سکوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۱۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = فضائل اخلاقی | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[سکوت در قرآن]] - [[سکوت در معارف دعا و زیارات]] - [[سکوت در معارف و سیره سجادی]] - [[سکوت در معارف و سیره نبوی]] - [[سکوت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[سکوت در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }}
{{نبوت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سکوت در قرآن]] | [[سکوت در حدیث]] | [[سکوت در کلام اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[سکوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
*سکوت و یا گوش بودن و واکنش نشان ندادن و [[صبر]] و حوصله کردن یا اعراض در برابر لغو در [[فرهنگ]] [[اخلاقی]] [[پیامبر]] از جنبه‌های مختلفی کاربرد دارد. این معنا دارای طیف وسیعی است. در مرحله نخست [[فرمان]] به سکوت [[حضرت]] در استماع [[وحی]] می‌رسد، یا هنگامی که برخی نیروهای نامرئی با کلمات [[وحی]] مواجه شدند و با دیگران برخورد کردند گفتند ساکت باشید. همچنین سکوت در برابر حرف‌های ناشایست و یا کلمات لغو و [[بیهوده]].
#{{متن قرآن|ُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}<ref>«پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref>
#{{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی» سوره قیامه، آیه ۱۶.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ}}<ref>«پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن» سوره قیامه، آیه ۱۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا می‌دادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم می‌دادند» سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ}}<ref>«و چون (سخن) یاوه بشنوند از آن دوری می‌گزینند و می‌گویند: کردارهای ما، از آن ما و کردارهای شما از آن شما، (ما را به خیر و) شما را به سلامت! ما را با نادانان کاری نیست» سوره قصص، آیه ۵۵.</ref>
#{{متن قرآن|فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین از آنان روی بگردان و بدرودی بگو که به زودی خواهند دانست» سوره زخرف، آیه ۸۹.</ref>
#{{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>
#{{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}}<ref>«و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند» سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref>
==نکات==
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
#رعایت سکوت کامل به هنگام [[دریافت وحی]] تا پایان یافتن آن، توصیه [[خداوند]] به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ}}<ref>«پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref>.... *{{متن قرآن|لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی» سوره قیامه، آیه ۱۶.</ref> که این [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ}}<ref>«پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref> در این باره چند وجه است:
##پیش از آنکه [[جبرئیل]] [[ابلاغ وحی]] را به پایان برساند، به [[تلاوت قرآن]] [[عجله]] مکن. (ترجمه [[مجمع البیان]] ج ۱۶ ص ۷ ۷).
##{{متن قرآن|لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}}<ref>«زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی» سوره قیامه، آیه ۱۶.</ref>... ثُم إِن عَلَینٰا بَیٰانَهُ" آنچه از سیاق [[آیات]] چهارگانه به ضمیمه [[آیات]] قبل و بعد که [[روز قیامت]] را توصیف می‌کند بر می‌آید، این است که این چهار [[آیه]] در بین [[آیات]] قبل و بعدش جملات معترضه‌ای است که با ارائه [[ادب الهی]]، [[رسول خدا]] را [[تکلف]] می‌کند به اینکه در هنگام گرفتن آنچه به وی [[وحی]] می‌شود رعایت آن [[ادب]] را نموده، قبل از آنکه [[وحی]] تمام شود آیاتی را که هنوز به‌طور کامل [[وحی]] نشده نخواند، و زبان خود را بخواندن آن حرکت ندهد، پس این [[آیات]] در معنای [[آیه]] زیر است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ}}<ref>«پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref>". بعضی گفته‌اند: منظور از [[پیروی]] [[قرآن]] [[وحی]]، [[پیروی]] [[ذهنی]] آن است، به اینکه اولا سکوت کند، و ثانیاً، به طور کامل توجه نماید. این معنای [[بدی]] نیست. ([[المیزان]] ج ۹ ص ۱۷۵)
# سکوت [[جنیان]]، به هنگام شنیدن [[قرآن]] از [[پیامبر]] برای [[درک]] مفاهیم آن: {{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا می‌دادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم می‌دادند» سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref>
# [[گذشت]] کردن و از کنار لغو سخن‌های تند گذشتن: {{متن قرآن|وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ}}<ref>«و چون (سخن) یاوه بشنوند از آن دوری می‌گزینند و می‌گویند: کردارهای ما، از آن ما و کردارهای شما از آن شما، (ما را به خیر و) شما را به سلامت! ما را با نادانان کاری نیست» سوره قصص، آیه ۵۵.</ref> چنانکه [[دستور]] می‌رسد: {{متن قرآن|فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ}}<ref>«بنابراین از آنان روی بگردان و بدرودی بگو که به زودی خواهند دانست» سوره زخرف، آیه ۸۹.</ref> نوعی سکوت در برابر این دسته از اشخاص و موضع گیری‌ها است: {{متن قرآن|وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}}<ref>«و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند» سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۷۱۷.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== معناشناسی ==
«صَمت» به معنای «سکوت»<ref>ابن‌فارس، مقاییس اللغه، ۳/۳۰۸؛ فیومی، المصباح المنیر، ۲۸۱.</ref> یا «سکوت طولانی»<ref>فراهیدی، کتاب العین، ۷/۱۰۶؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۲/۵۴.</ref> است. [[اندیشمندان اسلامی]] «صمت» را ترک کلام [[بیهوده]] با [[مردم]] و [[اشتغال]] به ذکر قلب و نطق نفس<ref>ابن‌عربی، الفتوحات، ۱/۲۷۸، ۷۴۷؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۶–۱۹۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۱۰۶.</ref> و در مقابل، «هَذی» را هذیان و تکلم به چیزهای بی‌معنا<ref>ازدی، کتاب الماء، ۳/۱۲۹۳.</ref> دانسته‌اند.


== جستارهای وابسته ==
سکوت و صمت از واژه‌های نزدیک به هم هستند؛ با این فرق که صمت بار ارزشی مثبت دارد؛ بر خلاف سکوت که گاهی نکوهش نیز می‌شود. همچنین سکوت در جایی به کار می‌رود که شخص [[قدرت]] سخن‌ گفتن دارد<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳؛ جرجانی، کتاب التعریفات، ۵۳.</ref>، اما [[صمت]] برای کسی که قدرت سخن‌گفتن ندارد نیز به‌کار می‌رود؛ از این‌رو به‌کار بردن صمت برای ترک [[کلام]] [[بیهوده]]، از سکوت رساتر است<ref>زبیدی، تاج العروس، ۳/۶۹–۷۰.</ref>، لذا صمت را ترک سخن‌ گفتن یا ترک سخن [[باطل]] دانسته‌اند؛ اعم از اینکه شخص قادر به نطق زبانی باشد یا نباشد<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳؛ ابوالبقاء، الکلیات معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویه، ۱/۵۰۹.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>


==منابع==
== پیشینه ==
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
از صمت و سکوت در [[ادیان]] بشری سخن به میان آمده است؛ چنانچه در [[اخلاقیات]] بودا، ازجمله [[قوانین]] بزرگ [[زندگی]]، [[سخن]] درست و پرهیز از [[زشتی]] و درشتی [[زبان]] است<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۴۲.</ref> یا در [[مکتب]] هندو، ریاضت‌هایی همچون یوگا وجود دارد<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۳۶.</ref> که بیشتر همراه با سکوت است. در [[ادیان الهی]] نیز مسئله صمت از اهمیت به‌سزایی برخوردار است و در [[کتاب مقدس]] در قالب سخنان حکمت‌آمیز، دربارۀ مهارکردن زبان و نکوهش پرحرفی تأکید فراوانی شده است.<ref>کتاب مقدس، عهد قدیم، امثال، ب۱۰، ۶–۳۱ و ب۱۲، ۶–۲۲.</ref> در [[مسیحیت]] [[روزه]] سکوت یکی از [[عبادات]] شمرده شده است<ref>مریم، ۲۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۶۸/۴۰۳–۴۰۴.</ref>؛ هرچند با ظهور [[اسلام]] این نوع روزه، [[حرام]] شد<ref>کلینی، کافی، ۴/۸۵؛ مفید، المقنعه، ۳۶۶؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۲۸۶.</ref>.


==پانویس==
در [[قرآن کریم]] سخنان بیهوده نکوهش شده {{متن قرآن|وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا}}<ref>«و آنان که گواهی دروغ نمی‌دهند  و چون بر یاوه بگذرند بزرگوارانه می‌گذرند» سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref> و بسیاری از سخنان، فاقد خیر و [[صلاح]] شمرده شده است<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۴.</ref> و این [[تشویق]] به صمت است<ref>ابن‌عجیبه، ۱/۵۶۰؛ طباطبایی، المیزان، ۵/۹۴.</ref>. صمت و [[خاموشی]] در آغاز گسترش اسلام، مورد اهتمام [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} بوده است<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۶؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۸.</ref>. در [[روایات]] نیز از [[صمت]] سخن به میان آمده است و برخی محدثان در کتاب‌های [[روایی]]، بابی به آن اختصاص داده‌اند<ref>کلینی، کافی، ۲/۱۱۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۶۸/۲۷۴؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۰۲.</ref>. در بعضی روایات، صمت بهترین عبادت<ref>ابن‌شعبه، تحف العقول، ۲۰۱.</ref> و نشانه [[حلم]] و زینت علم<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶.</ref> و از [[لشکریان]] [[عقل]]<ref>کلینی، کافی، ۱/۲۱.</ref> شمرده شده است. از آنجاکه زیاده‌گویی و پرحرفی مقابل صمت است، در روایات از آن [[نهی]] شده است<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:سکوت]]
== [[برتری]] سکوت یا تکلم ==
[[رده:مدخل]]
اندیشمندان اخلاق و [[عرفان]] در برتری هر یک از سخن‌گفتن و سکوت کردن، [[اختلاف]] کرده‌اند<ref>هجویری، کشف المحجوب، ۴۶۳–۴۶۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref>. برخی معتقدند از آنجاکه زبان وسیله‌ای برای بیان معارف است، [[اشرف]] اعضای [[انسان]] به حساب می‌آید<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۲/۴۳.</ref> و می‌تواند بهترین وسیله و [[برترین]] [[عبادت‌ها]] در [[سایه]] [[کلام]] صورت پذیرد<ref>فیض کاشانی، الحقائق، ۱۵۴.</ref>. در روایتی از [[امام سجاد]]{{ع}} بر این نکته تأکید شده است که هرچند برای هر یک از سکوت و تکلم آفاتی است، امّا اگر کسی از آفات هر دو طرف ایمن باشد، کلام [[برتر]] از سکوت است<ref>طبرسی، الاحتجاج، ۲/۳۱۵.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>
 
== آثار [[صمت]] ==
در روایات، صمت موجب کثرت [[وقار]]<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶.</ref>، [[نجات]]<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۱/۱۰۴.</ref>، [[سلامت]]<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶–۲۱۷.</ref> و حصول [[حکمت]]<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۱/۱۰۴.</ref> دانسته شده است. در روایتی از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} آمده است هر کس بخواهد از سلامت نفس برخوردار شود و [[عیوب]] و کاستی‌هایش پوشیده بماند، باید کمتر سخن بگوید و بیشتر خاموش باشد<ref>آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۶؛ لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۶۱.</ref>. در مقابل، در روایات زیاده‌گویی و پُرحرفی نکوهش شده، آثاری همچون ملول‌ شدن خود و دیگران<ref>لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۹۷ و ۳۸۹.</ref>، [[قساوت قلب]]<ref>طوسی، الامالی، ۳.</ref> و گرفتار [[غضب الهی]] شدن<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۲/۱۲۱.</ref> برای آن برشمرده شده است.
 
علمای اخلاق، صمت را از عوامل در [[امان]] ماندن از [[آفات زبان]] و [[مفاسد]] آن می‌دانند و معتقدند خلاصی از آفات زبان جز به [[خاموشی]] نیست<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۶؛ فیض کاشانی، الحقائق، ۱۵۵.</ref>. آنان مفاسدی همچون [[دروغ]]، [[سخن‌چینی]]، [[غیبت]]، [[ریا]]، [[نفاق]] و [[ناسزا]] را از [[آفات زبان]] دانسته‌اند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۲۰۵–۲۰۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۸.</ref>. این [[عالمان]] با استناد به برخی [[روایات]]،<ref>مفید، الامالی، ۲۲۰؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ۱/۱۰۳؛ آمدی، تصنیف غرر، ۲۱۱.</ref> برای در امان ماندن از آفات زبان، اموری چون توجه داشتن به این آفات، [[یاد مرگ]]، عادت‌ دادن زبان بر سکوت و دوری‌ گزیدن از [[مردم]] را علاج این آفات برشمرده‌اند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۲۰۳ و ۲۶۴؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ۴۵۳–۴۵۴.</ref>. اهل معرفت نیز [[صمت]] و سکوت را سبب [[وقار]] و ترک تسرّع و [[عجله]] در امور می‌دانند و صمت را از جمله اموری می‌دانند که سالک مرید به واسطه آن بر [[اراده]] [[سلوک]] قوت می‌یابد<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۴.</ref> و آن را سبب بارور شدن [[عقل]]، کسب [[ورع]] و [[تقوا]] می‌دانند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۱۳۸.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>
 
== راه دستیابی به [[صمت]] ==
طبق بعضی [[روایات]] برخی از [[صحابه]] برای عادت دادن خود به سکوت و صمت، همه آنچه در [[روز]] بر زبان می‌آوردند را می‌نوشتند و در پایان روز به [[محاسبه]] آن می‌پرداختند<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۵۸۸.</ref>. علمای اخلاق برای در [[امان]] ماندن از [[آفات زبان]]، به [[التزام]] به سکوت سفارش کرده‌اند، به اینکه شخص زبان خود را از آنچه به آن نیاز ندارد و فایده‌ای در آن نیست، ببندد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۸/۲۰۵؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۵/۱۹۹.</ref> و پیش از سخن، در آنچه می‌گوید [[تفکر]] کند<ref>مکی، قوت القلوب، ۱/۱۷۸.</ref>.
 
برخی از اندیشمندان معاصر برای دستیابی به صمت توصیه می‌کند که سالک در آغاز که متکلم است تا می‌تواند از کلمات [[لغو]] و [[باطل]] خودداری کند و با علما و دانشمندان [[معاشرت]] داشته باشد و وقتی به مرحله نهایات از سیر و سلوک رسید، به [[تفکر]] و [[تدبر]] مشغول شده و زبان خود را از [[کلامی]] غیر از [[ذکر خداوند]] تا زمانی که افاضات [[ملکوتی]] بر [[قلب]] او سرازیر شود، ببندد و در هنگامی که وجودش حقانی شده و از گفتار خود مطمئن گشته است، به سخن آمده و به [[تربیت]] دیگران بپردازد و از خدمت کردن به دیگران بازنایستد تا [[خداوند]] از او [[راضی]] گشته و او را در ردیف [[بندگان]] مربی و مرشد قرار دهد<ref>امام خمینی، حدیث جنود، ۳۸۷–۳۸۸.</ref>.<ref>[[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۳۲–۳۶.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009875.jpg|22px]] [[سعید نصیری|نصیری، سعید]]، [[صمت (مقاله)| مقاله «صمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۷''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:فضایل اخلاقی]]
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش