آثار احترام به همسر

آثار و برکات اکرام و احترام به همسر

اکرام و احترام همسران برکات و آثاری بس گرانقدر دارد که از جمله آنها، حفظ پایگاه خانواده و زندگی زناشویی و استحکام بنیاد آن است. اشاره به مواردی از آن مناسب است. البته این برکات و آثار را در دو ساحت می‌توان بررسی کرد؛ بخشی از آن دنیایی و این‌جهانی و بخش دیگر آن اخروی و آن‌جهانی است. به لطف خدا درباره نمونه‌هایی از آن به تناسب سخن خواهیم گفت.

بهره‌مندی دنیوی

زندگی دنیایی انسان، بخش کوتاهی از حیات اوست، آفریدگار، بنابر حکمتی که خود بدان عالم است، آفرینش انسان را به گونه‌ای مقرر فرموده است تا زمانی اندک از حیات جاویدان خویش را در عالم دنیا زندگی کند و سپس، چون گذشته، از این دنیا رخت بربندد و در عالمی دیگر مأوی گزیند. اما نکته‌ای مهم که از آیه‌های شریف قرآن و روایت‌های معصومان(ع) به دست می‌آید آنکه آینده همراه با سعادت یا شقاوت انسان به طور مستقیم به چگونه زیستن او در دنیا وابسته است. اگر زندگی اخروی انسان مهم و با ارزش است به همان سیاق زندگی در دنیا نیز به منزله پلی برای رسیدن به آن و میدانی برای فراهم آوردن زاد و توشه آخرت، باارزش خواهد بود و از اهمیت آن نمی‌توان چشم پوشید[۱].

خوش زیستن و کامروایی در زندگی دنیا موجب خواهد شد تا در بهره‌وری از زندگی دنیایی موفق باشیم و از این راه اندوخته‌هایی بس مهم و باارزش نیز برای آخرتمان فراهم سازیم. اکرام و بزرگداشت مقام همسر، حفظ حریم او و احترام به شخصیت وی از سوی همسرش موجب استحکام و پایداری زندگی و خانواده و در نتیجه، بهره‌مندی همه اعضای آن به ویژه همسران، از عیشی گوارا در این دنیاست. البته در سایه این زندگی شیرین برکات فراوانی به دست خواهند آورد. اکنون به مواردی از مصادیق عیش گوارا و زندگی همراه با سعادت و خوشبختی که از برکات اکرام و احترام به همسر است، اشاره خواهیم کرد:

افزایش، محبت، عشق و علاقه دوسویه

اکرام و احترام دوسویه زن و مرد، عشق و علاقه میان آنان را روزبه‌روز بیشتر می‌سازد. این مسئله را که محبت به خود در ذات انسان نهاده شده است، همه ما به حکم وجدان و علم حضوری درک می‌کنیم[۲]. بر مبنای این امر فطری، هرکس به انسان احترام کند و حریم وی را حفظ و مقام او را بزرگ بدارد، محبوب دل او می‌شود و از وی رضای خاطر پیدا می‌کند. انسان عاشق کسی می‌شود که به او احترام بگذارد و عزیزش بدارد. اگر همه اعضای خانواده، به ویژه زن و شوهر برای یکدیگر احترام قایل شوند و همدیگر را عزیز بدارند، خداوند نیز عشق، محبت و دلدادگی را در همه زوایای پیدا و پنهان خانواده سرازیر خواهد ساخت. در چنین خانواده‌ای مقررات حقوقی و فقهی حاکم نیست. حل و فصل امور را دادگاه خانواده و محاکم انجام نمی‌دهند. حاکمیت عشق و دوستی بین اعضای خانواده جایی برای غیر باقی نخواهد گذاشت؛ این یعنی عیش گوارا و زندگی لذت‌بخش.

خودپنداره شخصیتی مثبت

«خودپنداره» نوعی خودشناسی به معنای آگاهی فرد از خویش به منزله یک شخص یا به معنای ارزشیابی فرد از خویش است[۳]. از جمله راه‌های تحقق چنین بینش و قضاوتی درباره خود، مشاهده رفتار، تفکر و نظرات دیگران درباره خویش است. انسان از این راه، خود و شخصیتش را از آیینه دید و قضاوت دیگران می‌بیند و از ابعاد و ویژگی‌های شخصیتی خویش آگاه می‌شود؛ برای مثال اگر ببیند همه اهل محل زندگی یا محل کارش به وی احترام می‌گذارند و رفتار مناسبی با وی دارند، درخواهد یافت که شخصیت او در نظر آنان مثبت است. به همین سبب او خود نیز خویشتن را مثبت خواهد دید. اما اگر چنین نشد و رفتار دیگران با او مناسب نبود و گاه با او درگیر شدند، درخواهد یافت که دیگران درباره شخصیت وی نظری مثبت ندارند و او را انسانی مثبت ارزیابی نمی‌کنند بدین ترتیب، خود نیز شخصیت خویش را منفی ارزیابی می‌کند و نظری منفی درباره خویش خواهد یافت. چنین حالتی در افراد همان «خودپنداره» آنان از خویش است.

«خودپنداره» از امور اساسی و پایه‌ای در شخصیت انسان است و بر موفقیت یا ناکامی او بسیار تأثیر می‌گذارد. به نظر می‌رسد فضای حاکم بر محیط پیرامون ما و رفتارها و باورهای افرادی که با آنان ارتباط داریم در جهت‌دهی و شکل‌گیری شخصیت ما بسیار مؤثر است به همین دلیل انسان به این دیدگاها و قضاوت‌ها بیشتر بها می‌دهد و برای آن ارزش بسیاری قایل است؛ برای مثال، در یک جامعه دینی و اسلامی دیدگاه و قضاوت دیگر مسلمانان و مؤمنان درباره انسان برای یک انسان مسلمان بسیار بااهمیت است. وقتی ما ببینیم دیگر مؤمنان برای ما اکرام و احترام قایل‌اند و اهانت و جسارتی به ما روا نمی‌دارند درخواهیم یافت که ما نزد آنان شخصیت و جایگاهی مثبت داریم همچنین خواهیم فهمید که علت این اکرام‌ها و احترام‌ها اعتقادات و تعبد ما به دین و آیین اسلام است که در رفتار ما ظهور و بروز یافته و دیگر مؤمنان آن را دریافته‌اند. البته خداوند دل آنان را با ما رئوف و مهربان کرده و این موجب احترام آنان به ما شده است.

به همین دلیل، وقتی اصحاب پیامبر اسلام و امامان(ع) از آنان می‌پرسیدند که آیا از ما راضی هستید یا نه، اعلان رضایت آن بزرگواران موجب وجد و سرورشان می‌شد و پاسخ منفی ایشان سبب نگرانی‌شان؛ چراکه برای این گروه از مؤمنان، رضامندی، احترام و اکرام خداوند و اولیای الهی ارزشمند و مهم بود و به واقع موجب ایجاد و تقویت خودپنداره مثبت در آنان می‌شد.

نکته دیگری که در روایات بدان اشاره شده این است که دید مثبت و شهادت به خوب بودن انسان از زبان انسان‌هایی که خود به خوبی و نیکی شهره‌اند برای انسان بسیار مفید و کارساز است. این شهادت نه‌تنها در ساخت و تکامل شخصیتی وی مؤثر است بلکه حتی خداوند نیز برای این نگاه و گواهی آنان درباره انسان، ارزش قایل است[۴]. این مسئله چندان مهم و باارزش است که در سخنان رسول خدا و اهل‌بیت(ع) به گونه‌های مختلف بر آن تأکید شده است[۵].

همه اینها نشان‌دهنده آن است که نظر مثبت و منفی دیگران درباره انسان یا اکرام و احترام آنان برای وی بسیار مهم است و هرچه دیگران جایگاه والاتری داشته باشند این قضیه جدی‌تر خواهد بود.

در روابط زناشویی نیز چنین است. حاصل عزت و احترام زن و مرد در روابط زناشویی به هم، شکل‌گیری خودپندارهای مثبت در آنها خواهد بود. آنان خواهند فهمید که هر یک در نظر دیگری ارزشمند است در نتیجه او نیز در پی جبران برمی‌آید و حاصل رفتار او نیز، شکل‌گیری خودپنداره‌ای مثبت، در دیگری خواهد بود. شکل‌گیری چنین شخصیتی با خودپنداره‌ای مثبت، پایه و اساس بسیاری از برخوردها و رفتارهای مفید و سازنده در محیط خانواده است.

خودباوری

«خودباوری» یا «اعتماد به نفس» در انسان امری حیاتی است که موجب می‌شود عزمی راسخ و پشتکار یابد؛ تلاش و کوشش کند. اگر به دقت بنگریم، نتیجه همه موفقیت‌ها و پیشرفت‌های انسانی در گرو اعتماد به نفس اوست. چه‌بسا افرادی که توانمندی‌های فوق‌العاده‌ای در زمینه‌های گوناگون داشته‌اند. اما در اثر رخدادهایی توان تکیه به خود، اعتماد به نفس و در نتیجه، همه سرمایه وجودی خویش را از دست داده‌اند. مشاوران، استادان اخلاق و دیگر صاحب‌نظران و مددکاران اجتماعی معتقدند، بخش بزرگی از بیماری‌های روحی و روانی در اثر نداشتن اعتماد به نفس، در افراد ایجاد یا تقویت می‌شود. به باور آنان انواع اضطراب‌ها و افسردگی‌ها به سبب این کمبود تشدید می‌شود که تنها راه درمان آنها ایجاد چنین روحیه حیات‌بخشی در آنهاست[۶].

احترام دوسویه زن و شوهر و در نتیجه، شکل‌گیری خودپنداره مثبت در آنان، موجب افزایش محبت و دوستی بین ایشان می‌شود و حس اعتماد به نفس را در آنها زنده خواهد کرد. زمینه تشکیل و اداره یک زندگی سالم و وجود اعضای فعال و بانشاط در خانواده تنها در چنین وضعیتی فراهم خواهد بود. زن و شوهری که اعتماد به نفس داشته باشند، احساس می‌کنند دارای چنین توانی هستند و برای اقدام عملی در این زمینه نیز آمادگی دارند.

اعتماد دوسویه

چنان‌که همه موفقیت‌های افراد در زندگی و ارتباط‌های اجتماعی بر پایه اعتماد به یکدیگر به دست می‌آید، همه شکست‌ها و درگیری‌های آنان نیز در بی‌اعتمادی به هم و در نتیجه، ایجاد کینه و عداوت دوسویه ریشه دارد. این واقعیت در زندگی زناشویی نیز حاکم است. اعتماد زن و مرد در زندگی خانوادگی، با احترام به هم و بزرگداشت مقام و جایگاه یکدیگر، آرام‌آرام بیشتر خواهد شد. البته این خود پایه و اساس زندگی خانوادگی و ارتباط‌های زناشویی است.

رضایت خاطر و آرامش روحی

بسیاری از موفقیت‌های انسان در زندگی فردی و ارتباط‌های اجتماعی، معلول آرامش روحی و روانی و رضایت خاطر اوست. این حالت خوش و بانشاط روحی و روانی در انسان سرچشمه شکل‌گیری شخصیتی در او می‌شود که بر زندگی فردی و اجتماعی وی تأثیر خواهد گذاشت. البته نفوس انسانی زمانی به آرامش و سکونت می‌رسند که به یاد حضرت حق باشند و وجود ممکن و ناقص خود را به آن دریای بی‌کران و کمال بی‌نهایت پیوند زنند. این نفوس چنان در مقام قرب آرامش می‌یابند که تنها به رضای او راضی و در برابر قضای او تسلیم‌اند. آنان خود را بنده‌ای بی‌چیز می‌دانند که مالک و صاحب هیچ خیر و شری برای خود نیستند؛ دنیا را زیست‌گاهی مجازی و موقت و زندگی دنیا را غیر حقیقی می‌دانند و سود و زیان و دارایی و نداری در آن را تنها امتحانی الهی می‌دانند. به همین دلیل ملایمات و ناملایمات دنیایی برایشان خرسند کننده یا حزن‌آور نیست. آنان در هر حال در صراط مستقیم الهی پابرجایند و از افراط و تفریط و هرگونه انحراف به دورند[۷].

اگر انسان رضای خاطر و آرامش روحی نداشته باشد همیشه در اضطراب و نگرانی به سر خواهد برد. بی‌شک این حالت نیز در همه تصمیم‌گیری‌ها و نیات و رفتارهای وی تأثیر منفی خواهد گذاشت. استمرار این حالت ناخوشایند در افراد، آنان را به افسردگی‌های شدید دچار می‌کند و گاه چنین افرادی تا سرحد مرگ و خودکشی سقوط می‌کنند.

یکی از بهترین روش‌های ایجاد رضایت خاطر و در نتیجه، آرامش روحی و روانی، ایجاد روابطی همراه با احترام دوسویه بین افراد است. زن و شوهر با ایجاد ارتباطی همراه با اکرام و احترام دوسویه در زندگی می‌توانند زمینه‌ساز چنین حالت روحی و روانی برای خود باشند البته حاصل آن نیز زندگی‌ای آرام و بانشاط برای آنان و همه اعضای خانواده خواهد بود؛ چراکه هر یک از آنان با پشت‌گرمی به اینکه نزد دیگری محترم و دارای ارج و قرب لازم است، به فعالیت‌های خود در جهت محقق ساختن چنین زندگی موفقی سرعت خواهد بخشید.

نشاط و شادابی

سرزندگی، شادابی و نشاط از شرایط لازم برای انجام هر کاری است. انسان زمانی در فعالیت‌های روزمره، به ویژه فعالیت‌های فکری و مرتبط با روح و روان موفق است و آن را به‌طور درست و کامل انجام می‌دهد که با نشاط و شادابی کافی به آن کار سرگرم باشد.

این مسئله در زندگی زناشویی و ارتباط خانوادگی میان زن و شوهر، تأثیری بیشتر دارد. همه اعضای یک خانواده با تفاوت‌هایی و زن و شوهر با محوریتی که دارند، در چگونگی انجام کارهای مربوط به خانواده نقشی مؤثر دارند. ارتباط بین آنان، هرچه کیفی‌تر و همراه با شور و نشاط و شادابی باشد، بی‌شک در کیفیت و کمیت فعالیت‌های آنان تأثیرگذار است. حاکمیت عشق و دوستی و اکرام و احترام بین اعضای خانواده به ویژه میان زن و شوهر موجب ایجاد فضایی عاطفی‌تر می‌شود و نشاط و شادابی را میان آنان و فعالیت‌هایشان افزایش خواهد داد.

صفا و صمیمیت در زندگی

آنچه از آثار و برکت‌های اکرام و احترام دوسویه زن و شوهر در خانواده بیان شد؛ به ویژه برکاتی چون افزایش محبت، عشق و علاقه دوسویه، اعتماد دوسویه، رضایت خاطر و آرامش روحی، نشاط و شادابی و...، موجب صمیمیت و صفای زندگی خانوادگی می‌شود. در چنین خانواده‌ای، اعضای آن، به ویژه زن و شوهر از زندگی بیشترین لذت را خواهند برد.

تربیت درست فرزندان

حاکمیت فضای صمیمی محبت و دوستی همراه با احترام دوسویه زن و شوهر در خانواده فرصت بسیار مناسبی را برای تربیت فرزندان ایجاد می‌کند. در چنین خانواده‌ای فرزندان از نعمت وجود پدر و مادری با ویژگی‌های نیکو و رفتارهای بسیار آموزنده برخوردارند. آنها از پدر و مادر میوه عشق و محبت می‌چینند و از سرچشمه اکرام و احترام آنان سیراب می‌شوند. حاصل چنین فضای تربیتی‌ای، فرزندانی صالح و تربیت‌یافته خواهد بود.

افزایش عمر

از سخنان اهل‌بیت(ع) استفاده می‌شود که خوش‌رفتاری و نیکی به اهل خانه و زن و فرزندان موجب افزایش عمر انسان می‌شود. امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: «مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِهِ زَادَ اللَّهُ فِي عُمُرِهِ»؛ «کسی که به بهترین وجه در خدمت عیال و اهل خانه و زن و فرزندانش باشد خداوند بر عمر او می‌افزاید»[۸].

برّ به معنای صداقت یا مطیع بودن است[۹]. بنابراین مقصود حضرت آن است که خداوند بر مردی که در زندگی زناشویی با اهل خانه و همسرش و فرزندانش صداقت داشته و در اختیار و خادم آنان باشد، تفضل می‌کند و بر طول عمرش می‌افزاید. اکرام و احترام دوسویه زن و شوهر از مصادیق بارز چنین ارتباط دوسویه‌ای است؛ چراکه چنین رفتار پسندیدهای خود زاییده تکریم و تعظیم مقام اعضای خانواده به ویژه همسر است.

نکته مهم و تأمل‌برانگیز دیگر آنکه از عوامل مؤثر بر کوتاهی عمر، ناراحتی‌های روحی و روانی و برخوردهای فیزیکی افراد با یکدیگر است. چنان‌که اشاره شد، زن و شوهری که عاشق هم و مورد احترام یکدیگر باشند زندگی آنان باصفا و صمیمیت می‌آمیزد که نتیجه‌اش جز آرامش روحی و روانی نیست. اعضای چنین خانواده‌ای از هرگونه اضطراب و افسردگی و دیگر مشکلات روحی و روانی مصون‌اند. در نتیجه، به کوتاهی عمر و مرگ‌های زودرس و ناگهانی دچار نخواهند شد[۱۰].

بهره‌مندی اخروی

فضل خداوند بر بندگان نیازمندش بی‌شمار و جایگاه خانواده نزد پروردگار بسیار عزیز و محترم است. به همین دلیل هر فعالیتی در جهت تحکیم این بنیاد مقدس و الهی از فضل الهی بهره‌مند خواهد شد. اکرام و احترام به همسر، خواه از سوی مرد باشد یا زن، تأثیری عمیق بر استحکام پیوند زناشویی و بنیاد خانواده خواهد داشت. بنابراین، افزون بر برکاتی که خداوند در دنیا به آنان می‌بخشد در آخرت نیز به ایشان پاداش خواهد داد. از آنجاکه نمونه‌های فراوانی از آثار و برکات اخروی اکرام و احترام به همسر، و آنچه در مبحث بعدی با عنوان «آثار و برکات خوش‌اخلاقی و خوش‌رفتاری با همسر» خواهد آمد، شبیه‌اند و مشترکات بسیاری دارند[۱۱].

منابع

پانویس

  1. به بیان اهل‌بیت(ع)، دنیا مقدمه‌ای است برای ورود به عالم بعدی و فرصتی است خدادادی برای بهره‌مندی از نعمت‌های موجود در دنیا تا برای حیات اخروی‌مان در جهان دیگر سرمایه‌ای فراهم آوریم. سعادت و شقاوت انسان در آخرت به نوع زیستن و عملکرد او در دنیا بسته است. آیه‌های شریف قرآن و روایت‌های راهنمایان معصوم(ع) در پی توجه دادن انسان به این مسئله فوق‌العاده بااهمیت است. در منابع گوناگون تاریخی و روایی درباره برخی ویژگی‌های دنیا و آخرت و نیز ارتباط دنیا با آخرت روایات بسیاری از اهل‌بیت(ع) به ویژه از امام علی(ع) گزارش شده است که به چند مورد اشاره می‌کنیم: حضرت علی(ع) درباره توصیف دنیا و آخرت می‌فرمایند: «أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا قَدْ تَرَحَّلَتْ مُدْبِرَةً وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ تَرَحَّلَتْ مُقْبِلَةً وَ لِكُلِّ وَاحِدَةٍ بَنُونَ فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَةِ وَ لَا تَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا- فَإِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص۵٨)؛ «يَا جَابِرُ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ وَ الدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۱۳۲)؛ «فَاجْعَلُوا عِبَادَ اللَّهِ اجْتِهَادَكُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا التَّزَوُّدَ مِنْ يَوْمِهَا الْقَصِيرِ لِيَوْمِ الْآخِرَةِ الطَّوِيلِ فَإِنَّهَا دَارُ عَمَلٍ وَ الْآخِرَةَ دَارُ الْقَرَارِ وَ الْجَزَاءِ» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸، ص۱۷۳). همچنین آن حضرت درباره رابطه معکوس بهره‌مندی و برخورداری از دنیا و آخرت فرموده‌اند: «ثَرْوَةُ الدُّنْيَا فَقْرُ الْآخِرَةِ»؛ «حَلَاوَةُ الدُّنْيَا تُوجِبُ مَرَارَةَ الْآخِرَةِ وَ سُوءَ الْعُقْبَى»؛ «حَصِّلُوا الْآخِرَةَ بِتَرْكِ الدُّنْيَا وَ لَا تُحَصِّلُوا بِتَرْكِ الدِّينِ الدُّنْيَا»؛ «ذُلُّ الدُّنْيَا عِزُّ الْآخِرَةِ»؛ «صَلَاحُ الْآخِرَةِ رَفْضُ الدُّنْيَا» (عبدالواحد الآمدی التمیمی، غررالحکم و درر الکلم، ص١۴٠-١۴١). همچنین امام جعفر صادق(ع) در حدیثی از صحابی بزرگوار ابوذر غفاری درباره دنیا چنین نقل فرموده‌اند: «الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةُ كَمَنْزِلٍ تَحَوَّلْتَ مِنْهُ إِلَى غَيْرِهِ وَ مَا بَيْنَ الْمَوْتِ وَ الْبَعْثِ إِلَّا كَنَوْمَةٍ نِمْتَهَا ثُمَّ اسْتَيْقَظْتَ مِنْهَا» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص١٣۴)؛ و....
  2. ر.ک: صدرالدین محمد شیرازی (ملاصدرا)، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۸، السفر الرابع فی علم النفس، ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، الاشارات و التنبیهات، نمط سوم (مباحث نفس).
  3. علی‌اکبر شعاری‌نژاد، فرهنگ علوم رفتاری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵.
  4. امام جعفر صادق(ع) از شهادت و گواهی مؤمنان به خوبی و نیکی انسان مؤمن چنین ستایش فرمودند: «عَنِ الصَّادِقِ(ع) قَالَ: كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ عَابِدٌ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ: أَنَّهُ مُرَاءٍ. قَالَ: ثُمَّ إِنَّهُ مَاتَ فَلَمْ يَشْهَدْ جِنَازَتَهُ دَاوُدُ(ع). قَالَ: فَقَامَ أَرْبَعُونَ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا فَاغْفِرْ لَهُ. قَالَ: فَلَمَّا غُسِّلَ أَتَى الْأَرْبَعُونَ غَيْرُ الْأَرْبَعِينَ وَ قَالُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا فَاغْفِرْ لَهُ، فَلَمَّا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ قَامَ أَرْبَعُونَ غَيْرُهُمْ. فَقَالُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا فَاغْفِرْ لَهُ. قَالَ: فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ(ع): مَا مَنَعَكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَيْهِ؟ فَقَالَ دَاوُدُ: لِلَّذِي أَخْبَرْتَنِي. قَالَ: فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: أَنَّهُ قَدْ شَهِدَ قَوْمٌ فَأَجَزْتُ شَهَادَتَهُمْ وَ غَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لَا يَعْلَمُونَ» (ابن‌فهد حلی، عدةالداعی، ص١۴٩؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۹، ص۶١؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴٠٧).
  5. به همین دلیل در سخنان رسول خدا و اهل‌بیت(ع)، در کتب روایی ما، بخشی با عنوان «باب استحباب شهادة أربعین أو خمسین أو أقل منهما للمؤمن بالخیر» یا «شهادة أربعین للمیت» وجود دارد. همچنین در کتب روایی از جمله دستوراتی که مناسب و مستحب است تا هنگام دفن میت مراعات شود شهادت مؤمنان بر باورهای درست میت و همچنین نوشتن برخی شهادات و امضاها بر روی کفن است. این مسئله اکنون به صورت سنتی حسنه میان مؤمنین رواج دارد نقل شده است که برخی از علمای بزرگ، از جمله مرحوم مجلسی، توصیه فرمودند تا این دستورها به ویژه شهادت دادن مؤمنان به ایمانشان و کتابت آن بر کفن ایشان عمل شود.
  6. محمد صادق شجاعی، توکل به خدا (راهی به سوی حرمت خود و سلامت روان)، ص۴۵.
  7. سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل آیات پایانی سوره فجر.
  8. محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۸ ص٢١۶.
  9. ابوالفضل جمال‌الدین محمد بن مکرم بن منظور، لسان‌العرب، واژه برّ.
  10. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۰۹.
  11. طوسی، اسدالله، همسران شایسته، ص ۳۱۹.