احترام و تکریم دانش و دانشمندان

مقدمه

تکریم علم و عالم و تجلیل از کتاب و قلم و تشویق به تعلیم و تعلم، خونی است در شریان مکتب انسان‌ساز اسلام. در نخستین آیات نازل شده بر رسول خدا(ص)[۱] که ناظر به امر تعلیم و تربیت است از یک سو، سخن از خواندن است و آموزش و قلم و از جانب دیگر، از خداوند با هیچ یک از تعابیر «خالق»، «اله» و «الله» و هیچ اسم و صفت دیگری جز «رب» که ناظر بر امر تربیت است[۲] نام نمی‌برد.

در همین آیات، آنجا که سخن از شأن آفریدگاری خداوند است، او را تنها به لفظ «رب» یاد می‌کند: ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، اما پروردگار را در مقام تعلیم، به وصف «اکرم» (گرامی‌تر) متصف می‌سازد: ﴿اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ.

در آغاز سوره قلم نیز که آمده است: ﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ[۳]، شماری از مفسران بزرگ از جمله معانی‌یی که برای حرف مقطّع «ن» ذکر کرده‌اند، دوات و یا مرکب است[۴]؛ یعنی سوگند به دوات و قلم و آنچه می‌نویسند!...

شمار فراوانی از آیات قرآن کریم، به صراحت یا کنایه، در شرافت و فضیلت کتابت و قلم، فهم و دانش، خرد و اندیشه، تزکیه و تعلیم است و کثرت تکرار واژگانی چون: تعقل، تفکر، تدبر، تفقه، اولوالالباب و امثال آن، تأمل برانگیز است.

مکتب اسلام از ارزش معرفت و اعتبار دانش زیبا و صریح سخن گفته است که در مکتب رسول خدا(ص) آمده است: تنها کسانی در زمره آدمیان‌اند که صاحب و یا طالب دانش‌اند و دیگران حشرات بی‌مصرف را می‌مانند[۵].

پیامبر(ص) گوش سپردن به کلام حکیمانه را مفیدتر از عبادت یک سال[۶] و علم و دانش را راه وصول به بهشت می‌دانست[۷] و می‌فرمود: اگر روزی بر من بگذرد و دانشی نیاموزم که مرا به خدا نزدیک سازد، آن روز بر من خجسته نیست[۸].

رسول خدا(ص) در ترغیب مردم به فراگیری دانش، هرگونه محدودیت و مانعی را برطرف ساخت و همواره مسلمانان را در هر شرایطی و بی‌قید و شرط به کسب علم و معرفت فرامی‌خواند و می‌فرمود: همه مسلمانان از زن و مرد[۹]، در سراسر عمر خویش[۱۰]، موظفند برای کسب دانش حتی به دورترین نقاط جهان[۱۱] بار سفر بندند و آن را از هرکس بیاموزند[۱۲].

چنین است که علم و معرفت در نگاه آن سفیر نور و هدایت، موجب عزت و شرافت است و اگر مردم می‌دانستند که در نهانگاه صدف دانش، چه دُرّ شاهواری از نیک‌بختی و رستگاری نهفته است، در راه کسب آن هرگونه هزینه گزاف را متحمل می‌شدند و بسی خون دل می‌خوردند و جان بر سر آن می‌نهادند[۱۳].

آن حضرت در پی جنگ بدر شماری از اسیران دشمن را که از پرداخت فدیه ناتوان بودند، در برابر آموختن خواندن و نوشتن به ده تن از کودکان مدینه آزاد ساخت[۱۴] و چون به مسجد درآمد و دید گروهی از مردم به عبادت مشغولند و عده‌ای سرگرم بحث و گفت‌وگوی علمی، از دیدن آنان خشنود شد و فرمود: هر دو دسته به کاری نیک مشغولند، اما من برای تعلیم مبعوث شده‌ام و به جمع دوم پیوست[۱۵].[۱۶]

مساوی نبودن عالم و غیرعالم

قرآن کریم، تساوی عالمان با غیر عالمان را نفی: ﴿ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ[۱۷] و به جایگاه ویژه و درجه برتر آنان اشاره کرده است: ﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ[۱۸]؛ چنان‌که تعبیر متواضعانه حضرت موسی در برابر حضرت خضر ﴿قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا[۱۹] نشان از احترام ویژه دانشمندان دارد[۲۰].

منابع

پانویس

  1. ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپاره‌ای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامی‌ترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمی‌دانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.
  2. راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، گفته است: الرَّبُّ فِي الْأَصْلِ: التَّرْبِيَةُ؛ رب، در اصل به معنای تربیت است.
  3. «نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.
  4. از جمله: التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۴؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲؛ مفاتیح الغیب، ج۳۰، ص۵۹۸؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۲۰۵.
  5. مفهوم کلام امام صادق(ع) که فرمود: «النَّاسُ اثْنَانِ: عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ». (الخصال، ج۱، ص۳۹؛ بحارالانوار، ج۱، ص۱۸۷). به روایتی دیگر: «الْعَالِمُ و الْمُتَعَلِّمُ فِي الْخَيْرِ شَرِيكَانِ (... فِي الْأَجْرِ سَوَاءٌ) و سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ». (جامع بیان العلم، ص۴۳؛ کنز العمال، ج۳، ص۷۲۷، ح۸۵۹۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۴۱۵ «ذیل آیه ۳۲ سوره انعام».
  6. «كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ». اعلام الدین، ص۲۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۷۴ و به روایت متفاوتی در: المحجة البیضاء، ج۸، ص۱۹۸ و ۲۴۲؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۶۰، ح۲۸۸۲۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۷، ص۶۳).
  7. «لِكُلِّ شَيْءٍ طَرِيقٌ وَ طَرِيقُ الْجَنَّةِ الْعِلْمُ». (الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۲۵؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۵۶، ح۲۸۸۰۳).
  8. «إِذَا أَتَى عَلَيَّ يَوْمٌ لَا أَزْدَادُ فِيهِ عِلْمًا يُقَرِّبُنِي إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلَا بُورِكَ لِي فِي طُلُوعِ شَمْسِ ذَلِكَ الْيَوْمِ». (المحجة البیضاء، ج۱، ص۱۵ - ۱۶؛ لسان المیزان، ج۳، ص۷۸، ح۲۸۴؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۵).
  9. «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ». (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۴۹؛ عدة الداعی، ص۷۲). گفتنی است که این حدیث در بسیاری از منابع، اعم از شیعی و سنی، با تعبیر «... عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» آمده که به معنای مطلق مسلمان، اعم از مرد و زن است.
  10. «اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ». (تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۴۰۱؛ تفسیر روح البیان، ج۵، ص۲۷۴).
  11. «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ». (وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۳۸، خ۲۸۶۹۷).
  12. «لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ». (میزان الحکمه، ج۶، ص۴۸۵، به نقل از کنزالعمال، ح۴۴۲۱۸؛ روح‌المعانی، ج۶، ص۱۷۷؛ ج۸، ص۳۱۰) نیز: «خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ» و «خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ». در این باره بنگرید به: محاسن برقی، ج۱، ص۲۳۰؛ بحارالانوار، ج۲، ص۹۷ و ۹۹.
  13. «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ». (عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵).
  14. الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۱۹.
  15. منیة المرید، ص۱۶؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۳۰۱، ح۲۸۸۷۳.
  16. کریمیان، احمد، نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا، ص۸۱ ـ ۸۹.
  17. «بگو: آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.
  18. «خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.
  19. «موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی که تو را آموخته‌اند به من بیاموزی؟» سوره کهف، آیه ۶۶.
  20. ذبیح‌زاده، محمد هادی، مقاله «احترام»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲.