سید رضی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از مؤلف نهج‌البلاغه)
محمد بن حسین رضی
تاریخ درگذشت406 ق
محل زندگیبغداد (عراق)
ملیتاهل بغداد
تابعیتعراق
زبانعربی
دیناسلام
مذهبشیعه اثناعشری
اطلاعات علمی
حوزه علمیهنجف
استادانشیخ مفید
ابوبکر محمد بن موسی خوارزمی
ابوالحسن علی بن عیسی ربعی
ابوالفتح عثمان بن جنی موصلی
ابو سعید حسن بن عبدالله سیرافی
آثار«تلخیص البیان عن مجازات القرآن»
«حقائق التأویل فی متشابه التنزیل»
«المجازات النبویة»
«دیوان الشریف الرضی»
«الزیادات فی شعر أبی تمام»
«تعلیق خلاف الفقهاء»
«الزیادات فی شعر ابن الحجاج»
«الجید من شعر ابن الحجاج»
«تعلیقة فی الإیضاح لأبی علی»
«خصائص الأئمة»

مقدمه

سید رضی و شریف رضی هر دو لقب محمد، فرزند حسین طاهر ذوالمناقب، است که در سال ۳۵۹ هجری در بغداد به دنیا آمد و در سال ۴۰۶ در همان‌جا درگذشت[۱].[۲] نیای پنجم وی، امام موسی بن جعفر(ع) است و از همین رو به موسوی نیز شهرت دارد؛ هر چند با گذشت زمان نام و شهرت‌های دیگر وی، در پرتو لقب سید و شریف رضی در سایه قرار گرفته است. فاطمه، مادر سید رضی، نیز از خاندان با عظمت شیعی است و از متن تقدیمی شیخ مفید به وی در آغاز کتاب أحکام النساء چنین برمی‌آید که زنی دانشمند بوده است؛ زیرا او را با واژه‌های «سیده جلیله فاضله» یاد می‌کند[۳].

زندگی‌نامه مؤلف

شبی شیخ مفید در خواب دید که حضرت زهرا(س) دست امام حسن و امام حسین(ع) را گرفته به نزد وی آورد و پس از سلام به شیخ فرمود: «این دو پسران من‌اند، به آنان فقه و احکام دین بیاموز». شیخ مفید پس از بیداری در شگفت ماند که این چه خوابی بوده است؟ فردای آن شب که شیخ مفید طبق معمول در مسجد براثا، واقع در محله شیعه‌نشین بغداد، نشست و شروع به تدریس کرد، ناگهان دید بانویی با کمال وقار، در حالی که دست دو کودک خود را در دست دارد، وارد شد و به شیخ سلام کرد و گفت: «من همسر طاهر ذوالمناقب هستم، و این دو کودک فرزندان من‌اند، آنان را نزد شما آورده‌ام تا به آنها علم فقه و احکام دین بیاموزی»[۴].[۵]

تحصیلات

آغاز زندگی تحصیلی سید رضی و برادر بزرگترش سید مرتضی را در محضر دانشمند بلندآوازه شیعی، شیخ مفید، می‌دانند، اما بهره وی از مفید در زمینه فقه بوده است و دیگر اساتید وی در دانش‌های گوناگون، مردان نام‌آشنایی بوده‌اند که در پی خواهند آمد:

اساتید زبان و ادبیات عربی

  1. أبوسعید سیرافی: او را پیشوای ادبیات عرب (نحو) خوانده‌اند[۶].
  2. أبوعلی فارسی: او نیز در صرف و نحو عربی، متخصص بود.
  3. أبوالفتح بن جنی: شهرت وی ابن جنی است و از شاگردان متنبی شاعر و مورد علاقه وی بوده است. او برای سید رضی احترام ویژه‌ای قائل بود.
  4. ابن نباته: عبدالرحیم بن محمد بن اسماعیل بن نباته، در علوم و فنون ادبی ذوقی سرشار داشته است. سید رضی بلاغت و ادبیات عرب را نزد وی آموخته است.
  5. علی بن عیسی ربعی: او از شاگردان مخصوص سیرافی است و سید رضی چندین کتاب ادبی را پیش از ابن جنی نزد وی خوانده است. به نظر می‌آید ابن عیسی، مقدمات ادبیات عرب را به وی آموخته است[۷].

اساتید تاریخ و حدیث

  1. ابوعبدالله مرزبانی: او از دانشمندان مشهور شیعی است و گفته‌اند که شریف رضی علم حدیث را از وی فرا گرفت؛ ولی با توجه به کتاب‌هایش به نظر می‌رسد وی بیشتر در تاریخ و سرگذشت دانشمندان و زاهدان و ادیبان، زبردست بوده و بایسته است که در اینجا حدیث، به معنای تاریخ دانسته شود[۸].
  2. هارون بن موسی تلعکبری: وی از دانشمندان نامدار شیعی است که درس حدیث را به سید رضی آموخته است.[۹].

اساتید فقه

  1. شیخ مفید: سید رضی، دروس فقه و احکام الهی را نزد محمد بن محمد بن نعمان، مشهور به شیخ مفید، گذراند. مفید نه تنها در زمان خود در فقه، کلام، عقاید، مناظره و... یگانه بود، بلکه حرکت و جنبش علمی او چنان تحولی در تاریخ مذهب شیعه به وجود آورد که به تعبیر برخی از اساتید بزرگوار همه ما مدیون شیخ مفید هستیم و شیعه امروز در حقیقت شیعه شیخ مفید است. او با دقت و وسواس ستودنی خود به پالایش و نقد احادیث پرداخت و شیوه خردمندانه خود را به شاگردان ارجمندش آموخت.
  2. محمد بن موسی خوارزمی: وی از فقیهان سنی و اهل ری بود. بنابر نوشته سید رضی در المجازات النبویة، وی قسمتی از فقه اهل سنت را نزد او خوانده است[۱۰].

نام برخی دیگر، مانند عمر بن ابراهیم کتانی و ابراهیم بن احمد طبری مالکی و...، نیز به عنوان اساتید قرآن و... ذکر شده است.[۱۱].

شاگردان سید رضی

گروهی از بزرگان شیعه و سنی، افرادی مانند شیخ جعفر بن محمد دوریستی، ابوعبدالله حلوانی، قاضی أبوالمعالی احمد بن علی بن قدامه، أبوبکر أحمد بن حسین نیشابوری خزاعی و...، را در زمره شاگردان وی ذکر کرده‌اند. البته نباید از نظر دور داشت که بیشتر آنان تنها به عنوان راوی احادیث او بوده‌اند؛ چنان‌که در این جایگاه از شیخ طوسی نیز یاد می‌کنند. در حالی که وی دو سال پس از درگذشت سید رضی به بغداد آمده؛ ولی از آنجا که با واسطه از سید رضی سخن گفته است او را هم شاگرد سید رضی دانسته‌اند و این برداشت با تعریف امروزی شاگرد و استاد متفاوت است. از مهیار دیلمی نیز به عنوان کسی که در درس سید حاضر می‌شده است یاد می‌شود. او از ایرانیان زرتشتی بوده که شعر و ادبیات عربی را از شریف رضی آموخته و به دست وی مسلمان شده است[۱۲].[۱۳].

آثار سید رضی

  1. نهج‌البلاغه: مهم‌ترین کتابی که سید رضی را شهره آفاق ساخته، نهج‌البلاغه است که سخنان امام علی(ع) را در ۲۳۹ خطبه، ۷۹ نامه، ۴۸۰ سخن کوتاه و ۹ جمله غریب الحدیثی[۱۴] سامان داده است. گزینش زیبا و چینش مناسب سخنان امام علی(ع)، این کتاب را در میان فرهیختگان ممتاز ساخت و از همان آغاز، دانشمندان بسیاری با شرح و توضیح این کتاب به پاسداشت آن روی آوردند. موضوعات متنوع کتاب، خواننده را خسته نمی‌کند و آن‌که در محضر او می‌نشیند سیراب می‌شود.
  2. المجازات النبویة یا مجازات الآثار النبویة: سید رضی در این کتاب، سخن مجاز پیامبر(ص) را توضیح می‌دهد و مجاز را از حقیقت باز می‌شناساند؛ مثلاً در کلام زیبای «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ الْبَارِقَةِ»[۱۵]؛ «بارقه» به معنای ابر با آذرخش است، اما سید رضی در توضیح آن می‌نویسد: «این سخن مجاز است و بارقه در اینجا به معنای شمشیرهاست، و بهشت در حقیقت زیر شمشیرها نیست، بلکه منظور صبر و نستوهی مجاهدان در جهاد با کافران و دشمنان دین است که آنان را به بهشت و سرای آرامش در می‌آورد»[۱۶].
  3. خصائص الائمة: این کتاب، نخستین اثر سید رضی است که در مقدمه نهج‌البلاغه به آن اشاره می‌کند. این اثر درباره ویژگی‌های امامان(ع) به رشته تحریر درآمده است و از سخنان امام علی(ع) فراتر نمی‌رود و البته ناتمام مانده است. این کتاب را بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی به چاپ رسانده است.
  4. تلخیص البیان عن مجازات القرآن: سید رضی در این کتاب، مجازات قرآن کریم را توضیح می‌دهد.
  5. حقائق التأویل فی متشابه التنزیل: کتاب تفسیر قرآن کریم است و استادش، ابن جنی، در تقریظی بر این کتاب نوشته است: «رضی، کتابی در معانی قرآن تصنیف کرده که کمتر مانند آن یافت می‌شود». هر چند حجم این تفسیر را بیشتر از تفسیر التبیان شیخ طوسی یا هم‌اندازه تفسیر طبری دانسته‌اند اما متأسفانه تنها جلد پنجم آن، که با متشابهات سوره آل‌عمران آغاز می‌شود، با شرح آقای محمدرضا آل کاشف الغطاء و به همت دار المهاجر بیروت در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است و از دیگر اجزاء این کتاب اثری یافت نمی‌شود.

آثار دیگری از سید رضی نام می‌برند که نجاشی[۱۷] - رجالی معروف و هم‌عصر وی - آنها را ذکر می‌کند و بیشتر آنها در زمینه شعر و ادبیات است و در کتاب‌های دیگر، مانند نهج‌البلاغه و گردآورنده آن و...، نیز می‌توان همه آثار وی را دید. سید رضی افزون بر آثار مکتوب، مدیریت دارالعلم را، که در آن روزگار مرکز علمی مهمی به حساب می‌آمد، بر عهده داشت[۱۸].

مناصب اجتماعی

پدر سید رضی در میان آل بویه چهره‌ای تابناک و وزین داشت و به طاهر ذوالمناقب ملقب شد؛ ولی در بره‌ای از زمان مورد خشم حکومتیان قرار گرفت و مدتی در تبعید به سر برد و پس از آزادی، تمامی سمت‌های اجتماعی خود را به سید رضی واگذار کرد. رضی در حالی همه این مسئولیت‌ها را پذیرفت که تنها ۲۱ سال داشت. مهم‌ترین مسئولیت وی سرپرستی حاجیان و سرپرستی دیوان دادخواهی بود و سرانجام به عنوان نقیب النقباء خوانده شد. نقابت منصبی مردمی بود که به شخصیتی ممتاز و محبوب و عالمی باتقوا تعلق می‌گرفت و خلفا و سلاطین هم برای حفظ آبروی خود به آن شخص حکم می‌دادند. اجرای عدالت، نظارت بر موقوفات، حفظ و نگهداری آمار خانواده‌های سادات، مراقبت از افراد از نظر آداب و اخلاق، ممانعت از بی‌حرمتی به شریعت پیامبر(ص) و... از وظایف نقیب النقبا بود[۱۹].[۲۰]

آرامش موج

زندگانی کوتاه و پرثمر شریف رضی در سال ۴۰۶ هجری به غروب‌گرایید. طبع بلند و قریحه سرشار هم‌آغوش خاک شد که داستان‌های بلندی از عزت نفس وی در کتاب‌های تاریخی بر جای مانده است؛ همو که هدایا و پاداش‌های درباریان را نمی‌پذیرفت[۲۱] و زبان گویایش در برابر دولتمردان عباسی، آنان را سخت برمی‌آشفت و در مدح خلفای فاطمی[۲۲]، شجاعانه دُرّی از حق می‌سفت. در نقلی تاریخی آمده است که القادر بالله، خلیفه عباسی، به وی طعنه زد و گفت: «از محاسن خود بوی خلافت استشمام می‌کنی» و سید با صراحت جواب داد: «نه به خدا، بوی نبوت استشمام می‌کنم!»[۲۳]. بدین‌سان سید رضی درگذشت و برادرش سید مرتضی بر اثر ناراحتی و اندوه فراوان در تشییع وی حاضر نشد و در حرم شریف کاظمین، زانوی غم در بغل گرفت تا هنگام غروب که با وساطت فخر الملک وزیر، حرم را ترک کرد[۲۴].[۲۵]

کتاب‌های منتشر شده

  1. «تلخیص البیان عن مجازات القرآن»
  2. «حقائق التأویل فی متشابه التنزیل»
  3. «المجازات النبویة»
  4. «دیوان الشریف الرضی»
  5. «الزیادات فی شعر أبی تمام»
  6. «تعلیق خلاف الفقهاء»
  7. «الزیادات فی شعر ابن الحجاج»
  8. «الجید من شعر ابن الحجاج»
  9. «تعلیقة فی الإیضاح لأبی علی»
  10. «خصائص الأئمة»

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. رجال النجاشی، ج۲، ص۳۲۶.
  2. در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت.
  3. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۴۷.
  4. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۴۱.
  5. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۴۷.
  6. هدیة الأحباب، ص۱۷۶.
  7. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۴۸.
  8. نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، علی دوانی، ص۴۲.
  9. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۴۹.
  10. المجازات النبویة، شریف رضی، ص۸۵ و ۱۴۵.
  11. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۴۹.
  12. وفیات الأعیان، ج۴، ص۴۴۱، به نقل از: نهج البلاغه و گردآورنده آن، ص۱۰۸.
  13. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۴۹.
  14. این جملات پس از حکمت ۲۶۰ آمده است. توضیح بیشتر در فصل چهارم خواهد آمد.
  15. «بدانید بهشت زیر بارقه است».
  16. المجازات النبویة، ص۱۳۶.
  17. رجال النجاشی، ج۲، ص۳۲۶، البته از نام یکی از کتاب‌های وی (تعلیق خلاف الفقهاء) بر می‌آید که کتابی فقهی باشد.
  18. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۵۰.
  19. پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۲۲.
  20. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۵۲.
  21. پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ناصر مکارم شیرازی، ج۱، ص۹۴.
  22. ر.ک: نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۸۹ و ۹۰.
  23. الوافی بالوفیات، خلیل بن أیبک صفدی، ج۲، ص۳۷۴-۳۷۹، به نقل از: نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۹۶.
  24. الوافی بالوفیات، ج۲، ص۳۷۸، به نقل از: نهج‌البلاغه و گردآورنده آن، ص۱۴۰.
  25. غلامعلی، احمد، شناخت‌نامه نهج البلاغه، ص ۵۲.