سیره مبارزاتی پیامبر خاتم در مقابله با فرهنگ قبیلهگرایی چه بوده است؟ (پرسش)
سیره مبارزاتی پیامبر خاتم در مقابله با فرهنگ قبیلهگرایی چه بوده است؟ یکی از پرسشهای مرتبط به بحث پیامبر خاتم است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی پیامبر خاتم مراجعه شود.
| سیره مبارزاتی پیامبر خاتم در مقابله با فرهنگ قبیلهگرایی چه بوده است؟ | |
|---|---|
| موضوع اصلی | بانک جامع پرسش و پاسخ پیامبر خاتم |
| مدخل اصلی | پیامبر خاتم |
پاسخ به این پرسش
خانم میرحسینی و آقای فلاح در کتاب «شیوههای مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی» در این باره گفتهاند:
«بنای مسجد، مرکز جنبش اصلاحی: از آنجا که دعوت به توحید و یکتاپرستی در سرلوحه برنامه مبارزاتی رسول گرامی اسلام (ص) قرار داشت آن حضرت لازم دید اولین اقدام او در مدینه ساختن مرکزی باشد که روح توحید را در تمام اعمال و رفتار فردی و اجتماعی مسلمانان حاکم نماید. تدبیر این بود که هر قبیله برای خود مسجدی داشته باشد تا روح قبیلهای آنان تحت تعالیم آسمانی اسلام که در مسجد تبلیغ و ترویج میشد به تدریج از عرصه عمل فردی و اجتماعی محو شود. در نگاه پیامبر گرامی اسلام (ص) مسجد، تنها یک مرکز پرستش ظاهری نبود، بلکه تمام معارف و احکام اسلامی در آنجا گفته میشد و همه گونه تعلیمات دینی و علمی حتی امور مربوط به خواندن و نوشتن در آنجا انجام میگرفت.
گاهی مسجد به صورت یک مرکز ادبی در میآمد، سخن سرایان بزرگ عرب که سرودههای آنها با روح اخلاقی و روشن تربیتی اسلام وفق میداد اشعار خود را در مسجد قرائت میکردند، امور قضایی و فصل و خصوصیات و اجرای حدود بر بزهکاران در مسجد انجام میگرفت و پیامبر اکرم (ص) خطابههای آتشین خود علیه شرک و مفاسد را در آنجا ایراد میفرمود[۱].
مبارزه با تفرقه و ایجاد وحدت: از قرنها پیش از ظهور اسلام، مردم شبه جزیره عربستان به دو دسته تقسیم میشدند: مقیم و بیابانگرد. جنوبیان شهرنشین و مردم مرکز شمال چادرنشین و بیابانگرد بودند. این دو گروه همان گونه که از لحاظ زندگی و محیط زیست با یکدیگر اختلاف داشتند از جهت نژادی نیز به دو دسته تقسیم میشدند: جنوبیان را قحطانیان یا یمانیان و گروه دیگر را عدنانیان تشکیل میدادند. این نامگذاری به علت انتخاب هر یک از دو دسته به نیای آنان بود؛ عربهای مکه از گروه عدنانیان بودند و مردم عرب یثرب از قحطانیان به شمار میآمدند. هر یک از این دو گروه به قبیلهها و شاخهها و تیرهها تقسیم میشدند.
در عصر جاهلی، محور زندگی اجتماعی مردم را قبیله و تیرههای آن تشکیل میداد. روحیات عرب بر اساس تعصّب قبیلهای جهت پیدا میکرد، مانند: روحیه جوانمردی، فداکاری، صمیمیت، خشونت، سرسختی و این روحیهها در راه حفظ تیره، قبیله و نژاد مورد استفاده قرار میگرفت و آن چیزی که عرب را به هم پیوند میداد و یا از یکدیگر بیگانه میساخت تیره و قبیله بود. چه بسا که تیرهها و قبیلههای قحطانی و یا عدنانی در درون خود درگیری و جنگ داشتند و به یکدیگر حمله میبردند، اما همین که یکی از دو تیره بزرگ در معرض حمله بیگانه قرار میگرفت، گروههای کوچک دشمنیها را فراموش میکردند و در برابر گروه مهاجم متحد میشدند و خلاصه، آنچه که حاکم بود تعصب قبیلهای بود.
سال اول هجرت در مدینة النبی، گروههایی جمع شده بودند که در سابقه آنان جنگ و خشونت و تحقیر موج میزد. از یک طرف عربهای مکه (عدنانیان) و عربهای مدینه (قحطانیان) بودند که سالهای طولانی همدیگر را تحقیر میکردند و بر یکدیگر فخر میفروختند، از طرف دیگر در میان عربهای مدینه دو قبیله اوس و خزرج بودند که ۱۲۰ سال با همدیگر در حال جنگ بودند. در کنار این دو گروه (قحطانی و عدنانی) با این خصوصیات، یهودیان مدینه حضور داشتند. آنان با ثروت و امکانات فراوانی که دراختیار داشتند همیشه سعی در برتری جویی بر اعراب را داشتند و برای رسیدن به این هدف از روش اختلاف و تفرقه میان قبایل عرب بهره میبردند.
با این وضعیت معلوم بود که تلاشهای رسول گرامی اسلام (ص) ثمر نخواهد داد و لذا حضرت برای حل این مشکل (اختلاف و تفرقه) دست به ابتکار و شیوه جالبی زد و آن این بود که میان دو گروه قحطانی و عدنانی بر پایه و محور اسلام، عقد برادری جاری نمود[۲].
در حقیقت، این دو گروه که بر اساس روابط قبیلهای با همدیگر دوست و دشمن بودند، روابط قبیلهای را با تدبیر پیامبر اکرم (ص) کنار نهادند و روابط ایمانی را جایگزین آن کردند. از این تاریخ به عرب عدنانی (مهاجر) و به عرب قحطانی (انصار) لقب داده شد. در واقع روحیات مثبت اعراب، مانند: حمایت، فداکاری، سرسختی و... بر اساس ایمان به خدا مورد استفاده قرار میگرفت که در این حادثه روحیه صفا و صمیمیت و فداکاری آنان تبدیل به برادری اسلامی گشت.
با این شیوه، اختلاف و تفرقه میان پیروان پیامبر اسلام (ص) از بین رفت و وحدت ایمانی و دینی جایگزین آن گردید. وحدتی که منشأ آثار و برکات فراوان بر جامعه آن روز گشت.
از مهمترین اهداف این پیمان میتوانست، تأکید بر ایجاد اخوت ناشی از ایمان به خداوند باشد، این مسئله در کاستن از قدرت حلفها و پیمانهای جاهلی اهمیت زیادی داشت، بهویژه که این پیمان بر اساس حق بود، در حالی که پیمانهای جاهلی تعریف خاصی برای حق جز منافع قبیلهای نداشتند (مگر در حلفی چون حلف الفضول). ایجاد روحیه تعاون و همکاری و تأکید بر الفت همگانی و اتحاد جامعه بر اساس برادری اسلامی از نتایج قطعی چنین عقدی بوده است.
در نظام و حیات قبیلهای شبه جزیره عربی، این نخستین بار بود که اعراب میتوانستند بر مبنای دیگری در همبستگی خود توجه کنند و هویت خود را نه در تعصب بر اموری کاملاً اعتباری و ناپایدار و مبهم تغییر حسب و نسب و حلف و قراردادهایی نظیر آنها، بلکه بر بنیاد خانه مشترک امت اسلام استوار سازند.
پیامبر (ص) در قالب نظام مدینه یا دولت شهر مدینه، وحدت اعتقادی و اشتراک در قلمرو حکومت یا سرزمین را به عنوان دو بنیاد پایدار و حقیقتی برای وحدت سیاسی و اجتماعی آموخت و فرهنگ سیاسی جامعه عربی را از بحران در مبانی همبستگی خارج کرد و به جای مفهوم همبستگی قبیلهای، مفهوم ملت واحد را نشاند[۳]»[۴]