صراط مستقیم در کلام اسلامی
مقدمه
صراط، در لغت از ریشه «صرط» به معنای طریق و راه است[۱] و صاحب مجمعالبحرین نیز صراط را به معنی راه دانسته، او در اینباره میگوید: صراط مستقیم همان دین حق است و دین، صراط و راه نامیده شده است؛ چون هرکس آن را بپیماید به بهشت رهنمون میشود، همانگونه که هرکس راه و صراط را بپیماید به مقصد میرسد[۲].
یکی از بحثهای دیرینه در بین مفسران و متکلمان اسلامی بحث صراط است و در روایات فراوانی آمده است که قیامت صراط، گذرگاه و پلی هست که همه اهل محشر، چه مؤمن و چه کافر باید از آن عبور کنند. همچنین مفسران برخی آیات سوره مریم را اشاره به صراط در روز قیامت میدانند؛ خداوند در این سوره میفرماید: ﴿فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ... * وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا﴾[۳].
البته مفسران درباره مقصود از کلمه ورود در آیه یاد شده دو نظر را بیان کردهاند:
- مقصود از ورود به دوزخ، اشراف و نزدیک شدن به آن است، نه داخل شدن به آن؛
- ورود در این آیه به معنای دخول است. یعنی همه اهل محشر به دوزخ داخل میشوند و جمعی نجات یافته، عدهای در آن رها میشوند. اما به هر حال فرد مسلمان باید به وجود صراط در قیامت معتقد باشد و اینکه صراط راهی است که مؤمن را به سوی بهشت و کافر را به سوی جهنم میکشاند[۴].
علامه حلی در این باره میگوید: صراط و میزان از اموری است که واقع شدن آنها ممکن است و آیات و روایاتی هم بر این مطلب دلالت میکند؛ بنابراین تصدیق و پذیرفتن آنها واجب است[۵].[۶]
مراد از صراط
درباره مقصود از صراط و اینکه همه اهل محشر باید از آن عبور کنند دو احتمال وجود دارد:
- مقصود، معنی ظاهری آن است، یعنی پل یا راهی نظیر دنیا در سرای دیگر بر جهنم نصب میشود؛
- مقصود، آن است که صراط اخروی تجسم و تبلور همان صراط دنیوی است و تجسم و تجلی اخروی صراط مستقیم در دنیا که پرهیزگاران برگزیدهاند آن است که آنان را به بهشت میرساند و راههای باطل که ستمکاران در این دنیا پیمودهاند نیز در سرای دیگر تجسم و تبلور اخروی یافته، آنان را به دوزخ خواهد کشاند.
گروهی که بیشتر به ظواهر اعتماد میکنند، نظریه نخست و گروه دوم که با استفاده از شواهد نقلی و عقلی از مرز ظواهر گذشته، به باطن اینگونه تعابیر نیز نظر دارند، نظریه دوم را برگزیدهاند.
اگرچه داوری درباره اینگونه مطالب کار دشواری است، ولی با توجه به مجموع روایات و تعبیرات معصومان درباره صراط و راه وصول به دوزخ و بهشت نظریه دوم درست است. امیرالمؤمنین(ع) نیز درباره تقوا و فرجام پرهیزگاری و نیز برگزیدن راه خطا و منحرف از مسیر تقوا چنین میفرماید: «أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ»؛ آگاه باشید همانا گناهان چون مرکبهای بدرفتار و عنان رها شده هستند که سواران خود را در آتش دوزخ میاندازند، اما تقوا چونان مرکبهای فرمانبرداری هستند که سواران خود را درحالیکه عنان بر دست آنهاست، به بهشت جاویدان وارد میکنند[۷].[۸]
گذر از صراط
از این روایت به خوبی استفاده میشود که راه بهشت و دوزخ در حقیقت از هماکنون در این دنیا شروع میشود و در نهایت به بهشت و دوزخ میانجامد و چنین نیست که در قیامت راه دیگری ورای آن بر جهنم نصب میشود تا اهل محشر از آن عبور کنند، بلکه آن کس که در همین دنیا صراط مستقیم تقوا را برگزیده است، در سرای دیگر و با تجسم اخروی به بهشت وارد میشود و آن کس که راه نافرمانی را برگزیده، و از طریق وسطی که کتاب و سنت ترسیمگر آن است به راست و چپ منحرف میشود، تجسم اخروی او در جهان دیگر همان سقوط در درکات دوزخ خواهد بود گرچه نمیتوان این خطبه و امثال آن را گواه قاطع برای نفی نظریه نخست دانست؛ زیرا کلام امیرالمؤمنین پر است از مجاز و استعاره و کنایه و ممکن است بخشی از این تعبیرها استعاره باشد که با هر دو نظریه سازگار است[۹]. همین معنی را محقق لاهیجی درباره صراط بهکار برده است، او میگوید: صراط، همان طریق و حد وسط بین افراط و تفریط است که هیچگونه میلی و انحرافی به یکی از دو طرف ندارد و صراط مستقیم حد وسط بین اخلاق متضاد است؛ چنانکه حد وسط بین بخل و تبذیر، از صفات انسانی است، سخاوت است؛ چراکه شخص سخی، نه نجیل است و نه مبذر و خداوند همواره آدمی را به رعایت حد وسط در امور تکلیف کرده است[۱۰].
محقق حلی نیز بعد از ممکن دانستن احتمال اینکه صراط پلی است که به سوی بهشت کشیده شده است، میگوید: صراط همان طریق حق است که آیه زیر نیز بر آن دلالت میکند: ﴿إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۱۱].[۱۲]
فیض کاشانی نیز در این باره چنین میگوید: صراط، همان راه به سوی شناخت خداوند است و معرفت و شناخت خداوند کمکم و به کمک علم و عمل صالح و با پیروی از سنت نبوی و اقتدا به اهلبیت ایشان حاصل میشود. پس صراط همان دین و پیروی از دستورهای الهی است، اما اینکه در روایات آمده که صراط پلی است که بر روی جهنم کشیده شده و همه اهل محشر باید از آن عبور کنند، با سخنان ما منافاتی ندارد؛ زیرا صورت حقایق اشیا به حسب اختلاف نشأت و مواطن متفاوت است. پس، صراط در این دنیا همان صورت هدایتی است که انسان برای نفس خود ایجاد کرده، اگرچه این صورت در این دنیا از حواس انسان غایب است و برای آن صورت محسوسی وجود ندارد ولی وقتی با مرگ پردهها از جلوی چشم انسان کنار برود، آن را در روز قیامت به صورت پلی که بر روی جهنم کشیده شده است. میبیند که در نهایت به بهشت میرسد، بهطوریکه هرکس آن را ببیند، متوجه میشود که این نتیجه همان اعمال انسان در دنیاست و این راه و صراط چیزی جز ساخته و پرداخته خود آدمی نیست[۱۳].[۱۴]
اوصاف صراط
تفاوت افراد در عبور از صراط
عبور انسانها از صراط با یکدیگر تفاوت دارد و به صورت کلی اوصاف افراد در این باره به چند صورت بیان شده است:
- کسانی که به سرعت و مانند برق از آن میگذرند و آنان خاندان پیامبر هستند؛
- افرادی که به سرعت باد از روی آن عبور میکنند: «يَمْضِي قَوْمٌ مِثْلَ الرِّيحِ»؛
- گروهی که به سرعت اسب دونده از روی آن میگذرند: «مِنْهُمْ مَنْ يَمُرُّ مِثْلَ عَدْوِ الْفَرَسِ»؛
- دستهای به سرعت انسانی که پیاده راه میرود از روی آن میگذرند: «ثُمَّ يَمْضِي قَوْمٌ مِثْلَ الْمَشْيِ»؛
- عدهای مثل کسی که با دست و سینه حرکت میکند، از آن میگذرند؛
- برخی مانند کسی که بسیار آهسته و به سختی با زانوها حرکت میکنند، از صراط میگذرند.
با توجه مطالب بیان شده درباره مسایل اخروی حقایق و رخدادهای عالم قیامت تبلور و بازتاب رخدادهای این جهان است و این دو در امتداد یکدیگر و هر یک جلوه و تجسم خاصی از واقعیت هستی انسان و افکار و اعمال اوست و غرایز و شهوات انسان واقعیتی است که در دنیا به گونهای خودنمایی میکند و در سرای دیگر به صورت دوزخ و عقوبتها و کیفرهای آن نمودار میشود و بر این اساس همه انسانها باید از این جهنم بگذرند و پل نصب شده بر آنکه از آن میگذرند، همان فطرت الهی و بعد ملکوتی انسان است و به همین دلیل این صراط که بر جهنم شهوات استوار است، بسیار دقیق، باریک و تیز است و رعایت قوانین و دستورهای الهی که بر اساس ندای فطرت انسانی مقرر شده از یک نظر بسیار مشکل و توانفرساست و انسانها در رعایت کردن آنها متفاوتاند؛ در ذهن برخی حتی اندیشه کار ناروا نیز راه نمییابد و آنها در برابر زشتیها و پلیدیها چون برق جهنده میگذرند. این گروه در سرای دیگر نیز به همین سرعت راه بهشت را پیموده، از جهنم میگذرند و به همین ترتیب افراد دیگر به میزان گذشتن از تمایلالت حیوانی و مناظر گناه با جدیت و سرعت تصمیم گرفته از آن میگذرند به ندای شریعت و فطرت الهی خویش پاسخ میدهند؛ اینها در سرای دیگر نیز به همان سرعت از جهنم میگذرند و به بهشت قدم مینهند[۱۶].[۱۷]
منابع
پانویس
- ↑ ابنفارس، مقاییس اللغة، ج۳، ص۳۴۹.
- ↑ طریحی؛ فخرالدین، مجمع البحرین، ج۴، ص۲۵۹.
- ↑ «سوگند به پروردگارت آنان را با شیطانها گرد میآوریم سپس آنها را دورادور دوزخ در افتاده به زانو حاضر میگردانیم *... * و هر یک از شما در آن درخواهد آمد این، بر پروردگارت حکمی است ناگزیر انجامپذیر» سوره مریم، آیه ۶۸ و ۷۱.
- ↑ سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۴، ص۲۶۹؛ همو، منشور جاوید، ج۵، ص۵۰۲-۵۰۴؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۷۵، ۲۷۶.
- ↑ علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۵۷۵.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۷۳.
- ↑ نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۱۶، ص۵۸.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۷۴.
- ↑ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۰۹؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۷۸.
- ↑ لاهیجی، عبد الرزاق، گوهر مراد، ج۱، ص۶۶۰.
- ↑ «که تو از فرستادگانی * بر راهی راست» سوره یس، آیه ۳-۴.
- ↑ محقق حلی، الملک فی اصول الدین، ج۱، ص۱۴۰.
- ↑ فیض کاشانی، ملامحسن، علم الیقین فی اصول الدین، ج۲، ص۱۱۷۸، ۱۱۸۰.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۷۵.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۷۶.
- ↑ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۵، ص۵۰۹، ۵۱۱؛ همو، مفاهیم القرآن، ج۸، ص۲۷۸، ۲۷۹.
- ↑ فتاحی اردکانی، محسن، مقاله «صراط»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۲۷۶.