شأن نزول آیه ولایت در کلام اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۵:۰۱ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

آیۀ ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۱] به "آیۀ ولایت" شهرت یافته است[۲] و متن آیه چنین است: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۳]. علت نامگذاری به آیۀ ولایت وجود واژۀ ﴿وَلِيُّكُمُ است. بر اساس روایات فراوانی که در منابع شیعه و اهل سنت آمده، آیه در شأن امام علی(ع) نازل شده است[۴]. البته در برخی موارد، آیه را "زکات به خاتم" هم نامگذاری کرده‌اند، چنانکه این نام از فرمایشات امیرالمؤمنین (ع) در یکی از احتجاج‌های آن حضرت استفاده شده است[۵].

آیۀ ولایت یکی از روشن‌ترین دلایل ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) است[۶]. ابوذر غفاری در شأن نزول آیه گفته است: "روزی با رسول خدا(ص) در مسجد نماز می‎خواندم که سائلی وارد مسجد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی کسی چیزی به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم ولی کسی جواب نداد در همین حال علی(ع) که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد، پیامبر(ص) که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد؛ پس از فراغت از نماز سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: «خداوندا برادرم موسی از تو تقاضا کرد که سینه او را فراخ گردانی و کارها را بر او آسان‎سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهی و به وسیلۀ او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا من محمد پیامبر و برگزیده توام، سینۀ مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز از خاندانم علی(ع) را وزیر من گردان تا به وسیلۀ او پشتم قوی و محکم گردد هنوز دعای پیامبر(ص) پایان نیافته بود که جبرئیل آیۀ ولایت را نازل کرد"[۷].[۸]

این شأن نزول از طرق گوناگون در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است و از جمله اصحابی‌ که این حادثه را نقل‌ کرده‌اند: امام علی(ع)، عبدالله بن عباس، ابو رافع مدنی، عمار بن یاسر، ابوذر غفاری، انس‌ بن مالک و مقداد بن اسود هستند و از تابعان نیز مسلمة بن کهیل، عتبة‌ بن ابی‌حکیم، سُدّی و مجاهد به نقل این حادثه پرداخته‌‎اند و در کتاب غایة المرام تعداد ۲۴ حدیث در این باره از اهل تسنّن و ۱۹ حدیث از شیعه نقل شده است، در هر صورت از نظر شیعه تردیدی نیست این آیه دربارۀ امام علی(ع) نازل شده و از نظر اهل سنّت نیز شهرت این روایات به حدّی است که متکلّم معروف اهل سنت، قاضی ایجی در کتاب مواقف تصریح کرده که مفسّران بر نزول این آیه در شأن علی(ع) اجماع دارند و جرجانی در شرح مواقف، سعدالدین تفتازانی در شرح مقاصد و قوشچی در شرح تجرید نیز بر این اجماع اعتراف دارند[۹].

شأن نزول آیه ولایت

آیۀ ۵۵ سورۀ مائده به "آیۀ ولایت" شهرت یافته است[۱۰] و متن آیه چنین است: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۱۱]. علت نامگذاری به آیۀ ولایت وجود واژۀ ﴿وَلِيُّكُمُ است. البته در برخی موارد، آیه را "زکات به خاتم" هم نامگذاری کرده‌اند، چنانکه این نام از فرمایشات امیرالمؤمنین در یکی از احتجاج‌های آن حضرت استفاده شده است[۱۲].

آیۀ ولایت یکی از روشن‌ترین دلایل ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) است[۱۳]. در شأن نزول آیه گفته شده است فقیری وارد مسجد پیامبر(ص) شد و از مردم تقاضای کمک کرد؛ اما کسی به او کمک نکرد، در این هنگام مرد فقیر دستانش را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم؛ ولی کسی کمکی نکرد. در همین حال، امیرالمؤمنین(ع) که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد که فقیر به نزد او بیاید تا انگشترش را به او بدهد، فقیر نزدیک آمد و انگشتر را از دست حضرت بیرون آورد؛ پیامبر(ص) که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد؛ پس از فراغت از نماز سر به سوی آسمان بلند کرد و چنین گفت: «خداوندا برادرم موسی از تو تقاضا کرد که سینه او را فراخ گردانی و کارها را بر او آسان‎‌سازی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند و نیز موسی درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهی و به وسیلۀ او نیرویش را زیاد کنی و در کارهایش شریک سازی. خداوندا من محمد پیامبر و برگزیده توام، سینۀ مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز از خاندانم علی(ع) را وزیر من گردان تا به وسیلۀ او پشتم قوی و محکم گردد هنوز دعای پیامبر(ص) پایان نیافته بود که جبرئیل آیۀ ولایت را نازل کرد»[۱۴]. آیه دربارۀ این عمل حضرت نازل شد[۱۵].

امیرالمؤمنین(ع) شأن نزول آیه

تمام مسلمانان در اینکه آیه در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده اتفاق نظر دارند، مگر ابن تیمیه که معتقد است انتساب آیه به امیرالمؤمنین، انتساب غلط و از جعلیات اسلام است اما سخن او با توجه به نقل روایات متعدد از اهل سنت مانند: حافظ عبدالرزاق صنعانی، حافظ عبد بن حمید، حافظ رزین بن معاویه، حافظ نسائی (مؤلف صحیح)، حافظ محمد بن جریر طبری، ابن‌ ابی‌ حاتم، ابن‌ عساکر، ابوبکر بن‌ مردویه، ابوالقاسم طبرانی، خطیب بغدادی، هیثمی، ابن‌ جوزی، محبّ طبری، جلال الدین سیوطی و متّقی هندی؛ دربارۀ انتساب آیه به امیرالمؤمنین(ع) بی پایه و اساس است[۱۶].

مطابق روایات، این آیه در شأن علی(ع) نازل شده است، هنگامی که در نماز و در حال رکوع انگشتر خود را به بی‌نوایی داد که از مردم درخواست کمک می‌کرد و کسی به او اعتنا نکرد. کلمه ولی اگر چه کاربردهای متفاوتی مانند پدر، عمو، پسرعمو، داماد، هم سوگند و هم پیمان، یاور و دوست دارد، ولی جامع آنها الاولی بالشیء است؛ یعنی ولی هر فرد، کسی است که با او نسبت ویژه‌ای دارد و در آن نسبت بر دیگران مقدم و سزاوارتر است. بر این اساس کاربرد واژه ولی در مصادیق مختلف آن از قبیل مشترک معنوی است، نه لفظی. در این صورت، هرگاه در کلام قرینه‌ای بر تعیین مصداقی خاص وجود نداشته باشد، همه مصداق‌های ممکن را شامل می‌شود. از آنجا که در این آیه، ولایت قبل از آنکه به علی(ع) (الذین آمنوا) نسبت داده شود به خداوند و رسول خدا نسبت داده شده است، آن کاربردهایی از ولایت مقصود است که در مورد خدا و پیامبرش ممکن و محقق است، که ولایت حکومت و سرپرستی از آن جمله است. البته، ولایت حکومت و سرپرستی خداوند در حقیقت از طریق پیامبر و امام تحقق می‌پذیرد. روشن است که این کاربرد ولایت با محبت و نصرت نیز منافات ندارد، اما این فرض که مقصود از ولایت در آیه فقط ولایت محبت و نصرت است پذیرفته نیست، زیرا با سیاق آیه که بر حصر دلالت می‌کنند سازگاری ندارد، چون ولایت نصرت و محبت عمومیت دارد و همه مؤمنان را شامل می‌شود[۱۷].

احادیث شأن نزول آیه

مقصود از ولایت در آیه، رهبری و تدبیر امور مسلمانان است و این منصب و مقام به برخی از آنان اختصاص دارد. اکنون بحث در این است که با توجه به احادیث شأن نزولِ آیه ثابت می‌شود مقصود از کسی که پس از پیامبر(ص) بر مسلمانان ولایت دارد امیرالمؤمنین(ع) است. احادیثی که درباره شأن نزول آیه ولایت روایت شده، سه دسته‌اند:

  1. عبادة بن صامت: طبری در این باره روایتی را نقل کرده است که ترجمه آن چنین است: آن‌گاه که یهود بنی‌قینقاع با پیامبر(ص) جنگ کردند، عباده بن صامت از آنان تبری جست و گفت من ولایت خدا و پیامبر او و مؤمنان را برمی‌گزینم و از ولایت کفار و هم‌پیمانی با آنان تبری می‌جویم. پس آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا[۱۸] درباره وی نازل شد[۱۹]. آنچه از این حدیث به دست می‌آید آن است که آیه ولایت (مائده / ۵۵) قول و عمل عباده بن صامت را تأیید می‌کند که به جای ولایت کافران باید ولایت خدا، پیامبر و مؤمنان را برگزید، و آیه پس از آن وی را تسلّی می‌دهد که او در این جهت، چیزی را از دست نداده است، زیرا کسانی که ولایت خدا، پیامبر و مؤمنان را برگزینند، پیروز خواهند بود.
  2. عبدالله بن سلام و یاران او: سیوطی از ابن‌مردویه از طریق کلبی، از ابی‌صالح از ابن‌عباس روایت کرده است که عبدالله بن سلام با عده‌ای از اهل کتاب - که اسلام آورده بودند- هنگام ظهر نزد پیامبر(ص) آمدند و گفتند منزل ما دور است و ما جز در این مسجد، کسی را نمی‌یابیم که با آنان معاشرت و مجالست داشته باشیم، زیرا قوم ما پس از اینکه اسلام را برگزیدیم و دین آنها را رها کرده‌ایم با ما دشمنی می‌ورزند، و سوگند خورده‌اند که با ما معاشرت نکنند و این کار بر ما سخت و ناگوار است. در این هنگام آیه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ... بر پیامبر اکرم(ص) نازل، و از طرفی، برپایی نماز ظهر اعلان شد. پیامبر(ص) به سوی مسجد رفت و فقیری را دید، به او فرمود: “آیا کسی به تو چیزی عطا کرد؟” فقیر گفت: “آری” و به علی(ع) اشاره کرد. پیامبر(ص) گفت: “در چه حالتی بود؟” گفت: “در حال رکوع”. در این هنگام پیامبر(ص) تکبیر گفت و آیه ﴿وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ[۲۰] را قرائت کرد[۲۱]. این روایت، در کتاب الجمع بین الصحاح السته از سنن نسائی نقل شده است[۲۲]، چنان‌که خطیب خوارزمی نیز در کتاب المناقب به صورت مسند از ابن‌عباس روایت کرده است. در این نقل آمده است که وقتی عبدالله بن سلام، سخن خود را به پیامبر(ص) نقل کرد، پیامبر(ص) آیه﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ را برای آنان قرائت کرد[۲۳] در پایان آمده است که حسان بن ثابت، این واقعه را به نظم در آورد[۲۴]. شیخ ابراهیم بن محمد الحموینی در فرائد السمطین[۲۵]، و ابونعیم اصفهانی در نزول القرآن فی امیرالمؤمنین علی(ع)[۲۶] نیز حدیث مزبور را نقل کرده‌اند.
  3. علی بن ابی طالب(ع): بیشتر احادیثی که درباره شأن نزول آیه ولایت روایت شده است، نزول آن را مربوط به امیرالمؤمنین(ع) و دادن انگشتر خود به سائل به هنگام نماز و در حال رکوع دانسته‌اند. طبری در دو حدیث، یکی از عتبة بن حکیم و دیگری از مجاهد، این شأن نزول را روایت کرده است[۲۷]. سیوطی، علاوه بر دو حدیث مزبور که از طبری نقل کرده است، در پنج حدیث دیگر از خطیب خوارزمی، طبرانی و ابن‌مردویه به نقل از ابن‌عباس، عمار یاسر، سلمه بن کهیل، علی بن ابی‌طالب و ابورافد، نزول آیه ولایت را در شأن علی(ع) روایت کرده است[۲۸]. وی در اسباب النزول نیز شش روایت را از ابن‌عباس، علی بن ابی‌طالب، عمار بن یاسر و سلمه بن کهیل درباره این شأن نزول نقل کرده و گفته است: “این نقل‌ها شواهد گوناگونی هستند که یکدیگر را تقویت می‌کنند”[۲۹].

مؤلف غایة المرام در بیش از بیست حدیث که از کتاب‌های حدیث و تفسیر اهل‌سنت نقل کرده، نزول آیه ولایت را درباره امام علی(ع) روایت کرده است. عالمانی که وی احادیث مزبور را از آنان نقل کرده عبارت‌اند از: ثعلبی مؤلف تفسیر معروف، ابن‌مغازلی شافعی مؤلف المناقب، خطیب خوارزمی مؤلف المناقب، شیخ ابراهیم حموینی مؤلف فرائد السمطین، واحدی نیشابوری مؤلف اسباب النزول و ابونعیم اصفهانی مؤلف نزول القرآن فی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع). صحابه‌ای که در این احادیث از آنان یاد شده که این شأن نزول را روایت کرده‌اند عبارت‌اند از: عبایه بن ربعی، عبدالله بن عباس، عبدالله بن سلام، علی بن ابی‌طالب(ع)، عمرو بن العاص، انس بن مالک، عمار بن یاسر، جابر بن عبدالله انصاری و ابورافع.

علامه امینی نام عده‌ای از دانشمندان اهل سنت را که نزول آیه ولایت در شأن امیرالمؤمنین علی(ع) را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند با ذکر نام صحابه‌ای که آن را روایت کرده‌اند، بازگو کرده است. آنان عبارت‌اند از: ابن‌جریر طبری، واحدی، فخرالدین رازی، الخازن، ابوالبرکات، نیشابوری، ابن‌صباغ مالکی، ابن‌طلحه شافعی، سبط ابن الجوزی، شبلنجی و آلوسی. و صحابه‌ای که این حدیث را روایت کرده‌اند عبارت‌اند از: ابن‌عباس، عتبه بن ابی‌حکیم، عبدالله بن سلام، ابوذر، غالب بن عبدالله، انس بن مالک، عمار بن یاسر، سلمه بن کهیل، ابورافع، عبدالله بن سلام و امیرالمؤمنین علی(ع)[۳۰].[۳۱]

  1. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  2. المراجعات، ص‌۲۲۶، ۲۲۹.
  3. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  4. ر.ک: خراسانی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۴۳۰ - ۴۳۶.
  5. غایة المرام، ص۱۰۸؛ الاحتجاج، ص۱۱۸.
  6. لسان العرب، ج۱۵، ص۲۸۱-۲۸۳؛ أقرب الموارد، ج۲، ص۱۴۷۸.
  7. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۴ ـ ۳۲۵؛ احقاق الحق، ج۲، ص۳۹۹؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص‌۲۰۹‌ـ ‌۲۳۹.
  8. ر.ک: خراسانی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۴۳۰ ـ ۴۳۶؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص ۱۴۹؛ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴.
  9. ر.ک: خراسانی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۴۳۰ ـ ۴۳۶؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص ۱۴۹.
  10. المراجعات، ص‌۲۲۶، ۲۲۹.
  11. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  12. غایة المرام، ص۱۰۸؛ الاحتجاج، ص۱۱۸.
  13. لسان العرب، ج۱۵، ص۲۸۱-۲۸۳؛ أقرب الموارد، ج۲، ص۱۴۷۸.
  14. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۴ ـ ۳۲۵.
  15. ر.ک: خراسانی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۴۳۰ ـ ۴۳۶؛ مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص ۱۴۹؛ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴.
  16. ر.ک: خراسانی، علی، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۴۳۰ - ۴۳۶.
  17. ربانی گلپایگانی، علی، امامت امام علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص ۴۴۹.
  18. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  19. تفسیر طبری، ج۱، ص۳۴۳.
  20. «و هر کس سروری خداوند و پیامبرش و آنان را که ایمان دارند بپذیرد (از حزب خداوند است) بی‌گمان حزب خداوند پیروز است» سوره مائده، آیه ۵۶.
  21. الدر المنثور، ج۳، ص۹۹.
  22. غایة المرام و حجة الخصام، ج۲، ص۸.
  23. در حدیث قبل، از نزول آیه بر پیامبر(ص) یاد شده بود نه از قرائت آن برای عبدالله بن سلام و دوستان وی، روشن است که این دو تعبیر با یکدیگر منافات ندارد.
  24. المناقب، ص۲۶۴، حدیث ۲۴۶. أَبَا حَسَنٍ تَفْدِيكَ نَفْسِي وَ مُهْجَتِي *** وَ كُلُّ بَطِي‌ءٍ فِي الْهَوَى وَ مُسَارِعٌ أَ يَذْهَبُ مَدْحِي وَ الْمُحَبَّرُ ضَائِعاً *** وَ مَا الْمَدْحُ فِي جَنْبِ الْإِلَهِ بِضَائِعٍ‌ فَأَنْتَ الَّذِي أَعْطَيْتَ إِذْ كُنْتُ رَاكِعاً *** فَدَتْكَ نُفُوسُ الْقَوْمِ يَا خَيْرَ رَاكِعٍ فَأَنْزَلَ فِيكَ اللَّهُ خَيْرَ وَلَايَةٍ *** وَ بَيَّنَهَا فِي مُحْكَمَاتِ الشَّرَائِع‌.
  25. فرائد السمطین، ج۱، ص۱۹۳، باب ۳۹، حدیث ۱۵۲.
  26. غایة المرام، ج۲، ص۱۲.
  27. الدر المنثور، ج۳، ص۹۸-۹۹.
  28. تفسیر طبری، ج۱، ص۳۴۴.
  29. لباب النقول فی اسباب النزول، ص۹۸.
  30. الغدیر، ج۲، ص۵۳. وی مصادر این اقوال را به صورت دقیق نقل کرده است. برای آگاهی از روایات شیعه درباره نزول آیه ولایت در شأن حضرت علی(ع) ر.ک: غایة المرام، ج۲، ص۱۵-۲۲؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۹- ۴۸۴؛ نور الثقلین، ج۱، ص۶۴۳-۶۴۷.
  31. ربانی گلپایگانی، علی، براهین و نصوص امامت، ص ۱۵۳.