آیه تبلیغ در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴: خط ۱۴:


== مفردات آیه ==
== مفردات آیه ==
=== معناشناسی تبلیغ ===
=== معناشناسی {{متن قرآن|بَلِّغْ}} ===
[[تبلیغ]] از ریشه "ب ل غ" در لغت به معنای وصول و رسیدن به چیزی، رسیدن به مقصود و پایان و مقصد، آمده است <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. در برخی کلمات معنای آن را رسیدن به پایان مقصد دانسته‌اند، اعم از آنکه مکان باشد یا [[زمان]] یا امری معین و گاهی نیز نزدیک شدن به مقصد و مشرف شدن بر آن، هرچند به آخر آن نرسد، معنا شده است<ref>مفردات، ص۱۴۴؛ قاموس قرآن، ج۱، ص۲۲۸.</ref>. در تحقیق تنها رسیدن به بالاترین مرحله کمال و با رسیدن به پایان را معنای این لغت ذکر کرده است<ref>التحقیق، ج۱، ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
واژه {{متن قرآن|بَلِّغْ}}، به معنای رساندن به نقطه پایانی مقصد است یعنی [[خداوند]] به پیامبرش امر کرده که ای [[پیامبر]]، آنچه بر تو نازل شده است، به صورت تام و کامل به دیگران برسان. همچنین از عبارت {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ}} به دست می‌آید که [[تبلیغ]] علاوه بر تبلیغ لسانی، باید در مقام عمل و فعل هم باشد تا برای همگان [[اتمام حجت]] شده باشد. از طرفی میان [[ابلاغ]] و تبلیغ نیز تفاوت وجود دارد. ابلاغ، [[اطلاع‌رسانی]] است، ولی تبلیغ، انتقال چهره‌ به‌ چهره و رساندن عملی است.<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۱۱۷.</ref>.


کلمه [[تبلیغ در قرآن]] نشانه‌ای از یک مفهوم [[اجتماعی]] عام به معنای رساندن دستورهای [[پروردگار]] به [[مردم]] است و در این [[آیه]] مقصود [[ابلاغ]] خصوص [[ولایت]] و [[امامت]] [[امیرمؤمنان]] به [[مردم]] است. [[تبلیغ]] یکی از "اصطلاحات کلیدی" [[قرآن]] است که دارای [[همبستگی]] با شبکه مفاهیم [[قرآن]] شامل: "[[رسالت الهی]]"، "[[رسول]]"، "آنچه از طرف [[خدا]] نازل شده"، "[[مردم]]"، "[[دین]]" و "[[شریعت]]" است. این لغت با در نظر گرفتن شبکه مفاهیم فوق، معنی ویژه‌ای می‌دهد که از معنای لغوی خود فراتر است<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
[[تبلیغ]] نیز از ریشه "ب ل غ" در لغت به معنای وصول و رسیدن به چیزی، رسیدن به مقصود و پایان و مقصد، آمده است <ref>معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۳۰۱.</ref>. در برخی کلمات معنای آن را رسیدن به پایان مقصد دانسته‌اند، اعم از آنکه مکان باشد یا [[زمان]] یا امری معین و گاهی نیز نزدیک شدن به مقصد و مشرف شدن بر آن، هرچند به آخر آن نرسد، معنا شده است<ref>مفردات، ص۱۴۴؛ قاموس قرآن، ج۱، ص۲۲۸.</ref>. در تحقیق تنها رسیدن به بالاترین مرحله کمال و با رسیدن به پایان را معنای این لغت ذکر کرده است<ref>التحقیق، ج۱، ص۳۳۲.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
 
کلمه تبلیغ در اصطلاح قرآن نشانه‌ای از یک مفهوم [[اجتماعی]] عام به معنای رساندن دستورهای [[پروردگار]] به [[مردم]] است و در این [[آیه]] مقصود [[ابلاغ]] خصوص [[ولایت]] و [[امامت]] [[امیرمؤمنان]] به [[مردم]] است. به طور کلی [[تبلیغ]] یکی از "اصطلاحات کلیدی" [[قرآن]] است که دارای [[همبستگی]] با شبکه مفاهیم [[قرآن]] شامل: "[[رسالت الهی]]"، "[[رسول]]"، "آنچه از طرف [[خدا]] نازل شده"، "[[مردم]]"، "[[دین]]" و "[[شریعت]]" است. این لغت با در نظر گرفتن شبکه مفاهیم فوق، معنی ویژه‌ای می‌دهد که از معنای لغوی خود فراتر است<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>.
 
=== معناشناسی {{متن قرآن|أُنْزِلَ}} ===
واژه {{متن قرآن|أُنْزِلَ}}، به صورت فعل مجهول آمده تا اهمیت و بزرگی موضوع مطرح شده در [[آیه]] را نشان دهد. عبارت {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}} از [[وحی رسالی]] پیامبر{{صل}} حکایت می‌کند، نه [[وحی قرآنی]]. وحی رسالی از آموزه‌هایی حرف می‌‌زند که در [[قرآن]] نیامده، ولی بر پیامبر{{صل}} نازل شده و بخشی از [[سنت نبوی]] را در بر می‌گیرد، مانند: دستور به تعداد رکعات [[نماز]] و مانند آن، ولی وحی قرآنی آیاتی است که در قالب [[قرآن کریم]] گردآوری شده است. عبارت {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ}} می‌فهماند که مسألۀ آیه، از نگاه [[اسلام]] اهمیت به‌ سزایی دارد تا آنجا که اگر پیامبر{{صل}} آن را انجام ندهد، رسالتشان ناتمام باقی می‌‌ماند.
 
=== مراد از {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}} ===
این عبارت نشان می‌دهد عده‌ای در این مسئله موضع‌گیری [[سختی]] داشته‌اند تا حدی که [[جان]] پیامبر{{صل}} در معرض خطر بوده است؛ به همین دلیل، خداوند حمایت خاص خودش را از پیامبر اعلام می‌دارد و واژه «النَّاسِ» شامل [[کافر]] و [[مؤمن]] می‌‌شود و [[حصر]] آن در [[کافران]]، توجیهی ندارد. همچنین باید توجه داشت کافران در {{متن قرآن|إِإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}} خصوص [[مشرکان]]، [[یهود]] و یا [[نصاری]] نیستند، بلکه [[کفر]] در آیه، معنای عام دارد که پوشانیدن [[حق]] است؛ از این‌رو، پوشاندن و [[انکار]] [[ولایت امیر مؤمنان]]{{ع}} مصداق [[کفر]] به شمار می‌آید<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص۱۱۷.</ref>.


== دیدگاه مفسران فریقین درباره آیه ==
== دیدگاه مفسران فریقین درباره آیه ==

نسخهٔ ‏۵ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۰

آیه تبلیغ، ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۱]، از آخرین آیاتی است که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است. عالمان شیعه و بسیاری از اهل سنت چنین باور دارند که این آیه، در حجة‌الوداع "هجدهم ذی‌حجه" در غدیر خم برای اعلام جانشینی حضرت علی (ع) از سوی پیامبر (ص) نازل شده است[۲].[۳].

علت نام‌گذاری به آیه تبلیغ

آیه 67 سوره مائده، سوره مائده به "آیه تبلیغ" مشهور شده است. از آنجا که در این آیه به پیامبر اکرم (ص) دستور داده شده امامت امیرمؤمنان و جانشین پس از خود را برای مردم اعلام کند و برای این منظور از واژه ﴿بَلِّغْ استفاده شده آن را آیه تبلیغ نامیده‌اند[۴].

شأن نزول

مفردات آیه

معناشناسی ﴿بَلِّغْ

واژه ﴿بَلِّغْ، به معنای رساندن به نقطه پایانی مقصد است یعنی خداوند به پیامبرش امر کرده که ای پیامبر، آنچه بر تو نازل شده است، به صورت تام و کامل به دیگران برسان. همچنین از عبارت ﴿وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ به دست می‌آید که تبلیغ علاوه بر تبلیغ لسانی، باید در مقام عمل و فعل هم باشد تا برای همگان اتمام حجت شده باشد. از طرفی میان ابلاغ و تبلیغ نیز تفاوت وجود دارد. ابلاغ، اطلاع‌رسانی است، ولی تبلیغ، انتقال چهره‌ به‌ چهره و رساندن عملی است.[۵].

تبلیغ نیز از ریشه "ب ل غ" در لغت به معنای وصول و رسیدن به چیزی، رسیدن به مقصود و پایان و مقصد، آمده است [۶]. در برخی کلمات معنای آن را رسیدن به پایان مقصد دانسته‌اند، اعم از آنکه مکان باشد یا زمان یا امری معین و گاهی نیز نزدیک شدن به مقصد و مشرف شدن بر آن، هرچند به آخر آن نرسد، معنا شده است[۷]. در تحقیق تنها رسیدن به بالاترین مرحله کمال و با رسیدن به پایان را معنای این لغت ذکر کرده است[۸].[۹]

کلمه تبلیغ در اصطلاح قرآن نشانه‌ای از یک مفهوم اجتماعی عام به معنای رساندن دستورهای پروردگار به مردم است و در این آیه مقصود ابلاغ خصوص ولایت و امامت امیرمؤمنان به مردم است. به طور کلی تبلیغ یکی از "اصطلاحات کلیدی" قرآن است که دارای همبستگی با شبکه مفاهیم قرآن شامل: "رسالت الهی"، "رسول"، "آنچه از طرف خدا نازل شده"، "مردم"، "دین" و "شریعت" است. این لغت با در نظر گرفتن شبکه مفاهیم فوق، معنی ویژه‌ای می‌دهد که از معنای لغوی خود فراتر است[۱۰].

معناشناسی ﴿أُنْزِلَ

واژه ﴿أُنْزِلَ، به صورت فعل مجهول آمده تا اهمیت و بزرگی موضوع مطرح شده در آیه را نشان دهد. عبارت ﴿مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ از وحی رسالی پیامبر(ص) حکایت می‌کند، نه وحی قرآنی. وحی رسالی از آموزه‌هایی حرف می‌‌زند که در قرآن نیامده، ولی بر پیامبر(ص) نازل شده و بخشی از سنت نبوی را در بر می‌گیرد، مانند: دستور به تعداد رکعات نماز و مانند آن، ولی وحی قرآنی آیاتی است که در قالب قرآن کریم گردآوری شده است. عبارت ﴿وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ می‌فهماند که مسألۀ آیه، از نگاه اسلام اهمیت به‌ سزایی دارد تا آنجا که اگر پیامبر(ص) آن را انجام ندهد، رسالتشان ناتمام باقی می‌‌ماند.

مراد از ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ

این عبارت نشان می‌دهد عده‌ای در این مسئله موضع‌گیری سختی داشته‌اند تا حدی که جان پیامبر(ص) در معرض خطر بوده است؛ به همین دلیل، خداوند حمایت خاص خودش را از پیامبر اعلام می‌دارد و واژه «النَّاسِ» شامل کافر و مؤمن می‌‌شود و حصر آن در کافران، توجیهی ندارد. همچنین باید توجه داشت کافران در ﴿إِإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ خصوص مشرکان، یهود و یا نصاری نیستند، بلکه کفر در آیه، معنای عام دارد که پوشانیدن حق است؛ از این‌رو، پوشاندن و انکار ولایت امیر مؤمنان(ع) مصداق کفر به شمار می‌آید[۱۱].

دیدگاه مفسران فریقین درباره آیه

دلالت آیه

شبهات پیرامون آیه

فخر رازی در تفسیر این آیه ده احتمال مختلف ذکر می‌کند و شاید تکثیر احتمالات برای پوشاندن واقعیت و مشتبه نمودن آن است. در نهایت فخر رازی دهمین احتمال را ارتباط این آیه با واقعه غدیر خم قرار می‌دهد و پس از نقل روایاتی که مربوط به جریان غدیرخم و نصب حضرت علی برای امامت است، می‌نویسد: روایات گرچه به این مضمون فراوان است، لکن بهتر این است که بگوییم این آیه پیامبراکرم (ص) را از مکر یهود و نصاری ایمن ساخت و امر نمود که پیامبر (ص) دین را تبلیغ کند و از جانب یهود و نصاری نگران نباشد؛ زیرا قبل از این آیه و بعد از آن آیات فراوانی وجود دارد که با یهود و نصاری و در مورد آنان سخن می‌گوید، بنابراین ممتنع است که این یک آیه در این وسط از آیات قبلی و آیات بعدی جدا باشد[۱۲].

علامه طباطبایی در نقد سخن فخر رازی می‌نویسد: از جمله ﴿وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ بر می‌آید حکمی که این آیه درصدد بیان آن است و رسول الله (ص) مأمور به تبلیغ آن شده، امر مهمی است که در تبلیغ آن بیم خطر هست یا بر جان رسول الله (ص) و و یا بر پیشرفت دین اسلام از ناحیه آنان خطری متوجه رسول الله (ص) بشود تا مجوز این باشد که رسول الله (ص) دست از کار تبلیغ خود بکشد و یا برای مدتی آن را به تعویق بیندازد و حاجت به این بیفتد که خدا به رسول خود ـ در صورتی که پیغام تازه را به آنان برساند ـ وعده حفظ و حراست از خطر دشمنش را بدهد. علاوه بر این، اگر این خطر، چشم‌زخمی بوده که احتمالاً ممکن بوده از اهل کتاب به آن جناب برسد جا داشت این سوره در اوایل هجرت نازل شود، زیرا در اوایل هجرت که رسول الله (ص) در شهر غربت و در بین عده معدودی از مسلمین آن شهر به سر می‌برد یهودیان او را از همه طرف محاصره کرده بودند، آن هم یهودیانی که با حدّت و شدت هر چه بیشتر به مبارزه علیه رسول الله (ص) برخاسته و صحنه‌های خونینی نظیر خیبر و امثال آن به راه انداختند، اگر در آیه مورد بحث مراد از "ناس" یهود بود جا داشت در آن روزها این آیه نازل شود، لکن نزول این سوره در اواخر عمر شریف آن حضرت اتفاق افتاده که همه اهل کتاب از قدرت و عظمت مسلمین در گوشه‌ای، ساکت مانده‌اند. پس کاملا معلوم شد که آیه مورد بحث هیچ‌گونه ارتباطی با اهل کتاب ندارد. افزون بر همه اینها، در آیه مورد بحث تکلیفی که سنگین، کمرشکن و طاقت‌فرسا باشد به اهل کتاب نشده تا در ابلاغ آن به اهل کتاب خطری از ناحیه آنها متوجه رسول الله (ص) بشود. از همه اینها گذشته، رسول الله (ص) در سال‌های اول بعثت، مأمور شد تکالیف بس خطرناکی را گوشزد بشر آن روز سازد، مثلا مأمور شد کفار قریش و آن عرب‌های متعصب را به توحید خالص و ترک بت‌پرستی دعوت کند. مشرکین عرب را که بسیار خشن‌تر و خونریزتر و خطرناک‌تر از اهل کتابند به اسلام و توحید بخواند، با این وجود، خداوند این تهدید و وعیدی که امروز به رسول الله (ص) می‌دهد آن روز نداد، پس معلوم می‌شود پیغام تازه، خطرناک‌ترین موضوعاتی است که رسول الله (ص) به تازگی مأمور تبلیغ آن شده است[۱۳].

در تفسیر تسنیم نیز آمده است: "چگونه رسول اکرم (ص) در زمان ضعف و نابودی قدرت یهود از ابلاغ مطلبی نه چندان دشوار بهراسد و حال آنکه در زمان اقتدار آنان تعبیرهایی تندتر از مضمون آیه یاد شده را بدون هراس به آنها ابلاغ کرده بود؛ مانند: ﴿كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ[۱۴]، ﴿كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ[۱۵].[۱۶]

مراد از مردمی که پیامبر از ناحیه آنان احساس خطر برای دین اسلام نموده است، قطعاً مردم مؤمن نبوده و نیز مراد کفار مکه نیست؛ زیرا اولاً سرزمین مکه فتح شده بود و ثانیاً برای پیامبر (ص) با ابلاغ جانشین خود از ناحیه کفار نگرانی حاصل نشده است؛ زیرا این کفار هستند که با ابلاغ و اعلام جانشین پیامبر باید نگران بشوند پس قطعاً نگرانی پیامبر از ناحیه منافقان بوده است و با مراجعه به روایات و وقایع تاریخی نیز روشن می‌شود که پیامبر از ناحیه منافقان نگران بوده است. پس منافقان در سال آخر عمر پیامبر (ص) نیز حضوری فعال داشته و عده فراوانی بوده‌اند به طوری که در موقع اعلام ولایت و امامت امیر مؤمنان برای پیامبراکرم (ص) نگرانی حاصل شد[۱۷]. از این جمله آیه: ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[۱۸] استفاده می‌شود که دشمنان این پیام الهی و نیز مصداق ﴿النَّاسِ در این آیه، کفار هستند که برخی از آنان قابل هدایت نیستند[۱۹] و همچنان که در حقّانیت قرآن جای هیچ شکی نیست؛ زیرا او ده‌ها هزار شاهد برای اثبات حق خود داشت! با این همه شاهد چه جای شک و ریب است. امام صادق (ع) می‌فرماید: "ای اباحفص، شگفت‌آور است آنچه علی بن ابی‌طالب امیر مؤمنان دید! او ده هزار شاهد داشت ولی نتوانست حق خود را بگیرد با این که هر مردی با دو شاهد حق خود را می‌گیرد. رسول خدا از مدینه برای حج خارج شد در حالی که همراه او پنج هزار نفر آدم بود و از مکه بازگشت در حالی که پنج هزار نفر از اهل مکه او را همراهی می‌کردند تا این که به سرزمین جحفه رسید؛ در آنجا جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و آیه تبلیغ را به آن حضرت ابلاغ کرد..."[۲۰].[۲۱]

منابع

پانویس

  1. «ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرسانده‌ای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  2. اسباب‌ النّزول، واحدی، ص ۱۶۵؛ الدّرالمنثور، ج ۳، ص ۱۱۷؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۵۰.
  3. خراسانی، علی، مقاله «آیه تبلیغ»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص۴۲۱؛ سرمدی، محمود، مقاله «آیه تبلیغ»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
  4. سرمدی، محمود، مقاله «آیه تبلیغ»، دانشنامه معاصر قرآن کریم
  5. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۱۷.
  6. معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۳۰۱.
  7. مفردات، ص۱۴۴؛ قاموس قرآن، ج۱، ص۲۲۸.
  8. التحقیق، ج۱، ص۳۳۲.
  9. سرمدی، محمود، مقاله «آیه تبلیغ»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
  10. سرمدی، محمود، مقاله «آیه تبلیغ»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.
  11. ر.ک: مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص۱۱۷.
  12. التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۰۱.
  13. المیزان، ج۶، ص۴۳.
  14. «بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.
  15. «چنان که "اصحاب سبت" را لعنت کردیم» سوره نساء، آیه ۴۷.
  16. تسنیم، ج۲۳، ص۲۷۲.
  17. تفسیر انوار ثقلین، ج۲، ص۲۵۱.
  18. «خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.
  19. تفسیر انوار ثقلین، ج۲، ص۲۲۹.
  20. بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۴۰.
  21. سرمدی، محمود، مقاله «آیه تبلیغ»، دانشنامه معاصر قرآن کریم.