برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۶: |
خط ۶: |
| }} | | }} |
|
| |
|
| ==[[امام کاظم]]{{ع}} در یک نگاه== | | == مناقب و فضائل امام == |
| [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} معروف به «کاظم الغیظ» (فروبرنده [[خشم]]) هفتمین [[پیشوای مسلمانان]] پس از [[پیامبر]]{{صل}}، یکی از [[پرچمها]] و نشانههای [[هدایت الهی]] در [[جهان اسلام]] و خورشیدی فروزنده از خورشیدهای [[معرفت]] در میان [[بشریت]] است که هماره در این خاکدان پرتوفشانی میکند. او از [[خاندان]] [[پاکی]] است که پیامبر عظیم [[اسلام]] آنان را همسنگ [[قرآن]] خوانده و راهبران خردورز کشتی [[هدایت]]، مأمن و [[پناهگاه]] [[الهی]] و ارکان مستحکم [[جهان]] دانسته است. امام [[موسی]]{{ع}} از درخت بلند و تناور [[رسالت]]، ثمره بوستان پر خیر و [[برکت]] [[علوی]] جایگاه و [[خزانه]] [[دانش]] [[حضرت ختمی مرتبت]]، دری از درهای [[وحی]] و [[ایمان]] و معدنی از [[معادن]] [[علم خداوند]] است. | | {{اصلی|فضائل امام کاظم}} |
| حضرتش در [[سال ۱۲۸ ق]]. [[روزگار]] پایانی [[حکومت امویان]] زاده شد و با روزگار [[فروپاشی]] این خاندان که به نام [[خلافت رسول الله]] در [[سرزمین اسلام]] به [[تباهی]] پرداختند و نیز آغاز پیدایش [[حکومت عباسیان]] که با [[شعار]] {{عربی|الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}؛ «[[حاکم]] مورد [[رضایت]] از [[آل محمد]]» بر [[مرکز حکومت]] و [[رهبری]] جهان اسلام [[سلطه]] یافتند، معاصر بود. دو دهه از عمر [[مبارک]] خود را در [[سایه]] پدرش حضرت [[جعفر بن محمد الصادق]]{{ع}} زیست و از سایهسار دانش پدر گرامی و [[مدرسه]] و مکتبی ربانی که با پرتو فراگیر خود، جهان اسلام، بلکه تمام بشریت را دربرگرفته بود بهرهمند شد.
| | جایگاه و مناقب و فضائل [[امام کاظم]]{{ع}} نیز مانند دیگر [[ائمه]]{{عم}} سبب شده است تا [[عالمان]] بسیاری با گرایشهای مختلف و حتی دشمنانش به [[تمجید]] و ذکر مناقب آن حضرت بپردازند. در منابع [[شیعی]] جایگاه رفیع آن حضرت را با عبارتی مانند عابدترین فرد [[روزگار]] خویش<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۱۴؛ ابن خلدون، العبر، ج۱، ص۲۲۲.</ref>، دارنده همه [[کمالات]]<ref>شوشتری، إحقاق الحق، ج۲۸، ص۵۶۷.</ref>، وصف شده است. [[شیخ مفید]] در این باره گوید: آن حضرت در صفات و سجایای اخلاقی مانند [[زهد]]، [[تقوا]]، [[عبادت]]، [[علم]]، [[سخاوت]] و [[کرم]]، سر آمد روزگار خویش بود و در این بهرهمندی از این صفات کسی به آن حضرت نمیرسید<ref>مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۱۴.</ref>. به جهت گذشت و بردباریاش کاظم [[لقب]] گرفت<ref>اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص۷۴۳؛ بردی اتابکی، النجوم الزاهره، ج۲، ص۴۰۵.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۱۸.</ref> |
|
| |
|
| آن حضرت{{ع}}، دوران [[حکمرانی]] [[سفاح]] و [[منصور عباسی]] را- که در ۲۵ [[شوال]] ۱۴۸ ق پدر [[بزرگوار]] آن جناب به [[شهادت]] رسانده بود- [[درک]] نمود و در حالی که خطر [[مرگ]] وجود مبارکش را [[تهدید]] میکرد و [[جامعه]] دستخوش [[بحران]] بود، به جای پدر عهدهدار [[منصب امامت]] شد. [[حضرت صادق]]{{ع}} برای [[حفاظت از جان]] فرزندش موسی، تدابیری اندیشید تا در بدترین شرایط [[سیاسی]]، [[جنبش]] [[رسالت الهی]] تداوم یابد. بدین ترتیب این درخت تناور و پر شاخ و برگ و سر به [[آسمان]] کشیده به ثمر نشست و در سه دهه از عمر مالامال از [[هدایت]]، از [[آزادی]] نسبی [[روزگار]] [[مهدی عباسی]] و حدود یک دهه در روزگار [[هارون]] برخوردار شد. پایههای [[حکومت عباسی]] در سه دهه نخستی که [[امام کاظم]]{{ع}} با آنان هم عصر بود، هنوز بهطور کامل [[قدرت]] نگرفته بود، اما [[امام]] در دهه چهارم [[زندگی]] خود با فشارها و تنگناهایی روبهرو شد که هیچ یک از [[امامان]]{{عم}} در روزگار [[امویان]] و در [[عهد]] خلفای پیشین [[عباسی]] با آن روبهرو نبودند.
| | == جنبهها و ابعاد سیره امام == |
| زندانهای طولانی، طرحهای پیاپی برای از میان برداشتن امام و سرانجام کشته شدن به دست [[کارگزاران حکومتی]] که [[به نام خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} [[فرمانروایی]] میکرد، تنگناهایی بود که [[حضرت کاظم]]{{ع}} با آن روبهرو شد. نقل شده است:
| | {{اصلی|سیره امام کاظم}} |
| «آنگاه که [[هارون الرشید]]، امام کاظم{{ع}} را دستگیر کرد، خطاب به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و درحالیکه [[عذرخواهی]] میکرد گفت: از آنرو نواده تو را بازداشت میکنم که وجودش در میان [[امت]]، باعث [[تفرقه]] و پراکندگی است.».. بدین ترتیب میبینیم که [[شمشیر]] بر گردن [[مسلمانان]] و حتی امامان و [[پیشوایان]] [[حقیقی]] ایشان [[سایه]] افکنده بود. {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}.
| | === [[سبک زندگی امام کاظم]] === |
| امام کاظم{{ع}} در اهمیت دادن به [[رسالت الهی]] و مصون داشتن آن از تباهی و [[تحریف]]، [[جدیت]] در [[حفظ]] و بازداشتن امت از [[فروپاشی]] و نابودی، [[نبرد]] با [[ستمگران]] و [[تأیید]] و [[حمایت]] از [[آمران به معروف]] و بازدارندگان از ارتکاب منکر، راه و روش جدش [[رسول خدا]] و [[پدران]] [[معصوم]] خود از [[حضرت امیر المؤمنین]]{{ع}} تا [[حضرت امام صادق]]{{ع}} را در پیش گرفت تا [[حاکمان]] را از گستراندن دامنه [[ستم]] و [[خودکامگی]] بازدارد. | |
|
| |
|
| [[مکتب]] و محفل [[علمی]] آن حضرت مالامال از [[عالمان]] و جویندگان [[معرفت]] و [[دانش]] بود که جریانی [[اسلامی]]- [[فرهنگی]] پدید آورد و در برابر [[میراث]] تمام [[تمدنها]] و فرهنگهای وارداتی هماورد میطلبید. این مکتب علمی، همچنان عالمان و مجتهدانی برجسته پرورش داده و روش و اسلوب [[شناخت]] دانشهای اسلامی ([[الهیات]]) و [[علوم]] پایه را به جهانیان عرضه داشت. | | === [[سیره اخلاقی امام کاظم]] === |
| فعالیتهای [[پژوهشی]] و تشکیلاتی آن حضرت نشاندهنده توجه فوق العاده ایشان به [[جماعت]] [[صالحان]] و [[برنامهریزی]] برای [[آینده]] درخشان و آکنده از طلایهداران هشیار و [[بیدار]] [[امت اسلامی]] بود؛ که [[میراث]] عصری طلایی را- که [[معارف]] و [[علوم]] [[مکتب]] پیشرو [[اهل بیت]]{{عم}} جانی تازه گرفته بود- از گزند حوادث [[حفظ]] کرده، به ما ارزانی داشتند و همچنان تا به امروز شکوفا و درخشان است.
| |
| [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} به «[[عابد]]»، «تقی»، «[[باب الحوائج]] الی [[الله]]» و به دلیل [[بردباری]] بیش از حدّ به «کاظم» [[شهرت]] یافت. او هرگز [[تسلیم]] فشار و [[ستم]] [[حاکمان عباسی]] که محدود کردن فعالیت [[الهی]] آن حضرت را میخواستند نشد و هماره برای حفظ و صیانت از [[رسالت الهی]] و [[دولت اسلامی]] از [[فروپاشی]] در تلاش بود تا به امت اسلامی [[هویت]] بخشیده و [[مؤمنان]] را از گزند فشارها و معارضه پیاپی و روزافزون حاکمان عباسی مصونیت بخشد. [[امام کاظم]]{{ع}} همچنان در امر [[رسالت]] و [[عقیده]] [[پاک]] خود [[ثابتقدم]] بود و [[مقاومت]] ورزید، از ملامت هیچ ملامتگری نهراسید و هرچه داشت در [[راه خدا]] و برای اعتلای کلمه [[خدا]] و [[آیین]] جدش [[پیامبر]]{{صل}} داد و سرانجام [[جان]] خود را در این راه نهاد و در سال ۱۸۳ یا ۱۸۴ ق. به زهر جفای [[هارون الرشید]] [[دعوت]] پروردگارش را پاسخ گفت. پس [[درود]] بر او باد آن [[روز]] که زاده شد و آن [[زمان]] که در راه خدا [[جهاد]] کرده و آن روز که از جام [[شهادت]] نوشید و آن روز که برانگیخته میشود.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۱۹.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[شخصیت امام کاظم]]{{ع}}== | | === [[سیره عبادی امام کاظم]] === |
| [[مسلمانان]]، علیرغم [[اختلاف]] [[مذهب]] و [[گرایشها]] یکصدا [[برتری]]، [[اعلمیت]]، [[مقام]] والا، [[منزلت]] رفیع، قدسیت گوهر وجود و نزدیکی جایگاه و [[خویشاوندی]] اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]] را- که درود بر آنان باد- به پیامبر{{صل}} پذیرفتهاند، تا آنجا که در [[نوشتن]] و [[نقل احادیث]] [[حضرت رسول]]{{صل}} درباره آنان و نیز بیان [[سیره]]، [[اخلاق]] و ذکر آموزهها و [[حکم]] آنان، گام به میدان [[رقابت]] نهادند و بر یکدیگر پیشی گرفتند. زمانی که میبینیم [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اهل بیت]] را- آنگونه که در [[حدیث ثقلین]] آمده- همگن [[قرآن]] خوانده و به سان [[کشتی نوح]] دانسته که هرکس از آن روی گرداند [[غرق]] میشود و چونان «[[باب حطّه]]» (دروازه فرو ریخته شدن [[گناهان]]) شمرده که هرکس از آن وارد شود ایمن باشد و دیگر روایاتی که از [[پیامبر]]{{صل}} در بیان [[برتری]] و [[عظمت مقام]] و [[منزلت]] آنان آمده، دیگر شگفتزده نخواهیم شد که چرا [[مسلمانان]]، از هر [[مذهب]] و [[گرایش]]، درباره آنان بنویسند و بگویند و در این زمینه بر یکدیگر [[سبقت]] گیرند.
| |
| در این بخش به برخی از گفتههایی که معاصران آن حضرت و آنان که پس از [[حضرت کاظم]]{{ع}} درباره ایشان داشتهاند میپردازیم:
| |
| # [[امام صادق]]{{ع}} درباره فرزند و [[امام]] پس از خویش میفرماید: او [[دانش]] [[قضا]]، [[فهم]]، [[بخشندگی]]، دانش آنچه را که [[مردم]] در امر [[دین]] دچار [[سرگردانی]] و [[اختلاف]] شدهاند، [[خوی]] [[نیکو]] و [[نیکرفتاری]] با [[همسایگان]] دارد و دری از درهای [[رحمت]] و برکت [[خداوند]] است»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۲ (به نقل از: عیون اخبار الرضا).</ref>.
| |
| # «[[هارون الرشید]]»، در پاسخ فرزندش «[[مأمون]]» که میپرسد او ([[امام کاظم]]{{ع}}) کیست؟ میگوید:<ref>ائمتنا، ج۲، ص۶۵ (به نقل از اعیان الشیعه).</ref> «او امام و [[پیشوای مردم]]، [[حجت]] [[حق]] بر [[خلق]] و [[خلیفه خدا]] بر [[بندگان]] اوست». دیگر گفته [[هارون]] به مأمون درباره حضرت این است: «ای فرزندم، این [[وارث علم پیامبران]] است. این [[موسی بن جعفر]] است. اگر [[علم]] درست [پیراسته از هر نادرستی] بخواهی به [[یقین]] نزد اوست»<ref>امالى، ص۳۰۷؛ المناقب، ج۴، ص۳۱۰.</ref>.
| |
| # «[[مأمون عباسی]]» حضرت را چنین توصیف کرده است: «[[عبادت]] [زیاد] او را فرسوده، گویی که نی پوسیده است و [[سجود]] فراوان چهره و بینیاش را زخمی نموده است»<ref>انوار البهیة، ص۱۹۳ (به نقل از عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۸۸، حدیث ۱۱، باب ۷).</ref>.
| |
| # «[[عیسی بن جعفر]]» در نامهای به هارون الرشید مینویسد: «وضعیت موسی بن جعفر و مدت بازداشتش در [[زندان]] من به درازا کشیده است. در این مدت او را آزمودم و جاسوسانی بر او گماردم [تا کارهای او را به اطلاع من رسانند]، اما او فقط به [[عبادت]] [[خداوند]] مشغول بود و دمی از آن [[غافل]] نمیشد. کسانی را گماردم تا ذکر و دعای او را گزارش کنند اما او تو و مرا [[نفرین]] نکرده و به [[بدی]] یاد نمیکند، بلکه برای خویش [[طلب آمرزش]] و [[رحمت]] میکند. حال اگر کسی را برای تحویل گرفتن او بفرستی [مشکل مرا حل کردهای] و در غیر این صورت او را [[آزاد]] میکنم؛ زیرا از نگاه داشتن او در رنجم»<ref>المناقب، ج۴، ص۳۵۲.</ref>.
| |
| # «[[ابو علی خلال]]» (پیشوای [[حنبلیان]]) میگوید: «هرگاه مشکل و [[گرفتاری]] مرا فراگیرد، آهنگ [[قبر]] [[موسی بن جعفر]] کرده، بدو [[متوسل]] میشوم و [[خدا]]- آن گونه که دوست دارم- مشکل مرا برطرف میکند»<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۲۰.</ref>.
| |
| # «[[ابو حاتم]]» درباره [[امام کاظم]]{{ع}} میگوید: «مورد [[وثوق]]، [[راستگو]] و یکی از [[امامان]] [[مسلمین]] است»<ref>تهذیب التهذیب، ج۱۰، ص۲۴۰.</ref>.
| |
| # «[[خطیب بغدادی]]» حضرت را چنین توصیف میکند: «او [[بخشنده]] و [[بزرگوار]] بود به او خبر میرسید که شخصی او را [با زبان] [[آزار]] میدهد. حضرت کیسهای حاوی هزار دینار برای او میفرستاد. گاهی میشد که کیسههای سیصد و چهارصد و دویست دیناری را در [میان مردم] [[مدینه]] [[توزیع]] میکرد. هرگاه مانند کیسههای موسی بن جعفر {{ع}} به کسی میرسید او را [[بینیاز]] میکرد»<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷؛ مقاتل الطالبیین، ص۴۹۹.</ref>.
| |
| # توصیف [[حضرت کاظم]]{{ع}} را در بیان «[[ابن صبّاغ مالکی]]» چنین میخوانیم: «[[مناقب]] و [[کرامات]] آشکار و [[فضایل]] و صفتهای خیرهکننده او [[گواهی]] میدهند که او از [[آسمان]] [[شرافت]] برآمد و از آن فراتر رفت، اوج [[شایستگیها]] را درنوردید و به ستیغ آن رسید، [[سروری]] در برابر او قد خم کرد و او آن را مرکب خود گرداند و در بهرههای [[بزرگواری]] به [[داوری]] نشست و برگزیده آن را [[انتخاب]] کرد و [[نیک]] برگزید»<ref>الفصول المهمه، ص۲۱۷؛ کشف الغمه، ج۳، ص۴۶.</ref>.
| |
| # «[[سبط ابن الجوزی]]» [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} را چنین توصیف میکند: «[[موسی]] فرزند جعفر، فرزند محمد ([[باقر]])، فرزند [[علی بن الحسین]]، فرزند [[علی بن ابی طالب]]، کنیهاش «[[ابو الحسن]]» و به کاظم، [[مأمون]] (به امانت شناخته شده)، [[پاکیزه]] و [[سرور]] ملقب بود و به دلیل [[عبادت]] و شبزندهداریاش، [[بنده صالح خدا]] خوانده میشد»<ref>تذکرة الخواص، ص۳۱۲.</ref>.
| |
| # «[[کمال الدین محمد بن طلحه شافعی]]» درباره [[امام کاظم]]{{ع}} میگوید: «او [[امام]] گرانقدر، [[عظیم الشأن]]، بزرگ و کوشا در [[اجتهاد]]، به عبادت و [[بندگی]] [[خداوند]] بلند آوازه، بر امر بندگی مواظب و در کرامتها مشهور است. شب را به [[نماز]] و عبادت و [[سجده]] به درگاه [[خدا]] سپری میکرد و [[روز]] را به [[صدقه دادن]] و [[روزهداری]] به [[شام]] میرساند. به سبب [[بردباری]] فوق العاده و [[چشمپوشی]] از آنان که در [[حق]] وی [[ستم]] روا داشته و دست [[تطاول]] به سوی او دراز میکردند «کاظم» خوانده شده است. او بدکرداری نسبت به خود را با [[نیکی]] به [[بدکردار]] و [[ظلم]] [[ظالم]] در حق خود را باگذشت از او جبران میکرد. «[[عبد صالح]]» خوانده میشد؛ زیرا بسیار عبادت میکرد. [[مردم عراق]] او را «[[باب الحوائج]] الی [[الله]]» (دروازه برآمدن [[حاجات]] در [[درگاه الهی]]) میخوانند؛ چراکه نیازهای خود را با وسیله قرار دادن او به درگاه الهی برآورده میدیدند. کرامتهای او حیرتانگیز است و گویای این است که او نزد خداوند از جایگاهی [[راستین]] و فناناپذیر برخوردار است»<ref>مطالب السؤول، ص۸۳.</ref>.
| |
| # «[[احمد بن یوسف دمشقی قرمانی]]» امام را چنین تعریف کرده است: «او امام گرانقدر، یگانه عصر و [[حجت]] [بر مردم] است. شب را به نماز و بندگی صبح نموده و روز را به [[روزه]] شام میکرد. از آنرو «کاظم» خوانده میشود که بیحد و [[حساب]] [[بردبار]] بوده و با کسی که به حضرتش [[بدی]] میکرد، راه گذشت در پیش میگرفت. نزد مردم عراق به «باب الحوائج» معروف است؛ زیرا هر [[نیازمندی]] که به درگاه او عرض نیاز برده، [[نومید]] بازنگشته است... [[کرامات]] آشکاری از او دیده میشود و [[مناقب]] خیرهکنندهای دارد. از [[آسمان]] [[شرافت]] برآمد و از آن فراتر رفت و اوج [[شایستگیها]] را در نوردید و به ستیغ آن رسید»<ref>اخبار الدول، ص۱۱۲.</ref>.
| |
| # «[[محمد بن احمد ذهبی]]» در توصیف [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} مینویسد: «[امام] [[موسی]] از بهترین [[حکیمان]] و از [[بندگان]] [[پرهیزگار]] [[خدا]] بود. [[مرقد]] او در [[بغداد]] ([[کاظمین]] امروز) شناخته شده است. در [[سال ۱۸۳ ق]]. در ۵۵ سالگی [[زندگی]] را [[وداع]] گفت»<ref>میزان الاعتدال، ج۳، ص۲۰۹.</ref>.
| |
| # توصیف امام موسی بن جعفر{{ع}} را از زبان «ابن الساعی» چنین میخوانیم: «او دارای مقامی والا و افتخاری سترگ است. [[تهجّد]] او بسیار و در [[عبادت]] بسیار کوشنده بود. کرامات او را [همگان] [[گواه]] باشند. عبادت و بندگیاش زبانزد است و بر [حدود] [[طاعات]] و [[بندگی]] مواظبت داشت. شب را به [[شبزندهداری]] و گزاردن [[نماز]] به صبح و [[روز]] را به [[صدقه دادن]] و [[روزهداری]] به [[شام]] میرساند»<ref>مختصر تاریخ الخلفاء، ص۳۹.</ref>.
| |
| # «[[عبد المؤمن شبلنجی]]»، [[امام کاظم]] را چنین توصیف میکند: «[[موسی کاظم]] -[[رضی]] [[اللّه]] عنه- [[عابدترین]] [[اهل]] [[زمان]] خود، [[دانشمندترین]]، [[بخشندهترین]] و [[بزرگوارترین]] آنان بود. جویای احوال [[فقیران]] و بینوایان [[مدینه]] میشد و شبانه درهم و دینار و دیگر نیازمندیهای زندگی را برای آنان میبرد و آنان منبع این بخششها را نمیشناختند. پس از [[وفات]] آن حضرت بود که از خاستگاه این کمکها [[آگاه]] شدند. او بسیار این [[دعا]] را میخواند: بار خدایا، [[راحتی]] هنگام [[جان]] دادن و [[بخشش]] هنگام [[حساب]] [در روز قیامت] را از تو میخواهم»<ref>نور الابصار، ص۲۱۸.</ref>.
| |
| # «[[عبد الوهاب شعرانی]]» در توصیف امام کاظم{{ع}} میگوید: «[موسی بن جعفر{{ع}}] یکی از [[امامان دوازدهگانه]] است. او فرزند جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب- که [[خداوند]] از همه آنان [[خشنود]] باد- است. از آنرو که بسیار عبادت میکرد و بسیار میکوشید و [[شبزندهدار]] بود «[[عبد صالح]]» خوانده میشد. چون میشنید کسی او را [با زبان یا...] میآزارد [[مالی]] برای او میفرستاد»<ref>الکامل فى التاریخ، ج۶، ص۱۶۴؛ تذکرة الخواص، ص۳۴۸.</ref>.
| |
| # «[[عبدالله شبراوی شافعی]]» میگوید: «[[موسی]] از سرآمد [[بخشندگان]] بود. [امام] جعفر [صادق{{ع}}] او را بسیار [[دوست]] میداشت. از او پرسیدند: چقدر او را دوست میداری؟ فرمود: دوست میداشتم [[فرزندی]] جز او نمیداشتم تا کسی در [[محبوب]] بودن [[شریک]] او نباشد». آنگاه درباره [[امام]] مطالبی گفته و برخی از گفتههای آن حضرت را نقل کرده است<ref>الإتحاف بحث الأشراف، ص۵۴.</ref>.
| |
| # «[[محمد خواجه بخاری]]» درباره [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} آورده است: «و از [[امامان اهل بیت]] {{عم}} یکی [[ابو الحسن]]، [[موسی کاظم]]، فرزند [امام] [[جعفر صادق]] -که [[خداوند]] از هر دوی آنان [[خشنود]] باد- است. او- که [[صالح]]، [[عابد]]، [[بخشنده]]، [[بردبار]]، گرانقدر و سرشار از [[علم]] بود و «[[عبد صالح]]» خوانده میشد. هر [[روز]] پس از برآمدن روز تا ظهر را به یک [[سجده]] برای [[خدا]] میگذراند. برای شخصی که او را میآزرد، کیسهای حاوی هزار دینار فرستاد. [[مهدی]] پسر منصور او را از [[مدینه]] به [[بغداد]] فراخواند و زندانیاش کرد. در عالم [[خواب]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را دید که [با این آیه] او را مورد خطاب قرار داد، گفت: پس [ای [[منافقان]]،] آیا [[امید]] بستید که چون [از خدا] برگشتید [یا [[سرپرست]] [[مردم]] شدید] در [روی][[زمین]] [[فساد]] کنید و خویشاوندیهای خود را از هم بگسلید؟<ref>{{متن قرآن|متن}} محمد، ص۲۲.</ref> مهدی از خواب برخاست و او را [[آزاد]] کرد»<ref>ینابیع المودة، ص۴۵۹.</ref>.
| |
| # «[[محمد امین سویدی]]» در توصیف امام آورده است: «او امام گرانقدر و [منشأ]خیر بسیار است. شب را به [[عبادت]] صبح کرده و روز را به [[شام]] میرساند. به دلیل [[چشمپوشی]] بسیار او از [[متجاوزان]] به [[حقوق]] و حریمش، «کاظم» خوانده شد... [[کرامات]] آشکار و [[مناقب]] [فراوانی] دارد که مجال بیان آنها در این گفتار نیست»<ref>سبائک الذهب، ص۷۳.</ref>.
| |
| # «[[محمود بن وهیب قراغولی بغدادی حنفی]]» درباره [[امام کاظم]]{{ع}} میگوید: «او [امام] [[موسی]] فرزند جعفر صادق فرزند [[محمد باقر]]، فرزند [[علی بن الحسین زین العابدین]] فرزند [[علی بن ابی طالب]]- که [[خدا]] از آنان [[خشنود]] باشد- است. کنیهاش [[ابو الحسن]] و به چهار [[لقب]] خوانده شده است: کاظم، [[صابر]]، [[صالح]] و [[امین]] که لقب نخست او مشهورتر است. اندام موزون و [[معتدل]] و بشره گندمگون، از اوصاف [ظاهری] اوست. او [[وارث علم]] و [[معرفت]] و کمال و فضل پدرش -که [[خداوند]] از آنان خشنود باد- است. به دلیل [[فرو بردن خشم]] و گذشت از کسانی که به او [[ستم]] میکردند و بردباریاش، «کاظم» خوانده شده است. نزد [[مردم عراق]] به [[باب الحوائج]] الی [[اللّه]] معروف است. او [[عابدترین]]، عالمترین و [[بخشندهترین]] [[مردم]] [[روزگار]] خود بود»<ref>جوهرة الکلام، ص۱۳۹.</ref>.
| |
| # «[[محمد أمین غالب الطویل]]» در معرفی [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} میگوید: «و [[علویان]] به مرد بزرگ، امام [[موسی کاظم]]{{ع}} همو که به [[پرهیزگاری]]، بسیاری [[عبادت]] مشهور بود، [[اقتدا]] میکردند و [به دلیل همین دو خصوصیت] [[مسلمانان]] او را «[[عبد صالح]]» میخواندند. او همچنین به «[[مرد]] صالح» ملقب بود؛ نامی که براساس بیان [[قرآن]]، [[همنشین]] [[موسی بن عمران]]{{ع}} بدان خوانده میشد. [[امام کاظم]] [[کریم]] و [[بخشنده]] بود»<ref>تاریخ العلویین، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۲۳.</ref>
| |
|
| |
|
| ==جلوهای از [[شخصیت امام کاظم]]{{ع}}== | | === [[سیره خانوادگی امام کاظم]] === |
| ===[[دانش]] سرشار [[امام]]{{ع}}===
| |
| امام [[جعفر صادق]]{{ع}}، بر [[علم]] سرشار امام موسای کاظم{{ع}} [[گواهی]] داده و فرموده است: «اگر از این پسرم درباره آنچه در این [[مصحف]] ([[قرآن]]) وجود دارد بپرسی به [[یقین]]، عالمانه و آگاهانه پاسخت میدهد.
| |
| و نیز فرموده است: [[حکمت]]، [[فهم]]، [[سخاوت]] و دانش [[امور دینی]] [[مردم]] که در آن گرفتار [[اختلاف]] و سردرگمی شدهاند نزد اوست.
| |
| [[عالمان]]، دانشهای فراوانی و گوناگونی در عرصه [[دین]] و جز آن از آن حضرت نقل کرده و کتابهای فراوانی از دانش آن حضرت نوشتهاند تا آنجا که [[امام کاظم]]{{ع}} در میان [[محدثان]] به «عالم» شهره شد و همین برای [[شناخت]] مرتبه و فراوانی دانش او بسنده است. [[شیخ مفید]] میگوید: مردم [[روایات]] بسیاری از [[ابو الحسن موسی]] نقل کردهاند. او فقیهترین مردم [[زمان]] خود بود»<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ===[[عبادت]] و تقوای حضرت=== | | === [[سیره تربیتی امام کاظم]] === |
| امام [[موسی کاظم]]{{ع}} در [[بیت]] [[قداست]] و [[تقوا]] پرورش یافت و در کانون [[بندگی]] و [[فرمانبرداری]] بزرگ شد. حضرتش [[خدادوستی]] و [[ایمان]] به او را از [[پدران]] خود به [[ارث]] برد؛ دو اصلی که آنان را واداشت تا [[جان]] خود را در راه [[محبوب]] و [[معبود]] خود قربان کنند و آنچه در توان دارند در راه [[نشر]] [[آیین الهی]] و [[سرکوب]] [[آیین]] دوگانهپرستی و [[گمراهی]] به کار گیرند. بنابراین [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} اساس تقوا و [[معدن]] ایمان و [[عقیده]] هستند و اگر آنان نبودند هیچ بندهای [[خدا]] را بندگی نمیکرد، و هیچ کسی او را به [[وحدانیت]] و یکتایی نمیخواند، هیچ [[فریضه]] و واجبی به کار بسته نمیشد و هیچ سنتی به پا داشته نمیشد و به یک سخن، هیچ [[قانون]] و حکمی در [[اسلام]] و بر [[پیروان]] آن هموار و قابل [[تحمل]] نبود.
| |
| امام کاظم{{ع}} تمام گونههای [[پرهیزگاری]] را در خانهای که پرورشیافته بود میدید و از اینرو پرهیزگاری با تمام صورتهای آن، گوهر و [[شخصیت]] او را شکل میداد. [[تاریخنگاران]] او را [[عابدترین]] مردم [[روزگار]] خود خواندهاند<ref>جوهرة الکلام، ص۱۳۹.</ref>، تا آنجا که «[[عبد صالح]]» و «[[زین المجتهدین]]» ([[زیور]] کوشندگان در [[عبادت]]) [[لقب]] گرفت و هرگز کسی، همانند او در [[بندگی]] و [[فرمانبرداری]] دیده نشده. در اینجا به چند نمونه از فرمانبرداری و بندگی [[حضرت کاظم]]{{ع}} اشاره میکنیم:
| |
|
| |
|
| ====[[نماز]] آن حضرت====
| | === [[سیره اجتماعی امام کاظم]] === |
| [[زیباترین]] و پربهاترین ساعتها و لحظهها از نظر [[امام کاظم]]{{ع}} زمانی بود که با خدای خویش [[خلوت]] میکرد. آن حضرت با تمام وجود و [[حضور قلب]] به درگاه [[خدا]] میرفت. درباره [[عبادت امام]] آمده است: «چون به [[درگاه الهی]] به نماز میایستاد یا [[مناجات]] و [[راز و نیاز]] میکرد، اشکش جاری میشد و قلبش به تپش درمیآمد و از [[شوق]] و [[خوف]]، لرزه بر اندامش میافتاد؛ بیشتر اوقات خود را به نماز میگذراند. «شب را تا هنگام [[فجر]] صادق [[نمازهای مستحبی]] و نوافل میگزارد و آنها را با [[نماز صبح]] پیوند میداد. آنگاه تا برآمدن [[خورشید]] به تعقیبات میپرداخت و چون خورشید طلوع میکرد، حضرت سر به [[سجده]] میگذارده و پیوسته به [[دعا]] و [[ستایش خداوند]] مشغول بود تا اینکه ظهر فرا میرسید»<ref>الارشاد، ج۲، ص۲۳۱؛ کشف الغمه، ج۳، ص۱۸ (به نقل از الارشاد، ج۲، ص۲۳۱).</ref>.
| |
| از دیگر جلوههای فرمانبرداری و بندگی امام کاظم{{ع}} این بود که در ابتدای شب وارد [[مسجد پیامبر]]{{صل}} میشد سر به سجده مینهاد و در یک سجده با صدای بلند که [[اخلاص]] و [[ترس از خدا]] از آن مشهود بود میگفت:
| |
| {{متن حدیث|عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ}}<ref>وفیات الاعیان، ج۴، ص۲۹۳؛ کنز اللغه، ص۷۶۶؛ تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷؛ انوار البهیه، ص۱۹۰ (به نقل از تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷).</ref>؛
| |
| «[[گناه]] بندهات چه بسیار بزرگ است، اما [[عفو]] و [[بخشش]] از حضرتت چه بسیار و چه نیکوست».
| |
|
| |
|
| آن هنگام که [[طاغوت]] [[زمان]]، [[هارون الرشید]]، [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} را در سیاهچالها به بند کشید، [[امام]] فرصتی به دست آورد تا به عبادت بپردازد، به گونهای که خردها را مبهوت کرد. حضرت از اینکه چنین فرصتی برای بندگی به دست آورده بود به [[درگاه الهی]] عرض [[سپاس]] داشته میگفت:
| | === سیره علمی امام کاظم === |
| {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي كُنْتُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُفَرِّغَنِي لِعِبَادَتِكَ اللَّهُمَّ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَكَ الْحَمْدُ}}<ref>حیاة الامام موسى بن جعفر{{ع}}، ج۱، ص۱۴۰ (به نقل از بحار الانوار).</ref>؛ | | {{اصلی|سیره علمی امام کاظم}} |
| بار خداوندا، از تو میخواستم فرصتی [[عنایت]] کنی تا به [[بندگی]] و عبادتت بپردازم.
| | [[عصر امام کاظم]]{{ع}} به درازای سه دهه و اندی، ادامه روند علمی و [[فرهنگی]] ای بود که [[امام باقر]]{{ع}} و امام صادق{{ع}} آن را تحقق بخشیده بودند. در عصر امام کاظم{{ع}} شمار چشمگیری از [[فقیهان]] راوی پرورش یافته، موهبت و ارمغانی کمنظیر و بزرگ بودند که [[امام کاظم]]{{ع}} در عرصه نظری ـ عملی به امت اسلامی عرضه کرده بود. وانگهی گسترش [[تشیع]] و فزونی گرفتن [[دوستی]] و پیوند با اهل بیت{{عم}} و خط آنان با تمام ابعاد و ویژگیهای آنکه از خط [[عباسیان]] متمایز میباشد، پس از تلاشهای امام باقر{{ع}} و امام صادق{{ع}}، مرهون امام کاظم{{ع}} و تلاشهای اوست. |
| خداوندا، آنچه خواستم فراهم نمودی، پس [[ستایش]] تو را سزاست.
| |
| [[امام کاظم]]{{ع}} نمونه عالی بندگی بود و در بندگی و [[عبادت]] و توجه به [[خداوند]] کسی را یارای [[رقابت]] با حضرت نبود. وجود و [[جان]] حضرت شیفته خداوند و دلش آکنده از [[ایمانی]] ژرف و [[راسخ]] بود. «[[شیبانی]]» درباره ابعاد و گستره عبادت [[حضرت کاظم]]{{ع}} میگوید: [[ابو الحسن]]، [[موسی بن جعفر]]{{ع}} حدود هفت سال همه [[روزه]] هنگام برآمدن [[خورشید]] سر بر [[سجده]] مینهاد و ظهر سر از سجده برمیداشت<ref>شیبانى ابو عبد الله محمد بن حسن (مولاى بنى شیبان) سالها در محفل درس ابو حنیفه حضور یافت و نزد ابو یوسف دانش اندوخت. کتابهاى فراوانى نگاشت و دانش ابو حنیفه را گستراند. شافعى مىگوید دانش فراوانى از محمد بن حسن اندوختم. او همچنین مىگوید «هرکس که درباره مسأله اختلافى مورد سؤال قرار مىگرفت ناخشنودى در چهرهاش پدیدار مىشد مگر محمد بن حسن». | |
| شیبانى به سال ۱۸۷ ق. در ۵۸ سالگى زندگى را وداع گفت (نک: طبقات الفقهاء، ص۱۱۴).</ref>.
| |
| [[هارون الرشید]]، [[دشمن]] سرسخت [[امام]] موسی بن جعفر{{ع}}، حضرت را نمونه اعلا در بندگی و [[ایمان]] معرفی میکرد؛ زیرا خود توجه فوق العاده امام را به بندگی خداوند دیده بود. آن هنگام که امام را در [[زندان]] «ربیع»<ref>ربیع بن [[یونس]] [[حاجب]] منصور بود و پس از [[ابو ایوب]] [[وزیر]] منصور شد و مورد علاقه و [[اعتماد]] کامل او قرار گرفت. روزى منصور به ربیع گفت «[[خدا]] تو را [[رحمت]] کند اى ربیع اگر [[مرگ]] نبود [[دنیا]] چه دلپذیر و چه گوارا مىبود!
| |
| ربیع به او گفت دنیاى بدون مرگ دلپذیر نیست.
| |
| منصور پرسید چرا چنین است؟
| |
| ربیع پاسخ داد اگر مرگ نبود تو بر این تخت نمىنشستى.
| |
| منصور گفت راست گفتى.
| |
| هنگامى که [[مرگ]] منصور فرارسید به ربیع گفت [[آخرت]] را به یک خواب خوش فروختیم».
| |
| گفته مىشود که ربیع پدرى شناخته شده نداشت. روزى یکى از [[بنى هاشم]] بر منصور وارد شد و لا به لاى [[گفتوگو]] مىگفت «پدرم -که خدایش [[رحمت]] کند-» و مرتب از پدر خود یاد کرده و بسیار براى او [[طلب رحمت]] مىکرد. ربیع به مرد هاشمى گفت در محضر [[امیر المؤمنین]] چقدر براى پدرت طلب رحمت مىکنى؟ مرد هاشمى گفت تو را از این بابت معذور مىدارم زیرا قدر و [[منزلت]] پدر را نمىدانى.
| |
|
| |
|
| ربیع از این پیشامد شرمگین شد. ربیع به [[سال ۱۷۰ ق]]. از [[دنیا]] رفت (نک: [[وفیات الاعیان]]، ج۱، ص۲۳۱- ۲۳۳ چاپ بولاق).</ref> به بند کشیده بود، از فراز کاخ خود [[خانه]] ([[زندان]]) را میکاوید. او در جای مخصوصی از آن خانه جامهای بر [[زمین]] میدید که هرگز جابهجا نمیشود و حرکتی ندارد. از این موضوع در شگفت شده، از ربیع پرسید: «این پیراهن چیست که همه [[روزه]] آن را در همینجا میبینم؟
| | [[توسعه]] پایگاه تشیع فعالیت بیشتر [[رهبری]] را در [[نظارت]] و اشراف بر شئون و امور [[پیروان]] و نیز صیانت و حفاظت جماعت [[صالحان]] از [[لغزشها]]، [[انحرافات]] و موانع موجود بر سر راه آنان میطلبید. از دیگر سو و با توجه به موضوعهای اصلی و فرعی [[شریعت]] که ناشی از وسعت یافتن دایره پیوندهای [[فکری]] و علمی و [[دگرگونی]] [[روزگار]] بود، سؤالها نیز فزونی میگرفت و از جهت دیگر، آمادگی دانشگاه اهل بیت{{عم}} برای پاسخ گفتن به مسائل نو، مستلزم ارائه فعالیت بیشتر و دامنهدارتری از رهبری تبلور یافته در [[امام کاظم]]{{ع}} بود. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که امام کاظم{{ع}} پس از [[شهادت]] پدر بزرگوارش در شرایطی سخت قرار داشت و در چنین شرایطی میبایست [[وظیفه]] [[رهبری]] [[امّت]] را به خوبی انجام دهد. مسأله دیگر این بود که تمام [[مسلمانان]] از [[امامت]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} [[آگاهی]] نیافته و بدان [[راهنمایی]] نشده بودند و این، فعالیت [[امام]]{{ع}} را سختتر و سنگینتر میکرد. به همین دلیل امام{{ع}} میبایست شماری از [[یاران]] نزدیک و مورد اعتماد خود را به عنوان نماینده خود به کار گمارد تا آنان در این [[مسئولیت]] و [[مقام]] به [[اداره امور]] جماعت [[صالحان]] و جمعآوری [[حقوق]] [[شرعی]]، مانند [[خمس]]، [[زکات]] و... بپردازند؛ [[حقوقی]] که مکتب اهل بیت{{عم}} موارد و شیوه مصرف آن را تعیین کرده و استمرار وجود و [[دگرگونی]] مثبت و استحکام پایهها و اساس جماعت صالحان را تضمین و آن را در رویارویی با چالشهای مستمر [[توانمند]] میکند. |
| ربیع پاسخ میدهد: ای [[امیر مؤمنان]]، آنچه میبینی پیراهن نیست، بلکه [[موسی بن جعفر]] است که همه روزه هنگام برآمدن [[خورشید]] سر به [[سجده]] مینهد و ظهر هنگام سر از سجده برمیدارد.
| |
| [[هارون الرشید]] مبهوت شده، نتوانست [[شگفتی]] خود را پنهان کند و گفت: اما او ([[امام کاظم]]{{ع}}) از [[زاهدان]] [[بنی هاشم]] است. | |
| چون ربیع اعتراف [[هارون]] را در مورد [[زهد]] و بیتوجهی امام کاظم{{ع}} به دنیا شنید، به این انگیزه که هارون [[امام]] را [[آزاد]] کند گفت: ای امیر مؤمنان، تو را چه شده که با [[زندانی]] کردن او، بر او سخت گرفتهای؟
| |
| هارون پاسخی داد که نشانه [[سنگدلی]] و فقدان [[عطوفت]] وی بود. او گفت:
| |
| هیهات، جز اینکه دربند باشد چارهای نیست»<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۹۵، حدیث ۱۴؛ انوار البهیه، ص۱۸۹ (به نقل از عیون اخبار الرضا).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۲.</ref>
| |
|
| |
|
| ====[[روزهداری]] حضرت====
| | یاران امام{{ع}}، از جمله: «[[هشام بن الحکم]]»، «[[صفوان بن یحیی]]» معروف به [[بیاع السابری]] (فروشنده [[جامه]]) و «[[حسن بن محمد بن سماعه]] کندی» تألیفاتی بسیار داشته و هریک از این سه تن سی اثر از خود برجای گذاشتند، «[[علی بن حسن طاهری]]» چهارده اثر، «[[حسن بن محبوب سراد]]» شش اثر، «[[عبداللّه بن جبله]]» هفت اثر و «[[علی بن یقطین]]» سه اثر تألیفی به رشته تحریر درآوردند<ref>ر.ک: شیخ طوسى، فهرست، ص۱۰۳۹۶، ۱۴۶، ۱۵۵، ۱۵۶ و ۲۵۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۹]]، ص ۱۹۷.</ref> |
| [[حضرت کاظم]]{{ع}} روزها روزه داشت و شبها را به [[عبادت]] زنده میداشت، به ویژه زمانی که به دستور [[هارون]] در [[زندان]] به سر میبرد. در این دوره هرگز عبادتهای مستحبی را وانمیگذاشت و به [[روزه]] و [[اعمال]] مستحبی دیگر مشغول بود و خدای را بر [[نعمت]] فرصتی که به دست آورده بود تا [[بندگی]] حضرتش کند [[سپاس]] میگفت.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۵.</ref>
| |
|
| |
|
| ====[[حج]] امام====
| | === [[سیره تبلیغی امام کاظم]] === |
| هرآنچه [[محبوب خدا]] و مطلوب درگاهش بود از نظر [[امام کاظم]]{{ع}} دور نمیماند و حضرتش با [[اخلاص]] و [[رغبت]] بیحد بدان میپرداخت، از آن جمله [[سفر حج]] و [[مناسک]] آن بود. آن حضرت در حالیکه اسبان راهوار و اصیل را در مسیر [[سفر]] [[آزاد]] گذاشته بود، مسافت میان [[مدینه]] و [[مکه]] را پیاده طی میکرد. تمام افراد [[خانواده]] حضرت و نیز برادرش «[[علی بن جعفر]]{{ع}}» چهار بار در سفر مکه با حضرت همراه بودند. علی بن جعفر{{ع}} درباره مدت زمانی که در راه بودند میگوید: «نخستین سفر ۲۶ [[روز]]، دومین آن ۲۵ روز، سفر سوم ۲۴ روز و چهارمین سفر ۲۱ روز به درازا کشید»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۰۰، حدیث ۲ (به نقل از قرب الاسناد).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۶.</ref>
| |
|
| |
|
| ====[[تلاوت]] قرآن==== | | === سیره سیاسی امام کاظم === |
| [[قرآن کریم]] هماره همدم تنهاییها و مونس [[خلوت]] امام کاظم{{ع}} بود. | | {{اصلی|سیره سیاسی امام کاظم}} |
| حضرت [[قرآن]] را بادقت و [[تدبّر]] و بهتر و خوشنواتر از هرکس دیگر میخواند و چون به [[خواندن قرآن]] میپرداخت [[اندوهگین]] میشد، آنگونه که هرکس تلاوت حضرت را میشنید میگریست<ref>مناقب، ج۴، ص۳۴۸.</ref>.
| | [[امام کاظم]]{{ع}} با چهار تن از مقتدرترین و ستمکارترین [[خلفای عباسی]]، یعنی منصور، [[مهدی]]، [[هادی]] و [[هارون]]، همعصر بود. [[منصور عباسی]] (۱۳۶-۱۵۸) با برداشتن موانعی مانند [[ابوسلمه خلال]]<ref>ابن قتیبه، الإمامة و السیاسة، ج۲، ص۱۶۵.</ref>، [[ابومسلم خراسانی]]<ref>ابن قتیبه، الأخبار الطوال، ص۳۸۰.</ref> و خاموش کردن قیامهای حسنیان<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۲۳۷.</ref> زمینه را برای [[خلافت]] مقتدرانه پسرش، [[مهدی عباسی]]، آماده و مهیا ساخت. دوره خلافت مهدی (۱۵۸ - ۱۶۹ق) با [[اقتدار]] آغاز شد و این اقتدار در دوره هارون (۱۷۰ - ۱۹۳) به اوج خود رسید. [[قیام]] برخی از [[سادات]] از یک سو و ظهور و فعالیت [[غلات]] و نیز دیگر [[فرقهها]] از سوی دیگر، شرایط سیاسی و فرهنگی را نیز دشوار کرده بودند. [[برنامهریزی]] در این شرایط برای [[حفظ]] [[تشیع]] که اوج اقتدار عباسیان بود اوضاع و شرایط عصر امام کاظم{{ع}} را پیچیده و خاص کرده بود. |
| «حفص» چگونگی [[تلاوت قرآن]] را توسط [[حضرت کاظم]]{{ع}} چنین بیان میکند: «او قرآن را با آهنگی [[حزین]] میخواند و چون به تلاوت میپرداخت گویی که با مخاطبی [[گفتوگو]] میکند»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۱۱ (به نقل از اصول کافى، ج۲، ص۶۰۶).</ref>.
| |
|
| |
|
| حضرت با اینگونه تلاوت قرآن، در آموزهها، [[آداب]]، [[اوامر]]، [[نواهی]] و [[احکام]] آن [[تأمل]] میکرد.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۶.</ref>
| | وضعیت [[سیاسی]] [[جامعه]] در عصر هر یک از این چهار [[خلیفه عباسی]] متفاوت بود و [[امام کاظم]]{{ع}} نیز مواضع متفاوتی داشت. در [[زمان]] منصور و [[مهدی]]، امام کاظم{{ع}} از ورود به عرصههای سیاسی به صورت آشکار اجتناب میکرد، و سعی داشت فعالیتهای خود را دور از هر اقدامی که نظر منصور و [[مهدی عباسی]] را به خود جلب کند، انجام دهد و در فضایی آرام به [[مدیریت]] [[شیعیان]] و پیروانش بپردازد. |
|
| |
|
| ===آزاد کردن بردگان===
| | بیشترین دوره [[امامت]] آن حضرت همزمان با [[خلافت]] قدرتمندترین [[خلیفه]] سختگیر عباسی، [[هارون]] بود<ref>قلمرو جهان اسلام در عصر هارون الرشید شامل شامات، اندلس، مغرب، هند و چین در شرق، ارمنستان در شمال و یمن در جنوب بوده است (ر.ک: جومرد، هارون الرشید حقائق عن عهده و خلافته، ص۳۰۹).</ref>. فضای سیاسی عصر هارون از سنگینترین دورههای عصر عباسی است. در عصر هارون، امام کاظم{{ع}} پیوسته با بیمهری و [[سوءظن]] هارون مواجه بود. حسنیان و [[بنی هاشم]] به ویژه پس از [[قیام]] [[شهید فخ]]، به عنوان رقبای سیاسی عباسیان، به صورتهای مختلف به شدت سرکوب و در حوزه [[سیاست]] سرخورده شدند. [[هارون]] در راستای سختگیری بر [[علویان]]، [[امام کاظم]]{{ع}} را از [[مدینه]] به [[بغداد]] فراخواند و بعد از قریب به چهار سال [[زندان]]، او را به [[شهادت]] رساند. با [[زندانی]] شدن [[امام]] برخی یاران امام نیز پنهان شدند<ref>کشی، اختیار معرفة الرجال، ص۲۶۲.</ref>. |
| از دیگر مظاهر و نشانههای [[فرمانبرداری]] [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} [[مهربانی]] و [[احسان]] در [[حق بردگان]] بود تا آنجا که حضرت، هزار برده<ref>یوسف بن حاتم شامى، الدر النظیم فی مناقب الائمة{{عم}} (نسخه خطى موجود در کتابخانه امام سید محسن حکیم نجف اشرف).</ref> را به انگیزه جلب [[خشنودی خدا]] و [[تقرب]] به درگاهش آزاد کرد.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۷.</ref>
| |
|
| |
|
| ===[[زهد]] امام===
| | از سوی دیگر، تلاش گسترده [[غلات]] و انتساب خاستگاه آنان به [[تشیع]] که اندیشههای [[باطنی]] و [[معنوی]] را دستاویزی برای دستیابی به بلندپروازیهای [[سیاسی]] خود قرار داده بودند، موجب میشد فعالیتهای [[شیعیان]] و [[امامان]]{{عم}} یک حرکت کاملاً سیاسی تلقی شود. |
| امام کاظم{{ع}} طلایهدار زاهدانی بود که از نعمتهای فانی و آرایههای [[دنیوی]] سر برتافته و به درگاه [[خدا]] روی آورده و به نعمتهایی که [[خداوند]] در سرای باقی برای آنان فراهم آورده بود دلبسته بودند.
| |
| «[[ابراهیم بن عبد الحمید]]» ابعاد و دامنه [[زهد]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} را چنین بیان میکند: «وارد خانهای شدم که حضرت در آن [[نماز]] میگزارد. در آنجا جز یک زنبیل که از برگ خرما بافته شده بود و شمشیری آویخته و یک [[قرآن]] چیزی دیگر نبود»<ref>بحار الانوار، ج۴۸، ص۱۰۰ (به نقل از قرب الاسناد).</ref>.
| |
| در [[روایت]] ابراهیم، [[زندگی امام کاظم]]{{ع}} آنچنان ساده و زاهدانه توصیف شده بود که حداقل نیازها و وسایل [[زندگی]] که طبقه [[ضعیف]] [[جامعه]] آن [[روز]] نیز از آن برخوردار بود، نداشت و این خود دلیل روشنی بر روگردانی آن حضرت از [[دنیا]] و لوازم آن است. البته [[امام]] در حالی چنین زاهدانه میزیست که اموال فراوان و [[حقوق]] [[شرعی]] از سوی [[شیعیان]] برای امام فرستاده میشد. از سوی دیگر حضرت کاظم{{ع}} نخلستان و زمینهای [[کشاورزی]] داشت که منبع درآمد سرشاری برای حضرت بود، اما تمام آن را در [[راه خدا]] و برای خشنودیاش به بینوایان و [[محرومان]] میداد. او [[سیره]] و زندگی [[ابو ذر غفاری]]، آن [[صحابی]] گرانقدر را برای [[یاران]] خود باز میگفت؛ همو که هیچ انگاشتن خود، [[دوری از دنیا]] و زهدش ضرب المثل بود.
| |
| [[امام کاظم]]{{ع}} درباره [[ابو ذر]] فرمود: «خدای [[رحمت]] کند ابو ذر را که میگفت: پس از داشتن دو قرص نان [[جوین]] که چاشت به یکی و [[شام]] به دیگری خود را [[سیر]] کنم و دو پشمینه که خود را بدان پوشانم دنیا و آنچه بدان تعلق دارد [[نکوهیده]] باد»<ref>اصول کافى، ج۲، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۷.</ref> | |
|
| |
|
| ===[[بخشندگی]] امام===
| | در چنین شرایطی، سیاست مهم و راهبردی امام کاظم{{ع}} سیاست راهبرد مهم [[تقیه]] بود تا به عنوان [[رهبر]]، یا حتی همکار جریانی که خواستار [[سقوط]] [[خلیفه]] بودند، شناخته نشود و برای دستیابی به این [[هدف]]، از [[پیروان]] خود نیز گرامیترین شخص را کسی میدانست که تقیه را رعایت کند<ref>برقی، محاسن، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. |
| حضرت کاظم{{ع}} به تمام معنای کلمه تجلیگاه [[بخشش]] و در [[کرم]] و [[نیکی]] ضرب المثل بود. بینوایان و محرومان به او [[پناه]] میبردند تا از کابوس [[فقر]] و [[دوزخ]] [[بینوایی]] نجاتشان دهد. [[مورخان]] متفقاً گفتهاند که او هرآنچه داشت، بدون چشمداشت [[پاداش]] یا سپاسگویی در راه خدا به آنان داد. او آنچه به [[مستمندان]] میداد، مخفیانه و بهطور ناشناس بود تا مبادا [[ذلت]] خواهش را در چهره درخواستکننده ببیند. به همین جهت در [[تاریکی]] شب سراغ [[مستمندان]] و طبقه [[محروم]] میرفت و بدون اینکه آن نیازمند بداند این [[دهش]] از کیست و از کجا میآید، مورد [[عنایت]] [[امام]]{{ع}} قرار میگرفتند و حضرت از کمک و [[نیکی]] خود بهرهمندشان میکرد و کیسههایی حاوی دویست تا چهارصد دینار<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۸.</ref> به آنان میداد. این کیسهها در زیادی و گرانی ضرب المثل بودند. [[خاندان]] حضرت میگفتند: «شگفتانگیز است کسی که از کیسههای حاوی دینار [[موسی]] برخوردار شود و از کمبود و [[فقر]] [[شکایت]] کند»<ref>عمدة الطالب، ص۱۸۵.</ref>.
| |
| عنایت سرشار امام به جایی رسیده بود که اگر میشنید کسی نسبت به حضرتش [[جفا]] و [[ستم]] میکند، کیسهای حاوی هزار دینار برای او میفرستاد<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷.</ref>. دهشهای پنهانی حضرت آنچنان بود که [[زندگی]] [[فقیران]] [[مدینه]] را تأمین میکرد و آنان در [[سایه]] عطای حضرت متنعم بودند.
| |
|
| |
|
| «[[عیسی بن محمد قرطی]]» از جمله کسانی است که از [[عنایات]] [[حضرت کاظم]]{{ع}} بهره برد و از [[درماندگی]] وارهید. او میگوید: «در نزدیکی «جوانیه» (در حوالی مدینه) در کنار چاهی که «ام عضام» خوانده میشود، مزرعه خربزه، خیار و کدو داشتم که با ۱۲۰ دینار (قیمت دو شتر) آن را سامان داده بودم.
| | بر این اساس، اوضاع سیاسی [[عصر امام کاظم]]{{ع}} از دوره منصور تا [[زمان]] شهادت امام، بسیار سخت و شکننده بود و راهی برای ابراز نظر مخالفان وجود نداشت<ref>شریف قرشی، حیاة الامام موسی بن جعفر{{ع}}، ج۲۹، ص۱۹۱.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۴۵.</ref> |
| زمانی که بوتهها به مرحله باردهی رسیدند، مزرعه مورد [[هجوم]] ملخها قرار گرفت و نابود شد. پس از این حادثه امام [[موسی بن جعفر]]{{ع}} سراغ من آمد و [[سلام]] کرد و گفت: «چگونهای؟ گفتم: خاکسترنشین شدهام. ملخها مزرعهام را تباه کردهاند.
| | |
| امام{{ع}} فرمود: چقدر [[هزینه]] مزرعه کردهای؟
| | === [[سیره اقتصادی امام کاظم]] === |
| گفتم: ۱۲۰ دینار، قیمت دو شتر.
| | |
| حضرت کاظم{{ع}} رو به «[[عرفه]]» کرد و فرمود: ۱۵۰ دینار برای «ابن المغیث» وزن کن. آنگاه رو به من کرد و دینارها را به من داد و فرمود: پس [[سود]] تو سی دینار و دو شتر است»<ref>تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۹؛ کشف الغمه، ج۲، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۹، ص ۳۸.</ref>
| | === سیره فرهنگی امام کاظم === |
| | {{اصلی|سیره فرهنگی امام کاظم}} |
| | در عصر عباسی زمینه مناسبی برای ظهور و بروز بیشتر فرهنگهای مختلف یونانی، [[ایرانی]] پدید آمد. [[نهضت]] ترجمه وارد [[جهان اسلام]] گردید و دانشمندانی ایرانی به [[دستگاه خلافت عباسی]] راه یافتند و بر وضعیت علمی و فرهنگی [[جامعه]] عصر عباسی تأثیر فراوانی نهادند<ref>مکی، تمدن اسلامی در عصر عباسیان، ترجمه سپهری، ص۳۰۷-۳۱۵.</ref>. |
| | |
| | بیتردید [[امامان معصوم]]{{عم}} میتوانستند در شکل دهی و [[توسعه]] علمی و فرهنگی [[جوامع اسلامی]] نقش بسیار پررنگی ایفا کنند؛ اما تلقی صرف [[سیاسی]] توسط [[حاکمان اموی]] و عباسی از این منابع عظیم [[علم]] و [[فرهنگ]] و بیتوجهی، بلکه کنار گذاشتن این [[میراث]] باعظمت از سوی [[خلفا]] و رفتارهای [[کینه]] توزانه آنان نسبت به [[اهل بیت]]{{عم}} و ممانعت از نقش علمی - فرهنگی [[امامان شیعه]] باعث افول وضعیت علمی و فرهنگی [[جامعه اسلامی]] شد. |
| | |
| | هرچند اصل و ارکان [[تشیع]] برای بزرگان و [[رهبران]] [[شیعه]] معلوم و تبیین شده بود، اما در قرن دوم هجری هنوز مسائل فراوانی وجود داشت که امامان معصوم{{عم}} و شاگردان آنان بایستی تلاش میکردند تا ابعاد موضوعات مختلف روشن شود. این حرکت علمی از زمان امام سجاد{{ع}} و به خصوص [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} انجام شده بود که بایستی به وسیله [[امامان]] بعدی و [[اصحاب]] بزرگ آنان تکمیل و منقح میشد. بر این اساس، [[امام کاظم]]{{ع}} با توجه به تنگناهای خاص [[سیاسی]] که در آن قرار داشت در [[تبیین معارف]] و مسائل [[کلامی]] و [[فرهنگ]] [[تشیع]] تلاش نمود<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۳۷ ـ ۳۸.</ref>. |
| | |
| | === [[سیره مدیریتی امام کاظم]] === |
| | |
| | === [[سیره نظامی امام کاظم]] === |
| | |
| | === [[سیره قضایی امام کاظم]] === |
| | |
| | == جستارهای وابسته == |
| | {{مدخل وابسته}} |
| | * [[سبک زندگی امام کاظم]] |
| | * [[سیره اخلاقی امام کاظم]] |
| | * [[سیره عبادی امام کاظم]] |
| | * [[سیره خانوادگی امام کاظم]] |
| | * [[سیره تربیتی امام کاظم]] |
| | * [[سیره اجتماعی امام کاظم]] |
| | * [[سیره علمی امام کاظم]] |
| | * [[سیره تبلیغی امام کاظم]] |
| | * [[سیره سیاسی امام کاظم]] |
| | * [[سیره اقتصادی امام کاظم]] |
| | * [[سیره فرهنگی امام کاظم]] |
| | * [[سیره مدیریتی امام کاظم]] |
| | * [[سیره نظامی امام کاظم]] |
| | * [[سیره قضایی امام کاظم]] |
| | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:151923.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۹''']] | | # [[پرونده:151923.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|سید منذر حکیم،سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۹ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۹''']] |
| | # [[پرونده:IM010507.jpg|22px]] پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|'''تاریخ اسلام بخش دوم ج۲''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| خط ۱۲۱: |
خط ۹۲: |
|
| |
|
| [[رده:امام کاظم]] | | [[رده:امام کاظم]] |
| | [[رده:سیره معصوم]] |