کارکرد علم غیب معصوم در منصب مرجعیت علمی چیست؟ (پرسش)

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
کارکرد علم غیب معصوم در منصب مرجعیت علمی چیست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ علم غیب
مدخل اصلیعلم غیب
تعداد پاسخ۱ پاسخ

کارکرد علم غیب معصوم (ع) در منصب مرجعیت علمی چیست؟ یکی از سؤال‌های مصداقی پرسشی تحت عنوان «کارکردهای علم غیب در مناصب معصومان چیست؟» است. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی علم غیب مراجعه شود.

پاسخ نخست

جزایری

حجت الاسلام و المسلمین سید محمود جزایری در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان» در این‌باره گفته‌ است:

«کارکرد علم غیب با توجه به ادله مرجعیت علمی ائمه (ع): آنچه در این پژوهش برای اثبات مرجعیت بدان استناد نمودیم، آیات اولی الامر و اهل الذکر و احادیث ثقلین، انا مدینة العلم و روایات انحصار جواز اخذ علم در ائمه (ع) بود. که به تفکیک هر یک را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

  • علم غیب و اولی الامر: از ویژگی‌های منحصر "اولی الامر" این است که تنها کسانی هستند که عالم به تفسیر واقعی کل قرآن بوده و می‌توانند تمام آنچه مردم نیاز دارند را از قرآن استنباط نمایند. چنانچه امام صادق (ع) در نامه‌ای فرمودند: اما آنچه از قرآن سؤال کردی از خطورات ذهنی گوناگون توست. زیرا قرآن اینگونه که گفتی نیست. و هر معنایی از آن شنیدی غیر از معنای واقعی آن است. همانا قرآن مَثَل‌هایی است، تنها برای گروهی که مصداق "یعلمون"‌اند نه غیر آنها و برای آنان که حق تلاوتش را بجا می‌آورند. و آنان کسانی‌اند که ایمان و معرفت بدان دارند. امام غیر آنها چقدر برایشان مشکل است! و چقدر از جهات قلوبشان دور است. و به همین دلیل رسول خدا (ص) فرمودند: نسبت به قلب‌های انسان‌ها چیزی دورتر از تفسیر قرآن نیست. و در این قرآن همه خلایق متحیرند بجز آنان که خدا خواسته است. و همانا خدا فقط به این دلیل مردم را از تفسیر قرآن کور گردانیده که ناچار شند به باب الله و صراط خدا بروند و خدا را بندگی کنند و در سخن خدا به اطاعت کسانی که قائم به کتاب او و نطق‌کنندگان از امر او هستند منتهی شوند و هر چه نیاز دارند از قرآن را از آن افراد بپرسند نه از خودشان. و در این زمینه خدا فرموده است: ﴿وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ[۱] اما غیر اولی الامر چنین استنباطی از قرآن را نمی‌دانند.[۲] پس با توجه به انحصار این علم به قرآن در اولی الامر و مخفی بودنش از سایر مردم نام علم غیب بر آن سزاوار است.
  • علم غیب و اهل الذکر: اینکه خداوند امر می‌کند به رجوع مردم به اهل الذکر و پرسش سؤالات و فراگیری معارف از ایشان دلیل بر آن است که اهل الذکر علومی دارند که منحصر در ایشان است و مردم نمی‌دانند؛ و این به معنای علم غیب است. بنابر این اگر ائمه علم غیب نداشته باشند اهل الذکر نمی‌شوند و این مخالف تمام روایاتی است که مصداق اهل الذکر را منحصر در اهل بیت (ع) نموده است.
  • علم غیب و حدیث ثقلین: اگر به حدیث ثقلین دقت شود نکات فراوانی را می‌توان به دست آورد. از جمله:
  1. برتری عترت بر تمام مردم: اینکه پیامبر (ص) بر اساس وحی، تمام امت را امر نمودند به اینکه از عترت تبعیت کنند، دلالت دارد بر افضلیت و اعلمیت ایشان بر سایر امت. وگرنه لازم می آید تقدیم مفضول بر فاضل که عقلا قبیح است و خدا فعل قبیح انجام نمی دهد[۳].
  2. عصمت عترت از خطا و لغزش: در حدیث ثقلین عترت در وجوب اتباع و هدایتگری قرین قرآن محسوب گشته اند. قرآن مجید به مفاد ﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ[۴] از هر باطل و خطا مبراست، پس لزوما قرین و سهیم او در وجوب اتباع نیز مثل قرآن منزّه و معصوم می‌باشد[۵] و همانطور که در بخش مناصب ائمه (ع) بیان شد عصمت رابطه شدیدی با علم غیب دارد.
  3. تمام علم قرآن نزد عترت: از اینکه پیامبر (ص) با تعبیر لَنْ یَفْتَرِقا در این حدیث، حکم قطعی ابدی بر عدم جدایی قرآن و عترت به صورت مطلق نمودند استفاده می‌شود که در هیچ زمینه ای میان این دو فاصله نمی‌افتد. و اگر جایی یا وجهی یا بطنی از قرآن بر عترت مجهول باشد بمعنای جدایی آن دو از یکدیگر در همان بخش است. بنابر این عترت علم کامل به قرآن دارد. از سوی دیگر در بخش کارکرد علم غیب در وظایف ائمه (ع) بیان کردیم که به دلیل مجهول بودن وجوه متعددی از قرآن همچون بطون و تأویل قرآن، تفسیر یقینی و واقعی کل قرآن، تسلط بر شأن نزول و کیفیت نزول کل آیات قرآن، قرائت اصیل قرآن، لطائف و حقائق قرآن بر اکثر مردم مخفی است، نام علم غیب بر علم به آنها صحیح است. علاوه بر آنکه خداوند در سوره نحل آیه ۸۹ با تعبیر ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ[۶] قرآن را حاوی تمام علوم از جمله علم غیب می‌داند پس عترت نیز که عالم به تمام علوم قرآن است علم غیب نیز دارد.
  4. علم غیب و باب علم نبی بودن امامان (ع): بنابر حدیث " أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ، وَعَلِیٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا" راه رسیدن به علم نبوی امام علی (ع) است. و این بدان معناست که پیامبر (ص) علم خویش را به علی (ع) اعطا نموده و دیگران را مکلف به رجوع به وی و اخذ علم الهی پیامبر (ص) از حضرت امیر (ع) نموده‌اند. پس اگر هر علمی از علوم نبوی را بخواهیم نزد مولا علی (ع) موجود است. همانطور که حدیث دیگری از پیامبر (ص) به این مطلب تصریح دارد: " أَیهَا النَّاسُ قَدْ بَینْتُ لَکمْ مَفْزَعَکمْ بَعْدِی وَ إِمَامَکمْ بَعْدِی ... فَقَلِّدُوهُ دِینَکمْ وَ أَطِیعُوهُ فِی جَمِیعِ أُمُورِکمْ فَإِنَّ عِنْدَهُ جَمِیعَ مَا عَلَّمَنِی‏ اللَّهُ‏ مِنْ عِلْمِهِ وَ حِکمَتِهِ فَسَلُوهُ وَ تَعَلَّمُوا مِنْهُ وَ مِنْ أَوْصِیائِهِ بَعْدَهُ وَ لَا تُعَلِّمُوهُم"[۷] از سوی دیگر پیامبر (ص) عالم به غیوب فراوانی از جمله بطون قرآن می‌باشد. پس اوصیای ایشان نیز صاحب علوم غیبی پیامبر (ص) هستند. و اگر چنین علومی را نداشته باشند نمی‌توانند به صورت مطلق باب علم نبی (ص) باشند»[۸].

پرسش‌های مصداقی همطراز

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم

پانویس

  1. «و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند»؛ سوره نسا، آیه۸۳.
  2. احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج‏۱، ص۲۶۸.
  3. ر.ک: میر حامد حسین‏ هندی نیشابوری، عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار (ع)، ج‏۲۰، ص۱۲۲.
  4. سوره فصلت، آیه۴۲.
  5. ر.ک: میرحامد حسین ‏هندی نیشابوری، عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار (ع)، ج‏۲۰، ص۸۵.
  6. «و بر تو این قرآن را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز»؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.
  7. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج۲، ص۶۴۶، ح۱۱.
  8. کارکردهای علم غیب امامان معصوم در شئون ایشان، ص۱۱۰-۱۱۱.

پرسش‌های مصداقی همطراز

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع علم غیب معصوم

پانویس