توکل: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[توکل در لغت]] - [[توکل در قرآن]] - [[توکل در حدیث]] - [[توکل در نهج البلاغه]] - [[توکل در اخلاق اسلامی]] - [[توکل در معارف و سیره نبوی]] - [[توکل در معارف و سیره علوی]] - [[توکل در معارف و سیره فاطمی]] - [[توکل در معارف و سیره حسینی]] - [[توکل در معارف دعا و زیارات]] - [[توکل در معارف و سیره سجادی]] - [[توکل در سیره معصوم]] - [[توکل در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">مدخل‌های وابسته به این بحث:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[توکل در قرآن]] | [[توکل در حدیث]] | [[توکل در نهج البلاغه]] | [[توکل در معارف دعا و زیارات]] | [[توکل در کلام اسلامی]] | [[توکل در اخلاق اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[توکل (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==توکل در لغت==
'''توکل''' به معنای سپردن امر خود به غیر است. توکل، یکی از صفات ارزشمند [[اهل]] [[ایمان]] و به معنای تکیه و [[اعتماد بر خدا]] داشتن و نتایج کار را به او سپردن است. این فضیلت نفسانی در آیات و روایات مورد تاکید قرار گرفته و آثار فراوانی برای آن یاد شده است، از جمله: مصونیت از [[سیطره]] [[شیطان]]؛ محبوبیت نزد [[پروردگار]]؛ برخورداری از حمایت و [[الطاف خداوند]] و غیره. البته باید توجه داشت که توکل به‌معنای سستی و تنبلی در کارها نیست بلکه توکل زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد.
*توکل، مصدری برگرفته از واژه [[عربی]] "وکل" به معنای سپردن امر خود به غیر است<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص ۴۰۵.</ref>. تو کل، در لغت و اصطلاح، اظهار عجز، [[اعتماد]] به غیر<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۳۶.</ref> و سپردن ([[نیابت]] دادن - [[نائب]] قراردادن) امر خویش (خود) به فردی مطمئن به [[علت]] [[کفایت]] او یا [[ناتوانی]] شخص از [[قیام]] به امر خود است<ref>همان، ج ۱۱، ص ۷۳۴ - ۷۳۶ و راغب اصفهانی، مفردات، ص ۸۸۲.</ref>. پس، اگر فرد به [[خدا]] [[اعتماد]] کند و او را [[وکیل]] خود قرار دهد، [[خدا]] برایش کافی است {{متن قرآن|فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> و اگر به غیر [[خدا]] توکل کند و به [[دنیا]] بپیوندد، [[خداوند]]، او را به غیر خود واگذار می‌کند<ref>ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص ۲۹۸؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۲۰؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۲۶ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۲۲.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۴.</ref>.


==مقدمه==
== مقدمه ==
*توکل در لغت به‌معنای اظهار [[ناتوانی]] در کار و اعتماد کردن به دیگری است. در اصطلاح دینی و عرفانی وقتی آن دیگری "[[خداوند]]" باشد، [[انسان]] به [[خداوند]] توکل کرده است. در این حالت تنها [[اطمینان]] [[آدمی]] به خداست و امیدی به دیگران در [[دل]] راه نمی‌دهد. توکل هنگامی است که کسی به دیگری اعتماد کند و کار خود را به او واگذارد، بنابراین، توکّل هنگامی است که کسی به دیگری اعتماد کند و کار خود را به او واگذارد، بنابراین، توکّل عبارت است از این که فقط بر [[وکیل]] خود اعتماد قلبی داشته باشد. [[متوکل]] کسی است که [[اطمینان]] دارد [[خداوند]] [[رزق]] و امور او را کفالت و وی را [[کفایت]] می‌کند. [[امام علی]] {{ع}} از نشانه‌های اصلی توکل را [[اعتقاد]] به رزاقیّت [[خداوند]] برمی‌شمرد<ref>غررالحکم، ۳ / ۴۸۹۵</ref>. در فرازی دیگر نیز، توکل را حواله کردن امور به‌سوی [[خداوند]] برمی‌شمرد<ref>غررالحکم، ۱ / ۶۹۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 230.</ref>.
توکل، یکی از صفات ارزشمند [[اهل]] [[ایمان]] و به معنای تکیه و [[اعتماد بر خدا]] داشتن و نتایج کار را به او سپردن است. کسی که در حدّ توان، از [[فکر]] و [[قدرت]] خود برای رسیدن به [[هدف]]، بهره می‌گیرد و بقیه کار را به [[خدا]] می‌سپارد اهل توکل است، مثل رزمنده‌ای که به [[جنگ]] می‌پردازد، یا کاسبی که دنبال [[تجارت]] می‌رود، یا کارگری که در حدّ توان کار می‌کند، امّا تکیه اصلی‌اش بر خود یا دیگران نیست، بلکه بر خداست. [[خداوند]]، اهل توکّل را [[دوست]] می‌دارد و در [[قرآن]] هم فرموده که [[مؤمنان]] تنها بر خدا توکّل کنند: {{متن قرآن|وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ}}<ref>و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خداوند ایمان آورده‌اید، چنانچه گردن نهاده‌اید بر او توکّل کنید» سوره یونس، آیه ۸۴.</ref>. توکّل، [[روح]] را [[قوی]] و [[اراده]] را مستحکم می‌سازد و ریشه اصلی آن در [[دل]] بوده و در عمل آشکار می‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴.</ref>.
*در اصطلاح دینی، تحقّق یافتن توکّل این‌گونه است که فرد، توکّل را در [[نفس]] خود [[کشف]] کند و [[ایمان]] داشته باشد که تمام اسباب و مسبّبات به [[خداوند متعال]] مربوط است و [[خدا]] برای [[کفایت]] [[بندگان]]، [[علم]] و [[قدرت]] کامل دارد و نیز با توجّه کامل نسبت به [[بندگان]] از آنان می‌گذرد و می‌بخشد، چون در آن سوی [[قدرت]] و [[دانش]] و [[عنایت]] او [[بخشش]] و عنایتی نیست و در این صورت، [[انسان]] هرگز به غیر [[خدا]]، حتّی به خود و نیروهایش، اتکا ندارد. در نتیجه [[انسان]] خود را به‌طور کامل [[تسلیم]] [[خداوند]] می‌کند و از توکل بر غیر [[خدا]] بیزاری می‌جوید. اگر [[آدمی]] در [[نفس]] خویش این حالت را نیافت، حاکی از آن است که در [[ایمان]] به [[قدرت]] و [[بخشش]] [[خدا]] [[تردید]] و ضعف دارد، یا نیروی واهمه بر [[عقل]] او پیروز شده است. تفاوت درجه و [[میزان]] توکّل بر [[خدا]]، در اشخاص بستگی به ضعف و شدّت و کم و زیادی همین بینش‌ها و باورها دارد. نزد [[امام علی]] {{ع}} توکّل بر [[خدا]]، یعنی اظهار عجز خود و اعتماد به او که کارگزاری والا و بلندمرتبه است، برای کسی که به او اعتماد کند، زیرا کسی که توکّل کند از روی اعتماد، [[حق تعالی]] کارگزاری همه کارها ضروری او را برعهده می‌گیرد، چنان‌که فرمود: هرکه توکّل کند بر [[خدا]] پس او بسنده و کافی است از برای او<ref>غررالحکم، ۲ / ۱۵۹۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 230.</ref>.
*[[قرآن کریم]] میان مفهوم توکل و [[ایمان]] نسبتی محکم برقرار ساخته است. بنا بر [[آیات قرآن کریم]]، توکل ثمره [[ایمان]] است و [[خداوند سبحان]] [[بنده]] [[متوکل]] را در کنار مفهوم [[ایمان]] در نظر می‌گیرد، به‌گونه‌ای که معیار [[استواری]] [[ایمان]] را [[میزان]] توکل او برمی‌شمرد و نیکویی توکل را از [[راستی]] [[یقین]] می‌داند. افزون بر [[ایمان]]، در جایگاهی، مفهوم توکل در کنار مفهوم [[صبر]] نیز به‌کار رفته است<ref>{{متن قرآن| الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ }}؛ سوره نحل، آیه ۴۲.</ref>. [[امام]] {{ع}} نیز در مواردی میان [[صبر]] و توکل نسبتی را برقرار می‌کند، چنان‌که می‌فرماید: ([[صبر]]) اعتمادی از برای کسی است که توکل کند<ref>غرر الحکم، ۴ / ۵۴۹۷</ref> هم‌چنین توکل با واژه [[تقوا]] نیز همراه است<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا }}؛ سوره طلاق، آیه ۲-۳</ref>. در کنار دایره معنایی توکل که در [[قرآن]] به‌کار رفته و [[مفسران]] به آن پرداخته‌اند، [[پیامبران الهی]] نیز به‌عنوان افرادی [[متوکل]] و در سطح بالایی از حضور توکل در امور خویش معرفی شده‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 230- 231.</ref>.
*[[امام علی]] {{ع}} برحسب [[تربیت]] قرآنی خود بر موضوع توکل به‌خدا تأکید و تکیه کرده است. [[مرجع]] توکل [[امام]] بر [[خدا]] نشئت گرفته از [[شناخت]] و [[ایمان]] او به [[خداوند]] است. قادریّت مطلق [[خداوند]] نزد [[امام]]، امری ملموس است، چنان‌که می‌فرماید: از او [[یاری]] می‌خواهم، که هم قاهر است و هم قادر و بر او توکل می‌کنم، که هم کفایت‌کننده است و هم یاری‌دهنده<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۸۲ نهج البلاغه|خطبه ۸۲]] و نیز نک: خطبه‌های ۸۹ تا ۲۱۸</ref>.[[ایمان]] به [[دین]] مبین [[اسلام]] نیز در گرو توکل بر خداست. [[اسلام]] مایه وثوق و اعتماد کسانی است که بر [[خداوند]] توکّل کنند، زیرا مشتمل بر وعده‌های گران‌قدر اوست و به سبب [[اطمینان]] به آن است که توان توکّل بر [[خدا]] را می‌یابند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۲</ref>. [[امام]] {{ع}} از توکل با عنوان‌هایی چون [[بهترین]] [[کارگزار]]، بزرگ‌ترین [[سرمایه]] [[تجارت]] با سود فراوان، ستونی [[استوار]]، حصار [[حکمت]]، عمل [[افضل]]، قوت [[یقین]]، قوت و نیروی [[دل]]، [[صلاح]] [[عبادت]]، رهایی از [[رنج]] و [[اندوه]] و... نیز یاد کرده است»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 231.</ref>.


==معنای توکل در بیان [[نبوی]]{{صل}} ==
== معناشناسی ==
*در برخی منابع [[نقل]] شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[جبرئیل]]{{ع}} پرسید: "معنی [[توکل بر خدا]] چیست؟"
{{اصلی|توکل در لغت}}
گفت: "دانستن آنکه مخلوق [بدون خواست [[خدا]]] نمی‌تواند زیان و سودی به کسی برساند، نمی‌تواند عطا یا منع کند و نیز نومید بودن از مخلوق است. هرگاه [[بنده]] چنین باشد، دیگر برای هیچ کس جز [[خدا]] عملی انجام نمی‌دهد و جز [[خدا]] به کسی [[امید]] نمی‌بندد و از کسی جز [[خدا]] نمی‌ترسد و به هیچ کس جز [[خدا]] چشم [[طمع]] نمی‌دوزد"<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۶۱ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۴.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۴-۳۲۵.</ref>.
توکل، در لغت به معنای سپردن امر خود به غیر<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۴۰۵.</ref>، اظهار عجز، اعتماد به غیر<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۶.</ref> و سپردن ([[نیابت]] دادن ـ [[نائب]] قراردادن) [[امر]] خویش (خود) به فردی مطمئن به علت کفایت او یا [[ناتوانی]] شخص از [[قیام]] به امر خود است<ref> ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۴ - ۷۳۶ و راغب اصفهانی، مفردات، ص۸۸۲.</ref>. پس، اگر فرد به [[خدا]] اعتماد کند و او را [[وکیل]] خود قرار دهد، خدا برایش کافی است {{متن قرآن|فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> و اگر به غیر [[خدا]] توکل کند و به [[دنیا]] بپیوندد، [[خداوند]]، او را به غیر خود واگذار می‌کند<ref>ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۲۹۸؛ [[حسن بن ابی الحسن دیلمی]]، [[ارشاد القلوب]]، ج ۱، ص۱۲۰؛ [[محمد بن حسن فتال نیشابوری]]، [[روضة الواعظین]]، ج ۲، ص۴۲۶ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۴.</ref>


==[[ارزش]] توکل در گفتار [[رسول خدا]]{{صل}} ==
== معنای توکل در بیان [[نبوی]]{{صل}} ==
*توکل در [[کلام]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[نیکی]]، ستوده و از [[بهترین]] [[اعمال]] نزد [[خداوند]] برشمرده شده است. [[روایت]] کرده‌اند که [[رسول]] خاتم{{صل}} در [[شب معراج]]، از [[خداوند متعال]] پرسید: "[[بهترین]] [[اعمال]] چیست؟" [[خداوند]] جل جلاله فرمود: {{متن حدیث| لَيْسَ‌ شَيْ‌ءٌ عِنْدِي‌ أَفْضَلَ‌ مِنَ‌ التَّوَكُّلِ‌ عَلَيَّ وَ الرِّضَا بِمَا قَسَمْتُ‌}}<ref>ارشاد القلوب، ص ۱۹۹ و شیخ حر عاملی، الجواهر السنیه، ص ۱۹۱.</ref>؛ هیچ چیز نزد من از توکل بر من و [[خشنودی]] به آن‌چه قسمت کرده‌ام، بهتر نیست.[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در سخنان خود بر اصل توکل تأکید داشته، می‌فرمود: "هرکه [[دوست]] دارد نیرومندترین [[مردم]] باشد، بر [[خدا]] توکل کند"<ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ أَحَبَّ‌ أَنْ‌ يَكُونَ‌ أَقْوَى‌ النَّاسِ‌ فَلْيَتَوَكَّلْ‌ عَلَى‌ اللَّهِ‌}}؛ جامع الاخبار، ص ۱۱۷؛ مشکاة الانوار، ص ۱۸؛ المستدرک، ج ۴، ص ۲۷۰؛ ابن ابی‌دنیا، مکارم الاخلاق، ص ۱۹ و مسند الشهاب، ج ۱، ص ۲۳۴.</ref>؛  و "هرکه [[دوست]] دارد که با تقواترین [[مردم]] باشد، بر [[خدا]] توکل کند!"<ref>{{متن حدیث| مَنْ‌ أَحَبَّ‌ أَنْ‌ يَكُونَ‌ أَتْقَى‌ النَّاسِ‌ فَلْيَتَوَكَّلْ‌ عَلَى‌ اللَّهِ‌ }}؛ جامع الاخبار، ص ۱۱۷ - ۱۱۸؛ روضة الواعظین، ص ۴۲۵؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۰۰ و همو، الامالی، ص ۳۰۵.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۵.</ref>.
{{اصلی|توکل در معارف و سیره نبوی}}
*همچنین آن [[حضرت]] می‌فرمود: "هر که به [[خداوند]] توکل کند، [[خداوند]] تمامی هزینه‌ها و مخارج [[زندگی]] او را تأمین می‌کند و از جایی که [[گمان]] نمی‌برد به او روزی می‌رساند"<ref>المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۳، ص ۱۰۳؛ ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۲۰؛ روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۲۶ و مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۲۲.</ref>. و "کسانی را که بر دیگران [[فرمان]] می‌رانند، محتاج او خواهد ساخت. چنین کسی چگونه [به دیگران] احتیاج پیدا کند؛ در حالی که مولایش بی‌نیاز و ستوده است؟"<ref>١. روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۲۶؛ مشکاة الانوار، ص ۱۸؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۲۱۷ و المناوی، فیض الغدیر، ج ۶، ص ۱۹۴.</ref> [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[حدیثی]] دیگر فرمود: "اگر به [[شایستگی]] بر [[خدای تعالی]] توکل کنید، [[خداوند]] روزی شما را می‌رساند. چنانکه به مرغان روزی می‌دهد که صبح، گرسنه و شب، سیر هستند"<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۲۰؛ تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۱۱۷؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۲۲؛ ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج ۴، ص ۵۷؛ ابن حبان، صحیح، ج ۲، ص ۵۱۰؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۱، ص ۳۰ و حاکم نیشابوری، المستدرک، ج ۴، ص ۳۱۸.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۵-۳۲۶.</ref>.
در برخی منابع نقل شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[جبرئیل]]{{ع}} پرسید: "معنی [[توکل بر خدا]] چیست؟" گفت: "دانستن آنکه مخلوق بدون خواست خدا نمی‌تواند [[زیان]] و سودی به کسی برساند، نمی‌تواند عطا یا منع کند و نیز [[نومید]] بودن از مخلوق است. هرگاه [[بنده]] چنین باشد، دیگر برای هیچ کس جز خدا عملی انجام نمی‌دهد و جز خدا به کسی [[امید]] نمی‌بندد و از کسی جز خدا نمی‌ترسد و به هیچ کس جز خدا چشم [[طمع]] نمی‌دوزد"<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۶۱ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۴-۳۲۵.</ref>


==[[آداب]] توکل ==
== توکل در [[قرآن]] ==
*طبق [[احادیث]] و [[روایات معصومین]]{{عم}} و سخنان [[رسول خدا]]{{صل}} توکل به [[خدا]] زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد و در غیر این صورت، توکل، معنایی نخواهد داشت. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} تأکید داشت که پیروانش پس از [[آماده‌سازی]] مقدمات امور، به [[خدا]] توکل کنند؛ به همین [[دلیل]]، وقتی مردی [[اعرابی]] به حضورشان رسید و گفت: "ای [[رسول خدا]]! شترم را رها کنم و به [[خدا]] توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟" آن [[حضرت]] به او فرمود: "زانویش را ببند و بعد تو کل کن!"<ref>علی بن الحسن، مشکاة الانوار، ص ۳۱۹ - ۳۲۰؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۱، ص ۳۲۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۵، ص ۱۶۸.</ref> و نیز در روایتی دیگر آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} گروهی از کشاورزان را دید که زراعت نمی‌کردند؛ پس فرمود: "شما کیستید؟"  گفتند: "ما توکل کنندگانیم"، فرمود: "نه [شما از توکل کنندگان نیستید]؛ بلکه شما سرباران جامعه‌اید"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۲۱۷.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۶.</ref>.
{{اصلی|توکل در قرآن}}
*همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[نقل]] شده است که پس از [[نزول]] [[آیات]] دوم و سوم سوره [[طلاق]] - که [[خداوند]] در آن [[رزق و روزی]] [[بندگان]] باتقوا و متوکلش را ضمانت کرده است – عده‌ای از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} درهای خانه‌های خود را بسته، برای [[عبادت]] به سوی [[مسجد]] روانه شدند. وقتی این مسئله را به [[رسول خدا]]{{صل}} خبر دادند، آنان را احضار کرده، [[علت]] را از آنان پرسید؛ گفتند: "[[خداوند]]، خود روزی ما را بر عهده گرفته است و ما نیز به همین [[دلیل]] به او توکل و کسب و کار را رها کرده، به [[عبادت]] رو آوردیم". [[حضرت]] مسئله را برای آنان شرح داد و فرمود: "بدانید که اگر چنین کنید، هرگز دعایتان [[مستجاب]] نخواهد شد و روزی به شما نخواهد رسید؛ مگر آنکه خودتان در طلب برآیید و بکوشید"<ref>الکافی، ج ۵، ص ۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۹۳ و شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳۲۳.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۶-۳۲۷.</ref>.
توکل و مشتقات آن ۷۰ بار در قرآن به کار رفته و به موضوعاتی نظیر: اهمیت و انگیزه توکل<ref>سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>، علل و عوامل توکل<ref>سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>، آثار توکل<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، موارد توکل<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>، [[ضرورت]] تلاش و کار در کنار توکل<ref>سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> پرداخته و نیز در آیاتی از [[خداوند]] به "[[وکیل]]" یاد شده است. {{متن قرآن|وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref>


==توکل در [[سیره پیامبر اکرم]]{{صل}} ==
== [[احادیث]] توکل ==
*سرتاسر زندگانی [[رسول خدا]]{{صل}} سرشار از توجه و توکل و [[اعتماد]] به [[خداوند متعال]] است؛ به گونه‌ای که [[قلب]] ایشان در بحرانی‌ترین شرایط و وخیم‌ترین اوضاع، هیچ گاه از اتکال به خدای بی‌همتا فارغ نشد؛ حتی زمانی که [[دشمنان دین]] [[خدا]] با [[خشونت]] تمام به سوی [[رسول خدا]]{{صل}} حمله ور شدند و در این راه از هیچ جنایتی فروگذار نکردند و حتی بعضی از [[یاران پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} را به [[جرم]] مسلمانی زیر [[شکنجه]] به [[شهادت]] رساندند و کار را به جایی رساندند که نقشه کشتن [[فرستاده خدا]]{{صل}} را کشیدند، باز هم [[پیامبر]] به [[خدا]] تو کل داشت و در چنین شرایط حساسی که ایشان با تعداد کم [[یاران]] و تعداد انبوه [[دشمنان]] روبرو بود، به جای [[صلح]] و کوتاه آمدن، باز هم راه [[مبارزه]] را در پیش گرفت. آن [[حضرت]] در ادامه [[مبارزات]] مقدسش و در راه [[هجرت]] به [[مدینه]]، زمانی که همراه [[ابوبکر]] به [[غار ثور]] [[پناه]] برده بود و [[دشمنان]] در پی [[حضرت]] تا در غار نیز آمده بود، با کمال [[آرامش]] به [[ابوبکر]] که سراسر وجودش [[حزن]] و [[اندوه]] بود، می‌گوید: {{متن حدیث| لا تَحْزَنْ‌ إِنَ‌ اللَّهَ‌ مَعَنا}}<ref>ابوبکر [[بیهقی]]، دلائل النبوه، ج ۲، ص ۴۷۸؛ [[شرف]] المصطفی، ج ۲، ص ۳۴۴ و [[قطب الدین راوندی]]، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۱۴۵. </ref>؛ که این حالت، اوج توکل و [[اعتماد]] ایشان به [[خدا]] و مصداق بارز [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> است<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۷.</ref>.
{{اصلی|توکل در حدیث}}
*[[جنگ]] ذات الرقاع نیز عرصه دیگری از بروز و [[ظهور]] کامل توکل [[رسول خدا]]{{صل}} به [[خداوند]] [[قادر]] است. [[نقل]] شده است که در [[جنگ]] ذات الرقّاع، [[رسول خدا]]{{صل}} در کنار درّه‌ای زیر درختی توقف کرده بود. در این هنگام، سیلی آمد و میان ایشان و یارانش فاصله انداخت و مردی از [[مشرکان]] که جدایی [[پیامبر خدا]]{{صل}} از یارانش را دریافت، به هم‌رزمان خود گفت: "من [[محمد]]{{صل}} را خواهم کشت". پس، آهسته به [[رسول خدا]]{{صل}} نزدیک شد و بر [[حضرت]] [[شمشیر]] کشید و گفت: "ای [[محمّد]]{{صل}}! کیست که تو را از دست من [[نجات]] دهد؟" [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "همان کسی که [[پروردگار]] من و توست." در این هنگام، [[جبرئیل]]{{ع}} نازل شد و بر آن مرد ضربه‌ای زد و او را نقش بر [[زمین]] کرد. سپس، [[پیامبر]]{{صل}} برخاست و [[شمشیر]] آن مرد را برداشت و روی سینه او نشست و فرمود: "ای غورث! کیست که تو را از دست من [[نجات]] دهد؟" گفت: [[بخشندگی]] و آقاییِ تو ای [[محمد]]{{صل}}!" پس، [[پیامبر]]{{صل}} او را رها کرد و آن مرد از جا برخاست، در حالی که می‌گفت: "به [[خدا]] قسم که تو از من بهتر و بزرگوارتری"<ref>کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۱۲۷ و طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۱۸۹-۱۹۰ و با روایتی مختلف در: مسلم نیشابوری، صحیح، ج۷، ص۶۲؛ البخاری، صحیح، ج ۵، ص ۵۳ - ۵۴؛الطبرانی، مسند الشامیین، ج ۳، ص ۶۷ و الهیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۸.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۸.</ref>.
برخی از احادیثی که درباره توکل از [[معصومین]]{{ع}} وارد شده عبارت‌اند از:
*از دیگر مصادیق توکل در [[سیره]] [[رسول خدا]]{{صل}} آن بود که ایشان روزی دهنده واقعی و [[حقیقی]] را خدایی می‌دانست که بی‌منت، روزی هر روز [[انسان‌ها]] را می‌رساند؛ از این رو، خود، غذایی را برای فردایش [[ذخیره]] نمی‌کرد<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۲۰؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۳۴؛ صحیح ابن حبان، ج ۱۴، ص ۲۷۱ و ابوعیسی ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص ۲۰۱.</ref> و به [[همسران]] و خادمان خود نیز اجازه نمی‌داد که برای [[آینده]] [[غذا]] [[ذخیره]] کنند<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۸.</ref>.
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "[[بی‌نیازی]] و [[عزّت]] گردش می‌کنند، پس چون به جایی که محلّ توکل است دست یابند، در آن ساکن می‌شوند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۴.</ref>؛
*در برخی منابع ، از سفینه، خادم [[پیامبر اکرم]]{{صل}} - چنین [[نقل]] شده است: روزی پرندگان پخته‌ای را برای [[رسول خدا]]{{صل}} هدیه آوردند. [[ام ایمن]]،‌ خادم آن [[حضرت]]{{صل}}، مقداری از آن [[غذا]] را کنار گذاشت و بقیه را نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} برد تا بخورد؛ چون صبح شد، او بقیه [[غذا]] را نزد [[رسول خدا]]{{صل}} برد تا بخورد؛ پس آن [[حضرت]] فرمود: "این چیست؟"‌ [[ام ایمن]] گفت: "اینها مقداری از آن پرندگانی است که دیروز به شما هدیه شده بود"؛ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "آیا تو را [[نهی]] نکردم که چیزی را برای کسی و یا برای فردا [[ذخیره]] نکنی؟ همانا [[خداوند]]، روزی هر فردایی را می‌رساند"<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۲، ص ۲۵۸ و حسین بن اسماعیل محاملی، امالی، ص ۴۴۳ - ۴۴۴.</ref>.<ref>در برخی منابع این روایت از قول انس بن مالک نقل شده است. ر.ک: مسند احمد، ج۳، ص۱۹۸ و ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۷، ص ۲۲۴.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۸.</ref>.  
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمودند: "نسبت به آنچه که بدان [[امید]] نداری امیدوارتر از آن چیزی باش که بدان امید داری،؛ چراکه [[موسی]]{{ع}} رفت تا برای خانواده‌اش پاره‌ای [[آتش]] بیاورد، اما [[خداوند]] با او سخن گفت و او به عنوان یک [[پیامبر]] به‌نزد خانواده‌اش بازگشت؛ و ملکه سبا نیز از مملکت خود خارج شد امّا با سلیمان پیامبر[[ایمان]] آورد، و [[ساحران]] [[فرعون]] رفتند تا برای فرعون عزّتی کسب کنند اما خود با [[ایمان]] بازگشتند"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ{{ع}} قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ{{ع}} خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ{{ع}} وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ‌}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.</ref>؛
*همچنین [[نقل]] شده است که ذکر قنوت [[وتر]] ایشان، [[کمک]] خواستن از [[خدا]] برای توکل<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۸۷ و مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۴۱۶.</ref> و توصیه به توکل، از مطالب مهم سخنان ایشان بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۱۸؛ شرف المصطفی، ج ۲، ص ۱۳۵، الکافی، ج ۲، ص ۶۱ و تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۴، ص ۳۵۰.</ref><ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۲۹.</ref>.
# یکی از راویان گوید: به [[امام رضا]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم! تعریف توکل چیست؟ آن حضرت فرمودند: آن است که با وجود خدا از هیچ‌کس نهراسی"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقَالَ لِي أَنْ لَا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.</ref>؛
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "هرکس [[دوست]] دارد که قوی‌ترین [[مردمان]] باشد، باید بر خدای توکل کند" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص۱۱۲-۱۱۷.</ref>
# {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الثِّقَةُ بِاللَّهِ تَعَالَى ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَى كُلِّ عَالٍ}}. فرمود: اعتماد و [[توکل به خدا]]، بهای هر چیز گرانبها و نردبانی به سوی هر بلندی است<ref>اعلام الدین، ص۳۰۹؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۶۴، ح۵؛ انوار البهیة، ص۲۶۴؛ نزهة الناظر، ص۱۳۶ ح۹؛ اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۶.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۳۸۱.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== [[آداب]] توکل ==
طبق [[احادیث]] و [[روایات معصومین]]{{عم}} و سخنان [[رسول خدا]]{{صل}} [[توکل به خدا]] زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد و در غیر این صورت، توکل، بی‌معناست. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} تأکید داشت که پیروانش پس از آماده‌سازی مقدمات امور، به خدا توکل کنند؛ به همین دلیل، وقتی مردی [[اعرابی]] به حضورشان رسید و گفت: "ای [[رسول خدا]]! شترم را رها کنم و به خدا توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟" آن حضرت به او فرمود: "زانویش را ببند و بعد توکل کن!"<ref>علی بن الحسن، مشکاة الانوار، ص۳۱۹ - ۳۲۰؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۱، ص۳۲۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۵، ص۱۶۸.</ref>. و نیز در روایتی دیگر آمده است که رسول خدا{{صل}} گروهی از کشاورزان را دید که [[زراعت]] نمی‌کردند؛ پس فرمود: "شما کیستید؟" گفتند: "ما توکل کنندگانیم"، فرمود: "نه شما از توکل کنندگان نیستید؛ بلکه شما سرباران جامعه‌اید"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۲۱۷.</ref>.
 
همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن حضرت نقل شده است که پس از [[نزول آیات]] دوم و سوم [[سوره طلاق]] ـ که [[خداوند]] در آن [[رزق و روزی]] [[بندگان]] باتقوا و متوکلش را ضمانت کرده است ـ عده‌ای از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} درهای خانه‌های خود را بسته، برای [[عبادت]] به سوی [[مسجد]] روانه شدند. وقتی این مسئله را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، آنان را احضار کرده، علت را از آنان پرسید؛ گفتند: "خداوند، خود روزی ما را بر عهده گرفته است و ما نیز به همین دلیل به او توکل و [[کسب و کار]] را رها کرده، به عبادت رو آوردیم". حضرت مسئله را برای آنان شرح داد و فرمود: "بدانید که اگر چنین کنید، هرگز دعایتان [[مستجاب]] نخواهد شد و روزی به شما نخواهد رسید؛ مگر آنکه خودتان در طلب برآیید و بکوشید"<ref>الکافی، ج ۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۱۹۳ و شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۶-۳۲۷؛ [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[مروارید نبوت (کتاب)|مروارید نبوت]]، ص۱۹.</ref>
 
== آثار توکل ==
توکل آثار ارزشمندی در زمینه‌های مختلف دارد؛ از جمله:
# '''مصونیت از [[سیطره]] [[شیطان]]:''' {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>،
# '''محبوبیت نزد [[پروردگار]]:''' {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۱۵۹.</ref>،
# '''ایجاد روحیه [[مقاومت]] برای [[موحدان]] در برابر [[مشرکان]]:'''<ref>سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref> ،
# '''برخورداری از حمایت [[الهی]]:''' {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref>،
# '''بهره‌مند شدن از [[الطاف خداوند]] و دستیابی به نعمت‌های او:'''<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref>،
# '''تحصیل [[عزت]]:''' {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«هر کس بر خداوند توکّل کند بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[عدالت]]
* [[آیات توکل]]
* [[آثار توکل]]
* [[آداب متوکل]]
* [[ارکان توکل]]
* [[اسباب توکل]]
* [[اعتماد به نفس]]
* [[بی اعتمادی به خدا]]
* [[توحید افعالی]]
* [[توسل به اسباب]]
* [[حد توکل]]
* [[حرص]]
* [[ستایش توکل]]
* [[علایم توکل]]
* [[مراتب توکل]]
* [[وثوق]]
{{پایان مدخل وابسته}}
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۴''']]
# [[پرونده:IM010215.jpg|22px]] [[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|'''دانشنامه جوادالائمه''']]
# [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:000060.jpg|22px]] [[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۹''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:1379754.jpg|22px]] [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[مروارید نبوت (کتاب)|'''مروارید نبوت''']]
{{پایان منابع}}
== پانویس ==
{{پانویس}}


==منابع==
{{فضایل اخلاقی}}
* [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
{{فضیلت}}
* [[پرونده:152259.jpg|22px]]، [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']]
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:سیره پیامبر خاتم]]
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]
[[رده:فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]
[[رده:توکل]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۰

توکل به معنای سپردن امر خود به غیر است. توکل، یکی از صفات ارزشمند اهل ایمان و به معنای تکیه و اعتماد بر خدا داشتن و نتایج کار را به او سپردن است. این فضیلت نفسانی در آیات و روایات مورد تاکید قرار گرفته و آثار فراوانی برای آن یاد شده است، از جمله: مصونیت از سیطره شیطان؛ محبوبیت نزد پروردگار؛ برخورداری از حمایت و الطاف خداوند و غیره. البته باید توجه داشت که توکل به‌معنای سستی و تنبلی در کارها نیست بلکه توکل زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد.

مقدمه

توکل، یکی از صفات ارزشمند اهل ایمان و به معنای تکیه و اعتماد بر خدا داشتن و نتایج کار را به او سپردن است. کسی که در حدّ توان، از فکر و قدرت خود برای رسیدن به هدف، بهره می‌گیرد و بقیه کار را به خدا می‌سپارد اهل توکل است، مثل رزمنده‌ای که به جنگ می‌پردازد، یا کاسبی که دنبال تجارت می‌رود، یا کارگری که در حدّ توان کار می‌کند، امّا تکیه اصلی‌اش بر خود یا دیگران نیست، بلکه بر خداست. خداوند، اهل توکّل را دوست می‌دارد و در قرآن هم فرموده که مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند: ﴿وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ[۱]. توکّل، روح را قوی و اراده را مستحکم می‌سازد و ریشه اصلی آن در دل بوده و در عمل آشکار می‌شود[۲].

معناشناسی

توکل، در لغت به معنای سپردن امر خود به غیر[۳]، اظهار عجز، اعتماد به غیر[۴] و سپردن (نیابت دادن ـ نائب قراردادن) امر خویش (خود) به فردی مطمئن به علت کفایت او یا ناتوانی شخص از قیام به امر خود است[۵]. پس، اگر فرد به خدا اعتماد کند و او را وکیل خود قرار دهد، خدا برایش کافی است ﴿فَهُوَ حَسْبُهُ[۶] و اگر به غیر خدا توکل کند و به دنیا بپیوندد، خداوند، او را به غیر خود واگذار می‌کند[۷].[۸]

معنای توکل در بیان نبوی(ص)

در برخی منابع نقل شده است که رسول خدا(ص) از جبرئیل(ع) پرسید: "معنی توکل بر خدا چیست؟" گفت: "دانستن آنکه مخلوق بدون خواست خدا نمی‌تواند زیان و سودی به کسی برساند، نمی‌تواند عطا یا منع کند و نیز نومید بودن از مخلوق است. هرگاه بنده چنین باشد، دیگر برای هیچ کس جز خدا عملی انجام نمی‌دهد و جز خدا به کسی امید نمی‌بندد و از کسی جز خدا نمی‌ترسد و به هیچ کس جز خدا چشم طمع نمی‌دوزد"[۹].[۱۰]

توکل در قرآن

توکل و مشتقات آن ۷۰ بار در قرآن به کار رفته و به موضوعاتی نظیر: اهمیت و انگیزه توکل[۱۱]، علل و عوامل توکل[۱۲]، آثار توکل[۱۳]، موارد توکل[۱۴]، ضرورت تلاش و کار در کنار توکل[۱۵] پرداخته و نیز در آیاتی از خداوند به "وکیل" یاد شده است. ﴿وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ[۱۶].[۱۷]

احادیث توکل

برخی از احادیثی که درباره توکل از معصومین(ع) وارد شده عبارت‌اند از:

  1. امام صادق(ع) فرمودند: "بی‌نیازی و عزّت گردش می‌کنند، پس چون به جایی که محلّ توکل است دست یابند، در آن ساکن می‌شوند"[۱۸]؛
  2. امیرمؤمنان(ع) فرمودند: "نسبت به آنچه که بدان امید نداری امیدوارتر از آن چیزی باش که بدان امید داری،؛ چراکه موسی(ع) رفت تا برای خانواده‌اش پاره‌ای آتش بیاورد، اما خداوند با او سخن گفت و او به عنوان یک پیامبر به‌نزد خانواده‌اش بازگشت؛ و ملکه سبا نیز از مملکت خود خارج شد امّا با سلیمان پیامبرایمان آورد، و ساحران فرعون رفتند تا برای فرعون عزّتی کسب کنند اما خود با ایمان بازگشتند"[۱۹]؛
  3. یکی از راویان گوید: به امام رضا(ع) عرض کردم: فدایت شوم! تعریف توکل چیست؟ آن حضرت فرمودند: آن است که با وجود خدا از هیچ‌کس نهراسی"[۲۰]؛
  4. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: "هرکس دوست دارد که قوی‌ترین مردمان باشد، باید بر خدای توکل کند" [۲۱].[۲۲]
  5. «قَالَ(ع): الثِّقَةُ بِاللَّهِ تَعَالَى ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَى كُلِّ عَالٍ». فرمود: اعتماد و توکل به خدا، بهای هر چیز گرانبها و نردبانی به سوی هر بلندی است[۲۳].[۲۴]

آداب توکل

طبق احادیث و روایات معصومین(ع) و سخنان رسول خدا(ص) توکل به خدا زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد و در غیر این صورت، توکل، بی‌معناست. نبی خدا(ص) تأکید داشت که پیروانش پس از آماده‌سازی مقدمات امور، به خدا توکل کنند؛ به همین دلیل، وقتی مردی اعرابی به حضورشان رسید و گفت: "ای رسول خدا! شترم را رها کنم و به خدا توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟" آن حضرت به او فرمود: "زانویش را ببند و بعد توکل کن!"[۲۵]. و نیز در روایتی دیگر آمده است که رسول خدا(ص) گروهی از کشاورزان را دید که زراعت نمی‌کردند؛ پس فرمود: "شما کیستید؟" گفتند: "ما توکل کنندگانیم"، فرمود: "نه شما از توکل کنندگان نیستید؛ بلکه شما سرباران جامعه‌اید"[۲۶].

همچنین در حدیثی دیگر از آن حضرت نقل شده است که پس از نزول آیات دوم و سوم سوره طلاق ـ که خداوند در آن رزق و روزی بندگان باتقوا و متوکلش را ضمانت کرده است ـ عده‌ای از اصحاب رسول خدا(ص) درهای خانه‌های خود را بسته، برای عبادت به سوی مسجد روانه شدند. وقتی این مسئله را به رسول خدا(ص) خبر دادند، آنان را احضار کرده، علت را از آنان پرسید؛ گفتند: "خداوند، خود روزی ما را بر عهده گرفته است و ما نیز به همین دلیل به او توکل و کسب و کار را رها کرده، به عبادت رو آوردیم". حضرت مسئله را برای آنان شرح داد و فرمود: "بدانید که اگر چنین کنید، هرگز دعایتان مستجاب نخواهد شد و روزی به شما نخواهد رسید؛ مگر آنکه خودتان در طلب برآیید و بکوشید"[۲۷].[۲۸]

آثار توکل

توکل آثار ارزشمندی در زمینه‌های مختلف دارد؛ از جمله:

  1. مصونیت از سیطره شیطان: ﴿إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[۲۹]،
  2. محبوبیت نزد پروردگار: ﴿فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ[۳۰]،
  3. ایجاد روحیه مقاومت برای موحدان در برابر مشرکان:[۳۱] ،
  4. برخورداری از حمایت الهی: ﴿وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ[۳۲]،
  5. بهره‌مند شدن از الطاف خداوند و دستیابی به نعمت‌های او:[۳۳]،
  6. تحصیل عزت: ﴿وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ[۳۴].[۳۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خداوند ایمان آورده‌اید، چنانچه گردن نهاده‌اید بر او توکّل کنید» سوره یونس، آیه ۸۴.
  2. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۴.
  3. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۴۰۵.
  4. ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۶.
  5. ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۴ - ۷۳۶ و راغب اصفهانی، مفردات، ص۸۸۲.
  6. «و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.
  7. ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۲۹۸؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص۱۲۰؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص۴۲۶ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۲۲.
  8. محمدزاده، محسن و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، توکل، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۳۲۴.
  9. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۶۱ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۹۴.
  10. محمدزاده، محسن و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، توکل، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۳۲۴-۳۲۵.
  11. سوره یونس، آیه ۷۱.
  12. سوره انفال، آیه ۶۱.
  13. سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  14. سوره توبه، آیه ۱۲۹.
  15. سوره یوسف، آیه ۶۷.
  16. «و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.
  17. حجتیان، محمد، مقاله «توکل»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۹.
  18. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَا»؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۴.
  19. «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ(ع) قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ(ع) خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ(ع) وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ‌»؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.
  20. «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا(ع) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقَالَ لِي أَنْ لَا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً»؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.
  21. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۱.
  22. مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی ج۴، ص۱۱۲-۱۱۷.
  23. اعلام الدین، ص۳۰۹؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۶۴، ح۵؛ انوار البهیة، ص۲۶۴؛ نزهة الناظر، ص۱۳۶ ح۹؛ اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۶.
  24. طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص۳۸۱.
  25. علی بن الحسن، مشکاة الانوار، ص۳۱۹ - ۳۲۰؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۱، ص۳۲۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۵، ص۱۶۸.
  26. مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۲۱۷.
  27. الکافی، ج ۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۱۹۳ و شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۳۲۳.
  28. محمدزاده، محسن و حسینی ایمنی، سید علی اکبر، توکل، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص۳۲۶-۳۲۷؛ اسحاقی، سید حسین، مروارید نبوت، ص۱۹.
  29. «که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل می‌کنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.
  30. «و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  31. سوره ابراهیم، آیه ۱۲.
  32. «و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.
  33. سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.
  34. «هر کس بر خداوند توکّل کند بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.
  35. حجتیان، محمد، مقاله «توکل»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۹.