق میدهد و باران نازل میکند و برکات زمین را خارج میکند و به اهل معصیت مهلت میدهد، و هم میتوان معنای فاعلی نمود؛ یعنی امور پیشگفته نهفقط به برکت اهل بیت(ع) بلکه بالاتر از آن به وسیله و سبب و وساطت فاعلی ایشان انجام میشود[۲۶]. به نظر میرسد که عبارت «بِهِمْ يُمْهِلُ أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَا يُعَجِّلُ عَلَيْهِمْ بِالْعُقُوبَةِ»، چندان با وساطت فاعلی سازگار نیست و بیشتر در پی این معناست که برکت وجودی آنان است که تأخیر در عذاب حاصل میشود. همچنین در سلسه سند این حدیث افراد مجهولی چون رجاء بن سلمه و مغیره بن محمد وجود دارند که مهمل هستند و نیز درباره عمرو بن شمر برخی کتب رجالی او را تضعیف کردهاند[۲۷].
بر اساس آنچه گذشت احادیث امان، واسطه فیض بودن اهل بیت(ع) را ثابت میکنند، لکن تفسیر این وساطت به وساطت فاعلی محل تأمل بوده و قابل اثبات قطعی نیست. از جمله صفات مرتبط با وصف یاد شده صفت ارکان الارض است. بر طبق این صفت اهل بیت(ع) ارکان زمین هستند که به واسطه ایشان، زمین اهلش را نلرزاند. کتاب بصائر سه روایت در این زمینه آورده[۲۸]، و کافی نیز در بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ هُمْ أَرْكَانُ الْأَرْضِ، سه روایت به همین مضمون آورده که در یکی از آنها عبارت به این صورت است: «بِذَلِكَ جَرَتِ الْأَئِمَّةُ(ع) وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ جَعَلَهُمُ اللَّهُ أَرْكَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ» که نشان میدهد تمام ائمه این ویژگی را دارند. در همین راستا رسول اکرم(ص)، اهل بیت(ع) خود را، بند و بست زمین معرفی میکنند[۲۹]. با توجه به اینکه این عبارات با معنای وساطت غایی نیز سازگار است؛ لذا در معنای وساطت فاعلی متعین و منحصر نبوده و از اثبات آن ناتوان است.[۳۰]
منابع
پانویس
- ↑ «أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَالْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ قَالَ نَعَمْ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ...». علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۲۹.
- ↑ علی المتقی بن حسامالدین الهندی، کنز العمال، ج۱۲، ص۹۶ و ۱۰۱.
- ↑ «النجوم أمان لأهل السماء، فإذا ذهبت أتاها ما يوعدون، وأنا أمان لأصحابي ما كنت فيهم، فإذا ذهبت أتاهم ما يوعدون، وأهل بيتي أمان لأمتي، فإذا ذهب أهل بيتي أتاهم ما يوعدون». علی المتقی بن حسامالدین الهندی، کنز العمال، ج۱۲، ص۱۰۲.
- ↑ محمد بن محمد حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۵۷.
- ↑ «النُّجُومُ أَمَنَةٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، فَإِذَا ذَهَبْتِ النُّجُومُ أَتَى أَهْلَ السَّمَاءِ مَا يُوعَدُونَ، وَأَنَا أَمَنَةٌ لِأَصْحَابِي، فَإِذَا ذَهَبْتُ أَنَا أَتَى أَصْحَابِي مَا يُوعَدُونَ، وَأَصْحَابِي أَمَنَةٌ لِأُمَّتِي، فَإِذَا ذَهَبَ أَصْحَابِي أَتَى أُمَّتِي مَا يُوعَدُونَ». احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۴، ص۳۹۹؛ مسلم نیسابوری، الصحیح، ج۷، ص۱۸۳؛ علی المتقی بن حسامالدین الهندی، کنز العمال، ج۷، ص۳۹۸.
- ↑ «... عن قتادة عن عطاء عن ابن عبّاس رضي الله عنهما قال: قال رسول اللّه (ص): النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، وأهل بيتي أمان لأمتي من الاختلاف، فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس»؛ هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ. محمد بن محمد حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۴۹؛ علی المتقی بن حسام الدین الهندی، کنز العمال، ج۱۲، ص۱۰۲.
- ↑ فاریاب، محمد حسین، معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان، ص ۳۱۲.
- ↑ أَنَّ الْأَصْلَ الْوَاحِدَ فِي هَذِهِ الْمَادَّةِ: هُوَ الْأَمْنُ وَ السُّكُونُ وَ رَفْعُ الْخَوْفِ وَ الْوَحْشَةِ وَ الِاضْطِرَابِ (حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۱، ص١۵٠).
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۸، ص۳۸۸؛ محمد بن مکرم ابن منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۲۱؛ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ج۱، ص۹۰.
- ↑ «حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ البرقوي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْقَاضِي أَبُو إِسْمَاعِيلَ جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْبَلْخِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا شَقِيقٌ الْبَلْخِيُّ عَنْ سِمَاكٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ عَنْ سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ. قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَالْأَئِمَّةُ بَعْدَكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ، تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ، أُمَنَاءُ مَعْصُومُونَ، وَ مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ؛ أَلَا إِنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي مِنْ لَحْمِي وَ دَمِي، مَا بَالُ أَقْوَامٍ يُؤْذُونَنِي فِيهِمْ لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي» (علی بن محمد خزاز رازی، کفایة الأثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، ص۲۹).
- ↑ «حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِالْحِيرَةِ أَيَّامَ مَقْدَمِهِ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ فِي لَيْلَةٍ صَحْيَانَةٍ مُقْمِرَةٍ قَالَ فَنَظَرَ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: يَا يُونُسُ! أَ مَا تَرَى هَذِهِ الْكَوَاكِبَ مَا أَحْسَنَهَا أَمَا إِنَّهَا أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» (ابن قولویه، کامل الزیارات، ص٣۶، ح١٠).
- ↑ محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۴٨٣، ح۴.
- ↑ أَحَادِيثُ الْأَمَانِ. أَخْرَجَهَا الْحَاكِمُ، وَ ابْنُ حَجَرٍ، وَ أَحْمَدُ وَ ابْنُهُ، وَ أَبُو يَعْلَى، وَ الْمَنَاوِيُّ، وَ الْحَكِيمُ التِّرْمِذِيُّ، وَ الْحُمُوئِيُّ وَ غَيْرُهُمْ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ سَلَمَةَ بْنِ الْأَكْوَعِ، وَ أَنَسٍ وَ أَبِي سَعِيدٍ وَ جَابِرٍ وَ أَبِي مُوسَى، وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ(ع)، وَ لَفْظُهَا فِي بَعْضِهَا: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ مِنَ الْغَرَقِ، وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الِاخْتِلَافِ، وَ فِي بَعْضِهَا: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي جَاءَ أَهْلَ الْأَرْضِ مِنَ الْآيَاتِ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ (مقتضب الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، المقدمة، ص١۴).
- ↑ به عنوان نمونه ابن عباس نقل میکند که پیامبر فرمودند: ستارگان موجب امان اهل زمین از غرق شدن هستند و اهل بیت من موجب ایمنی امت من از اختلافاند (احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۴، ص٣٩٩؛ علی المتقی بن حسام الدین الهندی، کنز العمال، ج۷، ص۳۹۸).
- ↑ ابن بابویه، اعتقادات الامامیه، ص٩۴.
- ↑ در منابع حدیثی شیعی همواره مشبهبه (امان بودن ستارگان برای اهل آسمان) ذکر شده و سخن از (امان بودن ستارگان برای اهل زمین) نیست.
- ↑ «و او همان است که ستارگان را برای شما آفرید تا در تاریکیهای خشکی و دریا بدانها راه جویید.».. سوره انعام، آیه ۹۷.
- ↑ این در حالی است که بنا بر قرائت «إِنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ» که در منابع اهل تسنن آمده، میتوان از این آیات استفاده کرده و امان بودن برای اهل زمین را همان شأن هدایت دانست.
- ↑ محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص٢٠۵، ح۱۹.
- ↑ «و خداوند بر آن نیست تا تو در میان آنان هستی آنان را عذاب کند و تا آمرزش میخواهند خداوند بر آن نیست که عذاب کننده آنها باشد» سوره انفال، آیه ۳۳.
- ↑ محمد بن علی بن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۳ و ١٢۴، ح١.
- ↑ ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۷، ص۳۰۸-۳۱۰.
- ↑ محمد بن علی ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج١، ص٢٠۴، ح١۴.
- ↑ «و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.
- ↑ محمد بن علی ابن بابویه، علل الشرائع، ج۱، ص۱۲۳ و ۱۲۴، ح۱؛ سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص١٠٨، ح٢۴٨۶.
- ↑ از جمله کسانی که از این حدیث تفسیر فاعلی نموده، ر.ک: علی نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة فی ذکر القائم الحجة، ص٣٢.
- ↑ رَوَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)، ضَعِيفٌ جِدًّا، زِيدَ أَحَادِيثَ فِي كُتُبِ جَابِرِ الْجُعْفِيِّ يُنْسَبُ بَعْضُهَا إِلَيْهِ، وَ الْأَمْرُ مُلَبَّسٌ (احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۲۸۷).
- ↑ محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ج۴، باب ٩.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، باب «ما جاء فی الاثنی عشر و النص علیهم»، ح۱۷.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۲۲۶-۲۳۱.