ابلیس در کلام اسلامی
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ابلیس (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
چیستی ابلیس
- ابلیس موجودی است از جنس جن و ذیشعور که در آغاز با فرشتگان الهی بود و به دلیل نافرمانی خداوند متعال، رانده شد[۱]. در لغت به معنای یأس و ناامیدی است[۲]. نام پیشین ابلیس، "حارث" و به زبانی عبرانی "عزازیل ـ بزائین" و کنیهاش "ابومر" بوده است و چون از بارگاه الهی رانده شد، "شیطان" نام گرفت. همچنین، گفته شده است واژۀ "ابلیس" با "شیطان" مترادف است؛ اما فرقشان این است که "ابلیس" اسم خاص است و بر همان موجود رانده شده دلالت میکند ولی "شیطان" اسم عام است که هم بر ابلیس و هم بر ذریهاش دلالت میکند[۳].
- در قرآن کریم، هرگاه شیطان با الف و لام میآید، مراد ابلیس است. ابلیس، خاندان و ذریه و گروه و لشکر دارد، از این روی، او موجودی واقعی است نه خیالی و وهمی. ابلیس در قلمرو حاکمیت خداوند زندگی میکند و پیش از آفرینش انسان به عبادت او مشغول و مقرب درگاهش بود و زمانی که از فرمان خدا سرپیچی کرد و بر اثر تکبر، به انسان سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد و قسم یاد کرد فرزندان آدم را گمراه کند[۴].
نگاه ادیان و مذاهب، درباره ابلیس
- اعتقاد به وجود شیطان و نیروهای شرور در میان ادیان و مذاهب از گذشته وجود داشته است؛ به همین جهت در متون مقدس ادیان و مذاهب پیشین، از ابلیس، ماهیت و راههای مقابله با او و چگونگی فریب دادنش و عاقبتش سخن گفته شده است که در بسیاری از موارد، این عناوین مشابه و در برخی موارد متفاوت است.
- در میان تیوتنها، الهه عامل انواع شقاوت و بدبختی، مصائب و بلایا و پروردگار شیطانها شناخته می شد؛ اسلاوها از شیطان با واژه بسو ـ مکروه و ناپسند ـ یاد میکردند؛ در اوستا از وی با نام انگْرَمَینیو و در پَهْلوی، اَهرِمَن یا اهریمن به معنای "مینوی ستیهنده و دشمن" و در ادبیات پارسی، گنامینو به معنای (مینوی از میان برنده و نابود کننده) و با وصف "مایل به از میان بردن و نابود کردن" یاد شده است؛ در میان یهودیان و مسیحیان ابلیس، موجودی منفی و منفور شناخته میشد؛ تفاوت اعتقادات یهودیان و مسیحیان با اسلام در این است که آنان معتقدند عامل فریب آدم و حوا و هبوط آنان از بهشت توسط مار صورت گرفته است نه ابلیس[۵]. البته عهد جدید به صراحت، ضمن گزارش ماجرای اخراج وی از آسمانها که به گونهای متفاوت آورده و معتقد است مار همان ابلیسِ شناخته شده است[۶].
- در کتاب مقدس، ابلیس مترادف با شیطان و فرشته چاه بی انتها دانسته شده که به زبان عبری، او را "ابدون" و به یونانی "اپولیون" به معنای نابود کننده میخوانند؛ همچنین درباره وسوسه و فریبهای وی هشدار داده و از ویژگیهای وی با این تعابیر یاد شده است: رئیس دیوها، رئیس ارواح ناپاک، رئیس نیروهای پلید، او از همان اول قاتل بود و از حقیقت نفرت داشت و در وجود او ذرهای از حقیقت پیدا نمیشود، ذاتاً دروغگو، پدر تمام دروغگوها، پدر واقعی کفر پیشگان و دشمن شماست. او همچون شیری گرسنه، غران به هر سو میگردد تا طعمهای پیدا کند و او را ببلعد.
- در کتاب مقدس، ابلیس از فرشتگان دانسته شده و دامنه قدرتش به قدری وسیع است که او را به عنوان حاکم این دنیای پر از گناه و موجب جنون و صرع یاد شده و به توانایی او از این که به هر شکلی حتی به شکل فرشتگان نور دربیاید تا مردم را فریب دهد، اشاره شده است. کتاب مقدس، قساوت قلب را موجب سلطۀ وی معرفی و به آدمیان چنین سفارش کرده است: خود را با تمام سلاحهای خدا مجهز کنید تا بتوانید در برابر وسوسهها و نیرنگهای شیطان بایستید؛ همچنین از بخشش دیگران برای جلوگیری از بهره برداری شیطان و ازدواج جهت رهایی از وسوسه شیطان و پیوند نداشتند با افراد بی ایمان و تکیه برخداوند برای راههای مقابله با وی سخن گفته شده است و آتش ابدی را سرای شیطان و ارواح شریر آن میداند[۷].
ماهیت ابلیس
- برخی از دانشمندان مانند: حسن بصری، قتاده، سید مرتضی، ابوالفتوح رازی، زمخشری، قمی و...[۸] براساس آیات قرآن قائلند ابلیس از جنیان است وبا استناد به پارهای از روایات، او را پدر جن (ابوالجن) دانستهاند؛ در برابرِ حضرت آدم که ایشان را ابوالانس میدانند.
- تصریح قرآن بر این است که ابلیس از جنیان است: ﴿فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ﴾[۹]. در آیات دیگر قرآن، آمده است که انسان از خاک و جن از آتش آفریده شدهاند: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ﴾[۱۰] و طبق روایات، آفرینش ملائک از نور، ریح و روح بوده و ابلیس، جنس خود را از آتش معرفی کرده است: ﴿خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ﴾[۱۱].
- ابلیس در برابر امر خداوند با تکبر نافرمانی کرد و این در حالی است که ملائکه به خاطر عصمتشان نمیتوانند در برابر خداوند نافرمانی کنند: ﴿لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ﴾[۱۲]. براساس آیات قرآنی جنیان در مواقعی اطاعت فرمان خداوند را میکنند و در برخی از مواقع از اطاعت سر پیچی میکنند: «وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ»[۱۳]، ﴿وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا﴾[۱۴].[۱۵]
- عده ای از دانشمندان به دلایل مختلف معتقدند ابلیس از ملائکه است:
- خداوند، فرشتگان را فرمان داد که به آدم سجده کنند. شمول فرمان الهی بر فرشتگان و آنگاه استثنای ابلیس، شاهد بر این است که ابلیس از فرشتگان بوده است[۱۶].
- اگر ابلیس را از فرشتگان ندانیم، فرمان خدا مبنی بر سجده به حضرت آدم شامل او نمیشود، به همین دلیل نمیتوان او را نافرمان الهی دانست و در نتیجه خروجش از درگاه الهی بیدلیل خواهد شد[۱۷].
- این عده درصدد بر آمدند تا منظور آیۀ «کَانَ مِنَ الْجِنِّ» را توضیح دهند تا فرشته بودن شیطان ثابت شود. این عده معتقدند، تفاوت میان فرشتگان و جن، تفاوت نوعی نیست؛ بلکه جن، صنفی از ملائکه است. شاید بتوان گفت منبع اینها روایت ابن عباس است که میگوید: ابلیس از طایفهای است به نام جن که آن طایفه جز ملائکه بوده است و از میان ملائک، فقط این گروه، از "نارالسموم" آفریده شده بود، اما اینکه چگونه ممکن است فرشتهای در برابر امر خداوند نافرمانی کند، مدعی شدند در قرآن فقط عصمت بعضی از فرشتگان، فهمیده میشود، نه تمامی آنها[۱۸].
- اما بر اساس نظر برخی، ابلیس ابتدا از ملائک بود؛ اما پس از نافرمانی، مسخ و از جنیان شد صاحبان این رأی، آیه ﴿كَانَ مِنَ الْجِنِّ﴾[۱۹] را به معنای (صَارَ مِنَ الْجِنِّ) توجیه کرده است. شاید بتوان کلام زمخشری را مبتنی بر این رای دانست که جملۀ ﴿فَاخْرُجْ مِنْهَا﴾[۲۰] را به خروج از آفرینش نخستین معنا کرده است؛ یعنی پس از آنکه سفید، زیبا و نورانی بود، او را سیاه، زشت و ظلمانی گردانید.
- در پاسخ به این افراد گفته شده است:
- به علت تعداد زیاد ملائک، لفظ ملائکه از باب تغلیب بر ابلیس نیز اطلاق شده است.
- از آنجا که ابلیس همراه ملائکه به عبادت مشغول بود، وقتی ملائکه که مقامشان از وی برتر بود، به سجده مأمور شدند، ابلیس که از جنس جن و همراه ایشان بود، به طریق اولی به سجده کردن سزاوارتر است[۲۱].
- به دلیل آنکه ابلیس از نظر فعل، فرشته و از جهت نوع، از جن بوده، امر به فرشتگان، درباره او هم صادق بود[۲۲].
- ضمیر جمع در ﴿فَسَجَدُوا﴾ به همه مأموران به سجده باز میگردد که اعم از فرشتگان و جنیان است؛ ولی خداوند به خاطر مقام رفیع فرشتگان امر به سجده در برابر آدم را متوجه فرشتگان کرد، در حالی که فرشتگان و جنیان مأمور به سجده بودند[۲۳].
ابلیس دشمن انسان
- در یازده آیه از قرآن کریم از ابلیس سخن گفته شده است که نه بار آن مربوط به ماجرای رانده شدنش از درگاه الهی است. واژه شیطان و شیاطین نیز ۸۸ بار در قرآن به کار رفته که در بسیاری از موارد به معنای ابلیس است. ابلیس پس از آفرینش آدم، از فرمان خدا، مبنی بر سجده به حضرت آدم، سرکشی کرد و به همین دلیل از درگاه الهی رانده شد[۲۴]. به همین منظور، قرآن هنگامی که از ابلیس یا شیطان سخن میگوید در صدد بیان دشمنی این موجود با انسان هاست. برخی از آیاتی که دلالت بر دشمنی ابلیس و یا شیطان نسبت به انسانها میکند عبارت است از: ﴿فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ﴾[۲۵]؛ ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۲۶]؛ ﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا﴾[۲۷]؛ ﴿قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ﴾[۲۸]؛ ﴿وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۲۹]؛ ﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا﴾[۳۰]؛ ﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾[۳۱].
- قرآن کریم با توجّه به دشمنیهای عظیم شیطان، در موارد فراوانی دربارۀ دوری جستن از ابلیس به انسانها هشدار داده است و وعدههای شیطان را فقط فریب میداند: ﴿وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا﴾[۳۲]، ﴿يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا﴾[۳۳].
- شیطان درصدد فتنه و فریب انسانها است: ﴿يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ﴾[۳۴]، ابلیس، ذلیل و خوار کنندۀ آدمی است: ﴿وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا﴾[۳۵]، یاری شیطان، مصداق عذاب الهی است: ﴿يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا﴾[۳۶]، هرکس شیطان را دوست خود نماید دچار ضرر عظیم میشود: ﴿وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا﴾[۳۷]، شیطان، همنشین بدی است: ﴿وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا﴾[۳۸]، رستگاری با دوری گزیدن از اعمال شیطانی به دست میآید: ﴿فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۳۹].[۴۰]
- در روایات نیز نقش دشمنی شیطان بسیار برجسته است؛ چنانکه امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: «ای بندگان خدا، از دشمن خدا بترسید که همۀ شما را به درد خود مبتلا میکند و با فریب و فراخواندنش، شما را به هلاکت میرساند و با سواره نظام و پیادگان خویش بر شما میتازد. سوگند به جانم که او تیر هلاک و شر را بر کمانش نهاده است و چلّه آن را تا نهایت میکشد و از جایگاهی نزدیک و دقیق شما را هدف قرار میدهد؛ چراکه او خودش گفته: پروردگارا، به خاطر آنکه مرا فریب دادی، اعمال، ناپسند بندگانت را در نظرشان زیبا جلوه میدهم و حتماً همگان را گمراه میکنم»[۴۱].[۴۲]
دلیل دشمنی ابلیس
- اینکه چطور شد ابلیس با این همه اجر قرب جزء دشمنان انسان شد؛ دلیلش در قرآن چنین بیان شده است که ابلیس نسبت به برتری آدم بر فرشتگان و تکریم ویژۀ او از سوی خداوند، حسادت ورزید و این عمل موجب طرد ابلیس از مقام قرب الهی شد و لذا تا روز قیامت مورد لعن خداوند قرار گرفت[۴۳].
- چرایی حسادت شیطان نسبت به انسان از تکبر او نشأت میگیرد، با توجه به آیات و روایات سبب حسادت شیطان تکبر چنانکه آیۀ ﴿قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ﴾[۴۴] نقش تکبر شیطان را به وضوح نشان میدهد. و یا در آیۀ ﴿قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ﴾[۴۵] نیز چنین تکبری از شیطان کاملا مشخص است.
- امام سجاد(ع) هم در روایتی اولین گناه شیطان را کبر معرفی میکند: «نخستین گناهی که معصیتِ خداوند بدان صورت گرفت تکبر بود که گناه شیطان بود»[۴۶]. امیرالمؤمنین(ع) علت تمرد ابلیس از امر خداوند را اینگونه بیان کرده است: «ابلیس به دلیل وجود دو صفت تعصب و تکبر پیشوای متعصبان و مستکبران است. خداوند تلاشهای طولانی او را فقط به خاطر یک لحظه خودبزرگبینی و تکبّر از بین برد، در حالیکه او شش هزار سال خداوند را پرستید، آن هم معلوم نیست که این شش هزار سال از سالهای دنیاست یا از سالهای آخرت»[۴۷].[۴۸]
- براساس آیات قرآن دلیل دیگر خروج شیطان از بارگاه الهی کفر او بود، چراکه تکبر و خود را برتر از خداوند دیدن موجب کفر میشود. چنانکه در آیۀ ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾[۴۹]. کفر شیطان به خاطر تکبر کاملا مشهود است[۵۰].
- نکته جالبی که وجود دارد این است که آیه درصدد اثبات این مطلب است که شیطان از گذشته کافر بوده است، چراکه از لفظ "کان" که فعل ماضی است استفاده کرده است، به همین دلیل بین مفسرین نسبت به این لفظ اختلاف ایجاد شده است:
- عده ای تمسک به ظاهر آیه کردند و قائل شدند ابلیس از اول و قبل از نافرمانی از امر خداوند کافر بوده و بر همین اساس عبادت طولانی ابلیس را نه از سرِ ایمان و اخلاص، بلکه از روی ریا، نفاق و همرنگ شدن با جماعت فرشتگان میدانند.
- عده ای هم معتقدند شیطان از اول کافر نبوده بلکه قبل امر بر سجده به خداوند ایمان داشته و کفر او در هنگام امر به سجده محقق شده است، این عده در توجیه لفظ "کان" سه احتمال را ذکر کردند:
- گرچه ابلیس ایمان داشت، اما چون خداوند از ازل میدانست او کافر م یشود عنوان کفر را با فعل ماضی آورد.
- از آنجا که ابلیس پس از ایمان، کافر شد، تعبیر به ﴿كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾ پس از گذشت زمانی هر چند کوتاه، امری مُجاز و متداول است.
- ابلیس مؤمن بود و بعد کافر شد و جمله ﴿كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾ به معنای صَارَ مِنَ الْکافِرِینَ است[۵۱].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۶۰.
- ↑ المفردات فی غریب القرآن، ص ۱۴۳؛ جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص ۳۲۶.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۰.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۶۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ «(همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از جن بود» سوره کهف، آیه ۵۰.
- ↑ «و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم و پیشتر پری را از آتشباد آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶ ـ۲۷
- ↑ «گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده اى و او را از گِل» سوره اعراف، آیه ۱۲.
- ↑ «از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بجای میآورند» سوره تحریم، آیه ۶.
- ↑ سوره جن، آیه ۱۴.
- ↑ «و اینکه برخی از ما شایستهاند و برخی جز آنند؛ ما دستههایی بر راههای گونهگونیم» سوره جن، آیه ۱۱.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۲.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص ۶۲؛ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ «از جن بود» سوره کهف، آیه ۵۰.
- ↑ «از آن (بهشت) بیرون رو» سوره حجر، آیه ۳۴.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۷۳.
- ↑ «گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست» سوره طه، آیه ۱۱۷.
- ↑ «ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.
- ↑ «به راستی شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بدارید!» سوره فاطر، آیه ۶.
- ↑ «(موسی) گفت: : اين كار شيطان بود. او به آشكارا دشمنى گمراه كننده است.» سوره قصص، آیه ۱۵.
- ↑ «و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.
- ↑ «بیگمان شیطان برای انسان دشمنی آشکار است» سوره اسراء، آیه ۵۳.
- ↑ «بیگمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است» سوره یوسف، آیه ۵.
- ↑ «و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسراء، آیه ۶۴.
- ↑ «(شیطان) به آنان وعده میدهد و در آرزو (های دور و دراز) میافکند و شیطان به ایشان جز به فریب وعدهای نمیدهد» سوره نساء، آیه ۱۲۰.
- ↑ «ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد!» سوره اعراف، آیه ۲۷.
- ↑ « و شيطان همواره فروگذارنده انسان است.» سوره فرقان، آیه ۲۹.
- ↑ «ای پدر! من میهراسم که عذابی از (خداوند) بخشنده به تو رسد آنگاه دوست شیطان گردی» سوره مریم، آیه ۴۵.
- ↑ «و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند قطعاً دستخوش زيان آشكارى شده است.» سوره نساء، آیه ۱۱۹.
- ↑ «و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.
- ↑ «پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ «فاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ عَدُوَّ اللَّهِ أَنْ یُعْدِیَکُمْ بِدَائِهِ وَ أَنْ یَسْتَفِزَّکُمْ بِنِدَائِهِ وَ أَنْ یُجْلِبَ عَلَیْکُمْ بِخَیْلِهِ وَ رَجِلِهِ [رَجْلِهِ] فَلَعَمْرِی لَقَدْ فَوَّقَ لَکُمْ سَهْمَ الْوَعِیدِ وَ أَغْرَقَ إِلَیْکُمْ بِالنَّزْعِ الشَّدِیدِ وَ رَمَاکُمْ مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ فَقَالَ ﴿رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ»؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۷۴.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ «گفت: من از او بهترم. مرا از آتشى آفريدى و او را از گِل آفريدى» سوره اعراف، آیه ۱۲.
- ↑ «گفت: سر آن ندارم که برای بشری فروتنی کنم که او را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک آفریدهای» سوره حجر، آیه ۳۳.
- ↑ «فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ مَعْصِیَةُ إِبْلِیس»؛ کافی، ج ۲، ص ۳۱۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲
- ↑ دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۷۴.
- ↑ «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.
- ↑ ر.ک: محمدی آشنائی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۵۷۲-۵۷۳.