تفسیر تطبیقی در علوم قرآنی
مقدمه
تطبیق در زبان عربی و فارسی دو معنای متفاوت دارد. به تبع آن، عنوان تفسیر تطبیقی نیز در زبان فارسی معنایی متفاوت از معنای تفسیر تطبیقی در زبان عربی دارد، در عربی تطبیق از ماده «ط ـ ب ـ ق» به معنای اجرا، عملی کردن و منطبق ساختن است، بر این اساس تطبیقی یعنی کاربردی، عملی و اجرایی و تطبیق القانون یعنی عملی کردن قانون.[۱] این ماده در اصل به معنای نهادن شیء گستردهای بر چیزی مانند خودش است، به طوری که آن را کاملاً بپوشاند،[۲] چنان که گویند: "طبّق السّحابُ الجَو" یعنی ابر تمام فضا را پوشاند و "طبّق الغَیمُ السماء" یعنی ابر آسمان را پوشاند و "طبّق الماءُ وجهَ الارضِ" آب همه روی زمین را فرا گرفت.[۳] بر همین اساس تطبیق به معنای مسائل و قضایا را تحت یک قاعده یا قانون کلی درآوردن است،[۴] زیرا وقتی قانون یا قاعدهای کلی بر مصادیق آن تطبیق میشود، در واقع همه آنها را فراگرفته، زیر چتر خود میپوشاند؛ اما در فارسی تطبیق به معنای برابر کردن دو چیز با هم، و با هم مطابق ساختن به کار میرود.[۵] هریک از این دو معنا (در فارسی و عربی) نوعی تفسیر تطبیقی متفاوت با دیگری را موجب گشته است:
- در حوزه زبان و فرهنگ عربی مراد از تفسیر تطبیقی، کاربردی کردن تعالیم قرآن و تطبیق و اجرای تعالیم و دستورات کلی آن در زندگی و منطبق ساختن آنها بر قاعدههای جزئیتر و مصادیق عینی است، چنان که غالب حسن، در کتاب مداخل جدیدة للتفسیر، نخستین فصل کتاب را به تفسیر تطبیقی قرآن کریم اختصاص داده و در آن به تطبیق ۷ قاعده کلی از قواعد قرآنی بر قواعد جزئیتر بحث کرده است.[۶] بعضی از تفسیرپژوهان فارسی زبان نیز تفسیر تطبیقی را در همین معنا به کار برده، آن را روشی برای بیان پیام قرآن میدانند. اینان فایده تفسیر تطبیقی به این معنا را آماده کردن مخاطبان برای دریافت آن بخش از پیامهای قرآن دانستهاند که مناسب با شرایط زمانی و مکانی خاص نوشته شده و تفسیر راهنما اثر علی اکبر هاشمی رفسنجانی و تفسیر نور اثر محسن قرائتی را از نمونههای بارز تفسیر تطبیقی معرفی کردهاند.[۷] مهمترین اصول و مبانی این نوع تفسیر تطبیقی عبارتاند از:
- اصول و مبانی عملی حاکم بر عصر پیامبر اکرم (ص) و صحابه در همه عصرها جاریاند.
- با وجود تحولات فزاینده در زندگی انسان و دگرگونی نیازها، رهنمودهای قرآن از بعد تربیتی، هدایتی و عمل، برای همه عصرها میتوانند سازنده و برانگیزاننده باشند. شایان ذکر است که دستهبندی مطالب استنباط شده و نتیجهگیری از آنها، به کار گرفتن جدولهای موضوعی درباره آیات مربوط و تحلیل خصوصیات آیات و مضامین قصهها، استفاده از نقشههای جغرافیایی و بهکارگیری مثال برای جذابیت بیشتر از کارهای لازمی هستند که باید انجام شوند.[۸] تفسیر تطبیقی به تفسیر جهت داده، قرآن را در متن زندگی مسلمان قرار میدهد، تا همواره از هر آیه، پیام و رهنمود مناسب را دریابند.[۹] این نوع تفسیر تطبیقی یعنی کاربردی و اجرایی کردن تفسیر در میان پیروان کتب مقدس نیز سابقه دارد؛ به گفته ماسترمیدیا در کتابی که با عنوان التفسیر التطبیقی لکتاب المقدس به زبان عربی ترجمه شده گروهی از کشیشان و معلمان طوایف مختلف مسیحی به تهیه تفسیر تطبیقی کتاب مقدس مبادرت کردند. در این تفسیر تطبیقی همه آنچه را که به فهم شرایط و ظروف زمانی و فضای عمومی حاکم مربوط میشود که فقره ای از کتاب مقدس در آن نوشته شده تقدیم مخاطب کرده و در کنار شرح کلمات و عبارات دشوار، معلومات و اطلاعات تاریخی فراوانی به مخاطب داده شده است؛ همچنین مخاطب را در کشف ارتباط بخشی از فقرات کتاب مقدس با بخش دیگر آن مدد میرساند. در عین حال تفسیر تطبیقی تنها به تقدیم اطلاعات ادبی و تفسیر آنها بسنده نمیکند، بلکه مخاطب را به سمت تطبیق عملی و اجرا و پیاده کردن آنها سوق میدهد.[۱۰]
- اما در حوزه زبان و فرهنگ فارسی مقصود از تفسیر تطبیقی، مطالعهای مقایسهای در حوزه تفسیر است. این مقایسه میتواند در حوزههایی متنوع از تفسیر آیات قرآن و نیز میان تفاسیر متنوع و مختلف اسلامی از قرآن کریم انجام گیرد.
به نظر میرسد تفسیر تطبیقی به این معنا ـ که با معنای تطبیق در کاربرد فارسیش قرابت دارد ـ متأثر از رواج اصطلاح تطبیق در ادبیات فارسی است که امروزه رشته مستقلی با نام ادبیات تطبیقی پدید آمده است. ادبیات تطبیقی برگردان (Litteratur Comparee) در زبان فرانسه است. این مبحث در اواسط قرن نوزدهم میلادی در فرانسه پدید آمد و از آن پس در حوزه ادبیات برای خود جایی باز کرد.[۱۱]
ادبیات تطبیقی درباره ادبیات ملی و روابط تاریخی آن با ادبیات ملتهای دیگر و بررسی چگونگی این ارتباط و اثرپذیری آنها از یکدیگر بحث میکند.[۱۲] قلمرو ادبیات تطبیقی شامل بررسی موارد مشابه در کشورهای مختلف است و اختلاف در زبان، نخستین شرط مطالعه تطبیقی میان دو اثر است.[۱۳] پس از ادبیات، مطالعه و پژوهش تطبیقی در حوزههای دیگر علوم همچون فقه، اصول فقه و تفسیر نیز جای باز کرد. البته مفهوم تطبیق در تفسیر یا فقه تطبیقی عامتر از ادبیات تطبیقی است و به مطالعه تطبیقی میان دو زبان مختلف محدود نمیشود. امروزه در فرهنگ فارسی همین معنا از «تفسیر تطبیقی» مقصود است نه معنای نخست. در زبان و فرهنگ عربی از این نوع تفسیر تطبیقی گاه به تفسیر مقارَن یا مقارنه ای و گاه به تفسیر موازَن یا موازنه ای تعبیر میشود.[۱۴] البته تعبیر به موازنه صحیحتر و دقیقتر از مقارنه و حتی مقایسه است[۱۵].[۱۶]
گستره تفسیر تطبیقی
بعضی تفسیر تطبیقی را چنین تعریف کردهاند که مفسر آیاتی از قرآن را محور قرار داده، سپس به جستجوی آرای مفسران ـ اعم از قدما و متأخران و اعم از اینکه روش تفسیری آنها عقلی یا نقلی باشد ـ همراه با ذکر وجوه و احتمالات مطرح شده از سوی آنان برآمده، به مقایسه و ارزیابی میان آنها بپردازد.[۱۷] بعضی دیگر تفسیر تطبیقی یا مقارَن را به بررسی مقایسه ای میان دیدگاههای شیعه و اهل سنت درباره مفاهیم قرآن محدود کرده، میگویند: مراد از این تطبیق، مقایسه میان دو مکتب از مکاتب تفسیری و روشهای گوناگون تفسیری چون روش ادبی، روایی و کلامی نیست، بلکه بررسی تطبیقی تفسیر آیات، فارغ از روشها و مکاتب تنها بر اساس دو منظر شیعی و اهل سنت است.[۱۸] اما هر دو تعریف به ویژه تعریف دوم به صورت جزئی تنها به بعضی از ابعاد تفسیر تطبیقی نظر دارند؛ زیرا دامنه تفسیر تطبیقی میتواند بسیار فراتر از مطالعه تطبیقی آرای مفسران شیعه درباره مفاهیم قرآن یا حتی در محدوده بررسی آرای مفسران قدیم و جدید و ارزیابی آن بوده و به حوزه مطالعات تطبیقی میان قرآن و عهدین یا میان دو مکتب تفسیری یا دو روش تفسیری و... تعمیم داده شود.
دیگری میگوید: تفسیر تطبیقی (مقارَن) آن است که مفسر آیه یا آیاتی را برگزیند و همه نصوص مرتبط با موضوع آن آیه، اعم از سایر آیات قرآنی، احادیث نبوی، اقوال صحابه و تابعان و سایر مفسران و نصوص سایر کتابهای آسمانی مرتبط با آیه را گرد آورد و میان آنها مقایسه کند و آرا را با یکدیگر سنجیده، ادله هریک را بیان و با ترجیح دیدگاه برتر سایر دیدگاهها را نقد کند.[۱۹] این تعریف نیز مانعیت ندارد؛ زیرا در هر تفسیر تطبیقی ای لازم نیست از مطالب سایر کتب آسمانی نیز بحث شود یا گردآوری آیات قرآن و احادیث معصومان در تفسیر یک آیه و مقایسه میان آنها شرط تفسیر موضوعی است نه تفسیر تطبیقی، بنابراین به نظر میرسد همان گونه که بعضی در تعریف مطالعه تطبیقی آوردهاند [۲۰] کافی است که در تعریف تفسیر تطبیقی گفته شود که آن عبارت است از بررسی مقایسهای دیدگاههای مفسران با اختلاف منهج یا مذهب در تفسیر یک یا چند آیه یا سوره ای یا موضوعی قرآنی و سپس عرضه آن دیدگاهها بر میزان و روش صحیح تفسیر،[۲۱] برای دستیابی به شناخت صحیح آن آیه یا موضوع، همراه با فهم و تبیین مواضع وفاق و خلاف. در این مقایسه کشف اختلافها و شباهتها هدف تفسیر تطبیقی نیست، بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدف تفسیر یعنی فهم و شناخت صحیح. البته این تعریف نیز همه گونههای تفسیر تطبیقی را دربرنمی گیرد. شرط لازم تفسیر تطبیقی آن است که حتماً مقایسه میان دیدگاههای دو مذهب یا دو مکتب تفسیری یا دو مفسر مختلف یا میان معارف قرآن با آموزههای کتب مقدس یا سایر معارف بشری مانند مقایسه حقوق زن در قرآن و عصر جاهلیت یا حقوق زن در غرب باشد.
شایان ذکر است بر پایه تعریفی که ارائه شد تفسیر تطبیقی در حقیقت مطالعه تطبیقی تفاسیر قرآن درباره یک موضوع یا مکتب و روش دو مفسر است؛ نه تفسیر کردن تطبیقی قرآن؛ یعنی محقق در این مقام نیست که به تفسیر آیه ای از قرآن به صورت تطبیقی بپردازد، بلکه در پی آن است که تفسیر دو مفسر از آیه یا موضوعی قرآنی را که هریک به گرایش فکری خاصی وابستهاند، به صورت تطبیقی مطالعه کند تا از طریق این مقایسه به اختلافهای دو مذهب و دو اندیشه یا دو دین دست یافته، دیدگاه صحیح را در آن موضوع برگزیند. به همین صورت است مطالعات تطبیقی میان قرآن و عهدین که در این مطالعه موضوع مشترکی از آن دو انتخاب و همه مطالب مربوط به آن از قرآن و عهدین استخراج شده، با یکدیگر مقایسه میشوند تا در پرتو این مقایسه ویژگیهای هر یک و برتری یکی بر دیگری آشکار گردد.[۲۲]
مطالعات تطبیقی انجام شده در حوزه تفسیر
در طول تاریخ تفسیر درایتی و اجتهادی کم و بیش مقایسههایی میان آرای تفسیری گذشتگان و نقد و بررسیهایی درباره آنها انجام گرفته است. این مقایسهها در تفاسیر با گرایش کلامی و فقهی برجستهتر بوده است؛ اما در هیچ یک از آن آثار، مقایسه در چارچوب اصول و قواعدی روشن و شیوه ای منظم و از پیش معرفی شده انجام نگرفته است. تفسیر طبری از کهنترین این آثار است.[۲۳] در دوره معاصر و پس از گسترش مطالعات تطبیقی در حوزه ادبیات و سایر رشتهها و شاخههای علمی، در حوزه تفسیر قرآن نیز مطالعات تطبیقی با روشهای جدید رو به گسترش نهاد. مطالعات تطبیقی در این آثار عمدتاً بر محور موضوعی قرآنی یا آیه ای بحث برانگیز انجام گرفته است. از جمله این مطالعات در حوزه تطبیقی میان قرآن و عهدین، کتاب «القرآن الکریم و التورات و الانجیل و العلم» اثر نویسنده مسیحی، موریس بوکای و کتاب «محمد فی التورات و الانجیل و القرآن» اثر ابراهیم خلیل، نگرشی تطبیقی به زن در آینه قرآن و آیینهای زرتشت، یهود و مسیح اثر الهه وکیلی و بررسی مسایل وحی و نبوت از دیدگاه قرآن و عهدین از اعظم پرچم است. در حوزه قصههای قرآنی نیز آثار فراوان دیگری به صورت تطبیقی میان قرآن و عهدین تدوین شدهاند؛ از جمله بررسی قصه یوسف (ع) به صورت تطبیقی میان قرآن و تورات در کتاب الظاهرة القرآنیة تألیف مالک بن نبی.[۲۴] شمار زیادی پایاننامه دانشجویی نیز به بررسی تطبیقی قصههایی از قرآن به ویژه قصه پیامبران پرداختهاند.
در حوزه مباحث کلامی مورد اختلاف میان شیعه و اهل تسنن به ویژه در مسائل مربوط به امامت و ولایت نیز آثار قرآنی چندی در قالب مطالعه تطبیقی تدوین شدهاند؛ مانند تفسیر تطبیقی اثر فتحالله نجارزادگان. بخشی از این آثار نیز در قالب پایاننامههای دانشجویی صورت پذیرفته است؛ مانند خدا و صفات خدا در مکتب امامیه و ماتُریدیّه از حیات الله ناطقی، تفسیر تطبیقی آیه مودت از فدا حسین عابدی و بررسی تطبیقی آیه تطهیر از دیدگاه مذهب اهل بیت (ع) و اهل سنت از ایلقمار اسماعیلزاده.
مباحث فقهی و آیات الاحکام قرآن نیز از دیگر موضوعاتیاند که گاه آثاری به صورت پراکنده به مطالعه تطبیقی آنها پرداختهاند؛ از جمله آیات الاحکام تطبیقی از محمد فاکر میبدی و بررسی تطبیقی آیات حدود از علی رضا جمشیدی و سید جعفر حسینی.[۲۵] عمده این آثار از روشمندی صحیح همراه با اصول و معیارهای لازم برای یک اثر تطبیقی مطلوب برخوردار نیستند.[۲۶]
اهمیت و فواید تفسیر تطبیقی
یکی از روشهای قرآن در ایجاد تحول بینشی و اعطای بصیرت نافذ به مخاطبان خود، جهت دادن آنها به سمت مقایسه است. استفهام معرفتزای موجود در آیاتی چون ﴿قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾[۲۷] و ﴿قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ﴾[۲۸]، ﴿قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ﴾[۲۹]، ﴿وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[۳۰] و مقایسه اهل آتش و اهل بهشت ﴿لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ﴾[۳۱]، خبیث و طیّب ﴿قُلْ لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۳۲]، مؤمن و فاسق ﴿أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ﴾[۳۳]، بدکار و نیکوکار ﴿أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ﴾[۳۴] و اهل ایمان و عمل صالح با فساد کنندگان در زمین ﴿أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ﴾[۳۵] و بیان نابرابری و تفاوت میان آنها نمونههایی از این شیوه بصیرت آفریناند،[۳۶] همچنان که از اطلاق آیات ﴿وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ﴾[۳۷]، ﴿الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَابِ﴾[۳۸] میتوان تشویق به مطالعه تطبیقی تفسیر استفاده کرد.
محققان فواید فراوانی برای تفسیر تطبیقی برشمردهاند که ضمن آن اهمیت مطالعه تطبیقی در حوزه تفسیر قرآن نیز روشن میشود. برخی از این فواید بدین قرارند:
- ایجاد بصیرت نافذ و همه جانبه نگر در ذهن و ضمیر مفسر، به ویژه برای آگاهی از نقاط قوت و ضعف دو مذهب یا مکتب و روش تفسیری یا دو مفسر.
- کشف اضلاع ناپیدای آیات و موضوعات از طریق تأمل در اختلافها و شباهتهای آرای تفسیری درباره یک آیه یا موضوع و جست و جو برای تبیین آنها.
- خارج کردن مفسر از حصرگرایی و فراهمسازی امکان وقوف بر ابعاد ناپیدای آیات و موضوعات مورد تفسیر.[۳۹]
- شناخت واقع و حقیقت از طریق مقایسه آرا و اندیشهها و ادله مفسران.
- شناخت مفسرانی که متأثر از اختلاف مذهبی به تفسیر قرآن پرداختهاند و نیز مفسرانی که آرای آنها نشان دهنده آرای فرقه مذهبی خاصاند.[۴۰]
- شناخت نقاط اشتراک و افتراق دو طرف مطالعه تطبیقی در مبانی و مفاهیم تفسیری.
- مرزبندی دقیق از اختلافهای مبنایی با تفاوتهای بنایی و بررسی و نقد هریک در جای خود.
- کشف اختلافهای صوری و نزاعهای لفظی که حجم زیادی از اختلافات را به خود اختصاص دادهاند و خارج کردن آنها از دایره بحث.[۴۱]
- بهرهگیری از نتایج پیوند فکری در وسیعترین حد خود و بالاترین ظرفیت در تفسیر آیات شریف [۴۲]
- کاستن از تعصبهای نابجا و بیمورد.
- آشکار شدن برتری، هیمنه و چیرگی قرآن بر کتب آسمانی پیشین و مشخص شدن مواضع تحریف در آنها با مطالعه تطبیقی میان موضوعات قرآن کریم و آن کتاب ها.
- زمینهسازی برای تقریب مذاهب اسلامی در حوزه عقاید و فقه و اتحاد بیشتر اسلامی.[۴۳]
منابع
پانویس
- ↑ فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ص۳۹۲ - ۳۹۳، «طبق».
- ↑ ترتیب مقاییس اللغه، ص۵۶۸، «طبق».
- ↑ المعجم الوسیط، ج ۲، ص۵۵۰، «طبق».
- ↑ المعجم الوسیط، ج ۲، ص۵۵۰، «طبق».
- ↑ فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۱۰۹۵، «تطبیق».
- ↑ مدخل جدیده، ص۱۱ - ۲۹.
- ↑ دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۴۱.
- ↑ دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۴۱ - ۶۴۲.
- ↑ دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۴۱.
- ↑ التفسیر التطبیقی، ص۲ - ۴.
- ↑ جام جهان بین، ص۲۶۶.
- ↑ ادبیات تطبیقی، ندا، ص۱۰.
- ↑ جام جهان بین، ص۲۶۶.
- ↑ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۵۱.
- ↑ ادبیات تطبیقی، هلال، ص۳۱ - ۳۲.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «تفسیر تطبیقی»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۸.
- ↑ المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۵۱.
- ↑ تفسیر تطبیقی، ص۱۳.
- ↑ بحوث فی اصول التفسیر، ص۶۰.
- ↑ روششناسی مطالعات دینی، ص۲۵۴ - ۲۵۵.
- ↑ نک: التفسیر الموضوعی، ص۲۸.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «تفسیر تطبیقی»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۸.
- ↑ ر. ک: بحوث فی اصول التفسیر، ص۶۲.
- ↑ ر. ک: الفکر الدینی، ص۳۲۱ - ۳۲۸.
- ↑ ر. ک: آشنایی با پایاننامههای قرآنی.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «تفسیر تطبیقی»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۸.
- ↑ «آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.
- ↑ «بگو: پروردگار آسمانها و زمین کیست؟ بگو: خداوند؛ بگو: آیا در برابر او سرورانی گزیدهاید که هیچ سود و زیانی برای خویش در اختیار ندارند؟ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است؟ یا تیرگیها با روشنایی برابرند؟ یا برای خداوند شریکهایی تراشیدهاند که همانند آفرین» سوره رعد، آیه ۱۶.
- ↑ «بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.
- ↑ «و دو دریا برابر نیستند، این نوشین گواراست که نوشیدنش خوشگوار است و آن شور تلخ؛ از هر یک گوشت تر و تازه میخورید و زیوری بیرون میکشید که آن را میپوشید و کشتیها را در آن مینگری که آب شکافند تا از بخشش او (روزی خود را) فرا چنگ آورید و باشد که سپاس گزارید» سوره فاطر، آیه ۱۲.
- ↑ «دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند، بهشتیانند که رستگارند» سوره حشر، آیه ۲۰.
- ↑ «بگو ناپاک و پاک برابر نیستند حتی اگر بسیاری ناپاک، تو را به شگفتی آورد پس ای خردمندان! از خداوند پروا کنید، باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۱۰۰.
- ↑ «آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.
- ↑ «آیا کسانی که به گناهان دست یازیدهاند گمان دارند که آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، به گونهای که زندگانی و مرگشان همگون باشد؟! بد داوری میکنند!» سوره جاثیه، آیه ۲۱.
- ↑ «آیا کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند چون فسادانگیزان در زمین میشماریم؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران میدانیم؟» سوره ص، آیه ۲۸.
- ↑ ر. ک: روششناسی، ص۲۹۵.
- ↑ «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷.
- ↑ «کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۸.
- ↑ ر. ک: روششناسی، ص۲۹۵.
- ↑ ر. ک: المفسرون حیاتهم و منهجهم، ص۵۱.
- ↑ تفسیر تطبیقی، ص۱۴.
- ↑ ر. ک: الاصول العامه، ص۱۴.
- ↑ طیب حسینی، سید محمود، مقاله «تفسیر تطبیقی»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۸.