زمین در قرآن: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
با توجه، به این قطعه، از حادثه، که بین یوسف و [[برادران]] اتفاق افتاده به خوبی روشن میشود، که محل [[تصمیم]] اقامت [[برادر]] بزرگ، در [[ارض]] مندرج در [[آیه]] مورد بحث، همان مکان گروگانگیری بنیامین بوده، که [[حضرت یوسف]] در همانجا به یکی از مدارج [[اعلی]] [[سیاسی]] رسیده بود، پس غرض از ارض در این آیه، نیز [[کشور]] [[مصر]] است. | با توجه، به این قطعه، از حادثه، که بین یوسف و [[برادران]] اتفاق افتاده به خوبی روشن میشود، که محل [[تصمیم]] اقامت [[برادر]] بزرگ، در [[ارض]] مندرج در [[آیه]] مورد بحث، همان مکان گروگانگیری بنیامین بوده، که [[حضرت یوسف]] در همانجا به یکی از مدارج [[اعلی]] [[سیاسی]] رسیده بود، پس غرض از ارض در این آیه، نیز [[کشور]] [[مصر]] است. | ||
برخی از [[علما]] و بزرگان<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۲، ص۷۶ آیتالله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۴۶.</ref> نیز ارض را در آیه مذکور، [[سرزمین مصر]] معرفی کردهاند، که به خواست [[خدای سبحان]]، توضیح جغرافیایی این مکان، زیر واژه مصر خواهد آمد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۵۳.</ref> | برخی از [[علما]] و بزرگان<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۲، ص۷۶ آیتالله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۴۶.</ref> نیز ارض را در آیه مذکور، [[سرزمین مصر]] معرفی کردهاند، که به خواست [[خدای سبحان]]، توضیح جغرافیایی این مکان، زیر واژه مصر خواهد آمد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۵۳.</ref> | ||
==جغرافیای [[ارض]]، در [[سوره مبارکه یونس]]{{ع}}== | |||
{{متن قرآن|...إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ...}}<ref>«اما هیچ کس (سخن) موسی را باور نکرد جز فرزندانی از قوم وی، (آن هم) با ترس آنکه فرعون و سرکردگانشان آنان را به بلا افکنند و بیگمان فرعون در (سر) زمین (مصر) بلند پروازی کرد و او به راستی از گزافکاران بود» سوره یونس، آیه ۸۳.</ref>. | |||
در سوره مبارکه یونس، واژه ارض ۱۶ بار آمده که فقط یک مورد آن، اشاره به محل ویژهای است. در بخشی از [[آیه مبارکه]] ۸۳ [[سوره یونس]]{{ع}} واژه ارض بیان شده ما، در این مقوله قصد داریم روشن کنیم که غرض از ارض در [[آیه]] مذکور کدام قطعه از [[زمین]] است؛ لذا ما ناچاریم، با توجه به معنی آیه، این مبهم را آشکار سازیم. | |||
معنی این بخش از آیه مبارکه چنین است: «... [[فرعون]]، در [[جهان]] [[برتری]] [[طلب]] بود.».. ابتدا باید تحقیق شود، فرعون کیست که در ارض برتری طلب بوده است، با توجه به [[آیات]] قبل از این آیه، میتوان او را [[شناخت]] و به مکان آن پی برد. در آیات پیش چنین آمده: «بعد از ایشان [بعد از نوح و [[رسولان]] بعد از او] [[موسی]] و [[هارون]]{{ع}} را با آیات خود، به سراغ فرعون و اشراف وابسته به او فرستادیم، پس [[تکبر]] ورزیدند و [[قوم]] مجرمی بودند، پس چون [[حق]]، از جانب ما به سراغشان آمد گفتند، این [[سحر]] آشکاری است. موسی گفت: آیا پس از آنکه حق به نزدتان آمد، چنین میگویید؟ آیا این سحر است؟ حال آنکه [[ساحران]] [[رستگار]] نشوند - آیات ۷۰ تا ۷۷ سوره یونس. | |||
با توجه به آیات مذکور آشکار میشود، که آن [[فرعونی]] که [[برتریطلبی]] میکرد و همزمان [[حضرت موسی]] و هارون{{ع}} بوده و آن فرعون: «منفتاح پسر رامسس دوم است، که موسی و هارون{{ع}} برای [[دعوت]] او [[مأمور]] شدند و او بود، که با قشونش، در دریا [[غرق]] شدند»<ref>حسین عماد زاده، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ص۵۰۵ و ۵۰۶.</ref>. | |||
و او همان [[فرعونی]] است «که در [[سفر]] خروج باب پنجم، شماره اول [[تورات]]، نام برده و این معاصر [[موسی]] و [[هارون]] بود و با قشونش، در دریای قلزم [[غرق]] شدند»<ref>حسین عماد زاده، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ص۵۰۵ و ۵۰۶.</ref>. | |||
به هر تقدیر، [[فرعون]]: ([[لقب]] [[پادشاهان]] [[مصر]] است)<ref>محمد خزائلی، اعلام قرآن، ص۴۸۱.</ref> لذا [[ارض]] مندرج در [[آیه]] مورد بحث، همان [[سرزمین مصر]] میباشد. و ما شرح جغرافیایی آن را زیر واژه مصر بیان خواهیم کرد.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۵۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۴۷
مقدمه
- ﴿ِ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾[۱]
- ﴿وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا * وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَؤُهٰا وَ کٰانَ اللٰهُ عَلیٰ کل شَیءٍ قَدِیراً﴾[۲]
- ﴿وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ﴾[۳]
- ﴿أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ * أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ﴾[۴]
نکات
در آیات فوق این موضوعات در رابطه با پیامبر و زمین مطرح گردیده است:
- زمینهای بهدست آمده در جهاد مسلمانان، از غنائم و انفال، و مالکیت آنها از آن پیامبر و حکومت اسلامی: «﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ﴾[۵].
- مالکیت اراضی به دست آمده از راه تسلیم و مصالحه کافران و اهل کتاب با مسلمانان - بدون جهاد سپاه اسلام - مخصوص پیامبر و حاکم اسلامی: «﴿وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُهٰا﴾[۶]... ؛ ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ﴾[۷].
- مطالعه در ملکوت زمین، از راههای شناخت حقانیت سخنان پیامبر و قرآن: ﴿أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ * أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ﴾[۸][۹].
جغرافیای ارض، در قرآن
با مراجعه به کتاب شریف المعجم و المفهرس الالفاظ القرآن الکریم متوجه میشویم، که واژه ارض ۴۶۳ بار به صورت ارضُ، ارضِ، ارضَ ارضاً، ارضکم، ارضنا، ارضهم و ارضی به مناسبتهای مختلف در آیات قرآن بیان شده است. موردهای مذکور، درباره مجموعه کره زمین نیست، بلکه اشاره به وقوع حادثهای است، که در زمین رخ داده و قرآن، بدون ذکر نام محل، از واژه ارض استفاده نموده است. اتفاقاً در تمام موارد یاد شده، کلمه ارض به طور مفرد بیان گردیده و ما در این گفتار در مورد آن قطعه زمین ارض به شناخت محل جغرافیایی آن و در صورت لزوم، به حادثهای که در آن رخ داده به اجمال اشاره خواهیم نمود. به منظور رعایت سلسله مراتب سور قرآن، ابتدا واژه ارض را به ترتیب سورهها شناسایی میکنیم و به توضیح جغرافیایی آنها میپردازیم؛ لذا ابتدا آیاتی از سوره مبارکه مائده را که این واژه، در آن آمده مورد بحث قرار میدهیم.[۱۰]
جغرافیای ارض، در سوره مبارکه مائده
- ﴿يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ...﴾[۱۱].
- ﴿قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ...﴾[۱۲].
طبق بیان کتاب نمونه بینات در شأن نزول آیات آیه ۲۱ سوره مائده هنگامی نازل شد، که قوم موسی، به او گفته بودند: ﴿لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ﴾[۱۳] سپس موسی به آنها گفته بود: ﴿اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ﴾[۱۴] یعنی اکنون، که این تقاضا را دارید، به شهر معروف مصر فرود آیید، که در آنجا، هر چه بخواهید آماده است.
سپس آنان گفتند: ﴿إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى يَخْرُجُوا﴾[۱۵][۱۶]. با توجه به شأن نزول آیه، روشن میشود، که بحث و گفتگویی بین حضرت موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل، بر سر تنوع غذا بوده و لذا حضرت موسی(ع) به منظور تأمین خواسته آن قوم، از آنان خواست تا وارد ارض مقدسه شوند، تا به خواسته خویش دست یابند، اکنون میبایست ما در این بحث، ابتدا به معرفی ارض مقدسه و سپس به توضیح جغرافیایی آن بپردازیم.
به چه محلی، ارض مقدسه گفته میشود؟ در تفسیر نمونه[۱۷]، زیر آیه ۲۱ سوره مبارکه مائده، این واژه را مورد بحث و تفسیر قرار داده و چنین نقل میکند: «در این که ارض مقدسه، که در آیه فوق، به آن اشاره شده، چه نقطهای است؟ مفسران گفتگوی بسیار کردهاند، بعضی آن را سرزمین بیت المقدس و بعضی شام و بعضی دیگر، اردن، یا فلسطین، یا سرزمین طور میدانند، اما بعید نیست، که منظور از سرزمین مقدس، تمام منطقه «شامات» باشد، که با همه این احتمالات سازگار است؛ زیرا این منطقه، به گواهی تاریخ، مهد پیامبران الهی و سرزمین ظهور ادیان بزرگ و در طول تاریخ، مدتها مرکز توحید و خداپرستی و نشر تعلیمات انبیاء بوده، و به همین جهت، نام «سرزمین مقدس» برای آن انتخاب شده است، اگرچه گاهی، به خصوص به منطقه «بیت المقدس» نیز، این نام اطلاق میشود. قاموس قرآن مینویسد: «ارض مقدسه در آیه ۲۱ مائده، سرزمین فلسطین است». و در بخش اعلام مبهمه، کتاب اعلام قرآن[۱۸]، که نام دو مرد، که بنی اسرائیل را، به ورود ارض مقدسه، معرفی میکند؛ محل سرزمین مقدسه را، کنعان یاد کرده است.[۱۹]
جغرافیای ارض، در سوره مبارکه اعراف
- ﴿...هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ...﴾[۲۰].
- ﴿يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ﴾[۲۱].
- ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا...﴾[۲۲].
در سوره مبارکه اعراف در آیات ۷۳[۲۳] و ۱۱۰[۲۴] و ۱۳۷[۲۵] واژه ارض به کار رفته، که هر کدام از آنها دلالت بر مکان ویژهای دارد و ما در این مقوله، با استفاده از منابع مهم به توضیح هر یک از آنها میپردازیم.
خداوند سبحان، در آیه ۱۳ سوره اعراف میفرماید: «... این ناقه خداست، که برای شما نشانه قدرت خداوند است، بگذارید او در زمین خدای بچرد»[۲۶]. در آیه مذکور اشاره به ناقهای دارد، که خداوند آن را به عنوان معجزه حضرت صالح(ع) معرفی نموده است و آن ناقه، حیوانی غریب و غیر عادی بود، که طبق حدیث ۲۱۴ روضه کافی، به نقل از قاموس قرآن، درباره این حیوان عظیم الجثه. از قول امام صادق(ع) چنین نقل شده است: «قوم صالح به وی گفتند: (به تو ایمان نمیآوریم، تا از این سنگ شتری حامله برای ما بیرون آوری آن [سنگ] سنگی بود. که آن را تعظیم و پرستش میکردند و هر سال نزد آن جمع شده و قربانی میکردند...) همان طور، که خواسته بودند، خدا ناقهای، از آن سنگ بیرون آورد». به هر حال، در این بحث وارد مسائل اعجاز و درگیری حضرت صالح با قومش نمیشویم و بحث خود را، که محل حدوث آن واقعه است و در آیه مذکور از آن به ارض تعبیر شده است دنبال میکنیم.[۲۷]
ارض مورد اشاره در آیه ۷۳ کجاست؟
با شناخت محل بعثت حضرت صالح، جغرافیای ارض مورد بحث نیز روشن میشود. در آیه ۴۵ سوره مبارکه نمل میفرماید: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ﴾[۲۸] با توجه به مدلول آیه روشن میشود، که حضرت صالح بر قوم ثمود مبعوث گردیدند و لذا ارض در آیه مورد بحث، محل سکونت قوم ثمود بوده است.[۲۹]
ارض، در آیه ۱۳۷ سوره اعراف
خداوند سبحان، در آیه ۱۳۷ سوره مبارکه اعراف به مشرقها و مغربهای پر برکت زمین اشاره فرموده و میافزاید: که ما خاورها و باخترهای آن سرزمین را، که برکت در آنها نهاده بودیم، به گروهی که خوار به شمار میرفتند: واگذاشتیم و کلمه نیکوی پروردگار تو، درباره پسران اسرائیل، به پاداش صبری که کرده بودند، انجام شد و آنچه را فرعون و قوم وی میساختند، با بناهایی که بالا میبردند ویران کردیم.
برخی از علما در ذیل آیه مذکور میفرمایند: «ظاهراً، مراد به ارض سرزمین شام و فلسطین است، مؤید و یا دلیل بر این معنا، جمله بعدی است، که میفرماید: ﴿الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا﴾[۳۰] برای این که خداوند در قرآن کریمش، غیر از سرزمین مقدس، که همان نواحی فلسطین است و غیر از کعبه، هیچ سرزمینی را، به برکت یاد نکرده[۳۱].
برخی از علما مینویسند: «و تعبیر به مشارقها و مغاربها - مشرقها و مغربهای زمین - اشاره به سرزمینهای وسیع و پهناوری است، که در اختیار فرعونیان بود؛ زیرا سرزمینهای کوچک، مشرقها و مغربهای مختلف و به تعبیر دیگر افقهای متعدد ندارند، اما یک سر زمین پهناور، حتماً اختلاف افق و مشرقها و مغربها، به خاطر خاصیت کرؤیت زمین خواهد داشت، به همین دلیل است، که ما این تعبیر را کنایه، از وسعت سرزمین فراعنه گرفتیم و جمله ﴿بَارَكْنَا فِيهَا﴾ اشاره به آبادی فوق العاده این منطقه، یعنی مصر و شام است، که هم در آن زمان هم در این زمان، از مناطق پر برکت دنیا محسوب میشود».[۳۲]
برخی از پژوهشگران[۳۳]، با استفاده از تفسیر کشف الاسرار[۳۴]: «در این آیت رب العالمین بیان میکند که قبطیان و عمالقه را که ساکن سرزمین مقدس بودند چگونه، از آن سرزمین برداشت و ایشان را هلاک کرد و بنی اسرائیل را به جای ایشان نشاند...
مؤلف محترم قاموس قرآن، نیز مینویسد: «ظاهراً مراد، از الارض ارض فلسطین است». از جمعبندی اظهارات مفسرین، در مورد ﴿مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا﴾، به این نتیجه میرسیم، که سرزمینهای شام و مصر را شامل میشود که ما به جغرافیای مناطق مذکور اشاره مینماییم.[۳۵]
ارض، در سوره مبارکه یوسف(ع)
- ﴿...وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ...﴾[۳۶].
- ﴿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ﴾[۳۷].
- ﴿وَكَذَلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾[۳۸].
- ﴿قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مَا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ﴾[۳۹].
- ﴿...فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي...﴾[۴۰].
واژه ارض در آیات ۲۱ و ۵۵ و ۵۶ و ۷۳ و ۸۰ سوره مبارکه حضرت یوسف به مناسبتهای مختلف بیان شده، ما در این مقوله باید روشن کنیم، که منظور از ارض در آیات مذکور، مطلق ارض به معنی زمین است و یا در هر کدام از آیات، منظور قطعه خاصی است که قرآن، از ذکر نام صریح آن به هر دلیل خودداری فرموده و کنجکاوی و شناخت آن قطعه زمین را به عهده قاری قرآن، که موظف به تدبر است، واگذار نموده است. شناخت واژه ارض در آیات پیش، بارون دانستن سرگذشت پر فراز و نشیب حضرت یوسف(ع) این پیامبر گرامی امکانپذیر نیست؛ لذا ما ناچاریم به بخشهایی از زندگی عبرتبرانگیز آن بزرگوار که میتواند ما را در فهم موضوع یاری دهد؛ اشاره نماییم. تاریخ میگوید، برادران حضرت یوسف(ع)، به علت حسادت؛ او را به چاه انداختند و با این حادثه: «فصل جدیدی در زندگانی این کودک خردسال در مصر شروع شد، به این ترتیب که یوسف را سرانجام به مصر آوردند و در معرض فروش گذاردند و طبق معمول، چون تحفه نفیسی بود، نصیب عزیز مصر/، که در حقیقت مقام وزارت، یا نخست وزیری فرعون را داشت، گردید...
قرآن میگوید: (کسی که یوسف را در مصر خرید، به همسرش سفارش او را کرد و گفت مقام این غلام را گرامی دار و به چشم بردگان به او نگاه نکن؛ چراکه ما امیدواریم بهره فراوانی از این کودک در آینده ببریم و یا او را به عنوان فرزند برای خود انتخاب کنیم... سپس اضافه میکند، این چنین یوسف را در آن سزمین تمکین و متنعم و صاحب اختیار ساختیم)»[۴۱]. با توجه به آنچه گذشت، منظور از ارض در آیه مورد بحث سرزمین مصر است. که ما جغرافیای آن را زیر واژه مصر در صفحات آینده بیان خواهیم نمود. اما ارض در آیه ۵۵ همین سوره مبارکه، نیز نیاز به شناخت بخش دیگری از زندگانی این رسول الهی دارد. در بخشی از زندگانی شگفتانگیز این پیامبر الهی میخوانیم، که در دامی که زلیخا ۔ زن فوطیفار - عزیز مصر - برای او گسترد، او را بیگناه به زندان انداختند و سرانجام معلوم شد، که این زندانی، گناهی جز پاکدامنی ندارد و در ضمن، یوسف(ع) یک فرد معمولی نیست، بلکه دارای علم و آگاهی و هوشیاری و استعداد و مدیریت در سطح بسیار بالایی است؛ زیرا با تعبیرهایی، که برای خواب پادشاه مصر کرده بود، این حقیقت بر ایشان روشن شده بود، به همین دلیل پادشاه دستور داد، که یوسف را نزد او ببرند، تا در حل مشکلات مملکتی مشاور ویژهاش گردد.
به هر حال وقتی یوسف(ع) را از زندان آزاد کردند و او را پیش ملک بردند و او به علم و هوش و فراستش آگاه شد، از یوسف(ع) خواست، که در کارهای مملکت او را کمک کند. یوسف پیشنهاد کرد: ﴿اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ﴾[۴۲]. از این بخش، از زندگی حضرت یوسف، به خوبی روشن میشود، که غرض، از سرپرست خزائن الارض سرزمین مصر است. در آیه ۵۶ همین سوره، خداوند تبارک و تعالی میفرماید: و ما این گونه یوسف را در زمین قدرت دادیم و غرض از قدرت، علاوه بر اقتدار رسالت؛ دستیابی به قدرت سیاسی نیز بود و حضرت یوسف(ع) مراتب سیاسی زمان خود، یعنی عزیزی مصر و سرانجام سلطانی مصر را طی کرد.
با توجه به سرگذشت زندگی حضرت یوسف(ع) ارض در هر دو آیه ۵۵ و ۵۶ کشور مصر است و اما در آیه ۸۰ همین سوره مبارکه، آمده است ﴿...فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ...﴾ یعنی؛ لذا من از این سرزمین حرکت نمیکنم، تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا فرمانش را درباره من صادر کند... برای روشن شدن مفهوم واژه ارض به دانستن بخش دیگری از حوادث زندگی حضرت یوسف(ع) نیازمندیم. یکی دیگر، از حوادث زندگی آن حضرت، نگهداری برادر مادریش - بنیامین -، با برنامه ساختگی اتهام سرقت پیمانه ملک، با اطلاع قبلی او بود. سنت رایج در محل زندگانی حضرت یعقوب این بوده: «... که اگر کسی دزدی کند، او را به بندگی بگیرند... یوسف هم برای نگهداشتن بنیامین، او را متهم به دزدی کرد و نزد خود نگاه داشت»[۴۳].
وقتی برادران یوسف، این جریان را متوجه شدند، که این بار هم با از دست دادن بنیامین، پدر خود را سخت آزرده خاطر خواهند کرد، با هم به مشورت پرداختند. بزرگترین آنها گفت: آیا نمیدانید، که پدرتان از شما پیمان الهی گرفته و پیش از این، درباره یوسف کوتاهی کردید؟ لذا من، از این سرزمین بیرون نمیروم...). با توجه، به این قطعه، از حادثه، که بین یوسف و برادران اتفاق افتاده به خوبی روشن میشود، که محل تصمیم اقامت برادر بزرگ، در ارض مندرج در آیه مورد بحث، همان مکان گروگانگیری بنیامین بوده، که حضرت یوسف در همانجا به یکی از مدارج اعلی سیاسی رسیده بود، پس غرض از ارض در این آیه، نیز کشور مصر است. برخی از علما و بزرگان[۴۴] نیز ارض را در آیه مذکور، سرزمین مصر معرفی کردهاند، که به خواست خدای سبحان، توضیح جغرافیایی این مکان، زیر واژه مصر خواهد آمد.[۴۵]
جغرافیای ارض، در سوره مبارکه یونس(ع)
﴿...إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ...﴾[۴۶]. در سوره مبارکه یونس، واژه ارض ۱۶ بار آمده که فقط یک مورد آن، اشاره به محل ویژهای است. در بخشی از آیه مبارکه ۸۳ سوره یونس(ع) واژه ارض بیان شده ما، در این مقوله قصد داریم روشن کنیم که غرض از ارض در آیه مذکور کدام قطعه از زمین است؛ لذا ما ناچاریم، با توجه به معنی آیه، این مبهم را آشکار سازیم. معنی این بخش از آیه مبارکه چنین است: «... فرعون، در جهان برتری طلب بود.».. ابتدا باید تحقیق شود، فرعون کیست که در ارض برتری طلب بوده است، با توجه به آیات قبل از این آیه، میتوان او را شناخت و به مکان آن پی برد. در آیات پیش چنین آمده: «بعد از ایشان [بعد از نوح و رسولان بعد از او] موسی و هارون(ع) را با آیات خود، به سراغ فرعون و اشراف وابسته به او فرستادیم، پس تکبر ورزیدند و قوم مجرمی بودند، پس چون حق، از جانب ما به سراغشان آمد گفتند، این سحر آشکاری است. موسی گفت: آیا پس از آنکه حق به نزدتان آمد، چنین میگویید؟ آیا این سحر است؟ حال آنکه ساحران رستگار نشوند - آیات ۷۰ تا ۷۷ سوره یونس.
با توجه به آیات مذکور آشکار میشود، که آن فرعونی که برتریطلبی میکرد و همزمان حضرت موسی و هارون(ع) بوده و آن فرعون: «منفتاح پسر رامسس دوم است، که موسی و هارون(ع) برای دعوت او مأمور شدند و او بود، که با قشونش، در دریا غرق شدند»[۴۷]. و او همان فرعونی است «که در سفر خروج باب پنجم، شماره اول تورات، نام برده و این معاصر موسی و هارون بود و با قشونش، در دریای قلزم غرق شدند»[۴۸]. به هر تقدیر، فرعون: (لقب پادشاهان مصر است)[۴۹] لذا ارض مندرج در آیه مورد بحث، همان سرزمین مصر میباشد. و ما شرح جغرافیایی آن را زیر واژه مصر بیان خواهیم کرد.[۵۰]
منابع
پانویس
- ↑ «از تو از انفال میپرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.
- ↑ «و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دلهاشان هراس افکند، (چنانکه) دستهای را میکشتید و دستهای (دیگر) را اسیر میگرفتید * و زمین و خانهها و داراییهایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۶-۲۷.
- ↑ «و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره میگرداند و خداوند بر هر کاری تواناست * آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدارد» سوره حشر، آیه ۶-۷.
- ↑ «آیا نیندیشیدهاند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیمدهندهای آشکار نیست * آیا در گستره آسمانها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریستهاند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان میآورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۴-۱۸۵.
- ↑ «از تو از انفال میپرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.
- ↑ «و زمین و خانهها و داراییهایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۷.
- ↑ «آنچه خداوند از (داراییهای) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما میدهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز میدار» سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ «آیا نیندیشیدهاند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیمدهندهای آشکار نیست * آیا در گستره آسمانها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریستهاند و در اینکه بسا اجلشان نزدیک شده باشد؛ بنابراین بعد از آن (قرآن) به کدام گفتار ایمان میآورند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۴-۱۸۵.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۳.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۶.
- ↑ «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.
- ↑ «(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان میشوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.
- ↑ «هرگز یک (رنگ) خوراک را برنمیتابیم» سوره بقره، آیه ۶۱.
- ↑ «به شهری فرود آیید که (آنجا) آنچه خواستید در اختیار شماست» سوره بقره، آیه ۶۱.
- ↑ «گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم» سوره مائده، آیه ۲۲.
- ↑ محمد باقر، محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۲۸۰.
- ↑ تفسیر نمونه، جد ۴، ص۲۳۷.
- ↑ اعلام قرآن، ص۷۱۲.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۶.
- ↑ «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بیگمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانهای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسی» سوره اعراف، آیه ۷۳.
- ↑ «(که) میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند پس چه دستور میدهید؟» سوره اعراف، آیه ۱۱۰.
- ↑ «و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.
- ↑ ﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾ «و به سوی (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید؛ بیگمان برهانی از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، این شتر خداوند است که برای شما نشانهای است؛ او را رها کنید تا بر زمین خداوند بچرد و به او آسی» سوره اعراف، آیه ۷۳.
- ↑ ﴿يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ﴾«(که) میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند پس چه دستور میدهید؟» سوره اعراف، آیه ۱۱۰.
- ↑ ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ﴾ «و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.
- ↑ ﴿قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ﴾ سوره اعراف، آیه ۱۳.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص۴۲.
- ↑ «و همانا به سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خداوند را بپرستید اما ناگاه آنان دو گروه شدند که با هم دشمنی میورزیدند» سوره نمل، آیه ۴۵.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص۴۳.
- ↑ «که در آن برکت نهاده بودیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.
- ↑ علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۱۶ ص۶۵.
- ↑ آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۲۹.
- ↑ ترجمه جلد اول قرآن، ص۶۴۱.
- ↑ ج ۳، ص۷۲۰.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص۴۶.
- ↑ «و آن مرد مصری که او را خریده بود به همسر خود گفت: جایگاه او را نیکو بدار (و با خادمان مگمار) باشد که به ما سود رساند یا او را به فرزندی بگزینیم؛ و بدینگونه یوسف را در آن (سر) زمین جای دادیم و (بر آن شدیم) تا بدو از (دانش) خوابگزاری بیاموزیم و خداوند بر کار خویش چیرگی دارد اما بسیاری از مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۲۱.
- ↑ «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.
- ↑ «و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین توانایی بخشیدیم تا هرجا خواهد در آن جای گیرد؛ هر کس را بخواهیم به بخشایش خویش میرسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمیگردانیم» سوره یوسف، آیه ۵۶.
- ↑ «گفتند: سوگند به خداوند که شما میدانید ما نیامدهایم تا در این سرزمین تبهکاری کنیم و ما دزد نیستیم» سوره یوسف، آیه ۷۳.
- ↑ «چون از او ناامید شدند رازگویان به گوشهای رفتند: بزرگ ایشان گفت آیا نمیدانید پدرتان در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته است و پیش از این با یوسف چه کوتاهی کردهاید؟ من از این سرزمین پا بیرون نمینهم تا پدرم اجازه دهد یا خداوند درباره من داوری فرماید و» سوره یوسف، آیه ۸۰.
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ج۹، ص۳۵۷.
- ↑ «(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.
- ↑ حسین، عمادزاده، تاریخ انبیا از آدم تا خاتم، ص۴۳۳.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ج۲۲، ص۷۶ آیتالله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۴۶.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۵۳.
- ↑ «اما هیچ کس (سخن) موسی را باور نکرد جز فرزندانی از قوم وی، (آن هم) با ترس آنکه فرعون و سرکردگانشان آنان را به بلا افکنند و بیگمان فرعون در (سر) زمین (مصر) بلند پروازی کرد و او به راستی از گزافکاران بود» سوره یونس، آیه ۸۳.
- ↑ حسین عماد زاده، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ص۵۰۵ و ۵۰۶.
- ↑ حسین عماد زاده، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ص۵۰۵ و ۵۰۶.
- ↑ محمد خزائلی، اعلام قرآن، ص۴۸۱.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۵۶.