منت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۱۲۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ ژوئن ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
هر گاه به کسی [[نیکی]] کند و بخششی را که بر او کرده برشمارد منت گویند. این منت‌ها عموماً در [[امور مادی]] است، برخی از منتها [[معنوی]] و [[راهنمایی]] است. گاهی این منت از سوی [[خداوند]] است و گاهی [[مردم]] که [[پیامبر]] را [[دعوت]] او را پذیرفته‌اند البته [[امور معنوی]] و اعطای آن اگر از سوی قابل باشد، جای منت ندارد، زیرا اگر منتی باشد برای [[خدای سبحان]] است که ایشان را [[هدایت]] فرموده، چون [[دین]]، [[دین]] او است، و خود او هم از دینش بهره‌مند نمی‌شود تا هر کس [[دین]] او را پذیرفت بر او منت بگذارد، بلکه بهره‌مند از [[دین]] او در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مؤمنین]] هستند، زیرا [[خدای تعالی]] [[غنی]] [[علی]] الاطلاق است، پس منت را [[خدا]] بر آنان دارد که هدایتشان کرده است. اما اگر [[خداوند]] وسائل [[هدایت]] را فراهم کرده باشد، البته، جای بازگو کردن دارد، زیرا این که [[خدا]] و [[پیامبر]] وسیله را فراهم ساخته توجه به آن لازم است. از این‌رو، این کلمه در [[قرآن]] بارها در موضوعات مختلف [[اخلاقی]] مانند منت بر صدقه، منت بر [[فرستادن پیامبر]] و منت بر [[هدایت]] مطرح شده است و در دسته‌ای از [[آیات]] کسانی به [[پیامبر]] گویی منت می‌گذارند که [[دعوت]] او را [[اجابت]] کرده و [[اسلام]] آورده‌اند، بازگو کرده و [[قرآن]] در [[مقام]] پاسخ‌گویی بر آمده و از این طرف [[خدا]] منت‌های مختلف خود را به رسولش گوشزد می‌کند.
هر گاه به کسی [[نیکی]] کند و بخششی را که بر او کرده برشمارد منت گویند. این منت‌ها عموماً در امور مادی است، برخی از منتها [[معنوی]] و [[راهنمایی]] است. گاهی این منت از سوی [[خداوند]] است و گاهی [[مردم]] که [[پیامبر]] را [[دعوت]] او را پذیرفته‌اند البته [[امور معنوی]] و اعطای آن اگر از سوی قابل باشد، جای منت ندارد، زیرا اگر منتی باشد برای [[خدای سبحان]] است که ایشان را [[هدایت]] فرموده، چون [[دین]]، [[دین]] او است، و خود او هم از دینش بهره‌مند نمی‌شود تا هر کس [[دین]] او را پذیرفت بر او منت بگذارد، بلکه بهره‌مند از [[دین]] او در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مؤمنین]] هستند، زیرا [[خدای تعالی]] [[غنی]] [[علی]] الاطلاق است، پس منت را [[خدا]] بر آنان دارد که هدایتشان کرده است. اما اگر [[خداوند]] وسائل [[هدایت]] را فراهم کرده باشد، البته، جای بازگو کردن دارد، زیرا این که [[خدا]] و [[پیامبر]] وسیله را فراهم ساخته توجه به آن لازم است. از این‌رو، این کلمه در [[قرآن]] بارها در موضوعات مختلف [[اخلاقی]] مانند منت بر صدقه، منت بر [[فرستادن پیامبر]] و منت بر [[هدایت]] مطرح شده است و در دسته‌ای از [[آیات]] کسانی به [[پیامبر]] گویی منت می‌گذارند که [[دعوت]] او را [[اجابت]] کرده و [[اسلام]] آورده‌اند، بازگو کرده و [[قرآن]] در مقام پاسخ‌گویی بر آمده و از این طرف [[خدا]] منت‌های مختلف خود را به رسولش گوشزد می‌کند.


== منت [[پذیرش]] [[دعوت پیامبر]] ==
== منت پذیرش [[دعوت پیامبر]] ==
#{{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمی‌کند که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است * بر تو منّت می‌نهند که اسلام آورده‌اند؛ بگو: برای اسلامتان بر من منّت ننهید، بلکه این خداوند است که بر شما منّت می‌نهد که شما را به ایمان رهنمون شده است، اگر راست می‌گویید * بی‌گمان خداوند، نهان آسمان‌ها و زمین را می‌داند و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره حجرات، آیه ۱۴ و ۱۷-۱۸.</ref>. '''نکته''': [[علامه طباطبایی]] در ذیل این [[آیه]] می‌نویسد: {{متن قرآن|يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}} یعنی ای [[پیامبر]] بر تو منت می‌گذارند که [[اسلام]] آورده‌اند، و چه خطایی در این منت‌گذاری خود مرتکب شده‌اند، زیرا اولاً [[حقیقت]] آن چیزی که بر آن منت می‌گذارند [[ایمان]] است که کلید [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] است، نه [[اسلامی]] که جز فواید صوری، از قبیل تأمین جانی و شرکت با [[مسلمانان]] واقعی در جواز [[نکاح]] [[وارث]] خاصیتی ندارد. و ثانیاً همین [[اسلام]] را هم نباید بر [[پیامبر]] منت بگذارند، برای اینکه آن جناب شخصی است که از طرف [[خدای تعالی]] [[مأمور]] شده [[اسلام]] را به شما برساند (نه از [[اسلام آوردن]] آنهایی که [[اسلام]] آوردند چیزی عاید شخص او می‌شود و نه از [[اسلام]] نیاوردن آنها که نیاوردند چیزی از دست می‌دهد)، پس احدی از [[مسلمانان]] بر او منتی ندارد. و اگر منتی باشد برای [[خدای سبحان]] است که ایشان را [[هدایت]] فرموده، چون [[دین]]، [[دین]] او است، و خود او هم از دینش بهره‌مند نمی‌شود تا هر کس [[دین]] او را پذیرفت بر او منت بگذارد، بلکه بهره‌مند از [[دین]] او در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مؤمنین]] هستند، زیرا [[خدای تعالی]] [[غنی]] [[علی]] الاطلاق است، پس منت را [[خدا]] بر آنان دارد که هدایتشان کرده، نه آنان بر [[خدا]]<ref>ر. ک: ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۹۵.</ref>.
#{{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمی‌کند که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است * بر تو منّت می‌نهند که اسلام آورده‌اند؛ بگو: برای اسلامتان بر من منّت ننهید، بلکه این خداوند است که بر شما منّت می‌نهد که شما را به ایمان رهنمون شده است، اگر راست می‌گویید * بی‌گمان خداوند، نهان آسمان‌ها و زمین را می‌داند و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره حجرات، آیه ۱۴ و ۱۷-۱۸.</ref>. '''نکته''': [[علامه طباطبایی]] در ذیل این [[آیه]] می‌نویسد: {{متن قرآن|يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}} یعنی ای [[پیامبر]] بر تو منت می‌گذارند که [[اسلام]] آورده‌اند، و چه خطایی در این منت‌گذاری خود مرتکب شده‌اند، زیرا اولاً [[حقیقت]] آن چیزی که بر آن منت می‌گذارند [[ایمان]] است که کلید سعادت دنیا و [[آخرت]] است، نه [[اسلامی]] که جز فواید صوری، از قبیل تأمین جانی و شرکت با [[مسلمانان]] واقعی در جواز [[نکاح]] [[وارث]] خاصیتی ندارد. و ثانیاً همین [[اسلام]] را هم نباید بر [[پیامبر]] منت بگذارند، برای اینکه آن جناب شخصی است که از طرف [[خدای تعالی]] [[مأمور]] شده [[اسلام]] را به شما برساند (نه از [[اسلام آوردن]] آنهایی که [[اسلام]] آوردند چیزی عاید شخص او می‌شود و نه از [[اسلام]] نیاوردن آنها که نیاوردند چیزی از دست می‌دهد)، پس احدی از [[مسلمانان]] بر او منتی ندارد. و اگر منتی باشد برای [[خدای سبحان]] است که ایشان را [[هدایت]] فرموده، چون [[دین]]، [[دین]] او است، و خود او هم از دینش بهره‌مند نمی‌شود تا هر کس [[دین]] او را پذیرفت بر او منت بگذارد، بلکه بهره‌مند از [[دین]] او در [[دنیا]] و [[آخرت]] [[مؤمنین]] هستند، زیرا [[خدای تعالی]] [[غنی]] [[علی]] الاطلاق است، پس منت را [[خدا]] بر آنان دارد که هدایتشان کرده، نه آنان بر [[خدا]]<ref>ر. ک: ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۹۵.</ref>.


== منت [[خدا]] بر [[پیامبر]] ==
== منت [[خدا]] بر [[پیامبر]] ==
#{{متن قرآن|وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دل‌های آنان را با هم پیوستگی داد؛ اگر همه آنچه را در زمین است می‌بخشیدی میان دل‌های آنها پیوستگی نمی‌دادی اما خداوند ایشان را با هم پیوستگی داد؛ بی‌گمان او پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و دل‌های آنان را با هم پیوستگی داد؛ اگر همه آنچه را در زمین است می‌بخشیدی میان دل‌های آنها پیوستگی نمی‌دادی اما خداوند ایشان را با هم پیوستگی داد؛ بی‌گمان او پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۳.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}}<ref>«و اگر ما تو را پابرجا نمی‌داشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی» سوره اسراء، آیه ۷۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}}<ref>«و اگر ما تو را پابرجا نمی‌داشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی» سوره اسراء، آیه ۷۴.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا * إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا}}<ref>«و اگر بخواهیم بی‌گمان آنچه را بر تو وحی کرده‌ایم از میان می‌بریم آنگاه تو در برابر ما برای خود در آن باره نگهبانی نخواهی یافت * مگر به بخشایشی از پروردگارت که بخشش وی بر تو بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۸۶.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا}} کلمه {{متن قرآن|إِلَّا}} استثناء از جمله‌ای است که به خاطر دلالت [[سیاق]] حذف شده و تقدیر [[کلام]] چنین بوده: تو به آن‌چه اختصاص یافتی اختصاص نیافتی و آن موهبتی که به تو عطا شد که عبارت از نازل شدن [[روح]] و ملازمتش با تو است به تو اختصاص ندادند مگر به عنوان رحمتی از پروردگارت، آن‌گاه آن [[رحمت]] را تعلیل نموده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا}} «همانا [[فضل]] او بر تو بسیار بزرگ است» و معلوم است که این جمله در [[مقام]] [[منت نهادن]] بر [[رسول خدا]] {{صل}} است<ref>ترجمه المیزان، ج۱۳، ص۲۷۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا * إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا}}<ref>«و اگر بخواهیم بی‌گمان آنچه را بر تو وحی کرده‌ایم از میان می‌بریم آنگاه تو در برابر ما برای خود در آن باره نگهبانی نخواهی یافت * مگر به بخشایشی از پروردگارت که بخشش وی بر تو بزرگ است» سوره اسراء، آیه ۸۶.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا}} کلمه {{متن قرآن|إِلَّا}} استثناء از جمله‌ای است که به خاطر دلالت [[سیاق]] حذف شده و تقدیر [[کلام]] چنین بوده: تو به آن‌چه اختصاص یافتی اختصاص نیافتی و آن موهبتی که به تو عطا شد که عبارت از نازل شدن [[روح]] و ملازمتش با تو است به تو اختصاص ندادند مگر به عنوان رحمتی از پروردگارت، آن‌گاه آن [[رحمت]] را تعلیل نموده و فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا}} «همانا [[فضل]] او بر تو بسیار بزرگ است» و معلوم است که این جمله در مقام [[منت نهادن]] بر [[رسول خدا]] {{صل}} است<ref>ترجمه المیزان، ج۱۳، ص۲۷۹.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«بی‌گمان ما به تو پیروزی آشکاری دادیم * تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۱-۲.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«بی‌گمان ما به تو پیروزی آشکاری دادیم * تا خداوند گناه پیشین و پسین تو را بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست رهنمون گردد» سوره فتح، آیه ۱-۲.</ref>
#{{متن قرآن|أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى * وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى * وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى * وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}}<ref>«آیا یتیمت نیافت و در پناه گرفت؟ * و تو را گم‌گشته یافت و راه نمود * و تو را نیازمند یافت و بی‌نیاز کرد * و نعمت پروردگارت را باز گوی» سوره ضحی، آیه ۶-۸ و ۱۱.</ref>
#{{متن قرآن|أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى * وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى * وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى * وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ}}<ref>«آیا یتیمت نیافت و در پناه گرفت؟ * و تو را گم‌گشته یافت و راه نمود * و تو را نیازمند یافت و بی‌نیاز کرد * و نعمت پروردگارت را باز گوی» سوره ضحی، آیه ۶-۸ و ۱۱.</ref>
#{{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ}}<ref>«و به او شعر نیاموختیم و در خور او (نیز) نیست، این (کتاب) جز پند و قرآنی روشن نیست» سوره یس، آیه ۶۹.</ref>. '''نکته''': جمله {{متن قرآن|وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ}} می‌خواهد بفرماید: ما به او [[شعر]] نیاموختیم. و لازمه این [[نفی]] آن است که آن جناب هیچ سررشته‌ای از [[شعر]] نداشته باشد، نه این که [[شعر]] بلد باشد ولی از گفتن [[شعر]] [[امتناع]] بورزد، برای این که مثلاً [[خدا]] او را از این کار [[نهی]] کرده باشد، و نه این که بخواهد بفرماید [[قرآن]] [[شعر]] نیست، هر چند [[رسول]] [[اسلام]] {{صل}} [[شعر]] هم بلد باشد. با این بیان روشن می‌گردد که جمله {{متن قرآن|وَمَا يَنْبَغِي لَهُ}} در [[مقام]] [[منت نهادن]] بر آن جناب است. و می‌خواهد بفرماید: [[خدای سبحان]] [[رسول]] [[اسلام]] را از گفتن [[شعر]] منزه داشته<ref>ترجمه المیزان، ج۱۷، ص۱۶۱.</ref>.
#{{متن قرآن|وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ}}<ref>«و به او شعر نیاموختیم و در خور او (نیز) نیست، این (کتاب) جز پند و قرآنی روشن نیست» سوره یس، آیه ۶۹.</ref>. '''نکته''': جمله {{متن قرآن|وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ}} می‌خواهد بفرماید: ما به او [[شعر]] نیاموختیم. و لازمه این [[نفی]] آن است که آن جناب هیچ سررشته‌ای از [[شعر]] نداشته باشد، نه این که [[شعر]] بلد باشد ولی از گفتن [[شعر]] [[امتناع]] بورزد، برای این که مثلاً [[خدا]] او را از این کار [[نهی]] کرده باشد، و نه این که بخواهد بفرماید [[قرآن]] [[شعر]] نیست، هر چند [[رسول]] [[اسلام]] {{صل}} [[شعر]] هم بلد باشد. با این بیان روشن می‌گردد که جمله {{متن قرآن|وَمَا يَنْبَغِي لَهُ}} در مقام [[منت نهادن]] بر آن جناب است. و می‌خواهد بفرماید: [[خدای سبحان]] [[رسول]] [[اسلام]] را از گفتن [[شعر]] منزه داشته<ref>ترجمه المیزان، ج۱۷، ص۱۶۱.</ref>.
#{{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}} این [[آیه]] نتیجه‌ای است که از [[اخبار]] مؤکد به وقوع [[عذاب الهی]] در [[روز قیامت]]، و از اینکه فرموده بود [[متقین]] از آن [[عذاب]] محفوظ و در جنات نعیم کامیابند، گرفته می‌شود. پس این [[آیه شریفه]] در معنای این است که گفته شود: حال که آن [[اخبار]] [[حق]] است، پس تو به کار [[تذکر]] دادن خود بپرداز و بدان که تو به [[حق]] [[تذکر]] می‌دهی و [[انذار]] می‌کنی، و آن‌طور که به تو نسبت می‌دهند کاهن و [[مجنون]] نیستی. و اینکه کاهن نبودنش را [[مقید]] کرد به قید {{متن قرآن|بِنِعْمَتِ رَبِّكَ}} خواست تا بر خصوص آن جناب منت گذارد<ref>ترجمه المیزان، ج۱۹، ص۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه» سوره طور، آیه ۲۹.</ref> '''نکته''': {{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ}} این [[آیه]] نتیجه‌ای است که از [[اخبار]] مؤکد به وقوع [[عذاب الهی]] در [[روز قیامت]]، و از اینکه فرموده بود [[متقین]] از آن [[عذاب]] محفوظ و در جنات نعیم کامیابند، گرفته می‌شود. پس این [[آیه شریفه]] در معنای این است که گفته شود: حال که آن [[اخبار]] [[حق]] است، پس تو به کار [[تذکر]] دادن خود بپرداز و بدان که تو به [[حق]] [[تذکر]] می‌دهی و [[انذار]] می‌کنی، و آن‌طور که به تو نسبت می‌دهند کاهن و [[مجنون]] نیستی. و اینکه کاهن نبودنش را [[مقید]] کرد به قید {{متن قرآن|بِنِعْمَتِ رَبِّكَ}} خواست تا بر خصوص آن جناب منت گذارد<ref>ترجمه المیزان، ج۱۹، ص۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى}}<ref>«زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمی‌بری، مگر آنچه را خدا خواهد که او آشکار و نهان را می‌داند» سوره اعلی، آیه ۶-۷.</ref>.
#{{متن قرآن|سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى}}<ref>«زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمی‌بری، مگر آنچه را خدا خواهد که او آشکار و نهان را می‌داند» سوره اعلی، آیه ۶-۷.</ref>.
خط ۶۲: خط ۶۲:
# [[مؤمنان]] مورد [[امتنان]] [[خداوند]] به سبب حضور شخص [[پیامبر]] در میان آنان: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ...}}؛
# [[مؤمنان]] مورد [[امتنان]] [[خداوند]] به سبب حضور شخص [[پیامبر]] در میان آنان: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ...}}؛
# [[تزکیه نفس]] [[مؤمنان]] از طریق [[پیامبر اکرم]] نعمتی قابل [[امتنان]] از سوی [[خداوند]]: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ... وَيُزَكِّيهِمْ...}}؛
# [[تزکیه نفس]] [[مؤمنان]] از طریق [[پیامبر اکرم]] نعمتی قابل [[امتنان]] از سوی [[خداوند]]: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ... وَيُزَكِّيهِمْ...}}؛
# [[پیامبر]] مورد [[نهی]] [[خداوند]] از منت‌گذاری در انجام دادن کارهای [[شایسته]]، به جهت کاسته شدن [[مقام]] والای آن [[حضرت]] و به [[برکت]] داشتن [[رسالت]] و [[مقام معنوی]] نزد [[خدا]]: {{متن قرآن|وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۸۱۱.</ref>.
# [[پیامبر]] مورد [[نهی]] [[خداوند]] از منت‌گذاری در انجام دادن کارهای [[شایسته]]، به جهت کاسته شدن مقام والای آن [[حضرت]] و به [[برکت]] داشتن [[رسالت]] و [[مقام معنوی]] نزد [[خدا]]: {{متن قرآن|وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ}}<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۸۱۱.</ref>.
 
==آثار منفی منت‌گذاشتن==
# '''[[خجالت]] دادن:''' [[منت]] گذاشتن باعث می‌شود شخصی که به او کمک شده است، خجل و شرمنده شود.
# '''[[ناراحتی]] و اظهار [[پشیمانی]]:''' منت گذاشتن موجب می‌شود فرد ناراحت گردد و از این که کمک کسی از روی [[ضرورت]] را پذیرفته است، سخت پشیمان شود.
# محدود شدن روابط: منت گذاشتن سبب محدود شدن [[روابط اجتماعی]] می‌گردد؛ به طوری که [[مردم]] خود را کمتر در معرض دید منت‌گذار قرار می‌دهند<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۶۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
#[[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:1100808.jpg|22px]] [[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)|'''سیره اجتماعی پیامبر اعظم''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۷۲: خط ۷۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:منت]]
[[رده:مفاهیم]]
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش