صدق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۸: خط ۴۸:
# [[تأیید]] و تأکید [[خداوند]] بر راستگوئی [[پیامبر اکرم]] در نزول وحی بر او: {{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۲-۴.</ref>.
# [[تأیید]] و تأکید [[خداوند]] بر راستگوئی [[پیامبر اکرم]] در نزول وحی بر او: {{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۲-۴.</ref>.
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید به [[اهل کتاب]] که مدعی هستند [[بهشت]] در انحصار آنها است و [[مشرکان]] که خدایان را می‌پرستند بگو [[دلیل]] و [[برهان]]، ملاک راستگوئی، در [[اندیشه]] و [[اعتقاد]] است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>.... {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ}}<ref>«یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمی‌شناسند بنابراین (از آن) رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۶۰۶.</ref>
# [[خداوند]] به [[پیامبر]] می‌فرماید به [[اهل کتاب]] که مدعی هستند [[بهشت]] در انحصار آنها است و [[مشرکان]] که خدایان را می‌پرستند بگو [[دلیل]] و [[برهان]]، ملاک راستگوئی، در [[اندیشه]] و [[اعتقاد]] است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>.... {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ}}<ref>«یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمی‌شناسند بنابراین (از آن) رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۶۰۶.</ref>
==[[راستگو]] در گفتار و [[وعده]]==
صادق اسم فاعل از ریشه «ص ـ د ـ ق» و به معنای راستگوست<ref>لغت نامه، ج ۱۰، ص۱۴۷۸۰، «صادق».</ref>. مفهوم [[صدق]] در برابر [[کذب]]<ref>العین، ج ۵، ص۵۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۳، «صدق».</ref>، بر قوت و [[استحکام]] چیزی دلالت دارد؛ گفتار باشد یا غیر آن<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹؛ نک: اشتقاق اسماء اللّه‌، ص۲۹۰.</ref>، گرچه برخی کاربرد اصلی آن را در گفتار خبری می‌دانند<ref>مفردات، ص۴۷۸، «صدق».</ref>. به گفته فرّاء، صدق، [[قوّت]] خبر و کذب، [[ضعف]] خبر است<ref>نک: اشتقاق اسماء‌الله، ص۲۹۰.</ref>. صدق گاه صفت [[کلام]] و گاه صفت [[متکلم]] است و در صورت نخست، به معنای [[هماهنگی]] خبر با واقع و در صورت دوم اِخبار از چیزی است که [[مطابق با واقع]] است<ref>شرح باب حادی عشر، ص۱۲۶-۱۲۷؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲؛‌ نیز نک: غایة المرام، ص۲۰۴، «پاورقی».</ref> و مقصود از واقع، وجود فی‌نفسه اشیاست که به تخیل و اختراع [[وهم]] وابسته نیست و اصطلاحاً «وجود در نفس الامر» نامیده می‌شود و در این [[تفسیر]] برای نفس الامر، «امر» به معنای شیء است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۲؛ شرح المنظومه، ص۵۴، «قسمت حکمت»؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲.</ref>. با توجه به اینکه مطابقت از باب مفاعله و دوسویه است، هنگام مطابقت خبر و [[اعتقاد]] با واقع، واقع نیز با آنها مطابقت دارد و از جهت نخست (مطابقت خبر و اعتقاد با واقع) خبر و اعتقاد، «صدق» و از جهت دوم (مطابقت واقع با خبر و اعتقاد)، «[[حق]]» نامیده می‌شوند<ref>الحاشیه علی تهذیب المنطق، ص۱۰.</ref>. برخی بر این باورند که صدق تام در جایی است که گفتار شخص با [[عقیده باطنی]] وی و همچنین با واقع هماهنگ باشد<ref>تجلیات فی اسماء‌الله الحسنی، ص۲۴۳.</ref>. در دیدگاه [[حکما]] نفس الامر، [[عقل فعال]] است و «امر» در برابر «[[خلق]]» و مقصود از وجود در نفس الامر، وجود در [[عالم امر]]، یعنی عالَم مجرد است؛ زیرا عقل فعال به نظر آنان عالم تجرد است که همان [[لوح محفوظ]] و صورت [[علم الهی]] است که با دست [[قدرت الهی]] صورت همه موجودات در آن نوشته شده است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۳-۱۴۶؛ شرح المنظومه، ص۵۴-۵۵، «قسمت حکمت».</ref>. بنابراین دیدگاه، [[صدق]] به معنای مطابقت خبر با صورت [[علم خدا]] و [[حق]] نیز عین [[علم خدا]] به اشیاست؛ آن‌گونه که باید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۶.</ref>. صادق از [[اسمای حسنای الهی]] و در دسته‌بندی [[اسماء]] و صفات، از اسمای ثبوتیه است و در [[منابع کلامی]] از آن بحث می‌شود<ref>کشف المراد، ص۳۱۵؛ شرح باب حادی عشر، ص۱۸.</ref> و اطلاق آن بر [[خداوند]] به جهت اِخبار [[خدا]] از وجود [[واقعی]] و فی‌نفسه اشیاست<ref>شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲.</ref>. صادق از [[صفات ذاتیه]] نیز به شمار می‌آید، به این معنا که به مضمون [[کلامی]] بازمی‌گردد که خداوند [[متکلم]] به آن [[کلام]] است<ref>الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی،‌ ص۴۵۶.</ref>؛ همچنین [[صدق]] از [[صفات ثبوتیه]] فعلیه خداست که در سخن او و نیز در وفای او به [[عهد]] و وعده‌هایش<ref>اسماء الله الحسنی، ص۲۹۰.</ref> ظهور می‌یابد؛ به‌رغم آنکه [[کافران]] و [[منافقان]] [[پیامبران]] را [[تکذیب]] کرده و به [[قرآن]] و دیگر [[کتاب‌های آسمانی]] نسبت [[کذب]] و [[افتراء]] می‌دادند و آنها را افسانه‌های پیشینیان می‌دانستند<ref>کفایة الموحدین، ج ۱، ص۳۳۴.</ref>. [[قرآن کریم]] در موارد متعدد از «صادق» بودن خدا<ref>{{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}} «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref>، نیز از «اَصْدَق» بودن او در کلام خود خبر داده و اعتراف به صدق خداوند در [[وعده]] خویش را از [[ویژگی‌های مؤمنان]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا}} «و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده نداده‌اند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.</ref> و [[انکار]] آن را ویژگی منافقان دانسته است.<ref>{{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}} «و چون [[مؤمنان]] دسته‌ها (ی [[مشرک]]) را دیدند گفتند: این همان است که [[خداوند]] و فرستاده او به ما [[وعده]] داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر [[ایمان]] و فرمانبرداری آنان نیفزود» [[سوره احزاب]]، [[آیه]] ۲۲.</ref> دسته‌ای از [[آیات]] بر [[صادق بودن]] [[خدا]] در عمل به [[عهد]] و وعده خود<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و گفتند آتش (دوزخ) جز چند روزی، به ما نمی‌رسد، بگو: آیا از خداوند پیمانی گرفته‌اید- (اگر گرفته باشید) خداوند هرگز پیمان خود را نمی‌شکند- یا اینکه چیزی را که نمی‌دانید بر خداوند می‌بندید؟» سوره بقره، آیه ۸۰.</ref>، نیز [[صدق]] وی در گزارش از سرگذشت [[اقوام]] پیشین و رخدادهای [[قیامت]]<ref>{{متن قرآن|وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ}} «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> تأکید کرده‌اند؛ همچنین می‌توان همه تأکیدهای [[قرآن]] درباره [[وجود خدا]]<ref>{{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ}} «پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا می‌خواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.</ref> ارسال رسل<ref>{{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}} «و ما [[پیامبر]]ان را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم پس کسانی که [[ایمان]] آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه [[اندوهگین]] می‌گردند» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۴۸.</ref> و [[نزول وحی]] بر ایشان<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}} «ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref> را به‌گونه‌ای در راستای تأکید بر صفت [[صدق]] [[خدا]] دانست که در برابر [[شک]]، [[کفر]]، [[انکار]] و [[تکذیب]] قرار می‌گیرند.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۷.</ref>
==تبیین صدق==
درباره [[تفسیر]] صدق خبر، اقوال گوناگونی وجود دارد. برخی آن را به مطابقت خبر با واقع تفسیر کرده‌اند<ref>مختصر المعانی، ص۳۰.</ref>. البته خبر باید به‌گونه‌ای باشد که قصد [[متکلم]] نسبت به مضمون آن روشن باشد و لُغَزگونه و [[گمراه‌کننده]] نباشد<ref>رسائل المرتضی، ج ۴، ص۲۹۷.</ref>. برخی نیز به جای [[مطابقت با واقع]]، صدق خبر را در [[اعتقاد]] گوینده خبر به مطابقت خبرش با واقع دانسته‌اند؛ خواه خبر [[مطابق با واقع]] باشد یا نباشد و به آیه نخست [[سوره منافقون]]، [[استدلال]] کرده‌اند؛ با این توضیح که [[خداوند]] [[منافقان]] را در این گفته [[مطابق واقع]] خویش به پیامبر{{صل}} که آن [[حضرت رسول]] خداست تکذیب کرده است، چون به آن اعتقاد نداشتند: {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.</ref>.
پاسخ این [[استدلال]] آن است که [[تکذیب]] [[الهی]] درباره این سخن ایشان نیست که به [[پیامبر]]{{صل}} می‌گفتند وی [[رسول]] خداست، بلکه [[انکار]] [[شهادت]] آنهاست<ref>مختصر المعانی، ص۳۱.</ref>؛ زیرا شهادت، اِخبار از تحقق [[علم]] است و آنان به [[حقانیت رسول خدا]] که به وسیلۀ [[برهان]] و نیز تقلید حاصل می‌شود، علم نداشتند؛ زیرا برهان، [[شأن]] صاحبان علم و [[درایت]]، و [[تقلید]] نیز ویژگی کسانی است که از [[صفای قلب]] برخوردارند و از آن‌رو که [[منافقان]] هیچ‌یک از این دو ویژگی را ندارند، شهادت آنان برخاسته از [[جهل]]، [[عناد]] و [[استکبار]] و مورد تکذیب خداست<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۶.</ref>. برخی دیگر [[صدق]] خبر را مطابقت آن با واقع همراه [[اعتقاد]] گوینده به مطابقت آن با واقع و [[کذب]] را نقطه مقابل صدق دانسته‌اند. بر این اساس، برخلاف دو [[تفسیر]] پیشین، خبر منحصر در صدق و کذب نبوده و میان آنها واسطه، یعنی خبری است که نه صدق و نه کذب باشد. دلیل این تفسیر آن است که [[خداوند]] از زبان [[کافران]]، اِخبار پیامبر{{صل}} از [[حشر]] و [[نشر]] را در دو صورت [[افتراء]] و اِخبار در حال [[جنون]] [[حصر]] کرده: {{متن قرآن|أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ}}<ref>«پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۸.</ref> و معلوم است که مقصود از صورت دوم کذب نیست، چون قسیم کذب قرار داده شده و نیز صدق نیست؛ زیرا آنان صدق پیامبر{{صل}} را [[باور]] نداشتند.
در پاسخ استدلال یادشده گفته‌اند معنای «أم بِهِ جِنَّةٌ» عدم افتراست و علت تعبیر از آن به جنون این است که [[افتراء]] درباره [[مجنون]] صادق نیست؛ زیرا افتراء، [[کذب]] عمدی است و مجنون تعمّد ندارد، بنابراین «أم بِهِ جِنَّةٌ» قسیم کذب نیست، بلکه قسیم افتراست که قسمی از مطلق [[کذب]] است و در نتیجه [[آیه]] به تقسیم [[خبر کاذب]] به دو قسم عمدی و غیرعمدی ناظر است؛ نه تقسیم خبر مطلق که در [[استدلال]] آمده است<ref>مختصر المعانی، ص۳۲.</ref>. با توجه به پاسخ‌های یادشده از [[ادله]] در دو قول اخیر، تنها مطابقت خبر با واقع در [[صدق]] آن کافی است؛ خواه گوینده خبر مطابقت آن با واقع را [[باور]] داشته و اعتقادش [[حق]] باشد یا نه.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ ‏۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۱۹

مقدمه

مراد تأکید بر راستگویی و اهمیت آن در نبوت و اعتماد به سخنان وحی است؛ زیرا برای همه این انبیا این توقع مخاطبان را مطرح می‌کند و به پیامبر یاد آوری می‌کند که آنان وقتی توقع خود را می‌آورند می‌گویند: «﴿إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱] جدا از این که مقام صدق از مقامات رفیع مؤمنان پس از گذر از مراحل است: ﴿أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ[۲]؛

  1. ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا[۳]؛
  2. ﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا * لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا[۴]؛
  3. ﴿وَ لَمٰا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزٰابَ قٰالُوا هٰذٰا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا[۵]؛
  4. ﴿تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ * وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ[۶]؛
  5. ﴿لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ[۷]؛
  6. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۸]؛
  7. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۹]؛
  8. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱۰]؛
  9. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱۱]؛
  10. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱۲]؛
  11. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱۳]؛
  12. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۱۴]؛
  13. ﴿لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ[۱۵]؛
  14. ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ[۱۶]؛
  15. ﴿يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كَانُوا مُؤْمِنِينَ[۱۷]؛
  16. ﴿يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ وَإِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ[۱۸]؛
  17. ﴿سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ * يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ[۱۹]؛
  18. ﴿وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ[۲۰]؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ[۲۱]؛
  19. ﴿يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ[۲۲]؛
  20. ﴿إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ * اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ[۲۳]؛
  21. ﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ[۲۴]؛ ﴿وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ[۲۵]؛
  22. ﴿وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ * وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ * وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ * أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۲۶]؛
  23. ﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى[۲۷]؛
  24. ﴿وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۲۸]؛
  25. ﴿أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ[۲۹].

نکات

در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:

  1. پیامبر اکرم مأمور یادآوری و بزرگداشت اسماعیل صادق الوعد در قرآن، به سبب اثبات راستگوئی او در وعده و در مقام عمل: ﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ[۳۰].
  2. اقرار مؤمنان در غزوه احزاب، به راستگوئی پیامبر (در وعده پیروزی): ﴿وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ[۳۱].
  3. زنده ماندن پیامبر پس از ادعای نبوت، دلیل بر صدق رسالت و درستی ادعای آن حضرت: «﴿وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ[۳۲] ﴿ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ[۳۳].
  4. آمدن ملائکه، دلیل راستگوئی پیامبر اکرم در ادعای نزول وحی، از دیدگاه مشرکان: ﴿لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ[۳۴].
  5. آگاهی پیامبر و مؤمنان، از زمان وقوع قیامت، نشانه راستگوئی آنان از دیدگاه مشرکان در ۷ آیه بر این معنی تأکید شده است: ﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۳۵] و ۷ بار این سؤال از قول مخالفان تکرار شده است.
  6. امداد و یاری رسول خدا نشانه راستگوئی در ادعای ایمان: ﴿وَيَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ[۳۶].
  7. ایمان به پیامبر و به دور از هر گونه شک و تردید، نشانه راستگوئی در ادعای ایمان خود: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا[۳۷].... ﴿أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ[۳۸].
  8. دلیل نبودن سوگند خوردن در مقابل پیامبر بر راستگوئی افراد: ﴿يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ[۳۹].... ﴿سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ إِذَا انْقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُمْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُمْ[۴۰].... ﴿قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ[۴۱].
  9. اجابت درخواست ابراهیم در اعطای زبانی راستگو به وی با بعثت پیامبر اسلام: ﴿وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ[۴۲]».. درتفسیرمجمع البیان آمده است: [برخی گویند: یعنی در میان آخرین امت، فرزند خوبی بمن عطا کن که زبان به راستی گشاید و قیام به حق کند و منظور محمد (ص) است. (ترجمه مجمع البیان ج ۱۸ ص ۳۲). وَ اجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَةِ جَنةِ النعِیمِ: و مرا از وارثان فردوس برین قرار ده.
  10. پذیرش داوری پیامبر اکرم در خصومتها، دلیل بر راستگوئی در ادعای ایمان: ﴿وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ[۴۳]..... ﴿وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ[۴۴].
  11. تأیید و تأکید خداوند بر راستگوئی پیامبر اکرم در نزول وحی بر او: ﴿مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى[۴۵].
  12. خداوند به پیامبر می‌فرماید به اهل کتاب که مدعی هستند بهشت در انحصار آنها است و مشرکان که خدایان را می‌پرستند بگو دلیل و برهان، ملاک راستگوئی، در اندیشه و اعتقاد است: ﴿وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۴۶].... ﴿أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ[۴۷].[۴۸]

راستگو در گفتار و وعده

صادق اسم فاعل از ریشه «ص ـ د ـ ق» و به معنای راستگوست[۴۹]. مفهوم صدق در برابر کذب[۵۰]، بر قوت و استحکام چیزی دلالت دارد؛ گفتار باشد یا غیر آن[۵۱]، گرچه برخی کاربرد اصلی آن را در گفتار خبری می‌دانند[۵۲]. به گفته فرّاء، صدق، قوّت خبر و کذب، ضعف خبر است[۵۳]. صدق گاه صفت کلام و گاه صفت متکلم است و در صورت نخست، به معنای هماهنگی خبر با واقع و در صورت دوم اِخبار از چیزی است که مطابق با واقع است[۵۴] و مقصود از واقع، وجود فی‌نفسه اشیاست که به تخیل و اختراع وهم وابسته نیست و اصطلاحاً «وجود در نفس الامر» نامیده می‌شود و در این تفسیر برای نفس الامر، «امر» به معنای شیء است[۵۵]. با توجه به اینکه مطابقت از باب مفاعله و دوسویه است، هنگام مطابقت خبر و اعتقاد با واقع، واقع نیز با آنها مطابقت دارد و از جهت نخست (مطابقت خبر و اعتقاد با واقع) خبر و اعتقاد، «صدق» و از جهت دوم (مطابقت واقع با خبر و اعتقاد)، «حق» نامیده می‌شوند[۵۶]. برخی بر این باورند که صدق تام در جایی است که گفتار شخص با عقیده باطنی وی و همچنین با واقع هماهنگ باشد[۵۷]. در دیدگاه حکما نفس الامر، عقل فعال است و «امر» در برابر «خلق» و مقصود از وجود در نفس الامر، وجود در عالم امر، یعنی عالَم مجرد است؛ زیرا عقل فعال به نظر آنان عالم تجرد است که همان لوح محفوظ و صورت علم الهی است که با دست قدرت الهی صورت همه موجودات در آن نوشته شده است[۵۸]. بنابراین دیدگاه، صدق به معنای مطابقت خبر با صورت علم خدا و حق نیز عین علم خدا به اشیاست؛ آن‌گونه که باید[۵۹]. صادق از اسمای حسنای الهی و در دسته‌بندی اسماء و صفات، از اسمای ثبوتیه است و در منابع کلامی از آن بحث می‌شود[۶۰] و اطلاق آن بر خداوند به جهت اِخبار خدا از وجود واقعی و فی‌نفسه اشیاست[۶۱]. صادق از صفات ذاتیه نیز به شمار می‌آید، به این معنا که به مضمون کلامی بازمی‌گردد که خداوند متکلم به آن کلام است[۶۲]؛ همچنین صدق از صفات ثبوتیه فعلیه خداست که در سخن او و نیز در وفای او به عهد و وعده‌هایش[۶۳] ظهور می‌یابد؛ به‌رغم آنکه کافران و منافقان پیامبران را تکذیب کرده و به قرآن و دیگر کتاب‌های آسمانی نسبت کذب و افتراء می‌دادند و آنها را افسانه‌های پیشینیان می‌دانستند[۶۴]. قرآن کریم در موارد متعدد از «صادق» بودن خدا[۶۵]، نیز از «اَصْدَق» بودن او در کلام خود خبر داده و اعتراف به صدق خداوند در وعده خویش را از ویژگی‌های مؤمنان[۶۶] و انکار آن را ویژگی منافقان دانسته است.[۶۷] دسته‌ای از آیات بر صادق بودن خدا در عمل به عهد و وعده خود[۶۸]، نیز صدق وی در گزارش از سرگذشت اقوام پیشین و رخدادهای قیامت[۶۹] تأکید کرده‌اند؛ همچنین می‌توان همه تأکیدهای قرآن درباره وجود خدا[۷۰] ارسال رسل[۷۱] و نزول وحی بر ایشان[۷۲] را به‌گونه‌ای در راستای تأکید بر صفت صدق خدا دانست که در برابر شک، کفر، انکار و تکذیب قرار می‌گیرند.[۷۳]

تبیین صدق

درباره تفسیر صدق خبر، اقوال گوناگونی وجود دارد. برخی آن را به مطابقت خبر با واقع تفسیر کرده‌اند[۷۴]. البته خبر باید به‌گونه‌ای باشد که قصد متکلم نسبت به مضمون آن روشن باشد و لُغَزگونه و گمراه‌کننده نباشد[۷۵]. برخی نیز به جای مطابقت با واقع، صدق خبر را در اعتقاد گوینده خبر به مطابقت خبرش با واقع دانسته‌اند؛ خواه خبر مطابق با واقع باشد یا نباشد و به آیه نخست سوره منافقون، استدلال کرده‌اند؛ با این توضیح که خداوند منافقان را در این گفته مطابق واقع خویش به پیامبر(ص) که آن حضرت رسول خداست تکذیب کرده است، چون به آن اعتقاد نداشتند: ﴿إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ[۷۶].

پاسخ این استدلال آن است که تکذیب الهی درباره این سخن ایشان نیست که به پیامبر(ص) می‌گفتند وی رسول خداست، بلکه انکار شهادت آنهاست[۷۷]؛ زیرا شهادت، اِخبار از تحقق علم است و آنان به حقانیت رسول خدا که به وسیلۀ برهان و نیز تقلید حاصل می‌شود، علم نداشتند؛ زیرا برهان، شأن صاحبان علم و درایت، و تقلید نیز ویژگی کسانی است که از صفای قلب برخوردارند و از آن‌رو که منافقان هیچ‌یک از این دو ویژگی را ندارند، شهادت آنان برخاسته از جهل، عناد و استکبار و مورد تکذیب خداست[۷۸]. برخی دیگر صدق خبر را مطابقت آن با واقع همراه اعتقاد گوینده به مطابقت آن با واقع و کذب را نقطه مقابل صدق دانسته‌اند. بر این اساس، برخلاف دو تفسیر پیشین، خبر منحصر در صدق و کذب نبوده و میان آنها واسطه، یعنی خبری است که نه صدق و نه کذب باشد. دلیل این تفسیر آن است که خداوند از زبان کافران، اِخبار پیامبر(ص) از حشر و نشر را در دو صورت افتراء و اِخبار در حال جنون حصر کرده: ﴿أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ[۷۹] و معلوم است که مقصود از صورت دوم کذب نیست، چون قسیم کذب قرار داده شده و نیز صدق نیست؛ زیرا آنان صدق پیامبر(ص) را باور نداشتند.

در پاسخ استدلال یادشده گفته‌اند معنای «أم بِهِ جِنَّةٌ» عدم افتراست و علت تعبیر از آن به جنون این است که افتراء درباره مجنون صادق نیست؛ زیرا افتراء، کذب عمدی است و مجنون تعمّد ندارد، بنابراین «أم بِهِ جِنَّةٌ» قسیم کذب نیست، بلکه قسیم افتراست که قسمی از مطلق کذب است و در نتیجه آیه به تقسیم خبر کاذب به دو قسم عمدی و غیرعمدی ناظر است؛ نه تقسیم خبر مطلق که در استدلال آمده است[۸۰]. با توجه به پاسخ‌های یادشده از ادله در دو قول اخیر، تنها مطابقت خبر با واقع در صدق آن کافی است؛ خواه گوینده خبر مطابقت آن با واقع را باور داشته و اعتقادش حق باشد یا نه.[۸۱]

منابع

پانویس

  1. «و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستاده‌ایم تردیدی دارید، چنانچه راست می‌گویید سوره‌ای همگون آن بیاورید و (در این کار) گواهان خود را (نیز) در برابر خداوند، فرا خوانید» سوره بقره، آیه ۲۳.
  2. «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
  3. «و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درست‌پیمان و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۴.
  4. «و (یاد کن) آنگاه را که از پیامبران پیمان گرفتیم و (نیز) از تو و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از آنها پیمانی استوار گرفتیم * تا (به فرجام، خداوند) از راستی راستگویان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۷-۸.
  5. «و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
  6. «فرو فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیان است * و اگر (این پیامبر) بر ما برخی سخنان را می‌بست، * دست راستش را می‌گرفتیم، * سپس شاهرگش را می‌بریدیم * آنگاه هیچ یک از شما (آن را) از وی بازدارنده نبود» سوره حاقه، آیه ۴۳-۴۷.
  7. «اگر راست می‌گویی چرا فرشتگان را برای ما نیاوردی؟» سوره حجر، آیه ۷.
  8. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره یونس، آیه ۴۸.
  9. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره انبیاء، آیه ۳۸.
  10. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره نمل، آیه ۷۱.
  11. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این داوری چه زمان خواهد بود؟» سوره سجده، آیه ۲۸.
  12. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره سبأ، آیه۲۹.
  13. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره یس، آیه ۴۸.
  14. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره ملک، آیه ۲۵.
  15. «(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.
  16. «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
  17. «برای شما به خداوند سوگند می‌خورند تا خرسندتان گردانند در حالی که اگر مؤمنند سزاوارتر است خداوند و پیامبرش را خرسند گردانند» سوره توبه، آیه ۶۲.
  18. «به خداوند سوگند می‌خورند که (سخنی) نگفته‌اند در حالی که بی‌گمان کلمه کفر (آمیز) را بر زبان آورده‌اند و پس از اسلام خویش کفر ورزیده‌اند و به چیزی دل نهادند که بدان دست نیافته‌اند و کینه‌جویی نکرده‌اند مگر بدان روی که خداوند و پیامبرش با بخشش خویش آنان را» سوره توبه، آیه ۷۴.
  19. «هنگامی که نزد ایشان باز گردید برای شما به خداوند سوگند خواهند خورد که دست از سر آنان بدارید؛ بنابراین از آنان رو بگردانید که پلیدند و به کیفر آنچه انجام می‌دادند جایگاهشان دوزخ است * برای شما سوگند می‌خورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بی‌گمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۵-۹۶.
  20. «و می‌گویند به خداوند و به پیامبر ایمان آورده‌ایم و فرمان می‌بریم سپس گروهی از ایشان پس از آن، پشت می‌کنند و مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.
  21. «و سخت‌ترین سوگندهای خود را به خداوند خوردند که اگر به آنان فرمان دهی بی‌گمان (برای جهاد) بیرون خواهند رفت؛ بگو: سوگند مخورید! فرمان بردنی شایسته (بهتر است)، به راستی خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نور، آیه ۵۳.
  22. «روزی که خداوند همه آنان را برانگیزد، و برای او سوگند می‌خورند- همان گونه که برای شما سوگند می‌خورند- و گمان دارند که ارزشی دارند، آگاه باشید آنانند که دروغگویند» سوره مجادله، آیه ۱۸.
  23. «چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند* سوگندهاشان را سپر کردند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند؛ به راستی آنان بدکرداری انجام می‌دادند» سوره منافقون، آیه ۲-۱.
  24. «و برای آنان داستان ابراهیم را بخوان!» سوره شعراء، آیه ۶۹.
  25. «و برای من در میان آیندگان، نامی نیکو بر جای بگذار» سوره شعراء، آیه ۸۴.
  26. «و می‌گویند به خداوند و به پیامبر ایمان آورده‌ایم و فرمان می‌بریم سپس گروهی از ایشان پس از آن، پشت می‌کنند و مؤمن نیستند * و چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده می‌شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند ناگاه گروهی از آنان رو می‌گردانند * و اگر حقّ با آنان باشد با پذیرندگی به سوی او می‌آیند * آیا آنان به دل بیمارند یا تردید دارند یا می‌هراسند که خداوند و پیامبرش بر آنان بیداد روا دارند؟ (خیر)، بلکه آنان ستمگرند * جز این نیست که گفتار مؤمنان چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند این است که می‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم و آنانند که رستگارند» سوره نور، آیه ۴۷-۵۱.
  27. «سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۱-۴.
  28. «و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.
  29. «یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمی‌شناسند بنابراین (از آن) رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۲۴.
  30. «و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درست‌پیمان و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۴.
  31. «و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
  32. «و اگر (این پیامبر) بر ما برخی سخنان را می‌بست،» سوره حاقه، آیه ۴۴.
  33. «سپس شاهرگش را می‌بریدیم» سوره حاقه، آیه ۴۶.
  34. «اگر راست می‌گویی چرا فرشتگان را برای ما نیاوردی؟» سوره حجر، آیه ۷.
  35. «و می‌گویند: اگر راست می‌گویید این وعده کی می‌رسد؟» سوره یونس، آیه ۴۸.
  36. «(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.
  37. «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
  38. «تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آورده‌اند سپس تردید نورزیده‌اند و با دارایی‌ها و جان‌هایشان در راه خداوند جهاد کرده‌اند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.
  39. «برای شما به خداوند سوگند می‌خورند تا خرسندتان گردانند در حالی که اگر مؤمنند سزاوارتر است خداوند و پیامبرش را خرسند گردانند» سوره توبه، آیه ۶۲.
  40. «هنگامی که نزد ایشان باز گردید برای شما به خداوند سوگند خواهند خورد که دست از سر آنان بدارید؛ بنابراین از آنان رو بگردانید که پلیدند و به کیفر آنچه انجام می‌دادند جایگاهشان دوزخ است» سوره توبه، آیه ۹۵.
  41. «چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.
  42. «و برای من در میان آیندگان، نامی نیکو بر جای بگذار» سوره شعراء، آیه ۸۴.
  43. «و می‌گویند به خداوند و به پیامبر ایمان آورده‌ایم و فرمان می‌بریم سپس گروهی از ایشان پس از آن، پشت می‌کنند و مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.
  44. «و چون به سوی خداوند و پیامبرش فرا خوانده می‌شوند تا (پیامبر) میان آنان داوری کند ناگاه گروهی از آنان رو می‌گردانند» سوره نور، آیه ۴۸.
  45. «که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۲-۴.
  46. «و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمی‌آید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید هر برهانی دارید بیاورید» سوره بقره، آیه ۱۱۱.
  47. «یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمی‌شناسند بنابراین (از آن) رو گردانند» سوره انبیاء، آیه ۲۴.
  48. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱، ص ۶۰۶.
  49. لغت نامه، ج ۱۰، ص۱۴۷۸۰، «صادق».
  50. العین، ج ۵، ص۵۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۳، «صدق».
  51. معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹؛ نک: اشتقاق اسماء اللّه‌، ص۲۹۰.
  52. مفردات، ص۴۷۸، «صدق».
  53. نک: اشتقاق اسماء‌الله، ص۲۹۰.
  54. شرح باب حادی عشر، ص۱۲۶-۱۲۷؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲؛‌ نیز نک: غایة المرام، ص۲۰۴، «پاورقی».
  55. تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۲؛ شرح المنظومه، ص۵۴، «قسمت حکمت»؛ شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲.
  56. الحاشیه علی تهذیب المنطق، ص۱۰.
  57. تجلیات فی اسماء‌الله الحسنی، ص۲۴۳.
  58. تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۳-۱۴۶؛ شرح المنظومه، ص۵۴-۵۵، «قسمت حکمت».
  59. تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۶.
  60. کشف المراد، ص۳۱۵؛ شرح باب حادی عشر، ص۱۸.
  61. شرح الاسماء الحسنی، ص۱۲۲.
  62. الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی،‌ ص۴۵۶.
  63. اسماء الله الحسنی، ص۲۹۰.
  64. کفایة الموحدین، ج ۱، ص۳۳۴.
  65. ﴿وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.
  66. ﴿وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا «و هنگامی که دو رویان و بیماردلان گفتند: خداوند و پیامبرش به ما جز وعده فریبنده نداده‌اند؛» سوره احزاب، آیه ۱۲.
  67. ﴿وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا «و چون مؤمنان دسته‌ها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده داده‌اند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.
  68. ﴿وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ «و گفتند آتش (دوزخ) جز چند روزی، به ما نمی‌رسد، بگو: آیا از خداوند پیمانی گرفته‌اید- (اگر گرفته باشید) خداوند هرگز پیمان خود را نمی‌شکند- یا اینکه چیزی را که نمی‌دانید بر خداوند می‌بندید؟» سوره بقره، آیه ۸۰.
  69. ﴿وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوان‌هاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجویی‌شان کیفر دادیم و بی‌گمان ما راست‌گفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.
  70. ﴿قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ «پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟ او شما را فرا می‌خواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و (مرگ) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» سوره ابراهیم، آیه ۱۰.
  71. ﴿وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ «و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره انعام، آیه ۴۸.
  72. ﴿إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا «ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.
  73. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «صادق / اسماء و صفات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۱۷.
  74. مختصر المعانی، ص۳۰.
  75. رسائل المرتضی، ج ۴، ص۲۹۷.
  76. «چون منافقان نزد تو می‌آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که بی‌گمان تو فرستاده خدایی و خداوند می‌داند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱.
  77. مختصر المعانی، ص۳۱.
  78. تفسیر صدرالمتألهین، ج ۲، ص۱۴۶.
  79. «پس آیا بر خداوند دروغی بسته یا دیوانه است؟ (هیچ یک)؛ بلکه کسانی که به جهان واپسین ایمان ندارند در عذاب و گمراهی ژرفند» سوره سبأ، آیه ۸.
  80. مختصر المعانی، ص۳۲.
  81. اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا، مقاله «صادق / اسماء و صفات»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۱۹.