بحث:معجزه در کلام اسلامی

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

معجزه، از موضوعاتی است که بسیاری از اعتقادات اساسی دیگر بر آن مترتب است. معجزه آخرین راه الزام مردم به پذیرش دعوت حق است. به قول خواجه نصیر در کتاب تجرد الاعتقاد، راز پی بردن به صدق نبی، وجود معجزه بر دستان اوست[۱][۲].

مقدمه

  1. عملی است غیر عادی و بر خلاف جریان طبیعی عالَم و خارج از توان انسان‌های عادی.
  2. معجزه را نمی‌توان به دیگران آموخت یا مغلوب عوامل دیگر ساخت.
  3. معجزه همواره با ادعای نبوت و نیز تحدی همراه است.
  4. معجزه با امر خواسته شده از مدعی نبوت مطابقت دارد[۶][۷].

اعجاز قرآن

اثبات نبوت با معجزه

اثبات امامت با معجزه

معنای لغوی

قرآن و لغت معجزه

حقیقت اعجاز

  • معجزه، بر این نکته دلالت می‌‌کند که وقتی پیامبر از جنبه علم و معرفت، اتصال با جهان دیگر را ادعا می‌‌کند، از جنبه قدرت هم بایستی نشانه‌ای از آن جهان بیاورد.
  • متکلمین از این، به معجزه تعبیر کرده‌اند؛ برای اینکه یکی از لوازم آیت بودن این است که مردمِ دیگر از آوردن مثل آن ناتوان و عاجزند و پیامبران هم مردم را به صورت تعجیز مخاطب قرار می‌‌دادند. بر این اساس، نام این عمل را معجزه گذاشتند، یعنی عملی که ناتوانی دیگران را آشکار می‌‌سازد؛ ولی معنای معجزه به ناتوانی، تا حدودی نارساست؛ زیرا اگر بر این نکته باشیم که هر چیزی که دیگران در مقابل آن ناتوان باشند، معجزه نام گیرد، مطلب با اشکال مواجه می‌‌شود، مثلاً شما قرآن را معجزه می‌‌دانید، به دلیل اینکه کسی مثل آن را نیاورده است. در هر رشته دیگر نیز که یک نفر متخصص باشد، دیگران نمی‌توانند آثاری مثل او خلق کنند. پس، این کلمه نارساست و باید معجزه و ناتوانی دیگران، این جهت را که کار از مرز قدرت بشری خارج است، برساند.
  • پس معجزه کار و اثری است که از پیغمبری به عنوان "تحدی" آورده شود و نشانه‌ای باشد از اینکه قدرتی ماورای بشری در ایجاد آن دخالت دارد و این عمل، فراتر از قدرت بشر است[۱۵].

تعریف‌های معجزه

  1. بعضی مانند مادی‌مسلکان و نیز آنان که قصد نفی معجزه را دارند، ممکن است معجزه را این طور تعریف کنند که معجزه، یعنی آنچه بدون علت روی می‌‌دهد. این تعریف نادرست است؛ زیرا اگر معجزه بدون علت رخ داده باشد، دلیل بر هیچ امری نخواهد بود.
  2. ممکن است گروهی دیگر معتقد باشند که معجزه پیدایش چیزی بدون علت و نیز استثنای در قانون علیت نیست، بلکه معجزه به این معناست که به جای علت واقعی یک رویداد، علت دیگری جانشین آن می‌‌گردد. در حقیقت، در معجزه اصل علیت نفی نشده، بلکه جانشین علت دیگر گردیده است؛ مثلاً علت واقعی و حقیقی پیدایش انسان، آمیزش دو انسان است؛ حالا چنانچه این علت جای خود را به علت دیگری دهد و انسانی از غیر طریق آمیزش دو انسان پدید آید، آن معجزه است. این گفتار ناشی از عدم اطلاع بر علوم عقلی است؛ زیرا در عالم، نظام علت و معلول حکمفرماست. این نظام، نظامی قراردادی نیست که بتواند آن را تغییر و تبدیل نمود، بلکه بر اساس رابطه‌ای حقیقی و واقعی و تخلف‌ناپذیر است.
  3. فرق است میان خرق قانون علیت و خرق ناموس طبیعت. معجزه آن نیست که چیزی از غیر راه علت اصلی پدید آمده باشد، بلکه آنچه از غیر مسیر و جریان عادی و طبیعی به وجود آمده باشد، معجزه نام دارد. به بیان بهتر: معجزه خارج شدن امری است از جریان عادی به نحوی که دخالت ماوراء الطبیعه در آن آشکار باشد.
  • معجزه بدین‌گونه توجیه می‌‌گردد: علل واقعی اشیا و پدیده‌ها برای بشر که می‌خواهد با علم و تجربه به حقیقت روابط آنها برسد، همواره مجهول است و تنها خداوند بر علت‌های واقعی اشیا و پدیده‌ها آگاه است و بشر به وسیله تجربه و آزمایش فقط به یک سلسله تقارنات و ارتباطات دسترسی پیدا می‌‌کند و آن را رابطه علیت می‌‌پندارد.
  • بر این اساس، معجزه به معنای به وقوع پیوستن حوادث و رویدادها از طریق روابط علمی و معلولی ناشناخته برای بشر است. در این چرخه هیچ علتی نفی نمی‌گردد، اما علت‌های ناشناخته جایگزین علت‌های تجربی و مألوف شده است[۱۶].

چهار نظریه درباره معجزه

معجزه

معجزه، در لغت از ریشه «عجز» به معنای ضعف و ناتوانی و در اصطلاح، به معنای امر شگفتی است که به دنبال ادعای نبوت صورت می‌گیرد و با دعوت به تحدّی و مبارزه‌طلبی همراه است و دیگران قادر به انجام دادن آن کار نیستند.

در حقیقت، معجزه یکی از راه‌های تشخیص مدعی نبوت در ادعای خود است. پیامبران که برای هدایت جامعه و مردم به سوی خدا انتخاب شده‌اند باید برای اثبات ادعای خویش معجزه بیاورند تا امتیاز آنان برای همه روشن شده وگرنه مردم نمی‌توانند به پیامبری آنان اطمینان داشته باشند؛ البته لزومی ندارد آنها مطابق خواسته یکایک افراد جامعه معجزه بیاورند زیرا منظور از اعجاز نشان دادن گواهی رسالت است و این با هر معجزه‌ای انجام می‌گیرد علاوه بر این که شاید مردم چیزی را بخواهند که انجام آن به مصلحت نیست و یا اساساً محال است[۲۰].

رابطه معجزه با قانون علیت

معجزه قانون علیت را نقض نمی‌کند و برخلاف عقل نیست؛ به این معنی که برخی امور ظاهراً برخلاف عقل هستند و عقل نمی‌تواند آن امور را درک کند؛ مانند پدید آمدن معلولی بدون هیچ علت و سببی اما معجزه امر شگفتی است که فقط از مجرای طبیعی صورت نگرفته و مخالف قواعد مادی و متعارف است و علل عادی متعارف و شایع را که بشر با همیشه با آنها مواجه بوده را نفی می‌کند و هیچ دور از ذهن نیست که برای معجزه علت دیگری باشد که بشر آن را تاکنون نشناخته باشد. بنابراین معجزه کاری است برخلاف عادت و نه برخلاف قانون علیت و از تمام علوم غریبه ممتاز است؛ زیرا راه فکری ندارد؛ بنابراین آموختن و آموزش دادنی نیست، بلکه تابع قداست روح و اراده نیرومند صاحب اعجاز است و همانطور که بدن در اختیار روح مجرد است، قلمرو اعجاز در اختیار صاحب معجزه است. علامه طباطبایی در اینباره می‌فرماید: جمله آخر آیه: ﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا[۲۱].

یعنی جمله ﴿قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا که مطالب قبلی خود را تحلیل می‌کند و می‌فهماند که به چه دلیل خدا به کارهای متوکلان و متقین می‌رسد دلالت دارد بر اینکه درباره معجزه نیز خداوند به اسباب و علل اشاره می‌کند؛ چون به‌طور عموم و طبق فرموده خدا، او برای هر چیزی که تصور کنید اندازه و مسیری معین کرده است[۲۲].

منشأ و فاعل معجزه

درباره اینکه فاعل معجزه چه کسی است و چگونه روی می‌دهد، دیدگاه‌های متعددی وجود دارد که در ادامه مهم‌ترین آنها بیان می‌شود:

  1. برخی احتمال داده‌اند که خدای متعال بدون واسطه و هیچ‌گونه علت و سببی علت معجزه است و این احتمال اگرچه به‌خاطر عموم قدرت خداوند بر هر چیزی ممکن است، ولی برخلاف سنن الهی است که خداوند خود آن را در عالم جاری کرده که بر اساس آن هر چیزی دارای سبب و علتی است.
  2. برخی احتمال داده‌اند که علت معجزه علت مادی غیرمتعارف است که فقط انبیا به سبب اتصال آنها به عالم غیب از آن آگاه هستند؛ همانطوری که ممکن است برای یک شیء دو علت باشد که مردم از یکی از آن دو اطلاعی نداشته باشند و فقط عده کمی از آن آگاهی داشته باشند.
  3. اینکه وقتی نبی می‌خواهد نبوت خود را با معجزه اثبات کند، معجزه به فعل ملائکه تحقق پیدا می‌کند.
  4. برخی فلاسفه و محققان نیز احتمال داده‌اند که علت معجزه همان نفس و روح شخص نبی است و انسان هرچه به نفس و باطن توجه داشته باشد و از ظواهر مادی دوری کند، می‌تواند کارهایی انجام دهد که از عهده دیگران خارج است و همانطور که نفس انسان بر اعضای بدن سلطه دارد و می‌تواند بر موجودات عالم خارج سلطه داشته باشد. همانگونه که مرتاض‌ها کارهای شگفتی انجام می‌دهند که از عهده بسیاری از انسان‌ها ساخته نیست؛ مثلاً اجسام بسیار سنگینی را صرفاً با اراده بلند می‌کنند و وقتی یک انسان معمولی با کمی ریاضت می‌‌تواند چنین کارهایی انجام دهد به‌طور قطع انسان کامل و پاکی که عنایت خداوند همراه اوست و به درجات عالی انسانی رسیده است می‌تواند به اذن خدا را معجزه را انجام دهد. خداوند در قرآن می‌فرماید: ﴿مَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ[۲۳]. خداوند در آن آیه معجزه را به نفس پیامبر نسبت داده است[۲۴].[۲۵]

معجزه و قانون علیت

معجزه، در لغت از ریشه عجز به معنای ضعف و ناتوانی[۲۶] و در اصطلاح به معنای امر شگفتی است که به دنبال ادعای نبوت صورت می‌گیرد و همراه با دعوت به تحدی و مبارزه‌طلبی و دیگران قادر به انجام دادن آن کار نیستند[۲۷].

برخی اشکال کرده‌اند که در واقع پذیرفتن معجزه به معنای نقض قانون علیت است، یعنی طبق قانون علیت هر معلولی علت خاص و معینی دارد و هیچ پدیده‌ای نیست که علت آن ناشناخته باشد. پس، حال اگر کسی بپذیرد که بدون اسباب مادی پدیده‌ای تحقق یابد و مثلاً اراده خدا یا اراده پیغمبر علت ایجاد پدیده مادی شود، در واقع، قانون علیت نقص شده است و با پذیرفتن اعجاز قانون سنخیت، یعنی نیاز هر معول به علتی خاص و معین شده است؛ زیرا قانون سنخیت هم مثل قانون علیت قانونی مسلم و قطعی است و با قبول معجزه به صورت تحقق معلول از علتی غیر هم‌سنخ معلول این نقص تحقق می‌یابد.

در پاسخ به این اشکال باید گفت، سنخیت بین علت و معلول در دو مورد و با دو ویژگی وجود دارد:

  1. سنخیت بین علت هستی‌بخش و معلول؛ یعنی فاعلی که معلول را ایجاد می‌کند باید واجد کمال معلول باشد و فاعلی بدون این کمال نمی‌تواند معلولی ایجاد کند که آن کمال را داشته باشد و اگر گفته شود که پذیرفتن معجزه با این سنخیت ناسازگار است؛ سخنی ناصواب گفته شده؛ چراکه معجزه یا معلول بی‌واسطه خداست و یا معلول باواسطه او و در هر دو صورت فاعل حقیقی و پدیدآورنده معجزه خداست و سنخیت بین خدا و معلولش محفوظ است؛ یعنی خدا کمالات این معلول را دارد.
  2. سنخیت بین علت مادی و معلول در امور طبیعی منظور از علت یا فاعل خالق و موجد نیست، بلکه به معنی خاص دیگری است؛ چراکه علت طبیعی چیزی را ایجاد نمی‌کند و آنچه در طبیعت رخ می‌دهد؛ تبدیل و تبدّل است نه خلق و ایجاد و اصطلاحاً به فاعل‌های طبیعی معدّ می‌گویند، نه موجد؛ البته در اینجا بین فاعل معد و معلول سنخیت هست؛ یعنی هر چیزی معد چیز دیگری نمی‌شود، مثلاً برای روشن کردن کبریت نمی‌توان آن را روی یخ یا برف گذاشت، بلکه باید با یک شیء حرارتی تماس بگیرد. بنابراین علت‌های مادی معد هستند و هر پدیده مادی علل معده خاصی دارد و خدای متعال موجد است.

همچنین علت‌های مادی را با تجربه می‌توان شناخت؛ یعنی به چه علل معده‌ای نیاز داریم تا به فلان معلول دست یابیم، ولی ما نمی‌توانیم با تجربه ثابت کنیم که یک پدیده مادی علت مجرد و غیر مادی ندارد و ممکن است در پیدایش یک پدیده عللی دخالت کند که مجرد بوده و تجربه‌پذیر نباشند؛ مثلاً اراده پیامبر در چیزی اثری بگذارد که ما نمی‌توانیم چگونگی آن تأثیر را بفهمیم.

با توجه به مطالب گفته شده، اگر نفس پیامبر رابطه‌ای خاص با خدا برقرار کند یا اینکه خود خدا به پیامبر اذن دهد که این رابطه یا اذن علت پیدایش پدیده‌ای و جانشین علل مادی شود، آن پدیده به وجود می‌آید، بنابراین تحقق اعجاز به معنی نفی قانون علیت یا قانون سنخیت نیست بلکه به معنی اثبات نوعی علیت فراطبیعی است که از نظر علمی شناخت‌پذیر نیست[۲۸]. نبود علت مادی متعارف و شایع برای معجزه انکار قانون علیت و نفی علت از اساس نیست و آنچه درباره معجزه نفی می‌شود، علل مادی متعارفی است که انسان همیشه در زندگی با آن روبه‌رو بوده است و نفی کردن علت مادی از معجزه به معنای نفی مطلق علت از معجزه نیست[۲۹]. علامه طباطبایی در این باره می‌فرماید: جمله آخر آیه ﴿وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا[۳۰]؛ یعنی جمله ﴿قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا مطالب قبل خود را تعلیل می‌کند و می‌فهماند که به چه دلیل خدا به کارهای متوکلان و متقین می‌رسد و دلالت دارد بر اینکه درباره معجزه نیز خداوند به اسباب و علل توجه دارد؛ چون خدا به‌طور عموم فرموده است که برای هر چیزی که تصور کنید حدّی و اندازه‌ای و مسیری معین کرده است[۳۱].[۳۲]

پانویس

  1. حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۱۵۷.
  2. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۵-۱۷۶.
  3. مقائیس اللغة، ۴/ ۲۳۲.
  4. نبوت‌، ۱۰۰.
  5. فرهنگ شیعه، ص 416.
  6. کشف المراد، ۳۵۱؛ البیان فی تفسیر القرآن‌، ۳۳؛ نبوت‌، ۱۰۳؛ الالهیات‌، ۲/ ۶۷- ۶۴؛ قرآن و آخرین پیامبر، ۳۲.
  7. فرهنگ شیعه، ص 416.
  8. فرهنگ شیعه، ص 417.
  9. شرح اشارات‌، ۳/ ۴۱۷.
  10. غایة المرام‌، ۳۳۲ به نقل از معجزه‌شناسی‌، ۲۲.
  11. المغنی‌، ۱۵/ ۲۷۴.
  12. فرهنگ شیعه، ص 417.
  13. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۶.
  14. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۶.
  15. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۶-۱۷۷.
  16. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۷.
  17. «هرگز برای سنت خداوند دگرگونی نخواهی یافت» سوره فاطر، آیه ۴۳.
  18. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۸.
  19. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۷۸-۱۷۹.
  20. فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «معجزه»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۶۴.
  21. «و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید * و به او از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بی‌گمان خداوند برای هر چیز، اندازه‌ای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۲-۳.
  22. فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «معجزه»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۶۴.
  23. «و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر با اذن خداوند» سوره رعد، آیه ۳۸.
  24. سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۳، ص۷۵-۷۹.
  25. فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «معجزه و قانون علیت»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۶۳.
  26. احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، ج۴، ص۲۳۲.
  27. حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۴۷۵.
  28. مصباح یزدی، محمدتقی، راهنما‌شناسی (اصول عقاید ۲)، ص۲۱۶-۲۲۵.
  29. سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۳، ص۷۴.
  30. «و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید * و به او از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بی‌گمان خداوند برای هر چیز، اندازه‌ای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۲-۳.
  31. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ج۱، ص۷۵؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱، ص۱۲۱.
  32. فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «معجزه و قانون علیت»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۳۶۱.