کتب اربعه در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

کتب اربعه به چهار ‌‌کتاب معتبر و مهم و کهن نزد شیعه گفته می‌شود که پایه و مبنای بسیاری از احکام و عقاید و معارف دینی است. این چهار کتاب عبارت‌اند از:

  1. الکافی (الأصول، الفروع و الروضه): تألیف ثقةالاسلام محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ق)؛
  2. من لایحضره الفقیه: تألیف محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (م ۳۸۱ق)؛
  3. تهذیب الأحکام: تألیف محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی (م ۴۶۰ق) و شیخ الطائفه؛
  4. الإستبصار فیما اختلف من الأخبار: تألیف شیخ طوسی.

اینها مجموعه‌ای از احادیث و اخبار پیامبر (ص) و امامان است که برای استنباط احکام شرعی و بیان عقاید شیعه از آن استفاده می‌شود.

این چهار اثر اصلی‌ترین و مهم‌ترین کتاب‌های شیعه امامیه هستند. برخی صاحب‌نظران کتاب‌های محاسن و قرب الإسناد را نیز در این سطح دانسته‌اند[۱]. این آثار همانند صحیح بخاری و صحیح مسلم در میان اهل سنت دارای منزلت‌اند.

در بین این چهار اثر، کتاب کافی افزون بر فروع فقهی، درباره اصول دین و عقاید و حوادث تاریخی نیز مطالب مهمی دارد. کتاب اصول کافی با کتاب عقل و جهل شروع می‌شود و دارای کتاب‌های متعددی است؛ آن گاه فروع کافی است و این اثر فخیم با کتاب الروضه پایان می‌یابد[۲].

کتب اربعه دربردارنده احادیث گوناگونی است که بزرگان شیعه به تدوین آنها پرداخته‌اند. این چهار کتاب مجموعه‌ای گرد آمده از تلاش‌های گذشتگان شیعه در تدوین حدیث است.

منابع کتب اربعه

منابع کتب اربعه را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

  1. منابع روایی که بیشتر احادیث این کتب از آنها گرد آوری شده‌اند. این مجموعه‌ها و کتاب‌های حدیثی از راویان متعدد با واسطه به این بزرگان رسیده که در اصطلاح به آنها اصل می‌گویند. در مجموع اصول شیعه را چهارصد اصل دانسته‌اند که راویان حدیث آنها را نگاشته‌اند[۳]. در واقع کتب اربعه مجموعه‌ای از اصول حدیثی اولیه شیعه است.
  2. کتاب‌هایی که نویسندگان کتب اربعه از احادیث و مطالب آنها استفاده کرده‌اند؛ مانند استفاده کلینی از کتاب محاسن برقی و بصائر الدرجات صفار یا استفاده شیخ صدوق از رسالۀ پدرش یا کتاب کافی و بهره بردن شیخ طوسی از کتاب کافی و آثار شیخ مفید و دیگران[۴].

معرفی کتب اربعه

نخست: الکافی

در معرفی این کتاب آمده است: «کتاب کافی یکی از مهمترین کتابهای حدیثی و نخستین کتاب از کتب اربعۀ شیعه است. نویسنده برای تدوین و تألیف این کتاب به شهرها و روستاهای مختلف مناطق جهان اسلام مثل خراسان، ایران، شام، عراق و عربستان مسافرت کرده و با دست یابی به کتاب‌های تألیف شده توسط شاگردان اهل بیت (ع) ـ که به اصول اربعمائة شهرت داشتند ـ به فراگیری حدیث و معارف اهل بیت (ع) پرداخت.

این کتاب در واقع نخستین کتابی است که به صورت جامع در همۀ زمینه‌های اعتقادی، فقهی، اخلاقی، تفسیر و تاریخ، روایات معتبر را جمع کرده است. به طوری که تعداد روایات آن برابر و بلکه بیش از همۀ روایات صحاح سته است. کلینی کتاب خود را در سه بخش عمده مرتب کرده است: اصول دین «اصول کافی»، فروع دین «فروع کافی»، متفرقه که با عنوان «روضۀ کافی» شناخته شده است.

کلینی این کتاب را در پاسخ به درخواست برخی از شیعیان تدوین کرد که به علت تعدد و اختلاف روایت‌ها نمی‌توانستند مسائل و حقایق اسلامی را به طور دقیق و حقیقی تشیخص دهند. بنابر این این کتاب را با هدف گردآوری همۀ فنون دانش‌های دین تألیف کرد تا عمل به دستورات اهل بیت (ع) بر اساس آن برای شیعیان آسان گردد و به دلیل همین جامعیت، نام آن را کافی نهاد؛ یعنی کفایت کننده از کتب دیگر[۵].

دوم: من لا یحضره الفقیه

در معرفی این کتاب آمده است: «یکی از مهمترین منابع و جوامع حدیثی شیعه و دومین کتاب جامع از کتب اربعه است. شیخ صدوق، این کتاب را به درخواست و سفارش استادش ابوعبدالله محمد بن حسن علوی معروف به «نُعمه» در بلخ و متأثر از سبک و روش «کتاب من لا یحضره الطبیب» زکریای رازی نوشته است تا اگر کسی به فقیه و دانشمند مسائل شرعی دسترسی نداشت با وجود این کتاب که کتابی جامع و کامل در باب مسائل و احکام شریعت اسلام است بی‌نیاز باشد.

شیخ صدوق در این کتاب، احادیث همۀ ابواب فقهی را که در نظر خودش معتبر بوده و به عنوان منبع استنباط حکم شرعی به شمار می‌‌روند، آورده است و منظورش از تألیف این کتاب به هیچ رو گردآوری یک مجموعۀ صرفاً حدیثی نبوده است؛ بلکه او با این مجموعه از احادیث، نظرات فقهی خود و مستندات روایی فتاوای خویش را تصنیف کرده است در حقیقت او این کتاب را با سبک «فقه روایی» نوشته نه «فقه استنباطی[۶].

سوم: تهذیب الاحکام

در معرفی این کتاب آمده است: «نام کامل این کتاب عبارت است از «تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه للشیخ المفید»؛ سومین کتاب از «کتب اربعه» به شمار می‌رود که شیخ طوسی آن را برای بر طرف ساختن ابهام‌‌ها و اختلاف‌های ظاهری بین روایات اهل بیت (ع) و نیز برای تثبیت و تقریر معالم دین از طریق روایات اهل بیت (ع)، نوشته است. شیخ طوسی تألیف این کتاب را در سن بیست و پنج سالگی آغاز کرد و همه مطالب و احادیث کتاب الطهاره را در زمان حیات استادش شیخ مفید به پایان برد و بقیه آن را پس از وفات استادش نوشت.

او در این کتاب برای اثبات هر یک از مسائل کتاب المقنعه به ادله، ظواهر و شواهدی احتجاج کرده و بخشی از اخبار نبوی مورد قبول اهل سنت و سپس احادیث ائمه هدی (ع) را ذکر کرده و موارد اختلاف و اتفاق علمای اسلام را نیز یادآور شده است. وی در بقیه کتاب فقط احادیث موجود در اصول چهار صدگانه را که از طریق روایات شیعه وارد شده نقل نموده و روایات را به اصل کتاب یا نویسنده‌اش استناد داده است.

این کتاب علاوه بر احکام فقهی، بخش عمده ای از روایات اخلاقی، اجتماعی، عقیدتی و تاریخی را نیز در بردارد که شیخ طوسی آنها را به طور بسیار ظریف در لابلای ابواب فقهی گنجانده است[۷].

چهارم: الاستبصار

استبصار یکی از کتب اربعه است که شیخ طوسی آن را نوشته است. این کتاب مدار مراجعه علما و دانشمندان تشیع برای فهم اخبار بوده و هست. واقعیت این است که استبصار بخش اخبار تحلیلی تهذیب الأحکام است. شیخ مواردی را که در تهذیب الأحکام به شرح و توضیح اخبار متعارض پرداخته، در استبصار آورده و فقط در موارد اندکی، عبارات را ویرایش کرده است[۸].

فیض کاشانی درباره استبصار می‌نویسد: استبصار بخشی از تهذیب الأحکام است که جداگانه آورده و اکتفا کرده بر اخبار مختلف و جمع بین اخبار قریب و غریب[۹].[۱۰]

منابع

پانویس

  1. نورالله شوشتری، مصائب النواصب، ج۲، ص۱۲۸.
  2. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص۹۳؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی.
  3. ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳۰، ص۲۰۸.
  4. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص۹۴.
  5. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی
  6. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی
  7. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی
  8. شیخ طوسی، الاستبصار، مقدمه، ج۱، ص۲.
  9. محمدمحسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۶: و أما الاستبصار فهو بضعة من التهذيب أفردها منه مقتصرا على الأخبار المختلفة و الجمع بينها بالقريب و الغريب.
  10. اکبر ذاکری، علی، درآمدی بر سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه، ص ۱۶۷-۱۶۸.