مبانی تربیتی در صحیفه سجادیه

مقدمه

مبانی تربیتی، گزاره‌هایی هستند که بیانگر ویژگی‌های عمومی آدمی است و به شکل قضایای حاوی "است" قابل بیان‌اند[۱].

با دقت در صحیفه سجادیه، می‌توان برخی از ویژگی‌های عمومی انسان را کشف و به عنوان مبانی تربیتی ارائه کرد، از آن جمله[۲]:

  1. خداجویی
  2. کمال‌جویی
  3. میل به جاودانگی
  4. خوف و رجا
  5. اختیار
  6. غفلت
  7. حب ذات
  8. دنیاخواهی برای عبادت

مبنای نخست: خداجویی

امام سجاد(ع) در دعای بیستم و در عبارت دوازدهم می‌فرمایند: "بارخدایا مرا چنان قرار ده که هنگام اضطرار به کمک و یاری تو بر دشمن حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (یا ذلت و خواری) به درگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش (یا گمراه) مفرما که به آن سبب، سزاوار خواری و بازداشتن (از رحمت) و روی گردانیدن (کیفر) تو شوم، ای بخشنده‌ترین بخشندگان"[۳].

این عبارت دلالت بر این دارد که نیرویی درونی انسان را هنگام گرفتاری و نیازمندی به سوی خدا می‌کشاند[۴].

مبنای دوم: کمال‌جویی

انسان کمال‌جو، به دنبال نوعی افزایش کمی یا کیفی و شکوفایی است و همیشه می‌کوشد کامل‌ترین مرتبه از هر کمالی را به دست آورد تا بهره وجودی‌اش بیشتر شود[۵].

امام سجاد(ع) در دعای نوزدهم و در عبارت پنجم می‌فرمایند: "بارخدایا ما را آب ده، آبی که از آن تل‌ها روان‌سازی و چاه‌ها را پر گردانی، و جوی‌ها را جاری نمایی، درختان را برویانی و نرخ‌ها را در همه شهرها ارزان کنی، و چهارپایان و آفریدگان را به نشاط و شادمانی آوری، و روزی‌های پاکیزه را برای ما به کمال برسانی، و کشت را برویانی، و پستان چهار پایان را پر شیر سازی، و توانایی بر توانایی ما بیافزایی"[۶].

امام سجاد(ع) در دعای بیستم و در عبارت بیست‌ونهم آن می‌فرمایند: "بارخدایا بر محمد و آل او درود فرست، و مرا در اوقات فراموشی (پیروی از نفس) به یاد خود آگاه‌سازی و در روزگار مهلت (زندگانی دنیا) به طاعت و بندگی‌ات بگمار، و راهی هموار به سوی محبت و دوستی‌ات (پیروی از اوامر و نواهی‌ات) برای من آشکار نما، و به وسیله آن راه (یا آن محبت) نیکی دنیا و آخرت را برایم کامل گردان"[۷].

امام سجاد(ع) در دعای چهل‌ و سوم و در عبارت هفتم آن می‌فرمایند: "و سپاسگزاری از نعمت و بخشش خود را در آن، در دل ما انداز، و پوشش‌های عافیت (آنچه که مانع از زبان و بدی است) را به ما بپوشان، و به وسیله کامل کردن طاعت و فرمانبری‌ات در آن، نعمت (خود) را بر ما کامل ساز (بیش از پیش گردان)؛ زیرا تو بسیار نعمت‌دهنده و ستوده شده‌ای و خدا درود فرستد بر محمد و آل او که (از هر گناهی) پاکیزه و (از اوصاف ناپسندیده) پاک هستند"[۸].[۹]

مبنای سوم: میل به جاودانگی

انسان در شرایط طبیعی می‌خواهد جاودانه باشد و تا ابد باقی بماند. گرایش به جاودانگی، گرایشی فطری و طبیعی است که در نهاد و سرشت انسان قرار داده شده است و در اختیار انسان نیست[۱۰].

امام سجاد(ع) در دعا برای فرزندان و هنگامی که روزی بر آن حضرت تنگ می‌شد به این ویژگی انسان اشاره دارد: "بارخدایا به ماندن فرزندانم به من نعمت عطا فرما، و به شایسته گردانیدن ایشان برای (اطاعت و پیروی از) من، و به بهره بردن من از ایشان. بارخدایا عمرشان را برای من دراز گردان، و مدت زندگانیشان را بسیار نما، و کوچکشان را برای من پرورش ده، و ناتوانشان را نیرومند ساز، و تن‌ها و کیش‌ها و خوهاشان را برای من سالم بدار، و در جان‌ها و اندامشان ودر هرچه از کار ایشان به آن می‌کوشم تندرستی ده (از دردها و پیشامدهای ناروا نگاهداری‌شان فرما) و روزی‌هایشان را برای من و به دست من فراوان گردان"[۱۱].[۱۲]

مبنای چهارم: خوف و رجا

انسان از همان اوان کودکی، ترس و امید را تجربه می‌کند و این دو ویژگی با فطرت او عجین شده است و به تعبیری همراه کودک، زاده می‌شوند.

امام سجاد(ع)، در دعای پنجاه و دوم و در بند یازدهم می‌فرمایند: "پس از این‌رو به سوی تو می‌گریزم، و از تو می‌ترسم، و از تو فریادرسی می‌طلبم، و به تو امیدوارم، و تو را می‌خوانم، و به سوی تو پناه می‌برم، و به تو اطمینان دارم و از تو درخواست یاری می‌نمایم، و به وحدانیت و یگانگی تو ایمان می‌آورم، و بر تو و بر جود و بخشش تو توکل و اعتماد می‌نمایم"[۱۳].

در دعای شانزدهم عبارت نوزدهم می‌فرمایند: "ای خدای من، روان شدن اشکم را از ترست، نگرانی دلم را از بیم عظمتت، و لرزیدن اندامم را از شکوه و بزرگیت می‌بینی"[۱۴].

در دعای چهل‌ و هفتم عبارت یکصد و بیست و ششم می‌فرمایند: "و تجارت و بازرگانیم را (برای به دست آوردن ثواب) سودمند؛ و بازگشتنم را (در قیامت) بی‌زیان (بی‌عذاب) گردان؛ و مرا از مقامت (جای حساب و بازپرسی) بترسان (آسوده و ایمن مگذار)؛ و برای دیدارت (پاداشت) مشتاق و دل کنده ساز؛ و به توبه خالص و پاکیزه‌ای (از روی دل) که گناهان کوچک و بزرگ را با آن باقی نگذاری؛ و گناهان آشکار و نهان را با آن وا مگذاری، توفیقم ده"[۱۵].

امام سجاد(ع) در دعای چهل و پنجم و عبارت پنجاه و سوم می‌فرمایند: "بارخدایا ترس کیفر ترسیده شده (دوزخ) و شوق و دوستی پاداش وعده داده شده (بهشت) را روزی ما گردان؛ تا اینکه لذت و خوشی آنچه (آمرزشی که) از تو می‌خواهیم؛ و اندوه آنچه (کیفر بر گناهانی که) از آن به تو پناه می‌بریم دریابیم"[۱۶].

امام سجاد(ع) در دعای پنجاه و یکم عبارت یازدهم می‌فرمایند: "ای خدای من (پیش از این) به سبب (بدی) نیت و قصدم مرا (میان مردم) رسوا نکردی؛ و به وسیله گناهانم هلاک و تباه ننمودی، تو را می‌خوانم پس (درخواست) مرا اجابت کرده می‌پذیری، و اگرچه هنگامی که تو مرا می‌خوانی (امر می‌فرمایی) من (در فرمانبری) کندم؛ و هر حاجت و خواسته‌ای که می‌خواهم از تو درخواست می‌نمایم؛ و هر کجا که راز خود را (که دوست ندارم دیگری بر آن آگاه شود) پیش تو می‌گذارم (آشکار می‌سازم)، از این رو جز تو را نمی‌خوانم، و به جز تو امید ندارم"[۱۷].

در دعای شانزدهم عبارت بیست و هشتم می‌فرمایند: "و اینکه خود را به این سخنان سرزنش می‌نمایم برای طمع در مهربانی تو است که اصلاح کار گناهکاران به آنست؛ و برای امید به رحمت تو است که رهایی گردن خطاکاران به آنست"[۱۸].

امام سجاد(ع) در دعای چهل و هفتم عبارت شصت و هشتم می‌فرمایند: "سپس او را فرمان دادی پس فرمان نبرد؛ و منع نمودی پس باز نایستاد؛ و از معصیت و نافرمانی نهی فرمودی، پس خلاف فرمانت نموده و تهیت را مرتکب گشته، نه از روی دشمنی با تو و نه از روی گردنکشی بر تو، بلکه هوا و خواهش او را به آنچه جدا ساخته (نهی کرده‌ای)؛ و به آنچه ترسانده‌ای خواند؛ و دشمن تو و دشمن او (شیطان) او را بر آن یاری کرد، پس با شناسایی به ترسانیدن تو و امیدواری به عفو تو و اعتماد به گذشت تو بر نافرمانی‌ات اقدام نمود در حالی که با آن نعمت‌هایی که به او بخشیده‌ای سزاوارتر بندگان تو بود که به نافرمانی‌ات اقدام ننماید"[۱۹].

امام سجاد(ع) در دعای چهل و هشتم عبارت ششم می‌فرمایند: "بار خدایا پس بر محمد و آل محمد درود فرست؛ و امروز آن امید مرا نومید مگردان، ای کسی که (درخواست) درخواست کننده‌ای او را به رنج نمی‌اندازد؛ و عطا و بخششی (توانگری) او را کم نمی‌گرداند؛ زیرا من از روی اعتماد داشتنم به کردار شایسته‌ای که آن را پیش فرستاده (به جا آورده) و به شفاعت و میانجی‌گری مخلوق و آفریده‌ای که به او امید داشته باشم جز شفاعتمحمد و اهل‌بیت و خویشان او (حضرت زهرا و ائمه معصومین(ع)) که بر او و ایشان درود تو باد، به سوی تو نیامده‌ام"[۲۰].

در صحیفه سجادیه، دعاهای زیادی مانند دعای هشتم (پناه بردن به خدا)، دهم (التجا به خدای تعالی)، دوازدهم (اقرار به گناه)، شانزدهم (درخواست بخشش گناهان)، بیست و هشتم (ترس از خدا)، سی و یکم (توبه) وجود دارد که در همه آنها از بیم و امید به خدا برای اصلاح رفتارها یاد شده است[۲۱].[۲۲]

مبنای پنجم: اختیار

از دیدگاه اهل‌البیت(ع) انسان در کارهای ارادی خود، نه مجبور است و نه کاملاً مختار. امام سجاد(ع) در دعای بیستم عبارت سوم می‌فرمایند: "بارخدایا بر محمد و آل او درود فرست، و از کاری که کوشیدن به آن مرا (از عبادت و بندگیت) بازمی‌دارد بی‌نیازم کن (تا توجه من به جز تو نباشد) و وادار مرا به آنچه (انجام اوامر و ترک نواهی) که فردا (روز رستاخیز) از آن سؤال و بازپرسی می‌نمایی و روزهای مرا در آنچه (عبادت و پرستش) که برای آنم آفریده‌ای صرف نما و مرا (از دیگران) بی‌نیاز فرما و روزی‌ات را بر من گشایش ده، و به نگاه کردن (چشم به راه بودن) گرفتارم مفرما، و عزیز و گرامی‌ام بدار، به کبر و سربلندی (افراط در عزت) دچارم مکن؛ و مرا برای (بندگی) خود رام ساز؛ و عبادتم را به عجب و خودپسندی (از درجه قبول) تباه مگردان؛ و خیر و نیکی برای مردم را به دست من روان ساز (توانگرم گردان تا به ایشان احسان نمایم) و آن را به منت نهادن باطل مفرما؛ و خوهای پسندیده را به من ببخش (استعداد قبول آن را به من عطا فرما) و (چنان‌که آنها را دارا شدم) مرا از به خود نازیدن نگاه‌دار"[۲۳]

امام سجاد(ع) در دعاهای بیستم، بیست و یکم، بیست و هشتم و پنجاهم و دعاهای بسیار دیگر بیاناتی دارد که به خداخواهی و خداجویی انسان اشاره می‌کند[۲۴].[۲۵]

مبنای ششم: غفلت

امام سجاد(ع) در دعای سی و چهارم عبارت چهارم می‌فرمایند: "و وقت در سعی و کوشش برای توبه را نزدیک گردان؛ و ما را از جانب خود به غفلت و نادانی گرفتار مکن (به خود وامگذار) چون ما به سوی تو خواهان (امیدوار به عفو و گذشت تو) و از گناهان توبه کننده‌ایم"[۲۶].

البته این مبنا را می‌توان با مبنای قبلی، یعنی خداجویی یک‌جا مورد بررسی قرار داد. غفلت انسان، موجب انحراف و از دست دادن فرصت‌ها و سقوط و هلاکت او می‌شود تا حدی که انسان، خدا و خویشتن و اهداف عالیه خویش را فراموش می‌کند. برای اینکه دنیا و زیبایی‌های فریبنده آن، او را مدهوش می‌کند و قدرت و درک و تشخیص را از او می‌گیرد[۲۷].[۲۸]

مبنای هفتم: حب ذات

این عنوان مستقیماً در صحیفه ذکر نشده است، اما با توجه به برخی از دعاها می‌توان جلوه‌هایی از این ویژگی را مشاهده کرد. امام سجاد(ع) در دعای هفتم عبارت اول می‌فرمایند: "ای آن‌که گره‌ها ناگوارایی‌ها به وسیله او باز می‌گردد؛ و ای آنکه تندی سختی‌ها به او شکسته می‌شود؛ و ای آن‌که رهایی یافتن از گرفتاری‌ها و رفتن به سوی آسایش فراخی، از او درخواست می‌گردد"[۲۹]؛

امام سجاد(ع) در این عبارت می‌خواهد گره‌ها باز، تندی و سختی شکسته و به سوی آسایش رود و این ناشی از حب ذات است. دعاهای امام سجاد(ع) برای خود و نزدیکان (دعای هفتم)، درخواست حاجت‌ها (دعای سیزدهمشفا هنگام بیماری (دعای پانزدهم)، رفع بلاها و سختی‌ها (دعای هجدهمتندرستی (دعای بیست و سوم)، رفع تنگی رزق (دعای بیست و نهمیاری‌طلبیدن برای ادای قرض (دعای سی‌ام)، رفع غم و اندوه (دعای پنجاه و چهارم) و بسیاری از دعاهای دیگر که در آن درخواست سعادت، کمال، قدرت، نعمت و... از خداوند دارد، همگی حاکی از روح خود دوستی انسان است[۳۰].[۳۱]

مبنای هشتم: دنیاخواهی برای عبادت

امام سجاد(ع) برای عبادت و بندگی خدا درخواست دنیا می‌کند. امام سجاد(ع) در دعای بیستم عبارت بیست و چهارم می‌فرمایند: "بارخدایا برمحمد و آل او درود فرست؛ و مرا از کسب و روزی به دست آوردن با رنج بی‌نیاز کن؛ و بی‌حساب (فراوان یا بی‌رنج یا بی‌حساب و بازپرسی در آخرت) روزی ده، تا از عبادت و بندگی تو برای به دست آوردن روزی بازنمانم، و زیر بار سنگینی زیان‌ها و بدی عواقب کسب (غیر مشروع) نروم"[۳۲]؛

امام سجاد(ع) در این فراز درخواست روزی بدون زحمت از خداوند نمی‌نماید، بلکه منظور این است که خداوند بصیرتی به ایشان دهد تا در مسیری قرار گیرد که چنان‌چه زحمتی می‌کشد روزی هم نصیبش گردد.

یکی از ویژگی‌های انسان، دوستی دنیاست،؛ چراکه انسان، زندگی دنیا را دوست دارد، و نیز علت دیگر علاقه به جاودانگی، نقد بودن و مشهود بودن کارآیی‌های دنیا در گستره زندگی انسان و برآوردن نیازهای او است[۳۳].[۳۴]

منابع

پانویس

  1. سید ابراهیم میرشاه جعفری و حمید مقامی، «رهیافتی به نظر تربیتی اسلام از نگاه صحیفه سجادیه» اندیشه دینی، ش۱۵، (تابستان ۸۴)، ص۱۰۰.
  2. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۸۳.
  3. «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَصُولُ بِكَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ، وَ أَسْأَلُكَ عِنْدَ الْحَاجَةِ، وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَةِ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالاسْتِعَانَةِ بِغَيْرِكَ إِذَا اضْطُرِرْتُ، وَ لَا بِالْخُضُوعِ لِسُؤَالِ غَيْرِكَ إِذَا افْتَقَرْتُ، وَ لَا بِالتَّضَرُّعِ إِلَى مَنْ دُونَكَ إِذَا رَهِبْتُ، فَأَسْتَحِقَّ بِذَلِكَ خِذْلَانَكَ وَ مَنْعَكَ وَ إِعْرَاضَكَ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».
  4. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۸۳-۸۴.
  5. علی اصغر ابراهیمی‌فر، بررسی نظام تربیتی صحیفه سجادیه، ص۴۴.
  6. «اللَّهُمَّ اسْقِنَا سَقْياً تُسِيلُ مِنْهُ الظِّرَابَ، وَ تَمْلَأُ مِنْهُ الْجِبَابَ، وَ تُفَجِّرُ بِهِ الْأَنْهَارَ، وَ تُنْبِتُ بِهِ الْأَشْجَارَ، وَ تُرْخِصُ بِهِ الْأَسْعَارَ فِي جَمِيعِ الْأَمْصَارِ، وَ تَنْعَشُ بِهِ الْبَهَائِمَ وَ الْخَلْقَ، وَ تُكْمِلُ لَنَا بِهِ طَيِّبَاتِ الرِّزْقِ، و تُنْبِتُ لَنَا بِهِ الزَّرْعَ وَ تُدِرُّ بِهِ الضَّرْعَ وَ تَزِيدُنَا بِهِ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِنَا».
  7. « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ نَبِّهْنِي لِذِكْرِكَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِكَ فِي أَيَّامِ الْمُهْلَةِ، وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِكَ سَبِيلًا سَهْلَةً، أَكْمِلْ لِي بِهَا خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ».
  8. «وَ أَوْزِعْنَا فِيهِ شُكْرَ نِعْمَتِكَ، وَ أَلْبِسْنَا فِيهِ جُنَنَ الْعَافِيَةِ، وَ أَتْمِمْ عَلَيْنَا بِاسْتِكْمَالِ طَاعَتِكَ فِيهِ الْمِنَّةَ، إِنَّكَ الْمَنَّانُ الْحَمِيدُ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ».
  9. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۸۴ ـ ۸۵.
  10. علی اصغر ابراهیمی‌فر، بررسی نظام تربیتی صحیفه سجادیه، دعای ۲۵، ص۵۱.
  11. «اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَيَّ بِبَقَاءِ وُلْدِي وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِي و بِإِمْتَاعِي بِهِمْ إِلَهِي امْدُدْ لِي فِي أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِي فِي آجَالِهِمْ، وَ رَبِّ لِي صَغِيرَهُمْ، وَ قَوِّ لِي ضَعِيفَهُمْ، وَ أَصِحَّ لِي أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْيَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِي أَنْفُسِهِمْ وَ فِي جَوَارِحِهِمْ وَ فِي كُلِّ مَا عُنِيتُ بِهِ مِنْ أَمْرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِي وَ عَلَى يَدِي أَرْزَاقَهُمْ».
  12. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۸۵ ـ ۸۶.
  13. «فَإِلَيْكَ أَفِرُّ، و مِنْكَ أَخَافُ، وَ بِكَ أَسْتَغِيثُ، وَ إِيَّاكَ أَرْجُو، وَ لَكَ أَدْعُو، وَ إِلَيْكَ أَلْجَأُ، وَ بِكَ أَثِقُ، وَ إِيَّاكَ أَسْتَعِينُ، وَ بِكَ أُومِنُ، وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ، وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ».
  14. « قَدْ تَرَى يَا إِلَهِي، فَيْضَ دَمْعِي مِنْ خِيفَتِكَ، وَ وَجِيبَ قَلْبِي مِنْ خَشْيَتِكَ، وَ انْتِقَاضَ جَوَارِحِي مِنْ هَيْبَتِكَ».
  15. «وَ اجْعَلْ تِجَارَتِي رَابِحَةً، وَ كَرَّتِي غَيْرَ خَاسِرَةٍ، وَ أَخِفْنِي مَقَامَكَ، وَ شَوِّقْنِي لِقَاءَكَ، وَ تُبْ عَلَيَّ تَوْبَةً نَصُوحاً لَا تُبْقِ مَعَهَا ذُنُوباً صَغِيرَةً وَ لَا كَبِيرَةً، وَ لَا تَذَرْ مَعَهَا عَلَانِيَةً وَ لَا سَرِيرَةً».
  16. «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا خَوْفَ عِقَابِ الْوَعِيدِ، وَ شَوْقَ ثَوَابِ الْمَوْعُودِ حَتَّى نَجِدَ لَذَّةَ مَا نَدْعُوكَ بِهِ، وَ كَأْبَةَ مَا نَسْتَجِيرُكَ مِنْهُ».
  17. «إِلَهِي لَمْ تَفْضَحْنِي بِسَرِيرَتِي، وَ لَمْ تُهْلِكْنِي بِجَرِيرَتِي، أَدْعُوكَ فَتُجِيبُنِي وَ إِنْ كُنْتُ بَطِيئاً حِينَ تَدْعُونِي، وَ أَسْأَلُكَ كُلَّمَا شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِي، وَ حَيْثُ مَا كُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَكَ سِرِّي، فَلَا أَدْعُو سِوَاكَ، وَ لَا أَرْجُو غَيْرَكَ».
  18. « وَ إِنَّمَا أُوَبِّخُ بِهَذَا نَفْسِي طَمَعاً فِي رَأْفَتِكَ الَّتِي بِهَا صَلَاحُ أَمْرِ الْمُذْنِبِينَ، وَ رَجَاءً لِرَحْمَتِكَ الَّتِي بِهَا فَكَاكُ رِقَابِ الْخَاطِئِينَ».
  19. «ثُمَّ أَمَرْتَهُ فَلَمْ يَأْتَمِرْ، وَ زَجَرْتَهُ فَلَمْ يَنْزَجِرْ، وَ نَهَيْتَهُ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، فَخَالَفَ أَمْرَكَ إِلَى نَهْيِكَ، لَا مُعَانَدَةً لَكَ، وَ لَا اسْتِكْبَاراً عَلَيْكَ، بَلْ دَعَاهُ هَوَاهُ إِلَى مَا زَيَّلْتَهُ وَ إِلَى مَا حَذَّرْتَهُ، وَ أَعَانَهُ عَلَى ذَلِكَ عَدُوُّكَ وَ عَدُوُّهُ، فَأَقْدَمَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِوَعِيدِكَ، رَاجِياً لِعَفْوِكَ، وَاثِقاً بِتَجَاوُزِكَ، وَ كَانَ أَحَقَّ عِبَادِكَ مَعَ مَا مَنَنْتَ عَلَيْهِ أَلَّا يَفْعَلَ».
  20. « اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ لَا تُخَيِّبِ الْيَوْمَ ذَلِكَ مِنْ رَجَائِي، يَا مَنْ لَا يُحْفِيهِ سَائِلٌ وَ لَا يَنْقُصُهُ نَائِلٌ، فَإِنِّي لَمْ آتِكَ ثِقَةً مِنِّي بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لَا شَفَاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ إِلَّا شَفَاعَةَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ سَلَامُكَ».
  21. علی اصغر ابراهیمی‌فر، بررسی نظام تربیتی صحیفه سجادیه، ص۵۴.
  22. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۸۷ ـ ۹۰.
  23. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِنِي مَا يَشْغَلُنِي الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيمَا خَلَقْتَنِي لَهُ، وَ أَغْنِنِي وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِكَ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالنَّظَرِ، وَ أَعِزَّنِي وَ لَا تَبْتَلِيَنِّي بِالْكِبْرِ، وَ عَبِّدْنِي لَكَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِي بِالْعُجْبِ، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى يَدِيَ الْخَيْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِي مَعَالِيَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِي مِنَ الْفَخْرِ».
  24. علی اصغر ابراهیمی‌فر، مبانی، اصول، روش‌ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه، معرفت، ۵۷ شهریور ۸۱، ص۳۱.
  25. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۰ ـ ۹۱.
  26. « وَ قَرِّبِ الْوَقْتَ فِيهِ، وَ لَا تَسُمْنَا الْغَفْلَةَ عَنْكَ، إِنَّا إِلَيْكَ رَاغِبُونَ، وَ مِنَ الذُّنُوبِ تَائِبُونَ».
  27. ر.ک: علی اصغر ابراهیمی‌فر، مبانی، اصول، روش‌ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه، معرفت، ۵۷ شهریور ۸۱، ص۳۲.
  28. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۱ ـ ۹۲.
  29. «يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ».
  30. سید ابراهیم میرشاه جعفری و حمید مقامی، رهیافتی به نظر تربیتی اسلام از نگاه صحیفه سجادیه، اندیشه دینی، ۱۵ (تابستان ۸۴)، ص۱۰۶.
  31. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۲-۹۳.
  32. « اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِنِي مَئُونَةَ الِاكْتِسَابِ، وَ ارْزُقْنِي مِنْ غَيْرِ احْتِسَابٍ، فَلَا أَشْتَغِلَ عَنْ عِبَادَتِكَ بِالطَّلَبِ، وَ لَا أَحْتَمِلَ إِصْرَ تَبِعَاتِ الْمَكْسَبِ».
  33. ر.ک: علی اصغر ابراهیمی‌فر، مبانی، اصول، روش‌ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه، معرفت، ۵۷ (شهریور ۸۱) ص۳۱.
  34. احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۹۳.