روش‌های آموزشی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۶: خط ۱۶:
==== [[مناظره در معارف و سیره معصوم|روش مناظره]] ====
==== [[مناظره در معارف و سیره معصوم|روش مناظره]] ====


==== روش [[سؤال و جواب]] ====
==== [[پرسش و پاسخ|روش سؤال و جواب]] ====
سؤال و جواب از دیگر روش‌هایی است که [[معصومان]]{{عم}} در آموزش احکام و [[معارف دینی]] از آن بهره می‌بردند. این روش، خود دارای اقسامی است که ابتدا به بیان آنها می‌پردازیم.
 
===== اقسام سؤال و جواب =====
# روش پاسخ در این روش طالب [[دانش]]، هرگونه [[پرسش]] و اشکالی را نسبت به موضوعی که با آن سروکار دارد و یا در تخصص اوست مطرح می‌کند و پاسخ آن را از [[معصوم]] می‌شنود. در این روش تلاش اساسی به عهده شاگرد است و هم اوست که باید در رشته و تخصص خود فعالیت [[علمی]] بسیاری را انجام دهد، تا پرسش‌های لازم و مناسبی را بیابد و با طرح این [[پرسش‌ها]] در محضر معصوم{{ع}} پاسخ لازم را دریافت کند؛ بنابراین، نوع اول از این روش، شاگرد محور است و معصوم{{ع}} تنها پاسخ پرسش‌های دیگران را می‌دهد.
# روش طرح سؤال: در این روش ابتدا از سوی معصوم{{ع}} پرسشی مطرح می‌شود و پاسخ آن گاهی از سوی شاگرد است و گاه از سوی معصوم؛ یعنی معصوم{{ع}} پرسش را مطرح می‌کند و شاگرد، اگر پاسخ را می‌داند پاسخ می‌دهد؛ پاسخ شاگرد یا صحیح است که در این صورت معصوم{{ع}} آن را [[تأیید]] می‌کند و یا ناقص است، که آن تکمیل می‌نماید و یا نادرست است که در این صورت نیز معصوم{{ع}} آن را [[اصلاح]] کرده و پاسخ درست را ارائه می‌کند.
# روش بحث و گفتگو یا سؤال و جواب دو طرفی: در این روش، پرسش گاه از سوی معصوم است و گاه از سوی شاگرد، ولی پرسش‌ها به صورت پیوسته و در راستای [[پاسخ‌ها]] طرح می‌شود. اگر [[امام]] پرسش را طرح کند آن‌قدر پرسش‌ها را ادامه می‌دهد تا طرف مقابل را به مطلب صحیح و حقی برساند و یا او را به تناقض گویی بکشاند؛ اما اگر غیرمعصوم سؤال را طرح کند گرچه او نیز قصدش این است که امام را به [[حق]] و یا تناقض گویی بکشاند ولی [[معصوم]]{{ع}} آن‌قدر پاسخ را درست ارائه می‌کند که [[پرسش]] کننده به [[حق]] برسد و [[تسلیم]] شود<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۶.</ref>.
 
===== روش سؤال و جواب در [[سیره]] =====
از این روش در [[سیره معصومان]]{{عم}} برای آموزش احکام و [[معارف دینی]] بسیار استفاده شده است. در اینجا نمونه‌هایی از سیره آنان را بیان می‌کنیم.
 
[[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: «هر [[روز]] و هرشب بر [[پیامبر]]{{صل}} وارد می‌شدم و او مرا تحویل می‌گرفت و همواره همراه او بودم... و هرگاه از او پرسشی می‌کردم پاسخ می‌گفت وقتی پرسش‌هایم تمام می‌شد و ساکت می‌شدم، خود شروع می‌کرد. هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه آن را برایم قرائت و املا می‌کرد و من به دست خود می‌نوشتم و او [[تأویل]] و [[تفسیر]]، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و عام و خاص [[آیات]] را برای من بیان می‌کرد»<ref>{{متن حدیث|كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} كُلَّ يَوْمٍ دَخْلَةً وَ كُلَّ لَيْلَةٍ دَخْلَةً فَيُخْلِينِي فِيهَا، أَدُورُ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ... وَ كُنْتُ إِذَا سَأَلْتُهُ أَجَابَنِي وَ إِذَا سَكَتُّ عَنْهُ وَ فَنِيَتْ مَسَائِلِي ابْتَدَأَنِي فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا...}}؛ کافی، ج۱، ص۶۴.</ref>.
 
این شیوه فراگیری [[امام علی]]{{ع}} و [[شیوه آموزش]] دادن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است. علی{{ع}} نیز با استفاده از این روش به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود [[آموزش]] می‌داد.
 
در میان [[معصومان]]{{عم}}، [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} بیشترین زمینه مناسب را برای نشر و گسترش [[احکام]] و [[معارف اسلامی]]، در [[اختیار]] داشتند و به به صورت علنی و به اصطلاح، رسمی تدریس می‌کردند و حوزه درسی تشکیل داده بودند ولی حتی آنان نیز درسشان معمولاً به گونه‌ای نبوده که بر [[کرسی]] تدریس بنشینند و موضوع خاصی را به صورت سخنرانی، تدریس کنند، بلکه شیوه اصلی تدریس آنان همین شیوه [[سؤال و جواب]] بوده است؛ البته بیشتر از نوع اول و دوم به ویژه همین نوع که [[پرسش]] بیشتر از سوی شاگرد مطرح می‌شود و [[امام]] پاسخ می‌دهند<ref>زندگانی معلم کبیر حضرت امام جعفر صادق{{ع}}، ج۲، ص۹۹.</ref>. دیگر [[ائمه]]{{عم}} نیز بیشتر از طریق [[سؤال و جواب]] به [[آموزش]] اصحاب و شاگردان خود می‌پرداختند، به گونه‌ای که بسیاری از اصحاب کتاب‌هایی را از پرسش‌های خود یا دیگران و پاسخ‌های آن بزرگواران با عنوان «مسائل» گردآوری کرده‌اند<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۰۸.</ref>.
 
===== فواید روش سؤال و جواب =====
این روش دارای فواید بسیار آموزشی است که برخی از آنها عبارت است از:
# طرح پرسش از سوی استاد و یا ایجاد پرسش در ذهن شاگرد، او را به [[جهل]] خود نسبت به مسأله متوجه خواهد ساخت، و در نتیجه انگیزه او برای فراگیری افزایش می‌یابد. وقتی انگیزه زیاد باشد توجه به استاد نیز به هنگام آموزش، افزایش می‌یابد و دانش‌آموز سعی می‌کند همه حواس خود را برای یادگیری [[آموزه‌ها]]، متمرکز سازد.
# با طرح پرسش، شاگرد، خود در فرایند [[آموزش]] شرکت می‌کند و نوعی [[آموزش]] و یادگیری فعال تحقق می‌یابد؛ به عبارت دیگر روش [[سؤال و جواب]] در راستای تحقق اصل فعالیت و هماهنگ با آن است.
# استاد با طرح [[پرسش]] به نیاز شاگردان پی برده و می‌داند که مشکل و نیاز او در چه بخشی است و هر آنچه را که او نمی‌داند و یا آگاهی‌هایش نسبت به آن کم است، بیان می‌کند.
# افزون بر اینها پرسش اگر پی‌درپی و پیوسته باشد، خواه پرسشی که استاد طرح کند و یا شاگرد، زوایای بیشتری از موضوع و مسأله [[آموزشی]] شکافته می‌شود و آموزشی عمیق‌تر و گسترده‌تر، تحقق خواهد یافت.
# همچنین، پرسش اغلب موجب تقویت قوه [[تفکر]] شاگرد می‌شود؛ چراکه برای پاسخ به پرسش قوه تفکر خود را به‌کار می‌گیرد. برخی [[پرسش‌ها]] نیز موجب تقویت ذهن و دقت دانش‌آموز می‌شود. گاه [[معصومان]]{{عم}} به قصد تقویت ذهنی [[اصحاب]] و یا برای [[شناخت]] توان [[فکری]] و ذهنی آنان، پرسشی مطرح می‌کردند.
 
بنابراین روش سؤال و جواب در [[سیره معصومان]]{{عم}} از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است و شاید بتوان گفت که معصومان{{عم}} در آموزش‌های خود ـ به ویژه آموزش‌های رسمی و [[علمی]] ـ از این روش بیشتر استفاه می‌کردند؛ زیرا در آموزش‌های رسمی بیشتر کسانی شرکت می‌کنند که دارای سابقه تحصیل و [[دانش]] هستند و آنان [[قدرت]] [[تفکر]] در موضوع‌های [[علمی]] و طرح [[پرسش]] و یا پاسخ به [[پرسش‌ها]] را دارند، برخلاف روش‌های [[آموزش]] عمومی که افراد شرکت کننده در آن، عموم [[مردم]] و حتی افراد بی‌سواد هستند و برای آنان باید مطالبی را در حد آنان و به کمک روش‌های متناسب با آنان آموزش داد؛ اما [[معصومان]]{{عم}} حتی در این روش‌ها و در برابر عموم نیز گاه مطالب را به گونه‌ای با پرسش همراه می‌کردند<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۱۹.</ref>.


==== نکته‌آموزی یا [[آموزش]] غیر رسمی ====
==== نکته‌آموزی یا [[آموزش]] غیر رسمی ====

نسخهٔ ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۱۴

روش‌های آموزشی

برخی از روش‌های آموزشی معصومان(ع) که به‌واسطۀ آنها محتوای آموزشی خود را به دیگران منتقل می‌کردند عبارت است از:

روش‌های گفتاری

روش‌هایی را گفتاری می‌نامند که در آنها معلم آموزه‌ها را بیشتر از راه سخن گفتن به شاگردان منتقل می‌کند. در این بخش، پنج روش از روش‌های گفتاری را بررسی خواهیم کرد.

روش خطابه

روش مناظره

روش سؤال و جواب

نکته‌آموزی یا آموزش غیر رسمی

نکته‌آموزی در سیره معصومان(ع) از دیگر روش‌های آموزشی است که از آن زیاد استفاده شده است. اساس این روش بر این پایه استوار است که محدود کردن آموزش در زمان و مکانی خاص، آموزش را از جهت کمی و کیفی محدود می‌کند. محدودیت کمی این انحصار روشن است؛ زیرا انسان ناچار است تنها در ساعت‌های خاصی از روز و با حضور در مکان خاصی (مدرسه و کلاس درس) آموزش ببیند و بسا افرادی که گرفتاری‌های زندگی هرگز چنین اجازه‌ای را به آنان ندهد. از سوی دیگر، چند ساعت آموزش پیوسته در شبانه‌روز خسته کننده است و از کیفیت آموزش نیز می‌کاهد، درحالی‌که روش نکته‌آموزی زمان و مکان خاصی ندارد و شاگرد در هر زمان و مکان، محل کار، کوچه و خیابان، مسجد و بازار و... که استاد، مربی و یا هر کسی که سطح علمی او بالاتر و یا هم‌سطح و پایین‌تر از او نیز باشد، می‌تواند مطالبی را فراگیرد، به این شرط که همه افراد وظیفه‌شناس بوده و بنایشان بر این باشد که آنچه را می‌دانند به نیازمندان بیاموزند.

معصومان(ع) زمان و مکان خاصی برای آموزش احکام و معارف دینی، نمی‌شناختند؛ البته این به معنای بی‌نظمی و عدم شناخت موقعیت نیست بلکه عین شناخت دقیق موقعیت و استفاده مفید از آن است که حتی در کوچه و بازار و محل کار نیز از فرصت استفاده کرده، به تعلیم و تربیت مردم می‌پرداختند.

در این روش، محتوای آموزش مختصر و مفید است؛ در نتیجه شاگرد به راحتی می‌تواند آن را فرا بگیرد؛ به ویژه اینکه معصومان(ع) با به‌کارگیری فنون آموزشی، مطالب آموزشی را به سبکی ارائه می‌کردند که فراگیری به بهترین وجه و بالاترین سطح، حاصل شود.

همچنین در این روش سعی معصومان(ع) بر این است که نکته و مطالب آموزشی را در مناسبت‌های خاص متناسب با آن ارائه کنند؛ مانند موارد ابتلا، نیاز و یا وقتی که حادثه‌ای در رابطه اتفاق افتاده باشد؛ ازاین‌رو است که می‌توان این روش را روش «موردی» نیز نامید؛ زیرا آموزش در مورد خاصی که برای شاگرد پیش آمده، صورت می‌گیرد[۱].

روش املا

روش املا از دیگر روش‌های معصومان(ع) در آموزش احکام و مفاهیم دینی به اصحاب و شاگردان بوده است. پیامبر(ص) چون به حکمت الهی چیزی نمی‌نوشت، احکام و مسائل و علوم و معارف دینی را برای حضرت علی(ع) املا می‌کرد و آن حضرت آنها را به نگارش درمی‌آورد؛ حتی قرآن کریم نیز پس از قرائت جبرئیل برای پیامبر و املا آن حضرت به دست کاتبان وحی نوشته شد.

روش املا بدین‌گونه است که پیامبر، امام و یا استاد مطالب آموزشی خود را برای شاگردان، با ضبط دقیق بیان می‌کنند و آنان نیز مطالب را بدون کم‌ترین دخل و تصرفی، یادداشت می‌کنند[۲].

این روش به علم خاصی، مانند روایت و نقل حدیث، اختصاص نداشته است، بلکه در علم اصول نیز از آن استفاده شده است؛ همچنین در دانش پزشکی نیز امام صادق(ع) برای برخی از شاگردان خود رساله طبی املا کرده است. البته به یک معنا می‌توان همه یا بیشتر روایاتی را که از معصومان(ع) - به ویژه از امام صادق(ع) - نقل شده است، املای آنان دانست، ولی در اصطلاح، روش املا به مواردی گفته می‌شود که استاد مطالب را از روی کتاب و یا از حفظ بخواند، با این هدف که دیگران بدون دخل و تصرف در الفاظ آن را یادداشت کنند؛ ازاین‌رو نمی‌توان همه آموزش‌های معصومان(ع) را به روش املا دانست؛ زیرا در بسیاری از موارد، معصومان(ع) روایات و احادیث را با هدف یادگیری و یا حفظ کردن دیگران و یا حتی در بسیاری موارد برای آگاهی آنان بیان کرده‌اند؛ چنان‌که اگر در خطبه‌ای روایتی قرائت می‌شد، هدف اصلی امام این بود که روایت به گوش دیگران برسد، تا از آن تأثیر بپذیرند، نه کتابت و یادداشت آن[۳].

روش‌های نوشتاری

نامه‌نگاری

از دیگر روش‌های آموزشی در سیره معصومان(ع)، روش نامه‌نگاری است؛ بدین‌گونه که پیامبر(ص) یا امام(ع) برای شخصی که در حضور ایشان نبود و یا در شهرهای دوردست می‌زیست و امکان دسترسی به امام را نداشت و یا دسترسی به پیامبر برای او با دشواری‌هایی همراه بود و گاه نیز در همان شهر می‌زیست ولی به دلایلی خاص، احکام، دستورات و اندیشه‌های اسلامی را به صورت نامه‌ای برای آنان ارسال می‌کردند. این دستورها را گاه برای خود شخص می‌نوشتند و گاه برای اینکه او، به دلیل مسؤولیتی که داشت آن را به دیگران نیز برساند و گاهی نیز نامه را برای اهالی یک شهر و یا جمعی از مسلمانان می‌نگاشتند. اساساً نامه‌نگاری در سیره معصومان(ع)، به ویژه در سیره پیامبر(ص) جایگاهی ویژه و رواج داشت؛ البته برخی از نامه‌های پیامبر(ص)، به ویژه نامه‌های ایشان به سران اقوام و ملل جنبه سیاسی - حکومتی و دعوت به اسلام داشته ولی بخش قابل توجهی از آنها آموزشی و تربیتی بوده است. در کتاب مکاتیب الرسول، بسیاری از نامه‌های پیامبر(ص) که به سران ممالک یا بزرگان اقوام، برای دعوت آنان به اسلام نوشته شده بود گردآوری شده است؛ همچنین در این کتاب بخشی از نامه‌های پیامبر(ص) که در آنها احکام و دستورات اعتقادی، فقهی، اخلاقی و اجتماعی بیان شده، به برخی از مسلمانان اعم از اشخاص، سران و بزرگان اقوام و نمایندگان خود، آورده شده است.

رساله و کتاب‌نویسی

از دیگر روش‌های آموزشی معصومان(ع) نوشتن رساله‌های علمی آموزشی در موضوع‌ها و مسأله‌های گوناگون دینی است که از آن راه، فرهنگ و معارف دینی گسترش می‌یافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشته‌ای است که در موضوع خاصی از موضوع‌های علمی نوشته شده است و آگاهی‌هایی را در آن زمینه ارائه می‌کند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا می‌نویسد: «رساله مجله‌ای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»[۴]. البته رساله گاه می‌تواند در حد یک کتاب نیز باشد؛ یعنی تعداد صفحات آن یا حجم آن به اندازه‌ای است که می‌توان عنوان امروزی کتاب را بر آن نهاد و گاهی نیز حجم آن از این مقدار کمتر است و عنوان کتاب بر آن صدق نمی‌کند. اصطلاح کتاب نیز امروزه چنین نیست که حد و مرز دقیقی داشته باشد، هرچند هر نوشته‌ای را نیز کتاب نمی‌نامند. دهخدا فرق رساله و کتاب را در کمی و زیادی و نقصان و کمال می‌داند[۵]. پیامبر اکرم(ص) - که امی بود و هرگز با دست خود ننوشت - مطالب و نامه‌های خود را املا می‌کرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی(ع) آن را می‌نگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه علوم و معارف اسلامی (اعتقادات، احکام و اخلاق) املا کرد و علی(ع) آنها را به نگارش درآورد.

علی(ع) نیز خود چندین کتاب و رساله به دست خویش نوشته است؛ از جمله آنها «مصحف علی(ع)» است. مصحف علی(ع) همان قرآنی است که آن حضرت گردآوری کرده و شأن نزول آیات و تفسیر آنها را نیز بدان افزوده است. کتاب دیگر آن حضرت به «کتاب علی» معروف است. این کتاب نتیجه املای پیامبر(ص) و کتابت علی(ع) است که تمام معارف، احکام واجبات و مسائل و سنت پیامبر(ص) در آن آمده است[۶].

مصحف فاطمه نیز نام کتاب دیگری از امام علی(ع) است که برای حضرت فاطمه(س) نوشته است. امام سجاد(ع) نیز به نوشتن رساله‌هایی در موضوع‌های گوناگون دینی پرداخت. «صحیفه سجادیه» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که امام تحت عنوان دعا، معارف بلند اعتقادی را به مردم و شیعیان آموخته است. رساله حقوق آن حضرت نیز، نمونه دیگری از رساله‌های ایشان است که در آن، حقوق گروه‌ها و صنف‌های گوناگون جامعه، از جمله حقوق معلم، حقوق والدین، حقوق رعیت، حاکم و... بیان شده است[۷].

امام صادق(ع) نیز کتابی در توحید دارد که آن را املا کرده و مفضل بن عمر نگاشته است. از امام هادی(ع) نیز رساله‌هایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسش‌های اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ جبر و تفویض و اثبات عدل و جمع بین‌الامرین است[۸]. از امام حسن عسکری(ع) نیز تفسیری برجای مانده که به «تفسیر عسکری» معروف است و با املای امام و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است[۹].

روش آموزش عملی

برخی از مطالب را جز از راه عمل نمی‌توان آموزش داد و برخی را نیز از راه عمل، بهتر و آسان‌تر می‌توان آموزش داد. آموزش فنون و مهارت‌های عملی از این نوع است. در این‌گونه موارد اگر امکان آموزش شفاهی و نظری هم وجود داشته باشد، تنها بخشی از آموزش خواهد بود و برای تکمیل آن ناگزیر از آموزش عملی یا کارآموزی خواهیم بود. آموزش عملی به آموزشی گفته می‌شود که مربی و آموزش دهنده، یا خود، آنچه را که می‌خواهد آموزش دهد، انجام می‌دهد تا کارآموز و دانش‌آموز آن را ببیند و فرا بگیرد و یا اینکه شاگرد و کارآموز را به عمل وادار می‌کند تا خود تجربه کند و یاد بگیرد. نوع اول را «آموزش مشاهده‌ای» نیز می‌توان نامید؛ اما نوع دوم را «آموزش عملی» و یا «آموزش از راه عمل» می‌نامند.

حماد بن عیسی می‌گوید: امام صادق(ع) روزی به من فرمود: آیا نماز نیکو می‌گزاری؟ گفتم: سرورم من کتاب حریز درباره نماز را حفظم! امام فرمود: اینها فایده ندارد، بلند شو و دو رکعت نماز بگزار. بلند شدم و نزد امام رو به قبله ایستادم و نماز را آغاز کردم و به رکوع و سجده رفتم و نماز را تمام کردم. امام فرمود: حماد! نیکو نماز نمی‌خوانی! چه زشت است برای کسی که شصت یا هفتاد سال از عمرش گذشته باشد و یک نماز کامل با تمام شرایطش نگزارده باشد. حماد می‌گوید: در خود احساس ذلت کردم و گفتم: فدایت شوم! نماز را به من بیاموز. امام رو به قبله ایستاد و دست‌های خود را بر دو ران گذاشت و انگشتان خود را به هم چسباند و پاها را با فاصله سه انگشت نزدیک هم گذاشت... سپس فرمود: حماد این‌گونه نماز بگزار»[۱۰]. در این سیره امام می‌توانست بفرماید: این‌گونه نماز بخوان، ولی چنین نکرد، بلکه عملاً خود نماز گزارد، سپس فرمود: این‌گونه که من نماز گزاردم، نماز بگزار.

آموزش عملی چون با حواس انسان سروکار دارد، عمیق‌تر و ماندگارتر است؛ ازاین‌رو، اگر مسائلی را که به صورت نظری نیز می‌توان آموزش داد، به صورت عملی آموزش داده شود، انتقال آموزش بهتر صورت می‌گیرد و اثر آن ماندگارتر است. این سیره پیامبر(ص) از این مطلب حکایت می‌کند و کسی که این سیره را مشاهده کرده باشد، هرگز حکم آن مسأله را فراموش نخواهد کرد.

افزون بر این معصومان(ع) سعی می‌کردند آموزش‌های خود را به گونه‌ای با عمل همراه کنند. در این راستا یا خود به گونه‌ای عمل می‌کردند که یادگیری به آسانی انجام شود و یا شاگرد را به عمل وامی‌داشتند، و یا هرگاه شاگرد به عملی نیاز داشت، یا کار را اشتباه انجام می‌داد، صحیح آن را به او یاد می‌دادند. دو سیره پیامبر(ص) که در زیر می‌آید، گویای دو صورت اخیر است[۱۱].

منابع

پانویس

  1. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۲۵.
  2. ر.ک: تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.
  3. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۲۹.
  4. لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».
  5. لغت‌نامه دهخدا، ذیل: «رساله».
  6. مکاتیب الرسول، ص۷۱.
  7. ر.ک: تحف العقول، ص۲۶۰.
  8. ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.
  9. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۳۶.
  10. «عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَوْماً: تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ يَا حَمَّادُ؟ قَالَ: فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزٍ فِي الصَّلَاةِ. قَالَ: فَقَالَ: لَا عَلَيْكَ قُمْ صَلِّ. قَالَ: فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ، فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلَاةَ وَ رَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ. فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ، مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَمَا يُقِيمَ صَلَاةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً. قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِيَ الذُّلُّ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَعَلِّمْنِي الصَّلَاةَ، فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ مُنْتَصِباً فَأَرْسَلَ يَدَيْهِ جَمِيعاً عَلَى فَخِذَيْهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَّبَ بَيْنَ قَدَمَيْهِ حَتَّى كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثَةِ أَصَابِعَ مُفَرَّجَاتٍ... فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! هَكَذَا صَلِّ...» (مستدرک الوسائل، ج۴، ص۸۳).
  11. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۴۰.