اثبات علم امام در کلام اسلامی
دلیل علم امام
داشتن علم و دانش برای امام به عنوان جانشین پیامبر اسلام (ص) مورد اتفاق مسلمانان است. این امر را میتوان به بیانهای زیر نیز تبیین کرد:
علم امام مقتضای حکمت
گزینش فرد غیر واجد شرائط برای انجام وظائفی که دانش کافی و آگاهی و احاطه لازم بر آن را ندارد خلاف حکمت و موجب نکوهش و مذمت عقلاست؛ زیرا آنان در نظامات اجتماعی و زندگی روزمره خود در به کار گماردن افراد برای انجام هر کاری تا اطمینان به دانش کافی آن فرد برای انجام صحیح کار را نداشته باشند به هیچ وجه اقدام به نصب و گزینش وی نمیکنند و اگر کسی بدون احراز دانائی لازم در فردی، او را به کار بگمارد بدون تردید نزد عقلا مورد مذمت و سرزنش است. نصب کردن امام بدون دانایی لازم و کافی برای تحقق وظایف از مصادیق "تکلیف بما لایطلاق" محسوب میشود و برانگیختن و فرمان دادن به کاری که فرد توان انجام آن را ندارد نزد عقلاً قبیح و ناپسند است[۱].
علم امام لازمه انجام وظائف
با نگاه به وظائف امام مانند تعلیم و تبیین معارف و احکام دین و مراقبت و محافظت از باورها و جلوگیری از انحراف و کج فهمی و همچنین هدایت و زعامت اجتماعی، عقل حکم میکند که امام باید واجد علم و دانایی باشد. ضرورت علم و دانایی امام با ملاحظه شئون و مسؤولیتهای منصب امامت به شرح زیر تبیین میشود: دانایی برای هدایت امت: یکی از مسؤولیتهای مهم امام هدایت امت و دعوت آنان به دستورات شرعی و معارف دینی است و پر واضح است که راهنما و هادی امت باید دین را بشناسد تا بتواند دیگران را راهنمایی کند.
قرآن کریم وظیفه هدایت را از شئون امام و هادی الهی میداند همان گونه که میفرماید: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا﴾[۲] تحقق و انجام مسؤولیت مهم امامت در امر هدایت به سوی حق و آشنا کردن مردم به معارف الهی و احکام و بایدها و نبایدهای شرعی که از جمله: ﴿يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا﴾[۳] به معنای "یدعون الناس الی امرنا" فهمیده میشود، بدون داشتن علم قابل تحقق نیست.
قرآن کریم این حکم و باور عقلی را مهر تأیید زده که هادی امت خود باید راه سعادت را به خوبی و درستی یافته باشد ﴿أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ﴾[۴] آیا کسی که هدایت به حق میکند برای پیروی شایستهتر است یا آن کس که خود هدایت نمیشود مگر هدایتش کنند، شما را چه میشود؟ چگونه داوری میکنید؟
در حدیث امام صادق (ع) هم این ضرورت عقلی مورد تأیید قرار گرفته است که چگونه ممکن است حجت خدا بر مردم از دانایی لازم و مورد نیاز محروم باشد؟ و کسی که گمان کند خداوند یکی از بندگانش را حجت قرار داده اما آنچه در انجام مسؤولیت لازم دارد را از او دریغ میدارد، بر خداوند افترا و دروغ بسته است: «مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ يَحْتَجُّ بِعَبْدٍ فِي بِلَادِهِ ثُمَّ يَسْتُرُ عَنْهُ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَقَدِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ»[۵].[۶]
دانایی برای پاسخ به سوالات
یکی از وظائف امام و پیشوای امت اسلامی حل معضلات شرعی و پاسخ به سوالات دینی و شبهات اعتقادی است. قرآن کریم نیز در آیه سوال به این جنبه از علم اشاره دارد که میفرماید: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴾[۷]. و به همگان دستور میدهد اموری را که نمیدانند از اهل ذکر سؤال کنند. و ﴿أَهْلَ الذِّكْرِ﴾[۸] آگاهان و مطلعان را به طور کلی شامل میشود و پیشوای امت اسلامی باید مصداق اتم برای ﴿أَهْلَ الذِّكْرِ﴾[۹] باشد.
در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (ع) آمده است که در پاسخ سؤال از این آیه کریمه فرمود: «نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ»[۱۰].
قابل توجه این است که همین مطلب یا نزدیک به آن از تفاسیر دوازده گانه اهل سنت[۱۱] از ابن عباس نقل شده است: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ﴾[۱۲]«هُوَ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (ع) وَ هُمْ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ الْبَيَانِ وَ هُمْ أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ»[۱۳].
علاوه بر آنچه گذشت روایات دیگری بر استفاده صفت علم امام از آیات قرآن کریم دلالت دارد: ابوعبیده حذاء میگوید: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنِ الِاسْتِطَاعَةِ وَ قَوْلِ النَّاسِ فَقَالَ وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ ﴿وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ﴾ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ النَّاسُ مُخْتَلِفُونَ فِي إِصَابَةِ الْقَوْلِ وَ كُلُّهُمْ هَالِكٌ قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ ﴿إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ﴾ قَالَ هُمْ شِيعَتُنَا وَ لِرَحْمَتِهِ خَلَقَهُمْ وَ هُوَ قَوْلُهُ ﴿ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ﴾ يَقُولُ لِطَاعَةِ الْإِمَامِ الرَّحْمَةُ الَّتِي يَقُولُ- ﴿وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ﴾ يَقُولُ عِلْمُ الْإِمَامِ وَ وَسِعَ عِلْمُهُ الَّذِي هُوَ مِنْ عِلْمِهِ كُلَّ شَيْ ءٍ هُمْ شِيعَتُنَا»[۱۴].[۱۵]
دانایی برای اجرای دین
اجرای احکام اجتماعی اسلام از قبیل حدود، قصاص، قضاوت در محاکم، جنگ و صلح، پاسداری و حراست از مرزها نیازمند دانش و آگاهی لازم نسبت به حکم و نسبت به موضوعات است و بدون این شناخت تصمیمات خام و یا بدون مستندات شرعی و عدم تشخیص درست و موضوعات و سوء مدیریت از اموری است که باعث میشود حاکم اسلامی امت را به سوی پرتگاه نیستی سوق دهد.
بنابراین شرط اساسی برای تصدی مقام امامت و زعامت امت اسلام، علم و آگاهی ویژه و دانش خدادی است نسبت به تمام معارف دینی، و نیازهای مردم، و آن چه در امر تعلیم و تربیت و هدایت و اداره جوامع انسانی لازم است و بدون چنان علمی این مسؤولیت هرگز به انجام نمیرسد.
در ورایاتی که شرائط و وظائف امام بیان شده به صفت علم و دانایی هم که از ملزومات انجام وظایف امام است توجه شده است و تاکید شده که محروم بودن پیشوا و مقتدا از دانش لازم برای رهبری در جامعه اسلامی موجب گمراهی و ضلالت امت میشود. به یقین علم به احکام و موضوعات و راهکارهای صحیح از اساسیترین پایههای حکومت است و افراد جاهل هر چند حسن نیّت و تقوا داشته باشند. توانایی بر حکومت ندارند و مردم را به خاطر جهل خود به بیراهه میکشانند.
امیرالمؤمنین (ع) علم را برای امام لازم میداند زیرا امامت و حکمرانی جاهل بر امت اسلام موجب گمراهی آنان میشود: شما میدانید، آن کس که بر نوامیس و خونها و اموال (مردم) و احکام و امامت مسلمین سلطه پیدا میکند، نباید بخیل باشد تا حرص بر جمعآوری اموال برای خود او را مشغول سازد و از حق و عدالت بازدارد و نباید جاهل و نادان باشد که با جهل خویش مردم را گمراه کند[۱۶]. دانا بودن امام از ویژگیهایی است که مورد اتفاق متکلمان اسلامی است هر چند که در محدوده و چگونگی این دانایی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد[۱۷].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵، ص ۷۵-۷۸
- ↑ «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳ و نیز سوره سجده، آیه ۲۴.
- ↑ «که به فرمان ما راهبری میکردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳ و نیز سوره سجده، آیه ۲۴.
- ↑ «آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.
- ↑ بصائر الدرجات، ص ۱۲۳ و ۱۲۷؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص ۱۳۹.
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵، ص ۷۵-۷۸.
- ↑ «اگر نمیدانید از اهل کتاب بپرسید» سوره انبیاء، آیه ۷ و نیز سوره نحل، آیه ۴۳.
- ↑ «از اهل کتاب» سوره انبیاء، آیه ۷ و نیز سوره نحل، آیه ۴۳.
- ↑ «از اهل کتاب» سوره انبیاء، آیه ۷ و نیز سوره نحل، آیه ۴۳.
- ↑ تفسیر برهان، ج۳، ص ۴۲۳.
- ↑ منظور از تفاسیر دوازده گانه تفسیر ابویوسف و ابن حجر و مقاتل بن سلیمان و تفسیر وکیع بن جراح و تفسیر یوسف بن موسی القطان و تفسیر قتاده و تفسیر حرب الطائی و تفسیر سدی و تفسیر مجاهد، و تفسیر مقاتل بن حیان، و تفسیر ابی صالح، و تفسیر محمد بن موسی شیرازی است. ر. ک: تفسیر نمونه ذیل آیه سؤال.
- ↑ «از اهل کتاب بپرسید» سوره انبیاء، آیه ۷ و نیز سوره نحل، آیه ۴۳.
- ↑ ر. ک: احقاق الحق، جلد ۳، صفحه ۴۸۲.
- ↑ کافی، ج۱، ص ۴۲۹.
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵، ص ۷۵-۷۸
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.
- ↑ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵، ص ۷۵-۷۸.