بحث:آیا اشتیاق به وضع مطلوب از ارکان انتظار و وظایف منتظران است؟ (پرسش)
نویسنده: آقای قاضی زاده
پاسخ تفصیلی
اشتیاق و امید به وضع مطلوب یکی از ارکان اساسی انتظار
- از ارکان مهم و اساسی انتظار که منتظران باید آن را جز وظایفشان قرار دهند، امید و اشتیاق به آینده[۱] و مایوس نشدن است[۲]، چراکه شالوده اساسی مفهوم انتظار فرج از یک اصل کلی قرآنی گرفته شده است و آن اصل حرمت یأس از روح الله است: ﴿وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴾[۳].[۴].
- به عبارتی دیگر میتوان گفت اصل انتظار به معنای امید و آرزو است و جوهرۀ این امیدواری، همان خوشبینی نسبت به آیندۀ بشر و پشتوانۀ آن نوید حتمی خداوند به پیروزی مستضعفان و صالحان است. چنانکه در قرآن کریم آمده است: ﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾[۵] [۶]؛ همچنین در آیۀ ﴿وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ﴾[۷] امامان معصوم نیز مسلمانان را به امیدواری و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدی برحذر داشتهاند. امام علی(ع) فرمودهاند «انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و ناامید از لطف و رحمت خدا نگردید». اگر مبارزان موحد و ظلمستیز، عنصر توانبخش و انرژیزای امید را از صحنۀ زندگی خود بردارند، انگیزهای برای ادامۀ این جهاد مقدس نخواهند داشت، زیرا پافشاری در مسیری که به شک منتهی میشود را غیر عقلانی مییابند چراکه قرآن کریم در همین آیه ﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴾[۸] این مسئله را به عنوان یک وعده تخلفناپذیر الهی مطرح کرده و بدون هیچ شکی و در کمال صراحت پیروزی نهایی ایمان اسلامی را به مسلمانان نوید داده است[۹] و همچنین در آیۀ ﴿وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ﴾[۱۰] امامان معصوم نیز مسلمانان را به امیدواری و انتظار فرج تشویق و از یأس و ناامیدی برحذر داشتهاند. امام علی(ع) فرمودهاند: [۱۱]: «انتظار فرج داشته باشید و مأیوس و ناامید از لطف و رحمت خدا نگردید». اگر مبارزان موحد و ظلمستیز، عنصر توانبخش و انرژیزای امید را از صحنۀ زندگی خود بردارند، انگیزهای برای ادامۀ این جهاد مقدس نخواهند داشت، زیرا پافشاری در مسیری که به شک منتهی میشود را غیر عقلانی مییابند، چنانکه قرآن میفرماید ﴿وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴾[۱۲] یأس و ناامیدی بزرگترین مسلخی است که ابلیس برای ذبح نمودن همۀ حیثیتها و فضیلتهای انسانی، آماده کرده است[۱۳]. اگر انتظار و امید نباشد، مبارزه معنی ندارد و اگر اطمینان به آینده هم نباشد، انتظار معنی ندارد. انتظار واقعی با اطمینان و اعتماد ملازم است. کسی که شما میدانید خواهد آمد، انتظارش را میکشید و انتظار کسی که به آمدنش اعتماد و اطمینان ندارید، انتظاری حقیقی نیست. اعتماد، لازمۀ انتظار است و این هر دو، ملازم با امید است[۱۴].
- با این وجود مشخص است در صورت یأس مطلق و عدم امیدواری، معنی منتظر شکل نمیگیرد و تحقق خارجی پیدا نمیکند[۱۵]، ازطرفی امید به آینده با انتظار و آیندهنگری مثبت رابطهای اصولی دارد، زیرا کسانی که ناامید، برای بهبودی وضع جهان هستند نمیتوانند انتظار روزهای خوش و نورانی را بکشند و این در حالی است، آنانکه امید به آیندۀ مطلوب دارند به طور قطع انتظار آن روزها را میکشند[۱۶]؛ یعنی میتوان گفت ریشۀ اصلی مفهوم انتظار در امید خلاصه میشود[۱۷].
- به بیان دیگر امید به وضع مطلوب، حاکم بر تمام فعالیتهای ذهنی و روحی و رفتاری شخص منتظر است. یعنی حتی در زمان دردمندی و تشویش و دلهره، شخص منتظر تسلیم حالت مایوس کننده که در آن است نمیشود، چون او در پس این ناملایمات ساحل امن را میبیند. چنانچه قرآن هم به این مطلب صحه گذاشته و ریشۀ انتظار را همان حرمت یأس از روح الله معرفی کرده است[۱۸]. و شاید به همین علت است که در روایات انتظار برترین و با ارزشترین عبادت شمرده شده چنانکه پیامبر میفرماید[۱۹]: «"أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَجِ"»[۲۰] وهمچنین امام علی(ع) در روایتی نفس انتظار را با این عظمت یاد میکند[۲۱]«منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید. به درستیکه خوشایندترین اعمال نزد خداوند صاحب عزت و جلال، انتظار فرج است»[۲۲]
- اینکه اسلام با یأس مبارزه کرده و آن را در حکم کفر قرار داده، برای همین نکته است که جوامع اسلامی را از شکستهای درونی و معنوی و روحی و شکستهای بیرونی و پیامدهای ویرانگر آن نجات دهد و امید، آرزو، آرمان خواهی و انتظارگرایی را در دل انسانها زنده کند. اسلام به ما میآموزد در برابر حوادث، فشارها و کجرویها نباید مأیوس گشت چنانکه امام علی(ع) فرمود[۲۳]: «"قَتَلَ الْقُنُوطُ صَاحِبَهُ"»[۲۴]
- بنابراین، منتظرِ معتقد به آیندۀ روشن، شایسته نیست در برابر فشار حوادث و رویدادهای غیرانسانی و فاسد تاریخ سکوت کند و از هر تحولی، مایوس شود و فکر کند تیرگیها، پلیدیها و ظلمها، ستمها، فقرها، نادانیها و نابسامانیها و... دایمی و زوال ناپذیرند و هرگونه تلاش و کوششی برای تغییر راه زندگی را بیهوده و بیفایده ببیند؛ بلکه براساس وظیفه ای که بر عهده اش است، یعنی امید به آینده ای مطلوب باید به نویدهای الهی چشم بدوزد و بداند تمامی کژیها و کاستیها، ظلمها و ستمها، فقرها و گرسنگیها، کفرها و گمراهیها، جهلها و نادانیها سرانجام پایان میپذیرد و علل و عوامل آن از بین میرود و حق مطلق بر جهان حاکم گشته و روشنایی بر تیرگی غلبه خواهد کرد و زنجیرها ظلم پاره میشود و محرومیتها به پایان میرسد[۲۵].
- اکنون ممکن است برای افراد جامعه چنین سؤالی مطرح شود که فرد به تنهایی چگونه میتواند بر جامعه اثر بگذارد در حالی که جامعه از تسلط فرد بیرون است. در جواب میتوان گفت: امید و انتظار واقعی و خوشبینی نسبت به سرنوشت بشر، چنان نیرویی به انسان میدهد که انسانها را به اصلاحطلبی و شایستهسازی فرد و جامعه وا میدارد و از هر کمی و غلطاندیشی و بیکارگی و بیهوده کاری رهایی میبخشد، و هرگونه سستی و بیمیلی در وجود او را ریشهکن میکند[۲۶].
- بدبینی و نومیدی اگر همگانی شود و امید به بهروزی و بهسازی در دل همگان کشته شود، گرایش به بدی و تباهی افزون میگردد و ستمروایی همه گیر میشود و خودخواهی به اوج میرسد و هر کس هر کاری را جایز میدانند. آنگاه که نظریههای بدبینانه و یأسآمیز کنار زده شده گرایشها به سوی صلاح و شایستگی هدف انسانها خواهد شد. تاریخ پیامبران سرشار است از انسانهایی که در دوران سیاهِ ظلم به گسترش عدل و انسانیت دست زدهاند، با اینکه اندک و انگشتشمار بودند و همیشه با یاران اندک، کارهای بزرگ کردند و هیچگاه مأیوس و ناامید نگشتند و انقلابهای خونین به راه انداختند و حرکتهای بزرگ اجتماعی و دینی و تاریخی را با افرادی اندک شکل دادند[۲۷].
- بنابراین براساس تعالیم اسلامی میتوان فهمید در سختترین حالات و در اوج گرفتاریها، باید منتظر فرج و و گشایش بود و در هر پایه از بدبختی و فشار و دشواری، نباید امیدمان را از دست بدهیم چرا که در تنگنای دشواریهای نفسگیر و در اقیانوس مشکلات، امید به گشایش و فرج وجود دارد و این چنین است که امام علی(ع) میفرماید[۲۸]: «چون سختی به نهایت رسد، آسایش پدید آید و چون حلقههای زنجیر گرفتاری، سخت تنگ گردد، راحتی رُخ نماید».[۲۹]
فوائد امید و اشتیاق به وضع مطلوب برای شخص منتظر
- فوائد امید و اشتیاق به وضع مطلوب برای شخص منتظر:
- امید به آینده بینش توحیدی به شخص منتظر هدیه میدهد چرا که شخص منتظر تمام امور عالم را زیر فرمان خدا میبیند، به وعده خداوند در شرایط سخت ایمان دارد و یقین دارد که پیروزی از آن وارثان حقیقی زمین است[۳۰]. سرچشمۀ این بینش توحیدی خارج از ذات شخص منتظر نیست، بلکه این بینش در فطرت شخص منتظر نهادینه شده است به طوری که شخص منتظر در فطرت خودش از ظلم ستمگری بیزار است و وقتی این همه ظلم و ستمگری را در عالم میبیند عنصر امید به آینده این نوید را به منتظر میدهد که تمام این ظلمها نابود شدنی است و عدالت در تمام جهان حاکم میشود[۳۱]، در حالی که نداشتن این عنصر دقیقاً عکس این مطلب یعنی هیچ گونه نوید مسرت بخش را بر دل منتظر ایجاد نمیکند بلکه میتواند تبعات زیان باری را به وجود بیاورد به طوری که اگر مبارزان موحد و ظلمستیز، عنصر توانبخش امید را از صحنه زندگی بردارند، انگیزهای برای ادامه این جهاد مقدس وجود نخواهد داشت، زیرا اعتقاد به راهی که در آن امید وجود ندارد انسان را دچار شک میکند و این شک انسان را در مسیر مبارزه از پای در میآورد[۳۲].
- امید به آیندۀ مطلوب موجب میشود شخص منتظر آرزوی یاری کردن امام عصر را در دل داشته باشد و این آرزو معلول امید به آیندۀ مطلوب است[۳۳].
چگونگی شکل گیری اشتیاق به وضع مطلوب
- نکته ای که باید به آن توجه کرد این است، بعد از داشتن امید، اشتیاق و دلبستگی به انتظار شکل میگیرد اما شکل گیری اشتیاق و امیدِ منتظر برای آیندۀ مطلوب، احتیاج به مؤلفههایی دارد از جمله:
- اشتیاق منتظر برای آیندۀ مطلوب نباید غیر مسئولانه باشد، یعنی شخص منتظر اگر چه به وضعیت موجود، معترض است، ولی باید برای بهبود شرایط موجود به اندازۀ وسعش قدم بردارد و تنها چشم به راه آینده نباشد چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است[۳۴]: «"لِیُعِدَّنَّ أَحَدُکُمْ لِخُرُوجِ اَلْقَائِمِ وَ لَوْ سَهْماً"»[۳۵] انتظار غیر مسئولانه به این معناست که هر اقدامی برای اصلاح جامعه قبل از ظهور مهدی(ع) اقدامی بیهوده و بینتیجه است و قطعاً این نوع اشتیاق به آینده نمیتواند جز وظایف منتظران باشد[۳۶]. اشتیاق منتظر برای آیندۀ مطلوب باید مسئولانه باشد یعنی شخص منتظر، حالتی سازنده، فعال، پویا و تأثیرگذار دارد، وضعیت ظالمانۀ موجود را تاب نمیآورد و تلاش میکند تا زمینههای اجتماعی و فرهنگی برای ظهور امام عصر را آماده کند. او نه تنها از منظر ویژگیهای فردی، خود را شخصی آماده برای عصر ظهور تربیت میکند، بلکه از منظر دانش و مهارتهای اداری، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توانایی ادارۀ جامعۀ مهدوی را دارد[۳۷]. به بیان دیگر انتظار فرج مسئولانه، به معنای باور داشتن به اهداف جامعۀ مهدوی است، منتظر مسئول، در محدودۀ قدرت و عمل خویش، تلاش در برپایی جامعهای مطابق با معیارهای مهدوی را وظیفۀ خویش میداند. منتظرِ مسئول اعتقاد دارد عدالت فراگیر و آینده ای روشن تنها در سایۀ دولت مهدوی به وجود میآید، از این رو، آمادهسازی زمینههای ورود به آن دوره و اعتقاد به آینده ای روشن را وظیفه خود میداند[۳۸]. بنابراین وظیفۀ منتظران علاوه بر اینکه همراه با اشتیاق به آیندۀ روشن است باید رکن دیگری هم در آن لحاظ شود و آن مسئولیتپذیری در دورۀ انتظار و آمادگی روحی روانی و تجربه اندوزی علمی و مهارتی در این دوره و زمینهسازی برای ظهور امام مهدی(ع) و دورۀ پس از ظهور است با این وجود، این رکن، هویت ویژهای به انتظار میدهد چرا که خمودگی و بیتفاوتی نسبت به آینده در آن راه ندارد[۳۹].
- اشتیاق منتظر برای آیندۀ مطلوب باید همراه با احساس نیاز به امام حاضر باشد زیرا ممکن است در عصر غیبت، منتظر برای وضع مطلوب اشتیاق داشته باشند اما هرگز به حضرت احساس نیاز پیدا نکرده باشد، یقنیاً این اشتیاق فقط لقلقۀ زبانی است و نمیتوان همچین فردی را منتظر دانست[۴۰].
- اشتیاق منتظر برای آیندۀ مطلوب اگر به همراه نزدیک دانستن ظهور حضرت باشد بر شدت انتظار منتظر افزوده و شخص اشتیاق بیشتری به آینده ای روشن از خود نشان میدهد[۴۱].
- از اصلی ترین ارکان برای اشتیاق شخص منتظر به آیندۀ مطلوب، یقین به ظهور امام غایب است. شکی نیست کسی که به ظهور امام غایب یقین ندارند، اشتیاقی هم به آیندۀ مطلوب ندارد. در واقع هر قدر آگاهی و یقین شخص به ظهور امام بیشتر و عمیقتر باشد، اشتیاق برای رسیدن آن دوران نورانی برای منتظر بیشتر خواهد شد. پیشوایان معصوم با در نظر گرفتن این نکتۀ اساسی، همواره در سخنان نورانی خود، باور قطعی به ظهور آخرین حجّت الهی را تقویت کرده و منتظران را از هرگونه ناامیدی، پرهیز میدادند، چنانکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود[۴۲]: «قیامت برپا نمیشود، تا اینکه قیامکنندهای به حق از خاندان ما قیام کند و این هنگامی است که خداوند به او اجازه فرماید. هرکسی از او پیروی کند نجات مییابد و هر کسی از او سر پیچی کند هلاک میشود».[۴۳]
پانویس
- ↑ . ر.ک. حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷؛ باقری زاده اشعری، محمد، از امام مهدی بیشتر بدانیم، ص ص ۶۴.
- ↑ ر.ک. خامنه ای، سید علی، مهدویت از منظر ولایت، ص ۴۶؛ موسوی، سید علی، فلسفه انتظار فرج با تاکید بر افضل اعمال بودن آن، ص ۲۳۹ ـ ۲۴۴.
- ↑ «و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد» سوره یوسف، آیه ۸۷.
- ↑ ر.ک. رجایی، محبوبه، مؤلفههای انتظار توانمند در قرآن کریم و سنت، ص؟؟
- ↑ «و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.
- ↑ ر.ک. مهدویفرد، میرزا عباس، فلسفه انتظار، ص۱۱۰-۱۱۸.
- ↑ «و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
- ↑ «و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.
- ↑ ر.ک. رجایی، محبوبه، مؤلفههای انتظار توانمند در قرآن کریم و سنت، ص؟؟
- ↑ «و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۳: «"انْتَظَرُوا الْفَرَجَ وَ لَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ"»
- ↑ «ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد» سوره یوسف، آیه ۸۷.
- ↑ ر.ک. مهدویفرد، میرزا عباس، فلسفه انتظار، ص۱۱۰-۱۱۸.
- ↑ ر.ک. خامنهای، سید علی، مهدویت از منظر ولایت، ص ۴۶.
- ↑ ر.ک نیلیپور، مهدی، انتظار و وظایف منتظران، ص ۲۲-۳۰.
- ↑ ر.ک. حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷.
- ↑ ر.ک. زینتی، علی، انتظار و امنیت روانی، ص۲۹۷-۲۹۸؛ موسوی، سید مهدی، تربیت سیاسی در پرتو انتظار، ص ۳۴.
- ↑ ر.ک. زینتی، علی، انتظار و امنیت روانی، ص۲۹۷-۲۹۸؛ موسوی، سید مهدی، تربیت سیاسی در پرتو انتظار، ص ۳۴.
- ↑ تحف العقول، ص ۳۷.
- ↑ ر.ک. رجایی، محبوبه، مؤلفههای انتظار توانمند در قرآن کریم و سنت، ص؟؟
- ↑ «"انْتَظَرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ"»؛ اصول کافی، ج ۱، باب الحجه ص ۱۴۰.
- ↑ ر.ک. رجایی، محبوبه، مؤلفههای انتظار توانمند در قرآن کریم و سنت، ص؟؟
- ↑ غررالحکم، ص ۴۹۸.
- ↑ ر.ک. حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷.
- ↑ ر.ک. حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷.
- ↑ ر.ک. حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷.
- ↑ ر.ک. حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷.
- ↑ نهج البلاغه، ص ۱۲۴۱.
- ↑ ر.ک حکیمی، امیر مهدی، منتظر چشم به راهی فریادگر، ص ۶۷.
- ↑ ر.ک. صمیمی، سیمین، عرصههای تأثیرگذاری اعتقاد به مهدویت در اصلاح فرد از دیدگاه قرآن و حدیث.
- ↑ ر.ک. حیدرینهند، کریم، نقش فرهنگ انتظار در اصلاح جامعه.
- ↑ ر.ک. مهدویفرد، میرزا عباس، فلسفه انتظار، ص۱۱۰-۱۱۸.
- ↑ ر.ک. بنیهاشمی، سید محمد، برکات انتظار، ص ۸۹-۹۱.
- ↑ ر.ک: دانشنامه امام مهدی، ج ۵، ص ۳۵۲، ح ۹۴۲.
- ↑ ر.ک. محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۹-۳۱۲؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴؛ سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴.
- ↑ ر.ک. محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۹-۳۱۲.
- ↑ ر.ک. محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۹-۳۱۲.
- ↑ ر.ک. محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۹-۳۱۲.
- ↑ ر.ک. محمدی ریشهری، محمد، دانشنامه امام مهدی، ج۵، ص۳۰۹-۳۱۲.
- ↑ ر.ک سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴.
- ↑ ر.ک سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴.
- ↑ «"لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَقُومَ الْقَائِمُ الْحَقُ مِنَّا وَ ذَلِکَ حِینَ یَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ مَنْ تَبِعَهُ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَکَ اللَّهَ اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ فَأْتُوهُ وَ لَوْ عَلَی الثَّلْجِ فَإِنَّهُ خَلِیفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِیفَتِی"» شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۵۹؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة(ع)، ج ۲، ص.
- ↑ ر.ک سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت، ص۷۶-۸۴.