تنور: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تنور
| موضوع مرتبط =  
| عنوان مدخل  = [[تنور]]
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[تنور در قرآن]] - [[تنور در حدیث]]
| مداخل مرتبط = [[تنور در قرآن]]
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}


==جغرافیای تنور، در سوره‌های [[مبارکه]] [[هود]] و مؤمنون==
==جغرافیای تنور، در سوره‌های [[هود]] و مؤمنون==
#{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ...}}<ref>«(این بود) تا آنگاه که فرمان ما در رسید و (آب از) تنور فرا جوشید گفتیم در آن از هر گونه‌ای دو تا (نر و ماده) بردار و (نیز) خانواده‌ات را- جز آن کس که درباره وی از پیش سخن رفته است- و (نیز) هر کس را که ایمان آورده است و جز اندکی همراه وی ایمان نیاورده بودند» سوره هود، آیه ۴۰.</ref>.
#{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ...}}<ref>«(این بود) تا آنگاه که فرمان ما در رسید و (آب از) تنور فرا جوشید گفتیم در آن از هر گونه‌ای دو تا (نر و ماده) بردار و (نیز) خانواده‌ات را- جز آن کس که درباره وی از پیش سخن رفته است- و (نیز) هر کس را که ایمان آورده است و جز اندکی همراه وی ایمان نیاورده بودند» سوره هود، آیه ۴۰.</ref>.
#{{متن قرآن|...فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ...}}<ref>«آنگاه بدو وحی کردیم که کشتی را زیر نظر ما و به وحی ما بساز و چون فرمان ما در رسید و (آب از) تنور جوشید در آن از هر گونه‌ای دو تا (نر و ماده) درآور و نیز خانواده‌ات را؛ مگر کسی از ایشان را که درباره وی از پیش سخن رفته است و با من درباره ستمگران سخن (از ر» سوره مؤمنون، آیه ۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|...فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ...}}<ref>«آنگاه بدو وحی کردیم که کشتی را زیر نظر ما و به وحی ما بساز و چون فرمان ما در رسید و (آب از) تنور جوشید در آن از هر گونه‌ای دو تا (نر و ماده) درآور و نیز خانواده‌ات را؛ مگر کسی از ایشان را که درباره وی از پیش سخن رفته است و با من درباره ستمگران سخن (از ر» سوره مؤمنون، آیه ۲۷.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۷:
#برخی از [[پژوهشگران]]، زیر واژه تنور می‌نویسد: «گویند، این کلمه فارسی است، که به [[زبان عربی]] در آمده...، برخی از [[مفسرین]]. چون عبدالله یوسف علی نوشته‌اند: که کلمه تنور، در این [[آیه]] استعاره است، برای چشمه آب. مقصود [[باران]] به شدت بارید و چشمه‌های آب، از همه سو جوشیدند، چشمه را [[تشبیه]] کرده است به خم، که در آن [[آتش]] روشن کنند و نان بپزند و تنور نامند».<ref>عباس مهرین شوشتری، فرهنگ لغات قرآن.</ref>
#برخی از [[پژوهشگران]]، زیر واژه تنور می‌نویسد: «گویند، این کلمه فارسی است، که به [[زبان عربی]] در آمده...، برخی از [[مفسرین]]. چون عبدالله یوسف علی نوشته‌اند: که کلمه تنور، در این [[آیه]] استعاره است، برای چشمه آب. مقصود [[باران]] به شدت بارید و چشمه‌های آب، از همه سو جوشیدند، چشمه را [[تشبیه]] کرده است به خم، که در آن [[آتش]] روشن کنند و نان بپزند و تنور نامند».<ref>عباس مهرین شوشتری، فرهنگ لغات قرآن.</ref>
#برخی از نویسندگان، در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العاباسین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۱۸۴.</ref> در این مورد نوشته است: «همین که [[فرمان]] خدای بیامد و نخست آب از تنور بر آمد و آن تنور آن بود که عیال نوح و [[فرزندان]] او نان می‌پختند، از میان آتش و دره تنور، آب گشاده شد. [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} گوید: (تنور همه روی زمین است. همه روی زمین آب بر آمد و آب از [[آسمان]] گشاده شد و آب شد و زمین و آسمان به هم رسیدند)».
#برخی از نویسندگان، در [[ترجمه قرآن]] [[مجید]]<ref>زین العاباسین رهنما، ترجمه قرآن مجید، ج۲، ص۱۸۴.</ref> در این مورد نوشته است: «همین که [[فرمان]] خدای بیامد و نخست آب از تنور بر آمد و آن تنور آن بود که عیال نوح و [[فرزندان]] او نان می‌پختند، از میان آتش و دره تنور، آب گشاده شد. [[امیر المؤمنین علی]]{{ع}} گوید: (تنور همه روی زمین است. همه روی زمین آب بر آمد و آب از [[آسمان]] گشاده شد و آب شد و زمین و آسمان به هم رسیدند)».
#برخی از [[علما]]، در معنی تنور مرقوم داشته: (تنور، با تشدید نون همان معنی را می‌بخشد؛ که تنور در فارسی متداول امروزه، یعنی محلی که نان، در آن پخت و پز می‌شود، اما در این که جوشیدن آب، از تنور چه تناسبی با مسئله نزدیک شدن [[طوفان]] دارد؛ مفسرین در آن [[گفتگو]] بسیار کرده‌اند: «بعضی گفته‌اند جوشیدن آب از تنور، یک نشانه [[الهی]] بوده است برای نوح، تا متوجه جریان شود و خود و یارانش، با وسایل و اسباب لازم، بر کشتی سوار شوند». گروهی دیگر، احتمال داده‌اند؛ که تنور در اینجا، در معنی مجازی و کنایی استعمال شده، اشاره به این که، تنور [[خشم]] و [[غضب]] [[پروردگار]]، فوران پیدا کرد و شعله‌ور شد و این به معنی نزدیک شدن [[عذاب]] کوبنده [[الهی]] است... ولی این احتمال قوی‌تر به نظر می‌رسد؛ که تنور به معنی [[حقیقی]] و معروف آن باشد و منظور از آن، تنور خاصی هم نباشد؛ بلکه منظور بیان این نکته است که آب از درون تنور که معمولاً مرکز [[آتش]] است، جوشیدن گرفت، نوح و یارانش، متوجه شدند؛ اوضاع به زودی دیگرگون می‌شود و [[انقلاب]] و [[تحول]] نزدیک است... به تعبیر دیگر. هنگامی که دیدند سطح آب زیرزمینی چنان بالا آمده؛ که از درون تنور، که معمولاً در جای خشک، ساخته می‌شود، جوشیدن گرفته، فهمیدند موضوع مهمی در پیش است و حادثه نو ظهوری، در [[شرف]] [[تکوین]] است، همین موضوع [[اخطار]] و علامتی بود، برای نوح و یارانش که برخیزید و آماده شوید!»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۹، ص۹۷.</ref>. اقوال دیگری نیز درباره موضوع تنور، بیان شده، که به بعضی از آنها، جهت روشن شدن بهتر مسئله مورد بحث، اشاره می‌شود:
#برخی از دانشمندان، در معنی تنور مرقوم داشته: (تنور، با تشدید نون همان معنی را می‌بخشد؛ که تنور در فارسی متداول امروزه، یعنی محلی که نان، در آن پخت و پز می‌شود، اما در این که جوشیدن آب، از تنور چه تناسبی با مسئله نزدیک شدن [[طوفان]] دارد؛ مفسرین در آن [[گفتگو]] بسیار کرده‌اند: «بعضی گفته‌اند جوشیدن آب از تنور، یک نشانه [[الهی]] بوده است برای نوح، تا متوجه جریان شود و خود و یارانش، با وسایل و اسباب لازم، بر کشتی سوار شوند». گروهی دیگر، احتمال داده‌اند؛ که تنور در اینجا، در معنی مجازی و کنایی استعمال شده، اشاره به این که، تنور [[خشم]] و [[غضب]] [[پروردگار]]، فوران پیدا کرد و شعله‌ور شد و این به معنی نزدیک شدن [[عذاب]] کوبنده [[الهی]] است... ولی این احتمال قوی‌تر به نظر می‌رسد؛ که تنور به معنی [[حقیقی]] و معروف آن باشد و منظور از آن، تنور خاصی هم نباشد؛ بلکه منظور بیان این نکته است که آب از درون تنور که معمولاً مرکز [[آتش]] است، جوشیدن گرفت، نوح و یارانش، متوجه شدند؛ اوضاع به زودی دیگرگون می‌شود و [[انقلاب]] و [[تحول]] نزدیک است... به تعبیر دیگر. هنگامی که دیدند سطح آب زیرزمینی چنان بالا آمده؛ که از درون تنور، که معمولاً در جای خشک، ساخته می‌شود، جوشیدن گرفته، فهمیدند موضوع مهمی در پیش است و حادثه نو ظهوری، در [[شرف]] [[تکوین]] است، همین موضوع [[اخطار]] و علامتی بود، برای نوح و یارانش که برخیزید و آماده شوید!»<ref>ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۹، ص۹۷.</ref>. اقوال دیگری نیز درباره موضوع تنور، بیان شده، که به بعضی از آنها، جهت روشن شدن بهتر مسئله مورد بحث، اشاره می‌شود:
#«تنور، در اصل لغت، به جایگاه پختن نان گویند و مطابق چند [[حدیث]] و گفتاری که، از [[ابن عباس]] و دیگران نقل شده: تنور مزبور، تنوری بود، که در [[خانه]] نوح{{ع}}، یا در خانه [[زن]] مؤمنه‌ای، در جایی که اکنون [[مسجد کوفه]] است، قرار داشت و... زن نوح، با آن زن مؤمنه، مشغول پختن نان بود که ناگاه [[مشاهده]] کرد، آب از آن جوشید. بلادرنگ جریان را به نوح گزارش دادند و آن [[حضرت]] بیامد و مقداری [[خاک]] روی آن ریخته و آن را مهر کرد و سپس به کنار کشتی که قبلاً ساخته بود آمد....
#«تنور، در اصل لغت، به جایگاه پختن نان گویند و مطابق چند [[حدیث]] و گفتاری که، از [[ابن عباس]] و دیگران نقل شده: تنور مزبور، تنوری بود، که در [[خانه]] نوح{{ع}}، یا در خانه [[زن]] مؤمنه‌ای، در جایی که اکنون [[مسجد کوفه]] است، قرار داشت و... زن نوح، با آن زن مؤمنه، مشغول پختن نان بود که ناگاه [[مشاهده]] کرد، آب از آن جوشید. بلادرنگ جریان را به نوح گزارش دادند و آن [[حضرت]] بیامد و مقداری [[خاک]] روی آن ریخته و آن را مهر کرد و سپس به کنار کشتی که قبلاً ساخته بود آمد....
#درباره تندر قول‌های دیگری هم هست؛ مانند اینکه گفته‌اند: منظور از تنور همان سطح [[زمین]] و ظاهر آن است؛ یعنی آب از سطح [[زمین]] جوشش کرد و یا منظور [[طلوع]] [[خورشید]] و درخشندگی [[آفتاب]] است، ولی چنانچه [[طبری]] و [[مجلسی]] و دیگران گفته‌اند همان قول اول صحیح است»<ref>هاشم، رسولی محلاتی، قصص الانبیا، تاریخ انبیا، ج۱، ص۵۷.</ref>.
#درباره تندر قول‌های دیگری هم هست؛ مانند اینکه گفته‌اند: منظور از تنور همان سطح [[زمین]] و ظاهر آن است؛ یعنی آب از سطح [[زمین]] جوشش کرد و یا منظور [[طلوع]] [[خورشید]] و درخشندگی [[آفتاب]] است، ولی چنانچه [[طبری]] و [[مجلسی]] و دیگران گفته‌اند همان قول اول صحیح است»<ref>هاشم، رسولی محلاتی، قصص الانبیا، تاریخ انبیا، ج۱، ص۵۷.</ref>.
خط ۲۴: خط ۲۳:
#برخی از پژوهشگران<ref>حسین عمادزاده، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ص۲۰۸.</ref>، نقل می‌کند: «... [[زن]] نوح{{ع}} نان می‌پخت، از تنور آب جوشید. این تنور، در طرف بقعه راست مسجد کوفه بوده است. زن بدوید. نوح را خبر کرد. نوح و [[یاران]] او در کشتی نشستند. هم مرد و زن هشتاد نفر بودند.»...<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۰۵.</ref>
#برخی از پژوهشگران<ref>حسین عمادزاده، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ص۲۰۸.</ref>، نقل می‌کند: «... [[زن]] نوح{{ع}} نان می‌پخت، از تنور آب جوشید. این تنور، در طرف بقعه راست مسجد کوفه بوده است. زن بدوید. نوح را خبر کرد. نوح و [[یاران]] او در کشتی نشستند. هم مرد و زن هشتاد نفر بودند.»...<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۲۰۵.</ref>


==نتیجه [[پژوهش]]==
==نتیجه پژوهش==
از جمع‌بندی اسناد و مدارک ارائه شده می‌توان به این نتیجه رسید؛ که تنور را می‌شود، به عنوان نماد و استعاره‌ای، از [[غضب الهی]]، نسبت به [[قوم نوح]] دانست، که بعد از [[اتمام حجت]] و [[نصایح]] آن حضرت، به عنوان [[تنبیه]] [[مستکبران]]، آن واقعه هولناک اتفاق افتاد. بدین معنی که آب از زمین جوشیدن گرفت و [[باران]] به شدت بارید و با این حادثه وحشتناک، [[گمراهان]] به [[کیفر]] [[گناهان]] خود رسیدند.
از جمع‌بندی اسناد و مدارک ارائه شده می‌توان به این نتیجه رسید؛ که تنور را می‌شود، به عنوان نماد و استعاره‌ای، از [[غضب الهی]]، نسبت به [[قوم نوح]] دانست، که بعد از [[اتمام حجت]] و [[نصایح]] آن حضرت، به عنوان [[تنبیه]] [[مستکبران]]، آن واقعه هولناک اتفاق افتاد. بدین معنی که آب از زمین جوشیدن گرفت و [[باران]] به شدت بارید و با این حادثه وحشتناک، [[گمراهان]] به [[کیفر]] [[گناهان]] خود رسیدند.
از سوی دیگر، با توجه به [[اخبار]] باقی مانده، از گذشتگان و نقل حکایات [[انبیاء]]، می‌توان محل جوشیدن آب را تنوری دانست که در [[حقیقت]] شاخص شروع آن [[طوفان]] [[عظیم]] بود و نوح، با جوشش آن آب، می‌بایست [[اهل]] [[ایمان]] را در کشتی خویش بنشاند و آنان را، از [[مهلکه]] [[قطعی]] [[نجات]] دهد.
از سوی دیگر، با توجه به [[اخبار]] باقی مانده، از گذشتگان و نقل حکایات [[انبیاء]]، می‌توان محل جوشیدن آب را تنوری دانست که در [[حقیقت]] شاخص شروع آن [[طوفان]] [[عظیم]] بود و نوح، با جوشش آن آب، می‌بایست [[اهل]] [[ایمان]] را در کشتی خویش بنشاند و آنان را، از [[مهلکه]] [[قطعی]] [[نجات]] دهد.
خط ۳۰: خط ۲۹:


==جغرافیای محل تنور==
==جغرافیای محل تنور==
با استفاده از بندهای ۲، ۳، ۴، ۶ و ۷ همین مقاله، در می‌یابیم، که به تنوری اشاره شده؛ که در گوشه‌ای از محل [[مسجد]] معروف [[کوفه]]، [[احداث]] شده و یا این که آن تنور، در [[منزل]] [[زن]] [[پارسایی]]، در همان مکان بوده و یا آن که، محل تنور در منزل خود [[حضرت نوح]]، که در محل فعلی [[مسجد کوفه]] است بوده و [[همسر]] آن [[حضرت]]، هنگام پخت نان، متوجه جوشش آب، از تنور می‌شود و این حادثه بی‌سابقه را به حضرت نوح گزارش می‌کند.
با استفاده از بندهای ۲، ۳، ۴، ۶ و ۷ همین مقاله، در می‌یابیم، که به تنوری اشاره شده؛ که در گوشه‌ای از محل [[مسجد]] معروف [[کوفه]]، احداث شده و یا این که آن تنور، در [[منزل]] [[زن]] [[پارسایی]]، در همان مکان بوده و یا آن که، محل تنور در منزل خود [[حضرت نوح]]، که در محل فعلی [[مسجد کوفه]] است بوده و [[همسر]] آن [[حضرت]]، هنگام پخت نان، متوجه جوشش آب، از تنور می‌شود و این حادثه بی‌سابقه را به حضرت نوح گزارش می‌کند.
با پذیرش نظر دوم و قبول این که محل تنور، در مکان فعلی مسجد کوفه بوده است؛ لازم می‌آید، به وضع جغرافیایی [[شهر مقدس]] کوفه و همچنین اماکن متبرکه این شهر [[اسلامی]] و [[شیعی]] اشاره نماییم، تا [[قاریان]] محترم [[قرآن]]، بیشتر با این سرزمین‌های [[عبرت‌آموز]] [[تاریخی]]، آشنا گردند.
با پذیرش نظر دوم و قبول این که محل تنور، در مکان فعلی مسجد کوفه بوده است؛ لازم می‌آید، به وضع جغرافیایی [[شهر مقدس]] کوفه و همچنین اماکن متبرکه این شهر [[اسلامی]] و [[شیعی]] اشاره نماییم، تا [[قاریان]] محترم [[قرآن]]، بیشتر با این سرزمین‌های [[عبرت‌آموز]] [[تاریخی]]، آشنا گردند.
یاقوت [[حموی]]، در معجم البلدان می‌نویسد: «کوفه به ضمِّ کُ شهر مشهور، در [[اراضی]] [[بابل]]، از سواد [[عراق]] است، که آن را خدالعز را می‌نامند.
یاقوت [[حموی]]، در معجم البلدان می‌نویسد: «کوفه به ضمِّ کُ شهر مشهور، در [[اراضی]] [[بابل]]، از سواد [[عراق]] است، که آن را خدالعز را می‌نامند.
خط ۳۷: خط ۳۶:


[[سید محمد]] جدّ [[سید بحرالعلوم]] می‌نویسد: این [[مسجد]] از بناهای [[آدم]] [[ابوالبشر]] است»<ref>سند شماره ۱، ص۵۱۲.</ref>.
[[سید محمد]] جدّ [[سید بحرالعلوم]] می‌نویسد: این [[مسجد]] از بناهای [[آدم]] [[ابوالبشر]] است»<ref>سند شماره ۱، ص۵۱۲.</ref>.
اگر این گفته [[صحت]] داشته باشد؛ باید [[تاریخ]] [[احداث]] [[کوفه]] را، با تاریخ ساختمان [[مکه]] همزمان بدانیم؛ زیرا در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>.
اگر این گفته [[صحت]] داشته باشد؛ باید [[تاریخ]] احداث [[کوفه]] را، با تاریخ ساختمان [[مکه]] همزمان بدانیم؛ زیرا در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«بی‌گمان نخستین خانه‌ای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آل عمران، آیه ۹۶.</ref>.
به هر تقدیر، برای اطلاع بیشتر از وضع جغرافیایی کوفه، از دایره المعارف [[فارسی]]، تألیف شادروان [[غلام حسین]] مصاحب، استفاده می‌نماییم: «کوفه شهری است از [[عراق]] بر شاخه [[هندیه]] [[رود فرات]]، حدود ۱۱ کیلومتری شمال [[نجف]] - اکنون هر دو [[شهر]] به هم متصل‌اند.
به هر تقدیر، برای اطلاع بیشتر از وضع جغرافیایی کوفه، از دایره المعارف [[فارسی]]، تألیف شادروان [[غلام حسین]] مصاحب، استفاده می‌نماییم: «کوفه شهری است از [[عراق]] بر شاخه [[هندیه]] [[رود فرات]]، حدود ۱۱ کیلومتری شمال [[نجف]] - اکنون هر دو [[شهر]] به هم متصل‌اند.
کوفه اصلاً اردوگاهی بود که به وسیله [[سعدبن ابی وقاص]] تأسیس شد بین سال‌های ۱۷، ۱۸، ۱۹ ه. ق. بر طبق [[روایات]] [[ایرانی]] در این محل شهری بود که هوشنگ پیشدادی ساخته بود و سعد آن را تجدید بنا کرد.
کوفه اصلاً اردوگاهی بود که به وسیله [[سعدبن ابی وقاص]] تأسیس شد بین سال‌های ۱۷، ۱۸، ۱۹ .ق بر طبق [[روایات]] [[ایرانی]] در این محل شهری بود که هوشنگ پیشدادی ساخته بود و سعد آن را تجدید بنا کرد.
با پیش روی [[اعراب]] به جانب شمال بر اهمیت آن افزوده شد... کوفه در [[عهد]] [[امویان]] و [[عباسیان]] در [[زمان]] رونق خود، از مراکز فضل و [[دانش]] بود و در [[فقه]] و لغت با [[بصره]] [[رقابت]] می‌کرد».
با پیش روی [[اعراب]] به جانب شمال بر اهمیت آن افزوده شد... کوفه در [[عهد]] [[امویان]] و [[عباسیان]] در [[زمان]] رونق خود، از مراکز فضل و [[دانش]] بود و در [[فقه]] و لغت با [[بصره]] [[رقابت]] می‌کرد».


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش