←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = آزادی | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
در میان | در میان اندیشمندان سیاسی امروز، لیبرالها بیش از دیگران سنگ [[آزادی]] را به سینه میزنند. آنان آزادی را به عنوان [[ارزش]] اساسی گرفته و آن را محور ایدئولوژی سیاسی خود قرار دادهاند. بسیاری نیز همان آزادی [[غربی]] را الگوی خود قرار میدهند. به این جهت [[حضرت آیتالله خامنهای]] آزادی لیبرالی را در برابر آزادی [[اسلامی]] قرار داده و آن را [[نقد]] میکند. بنابراین، بهتر است نقد ایشان بر ملاک آزادی از دیدگاه لیبرالها ابتدا بیان شود و سپس به تبیین [[رأی]] خود ایشان بپردازیم. | ||
به نظر وی، ملاک اساسی [[گرایش]] لیبرالها به آموزه [[آزادی سیاسی]] و محور قرار دادن آن دو امر است: ۱) [[اومانیسم]] فردگرایانه؛ ۲) منها کردن دو [[حقیقت]] اساسیِ [[دین]] و [[خدا]] از [[زندگی]] [[بشر]]. اما همین بیخدایی هر گونه [[مبارزه]] [[اجتماعی]] برای آزادی را از معنا تهی میکند. بیخدایی لیبرالها را ناچار کرده است ملاکهایی [[فلسفی]] مانند «خیر همگانی» یا «خیر [[اکثریت]]» برای آزادی جستجو کنند؛ اما این ملاکهای فلسفی نمیتواند به این [[پرسش]] پاسخ دهد که چرا من برای خیر اکثریت مبارزه کنم و کشته شوم<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. در حقیقت، آزادی مبتنی بر [[فردگرایی]] لیبرالی برای زندگی [[انسانی]] خطرناک است. فردگرایی آزادی فرد را بر هر گونه گروه و هیئت اجتماعی ترجیح میدهد و به همین جهت، در [[ایدئولوژی]] [[لیبرالیسم]] آزادی از قید و بندهای [[خانوادگی]]، آزادی از حتی قید [[ازدواج]] و [[تشکیل خانواده]] و پرورش [[فرزندان]] در آن جایی که [[هدف]] [[شهوانی]] زودگذری در مقابل قرار گیرد، یک ارزش شمرده میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادی به مناسبت جشن میلاد کوثر، ۳۰/۷/۱۳۷۶.</ref>. | به نظر وی، ملاک اساسی [[گرایش]] لیبرالها به آموزه [[آزادی سیاسی]] و محور قرار دادن آن دو امر است: ۱) [[اومانیسم]] فردگرایانه؛ ۲) منها کردن دو [[حقیقت]] اساسیِ [[دین]] و [[خدا]] از [[زندگی]] [[بشر]]. اما همین بیخدایی هر گونه [[مبارزه]] [[اجتماعی]] برای آزادی را از معنا تهی میکند. بیخدایی لیبرالها را ناچار کرده است ملاکهایی [[فلسفی]] مانند «خیر همگانی» یا «خیر [[اکثریت]]» برای آزادی جستجو کنند؛ اما این ملاکهای فلسفی نمیتواند به این [[پرسش]] پاسخ دهد که چرا من برای خیر اکثریت مبارزه کنم و کشته شوم<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. در حقیقت، آزادی مبتنی بر [[فردگرایی]] لیبرالی برای زندگی [[انسانی]] خطرناک است. فردگرایی آزادی فرد را بر هر گونه گروه و هیئت اجتماعی ترجیح میدهد و به همین جهت، در [[ایدئولوژی]] [[لیبرالیسم]] آزادی از قید و بندهای [[خانوادگی]]، آزادی از حتی قید [[ازدواج]] و [[تشکیل خانواده]] و پرورش [[فرزندان]] در آن جایی که [[هدف]] [[شهوانی]] زودگذری در مقابل قرار گیرد، یک ارزش شمرده میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادی به مناسبت جشن میلاد کوثر، ۳۰/۷/۱۳۷۶.</ref>. | ||
روشن است که این نگاه به آزادی الگوی مناسبی نبود؛ زیرا از اساس با [[نظام]] [[اعتقادات]] این [[ملت]] سازگاری ندارد. شاید غرب چیزی از آزادی به دست آورده باشد، اما هزینه بالاتری برای آنها پرداخته است؛ به این جهت [[ملت ایران]] نمیخواست و نمیتوانست از غرب [[الگو]] بگیرد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران، ۲۳/۲/۱۳۷۹.</ref>. | روشن است که این نگاه به آزادی الگوی مناسبی نبود؛ زیرا از اساس با [[نظام]] [[اعتقادات]] این [[ملت]] سازگاری ندارد. شاید غرب چیزی از آزادی به دست آورده باشد، اما هزینه بالاتری برای آنها پرداخته است؛ به این جهت [[ملت ایران]] نمیخواست و نمیتوانست از غرب [[الگو]] بگیرد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران، ۲۳/۲/۱۳۷۹.</ref>. | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۶: | ||
#نیازهای [[فطری]] و ویژه [[انسانی]]. | #نیازهای [[فطری]] و ویژه [[انسانی]]. | ||
[[فطرت انسانی]] [[آفرینش]] ویژه [[الهی]] است. ملاک [[آزادی]] [[فطرت انسان]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ دیدار مردم مشهد و زائران حضرت علی بن موسی الرضا{{ع}} در صحن حضرت امام خمینی، ۱/۱/۱۳۷۸.</ref>؛ یعنی فطرت انسانی نیاز به آزادی داشته و به آن [[گرایش]] دارد و نیز آزادی برای [[فطرت]] است. آزادی نیازی فطری در عرض [[عدالت]]، [[امنیت]] و [[معرفت]] است که با گذر [[زمان]] تفاوتی نمیکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>؛ زیرا [[تغییر]] و تبدیل در فطرت انسانی ممکن نیست و بنابراین، نیازهای آن نیز تغییر نمیکنند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حدیثی]] معروف، به فطری بودن آزادی اشاره کرده است: {{متن حدیث|وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>؛ «[[بنده]] دیگری نباش که [[خدا]] تو را [[آزاد]] [[آفریده]] است». بنابراین [[حریت]] و [[آزادیخواهی]] جزو فطرت انسانی است و ضمانت اجرای آن نیز خود انسان و حرکت او به سوی آزادی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. بنابراین آزادی یک [[حق]] در مرتبه [[حق حیات]] و [[برتر]] از [[حقوق]] عادی چون [[حق مسکن]] و حق [[انتخاب]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم بوشهر، ۱۱/۱۰/۱۳۷۰؛ مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. فطری بودن آزادی به این معنا است که آزادی منشأ الهی داشته و [[هدیه خدا]] به انسان و [[نعمت]] بزرگ او است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از مبارزان شیعه لبنان، گروهی از خانوادههای معظم شهدا و اقشار مختلف مردم تهران، ۱/۶/۱۳۶۸؛ مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۸۴.</ref>. | [[فطرت انسانی]] [[آفرینش]] ویژه [[الهی]] است. ملاک [[آزادی]] [[فطرت انسان]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغ التحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ دیدار مردم مشهد و زائران حضرت علی بن موسی الرضا{{ع}} در صحن حضرت امام خمینی، ۱/۱/۱۳۷۸.</ref>؛ یعنی فطرت انسانی نیاز به آزادی داشته و به آن [[گرایش]] دارد و نیز آزادی برای [[فطرت]] است. آزادی نیازی فطری در عرض [[عدالت]]، [[امنیت]] و [[معرفت]] است که با گذر [[زمان]] تفاوتی نمیکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>؛ زیرا [[تغییر]] و تبدیل در فطرت انسانی ممکن نیست و بنابراین، نیازهای آن نیز تغییر نمیکنند. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[حدیثی]] معروف، به فطری بودن آزادی اشاره کرده است: {{متن حدیث|وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>؛ «[[بنده]] دیگری نباش که [[خدا]] تو را [[آزاد]] [[آفریده]] است». بنابراین [[حریت]] و [[آزادیخواهی]] جزو فطرت انسانی است و ضمانت اجرای آن نیز خود انسان و حرکت او به سوی آزادی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. بنابراین آزادی یک [[حق]] در مرتبه [[حق حیات]] و [[برتر]] از [[حقوق]] عادی چون [[حق مسکن]] و حق [[انتخاب]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم بوشهر، ۱۱/۱۰/۱۳۷۰؛ مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. فطری بودن آزادی به این معنا است که آزادی منشأ الهی داشته و [[هدیه خدا]] به انسان و [[نعمت]] بزرگ او است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از مبارزان شیعه لبنان، گروهی از خانوادههای معظم شهدا و اقشار مختلف مردم تهران، ۱/۶/۱۳۶۸؛ مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی، ۱۴/۳/۱۳۸۴.</ref>. | ||
نیازهای [[حیوانی]] اساساً پس از [[شناخت]] نیازهای خاص [[انسانی]] معنادار گشته و قابل بررسیاند. نیازهای غریزی [[فطری]] در همین [[طبیعت]] و با آنچه در آن است، برآورده میشوند؛ اما نیازهای فطری فقط به [[برکت]] [[دین خدا]] تأمین میشود و فلسفهبافیهای بشری تحت هرگونه «ایسم» از برآوردن آن عاجزند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>. [[فداکاری]] برای [[عدالت]] و [[آزادی]]، [[شادی]] و بهجت [[روح انسانی]] است و اینها را [[دین]] تأمین میکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>. [[آبادانی]] [[دنیا]] وابسته به استخراج منابع [[عظیم]] انسانی بوده و استخراج این منابع مثل استخراج منابع طبیعی لازم است و این بدون آزادی و با [[امر و نهی]] ممکن نیست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. | نیازهای [[حیوانی]] اساساً پس از [[شناخت]] نیازهای خاص [[انسانی]] معنادار گشته و قابل بررسیاند. نیازهای غریزی [[فطری]] در همین [[طبیعت]] و با آنچه در آن است، برآورده میشوند؛ اما نیازهای فطری فقط به [[برکت]] [[دین خدا]] تأمین میشود و فلسفهبافیهای بشری تحت هرگونه «ایسم» از برآوردن آن عاجزند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>. [[فداکاری]] برای [[عدالت]] و [[آزادی]]، [[شادی]] و بهجت [[روح انسانی]] است و اینها را [[دین]] تأمین میکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>. [[آبادانی]] [[دنیا]] وابسته به استخراج منابع [[عظیم]] انسانی بوده و استخراج این منابع مثل استخراج منابع طبیعی لازم است و این بدون آزادی و با [[امر و نهی]] ممکن نیست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. | ||
به جهت این منشأ [[الهی]] است که آزادی در [[پیام]] [[پیامبران]] جای داشت. این پیامبران بودند که به [[انسان]] [[پاسداری]] از آزادی را آموختند و به او آموختند که باید [[ستم]] نکند و ستمپذیر نباشد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل، نیویورک، ۳۱/۶/۱۳۶۶.</ref>. به این جهت باید مکرر تأکید کرد که آزادی یک [[شعار]] [[اسلامی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ دیدار میهمانان داخلی و خارجی دهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی مدرس، ۱۲/۳/۱۳۷۸؛ پیام به حجاج بیتالله الحرام، ۱۸/۱۱/۱۳۸۱.</ref> و البته این شعار [[انبیاء]] به نحو ناقص در دست [[مردم]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از علما مسئولان و مردم شهرهای لاهیجان و رباط کریم و جمعی از مسئولان و مدیران سازمان مسکن سراسر کشور، ۴/۲/۱۳۶۸.</ref>. وقتی انبیاء شعار آزادی میدهند، یک [[جهانبینی الهی]] از این شعار [[حمایت]] میکند. اما به جهت [[گریز]] [[جهان]] مدرن از [[جهانبینی الهی]]، این [[شعارها]] در نظامهای موجود [[جهان]] به صورتی پوچ درآمدهاند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل، نیویورک، ۳۱/۶/۱۳۶۶.</ref>. البته بدون [[راهنمایان]] [[الهی]] و پشت کردن به آنها این [[گرفتاری]] پیش میآید و [[انسان]] [[زندگی]] [[شایسته]] [[انسانی]] و الهی را پیدا نخواهد کرد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم بوشهر، ۱۱/۱۰/۱۳۷۰.</ref>. حتی معنای حوادث نمادین در [[تولد پیامبر]] نیز، برچیدن بساط [[ذلت]] [[بشر]] و [[آزادی]] او هم از قید [[ستم]] و هم از قید [[خرافهها]] و [[اعتقادات]] نادرست ذلتآفرین است؛ اعتقاداتی که انسان را در مقابل موجودات [[پستتر]] از خود او یا در مقابل انسانهای دیگر [[خاضع]] و [[ذلیل]] و ستایشگر میکند؛ یعنی [[بشریت]] به وسیله این حادثه باید به سمت [[آزادی معنوی]] [[اجتماعی]]، [[حقیقی]] و [[عقلانی]] حرکت کند. این کار با دست [[پیامبران]] شروع شد، اما ادامهاش دست خود ما [[انسانها]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در جمع مسئولان و کارگزاران در سالروز ولادت فرخنده نبی اکرم{{صل}} و امام جعفر صادق{{ع}}، ۹/۳/۱۳۸۱.</ref>. | به جهت این منشأ [[الهی]] است که آزادی در [[پیام]] [[پیامبران]] جای داشت. این پیامبران بودند که به [[انسان]] [[پاسداری]] از آزادی را آموختند و به او آموختند که باید [[ستم]] نکند و ستمپذیر نباشد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل، نیویورک، ۳۱/۶/۱۳۶۶.</ref>. به این جهت باید مکرر تأکید کرد که آزادی یک [[شعار]] [[اسلامی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷؛ دیدار میهمانان داخلی و خارجی دهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی مدرس، ۱۲/۳/۱۳۷۸؛ پیام به حجاج بیتالله الحرام، ۱۸/۱۱/۱۳۸۱.</ref> و البته این شعار [[انبیاء]] به نحو ناقص در دست [[مردم]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار جمعی از علما مسئولان و مردم شهرهای لاهیجان و رباط کریم و جمعی از مسئولان و مدیران سازمان مسکن سراسر کشور، ۴/۲/۱۳۶۸.</ref>. وقتی انبیاء شعار آزادی میدهند، یک [[جهانبینی الهی]] از این شعار [[حمایت]] میکند. اما به جهت [[گریز]] [[جهان]] مدرن از [[جهانبینی الهی]]، این [[شعارها]] در نظامهای موجود [[جهان]] به صورتی پوچ درآمدهاند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل، نیویورک، ۳۱/۶/۱۳۶۶.</ref>. البته بدون [[راهنمایان]] [[الهی]] و پشت کردن به آنها این [[گرفتاری]] پیش میآید و [[انسان]] [[زندگی]] [[شایسته]] [[انسانی]] و الهی را پیدا نخواهد کرد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در اجتماع بزرگ مردم بوشهر، ۱۱/۱۰/۱۳۷۰.</ref>. حتی معنای حوادث نمادین در [[تولد پیامبر]] نیز، برچیدن بساط [[ذلت]] [[بشر]] و [[آزادی]] او هم از قید [[ستم]] و هم از قید [[خرافهها]] و [[اعتقادات]] نادرست ذلتآفرین است؛ اعتقاداتی که انسان را در مقابل موجودات [[پستتر]] از خود او یا در مقابل انسانهای دیگر [[خاضع]] و [[ذلیل]] و ستایشگر میکند؛ یعنی [[بشریت]] به وسیله این حادثه باید به سمت [[آزادی معنوی]] [[اجتماعی]]، [[حقیقی]] و [[عقلانی]] حرکت کند. این کار با دست [[پیامبران]] شروع شد، اما ادامهاش دست خود ما [[انسانها]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در جمع مسئولان و کارگزاران در سالروز ولادت فرخنده نبی اکرم{{صل}} و امام جعفر صادق{{ع}}، ۹/۳/۱۳۸۱.</ref>. | ||
با [[عنایت]] به ریشه الهی آزادی، میتوان [[درک]] کرد که در [[اسلام]]، حرکت علیه آزادی حرکت علیه یک پدیده الهی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار مردم مشهد و زائران حضرت علی بن موسی الرضا{{ع}} در صحن حضرت امام خمینی، ۱/۱/۱۳۷۸.</ref>. اسلام نظامهای مبتنی بر [[زور]] و [[قلدری]] و زاینده [[ظلم]]، [[جهل]]، [[اختناق]]، [[استبداد]]، [[تحقیر]] انسان و [[تبعیض]] نژادها، [[ملتها]]، [[خونها]] و زبانها را رد کرده و غلط میشمرد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل، نیویورک، ۳۱/۶/۱۳۶۶.</ref>. همچنین، بر این پایه، وقتی برای کسی [[حقّ]] آزادی ثابت میشود، در طرف مقابل، یک [[تکلیف دینی]] نسبت به [[حفظ]] و رعایت آن به وجود میآورد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. | با [[عنایت]] به ریشه الهی آزادی، میتوان [[درک]] کرد که در [[اسلام]]، حرکت علیه آزادی حرکت علیه یک پدیده الهی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار مردم مشهد و زائران حضرت علی بن موسی الرضا{{ع}} در صحن حضرت امام خمینی، ۱/۱/۱۳۷۸.</ref>. اسلام نظامهای مبتنی بر [[زور]] و [[قلدری]] و زاینده [[ظلم]]، [[جهل]]، [[اختناق]]، [[استبداد]]، [[تحقیر]] انسان و [[تبعیض]] نژادها، [[ملتها]]، [[خونها]] و زبانها را رد کرده و غلط میشمرد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در چهلودومین مجمع عمومی سازمان ملل، نیویورک، ۳۱/۶/۱۳۶۶.</ref>. همچنین، بر این پایه، وقتی برای کسی [[حقّ]] آزادی ثابت میشود، در طرف مقابل، یک [[تکلیف دینی]] نسبت به [[حفظ]] و رعایت آن به وجود میآورد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. | ||
به جهت [[اسلامی]] بودن مقوله آزادی، توصیه میشود که درباره آزادی اسلامی بیندیشیم و همه به نتایج آن به عنوان یک حرکت اسلامی و یک [[تکلیف شرعی]] [[معتقد]] باشیم<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. «[[آزادی اجتماعی]]» به همین معنایی که امروز در [[فرهنگ سیاسی]] [[دنیا]] [[ترجمه]] میشود، ریشه [[قرآنی]] دارد و [[فهم]] [[آزادی]] نیاز به مراجعه به [[لیبرالیسم]] [[قرن]] هجدهم اروپا و «کانت» و «[[جان]] اس[[تورات]] میل» و دیگران نیست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. به همین جهت، آزادی و [[آزادگی]] [[انسان]] در [[عمل به احکام]] [[دین]] خواهد بود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>. دین بزرگترین پیامآور آزادی بوده و آزادی درست و [[آزادی معقول]] مهمترین [[هدیه]] دین به [[ملل]] و به [[جوامع]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. | به جهت [[اسلامی]] بودن مقوله آزادی، توصیه میشود که درباره آزادی اسلامی بیندیشیم و همه به نتایج آن به عنوان یک حرکت اسلامی و یک [[تکلیف شرعی]] [[معتقد]] باشیم<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. «[[آزادی اجتماعی]]» به همین معنایی که امروز در [[فرهنگ سیاسی]] [[دنیا]] [[ترجمه]] میشود، ریشه [[قرآنی]] دارد و [[فهم]] [[آزادی]] نیاز به مراجعه به [[لیبرالیسم]] [[قرن]] هجدهم اروپا و «کانت» و «[[جان]] اس[[تورات]] میل» و دیگران نیست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. به همین جهت، آزادی و [[آزادگی]] [[انسان]] در [[عمل به احکام]] [[دین]] خواهد بود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان در آستانه ماه محرمالحرام، ۲۳/۱/۱۳۷۸.</ref>. دین بزرگترین پیامآور آزادی بوده و آزادی درست و [[آزادی معقول]] مهمترین [[هدیه]] دین به [[ملل]] و به [[جوامع]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. | ||
در بحث ملاک آزادی، باید به نکتهای دیگر نیز توجه داشت: نسبت آزادی با [[تکلیف]] و [[تعهد]] انسان. تعهد به انجام [[مسئولیت]] برای [[حیات]] بشری ضروری است. بدون تعهد نسبت به [[مسئولیتها]]، [[نظام]] [[روانی]] انسان دچار اختلال خواهد شد؛ [[نظام اجتماعی]] از هم میپاشد و [[همزیستی]] [[انسانها]] ممکن نخواهد شد و انسان به [[حقیقت]] روی نخواهد آورد. به [[عقیده]] [[حضرت آیتالله خامنهای]] در [[اسلام]] به جهت وجود تکلیف است که انسانها آزادند. اگر تکلیف نبود، انسان چون [[فرشته]] بود و آزادی لزومی نداشت. [[بشر]] دارای مجموعه [[انگیزهها]] و [[غرایز]] متضادی است و تکلیف او پیمودن [[راه کمال]] از خلال این انگیزههای گوناگون است و آزادی برای پیمودن این راه به او داده میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. در [[حقیقت انسان]] باید [[آزاد]] از [[سلطه]] [[ستمگران]] و آزاد از [[خرافات]] و [[جهالتها]] باشد تا بتواند در این مسیر [[انتخاب]] درست داشته به سوی کمال خود حرکت نماید. بنابراین، آزادی در این یک [[هدف]] نیست بلکه به مثابه سبب گریزناپذیر است. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>. در [[اسلام]]، [[آزادی]] هم مثل [[حق حیات]]، مقدمهای برای [[عبودیت]]، انجام صحیح [[تکالیف]]، کارهای بزرگ، انتخابهای بزرگ و [[تکامل]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. از آنجا که مسیر در [[تفکر]] [[لیبرالیسم]] [[غربی]] آزادی، ماقبل [[دین]] و حتی به تصریح برخی [[روشنفکران]] ماقبل [[اخلاق]] تعریف میشود، این نکته یکی از ممیزات آزادی [[اسلامی]] و آزادی لیبرالی است. در غرب، [[نفی]] «[[تکلیف]]» از دین فراتر رفته و حتی [[تفکرات]] غیر [[دینی]] و کل ایدئولوژیهایی را که در آنها تکلیف هست، نفی میکنند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.<ref>[[ابوالحسن حسنی (زاده 1348)|حسنی، ابوالحسن]]، [[آزادی اسلامی - حسنی (مقاله)|مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۱۴۵-۱۱۵۱.</ref> | در بحث ملاک آزادی، باید به نکتهای دیگر نیز توجه داشت: نسبت آزادی با [[تکلیف]] و [[تعهد]] انسان. تعهد به انجام [[مسئولیت]] برای [[حیات]] بشری ضروری است. بدون تعهد نسبت به [[مسئولیتها]]، [[نظام]] [[روانی]] انسان دچار اختلال خواهد شد؛ [[نظام اجتماعی]] از هم میپاشد و [[همزیستی]] [[انسانها]] ممکن نخواهد شد و انسان به [[حقیقت]] روی نخواهد آورد. به [[عقیده]] [[حضرت آیتالله خامنهای]] در [[اسلام]] به جهت وجود تکلیف است که انسانها آزادند. اگر تکلیف نبود، انسان چون [[فرشته]] بود و آزادی لزومی نداشت. [[بشر]] دارای مجموعه [[انگیزهها]] و [[غرایز]] متضادی است و تکلیف او پیمودن [[راه کمال]] از خلال این انگیزههای گوناگون است و آزادی برای پیمودن این راه به او داده میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. در [[حقیقت انسان]] باید [[آزاد]] از [[سلطه]] [[ستمگران]] و آزاد از [[خرافات]] و [[جهالتها]] باشد تا بتواند در این مسیر [[انتخاب]] درست داشته به سوی کمال خود حرکت نماید. بنابراین، آزادی در این یک [[هدف]] نیست بلکه به مثابه سبب گریزناپذیر است. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref>. در [[اسلام]]، [[آزادی]] هم مثل [[حق حیات]]، مقدمهای برای [[عبودیت]]، انجام صحیح [[تکالیف]]، کارهای بزرگ، انتخابهای بزرگ و [[تکامل]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>. از آنجا که مسیر در [[تفکر]] [[لیبرالیسم]] [[غربی]] آزادی، ماقبل [[دین]] و حتی به تصریح برخی [[روشنفکران]] ماقبل [[اخلاق]] تعریف میشود، این نکته یکی از ممیزات آزادی [[اسلامی]] و آزادی لیبرالی است. در غرب، [[نفی]] «[[تکلیف]]» از دین فراتر رفته و حتی [[تفکرات]] غیر [[دینی]] و کل ایدئولوژیهایی را که در آنها تکلیف هست، نفی میکنند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در مراسم فارغالتحصیلی گروهی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.<ref>[[ابوالحسن حسنی (زاده 1348)|حسنی، ابوالحسن]]، [[آزادی اسلامی - حسنی (مقاله)|مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۱۴۵-۱۱۵۱.</ref> | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۴: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:آزادی]] | |||
[[رده:مدخلهای در انتظار تلخیص]] | |||