توکل در سبک زندگی اسلامی
مقدمه
﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۱]. اگر آدمی کاری را که خود از انجام آن ناتوان است و نمیتواند فرجام نیکش را به درستی پیشبینی کند، به کسی که توانا و قابل اعتماد است، واگذار کند میگویند او بر دیگری توکل کرده یا او را وکیل خویش در انجام آن کار نموده است.
توکل بر خداوند دانا و توانا و مهربان نشانه توحید است و کسی که کار خود را به خداوند تفویض میکند در حقیقت پذیرفته است که خداوند از نیاز او خبر دارد و بر انجام شایسته آن تواناست و او وکیلی است خیرخواه و بیطمع که برای انجام کار بندگان نه منتی دارد و نه مزدی میطلبد و با آنکه هیچ نیازی به آنان و انجام کارهایشان ندارد، اما در رفع حوائج ایشان ذرهای کوتاهی نمیکند. بلکه با محبت تمام به امور بندگان رسیدگی میکند، تا جایی که پیشاپیش اسباب برآورده شدن خواستههای آنان را فراهم ساخته و بهترین سرنوشت را برای بندگان خویش رقم زده است.
توکل از مهمترین نشانههای ایمان است. متوکلان به علم و قدرت خداوند وثوق تمام دارند و او را مهربانترین و خیرخواهترین کسی میدانند که با آنان در ارتباط است. دلدادگان به لطف معبود یگانه با معرفت و اشتیاق کامل میکوشند که وظایف خود را در قبال خداوند و آفریدگان او به نیکی به انجام رسانند و یقین دارند که ذرهای از زحمات ایشان در نزد آفریدگار حکیم و علیم تباه نخواهد شد. توکل مقدمه عشق به خداوند است. توکل میوه درخت خداشناسی است. وصول به این مقام والا جز با گام زدن در مسیر رضایت خداوند سبحان که همان راه پاک اسلام است میسر نمیشود.
امام علی(ع) در خطبه ۱۹۸ نهجالبلاغه میفرمایند: «خداوند نهایت رضوان خویش را در اسلام قرار داده است». امام جواد(ع) میفرمایند: «اعتماد به خداوند بهای هر چیز گرانبها و نردبان وصول به هر هدف والایی است»[۲].
درخت توکل ریشه در آب معرفت ناب و ایمان خالص دارد. اهل سرزمین توکل خود را مالک هیچیک از آنچه که به خداوند تعلق دارد نمیدانند. آنان در حضور برکتخیز حق، خود را فقیران درگاه او میبینند و تنها خواسته آنان رضایت خداوند سبحان است. متوکلان از خداوند راضیاند، باشد که تا خدا نیز از آنان خرسند شود. بر مصیبتها شکیبا و از هر شکایتی مبرایند. به جهان خرم از آناند که جهان خرم از اوست. آنان اهل دعا و تضرع بسیارند. میدانند که زمام همه امور به دست اوست و آفریدگان جملگی سربازان آماده به خدمت آویند. او همه کاره است و همه هیچ کاره. گرچه وظیفه تلاش و حرکت امیدوارانه از هیچ کس ساقط نیست پس به جز برای جلب رضای حق کار نمیکنند و جز به او به کس دیگری امید نمیبندند از هیچ کس جز خدا نمیترسند. اهل طمع و فزونطلبی و دنیاپرستی نیستند. دل به هیچ ناپایندهای نمیبندند. اهل دروغ و نیرنگ و فال و خرافه و کبر و غرور نیستند و لاف و گزاف نمیبافند و وقت خود را به یاوه صرف نمیکنند. پرکارند و امیدوار به فضل خداوند سبحان. آنان دست بخشش خدا در زمیناند. همتشان به بلندای ملکوت است و بال خشوعشان هماره خاکآلود. هیچ رنج بزرگی را توانایی درهم شکستن اراده پولادین آنان نیست.
متوکلان آخِربینانی پرشکیباند نه آخوربینانی شتابان و حریص. آنان نخست اهل طلب و ارادهاند و سپس اهل تفویض و سرسپاری به خداوند غنی حمید. کوه مشکلات در برابر شخصیت یقینآمیخته آنان پر کاهی بیش نیست. دلهایشان خالی از هر شک و شبههای است. آنان به شدت به فضل خداوند دل بستهاند و از هرچه و هرکه غیر اوست ناامید گشتهاند. چنانکه اسوه پارسایان مولا علی(ع) میفرمود: «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ»[۳]. آنان برای هیچ کس و هیچ هدفی به جز رضایت خداوند کار نمیکنند و از هیچ کس و هیچ چیزی جز خداوند هراس ندارند. متوکلان عمیقترین معنای توکل را در حرکت شتابان بر مسیر تعادل و تکامل و تعالی یافتهاند نه در سکون و رکود و تقلید و تکرار.
متوکلان از دنیای خوشی و ناخوشی، لذت و الم، فقر و غنا و خوشامد و ناخوشامدهای عادی و معمولی فراتر رفته و مصلحت خود را در مصلحت کلی آفرینش و نظام فراگیر گیتی، تعریف کردهاند. آنان نهتنها به ناتوانی خود پی بردهاند، بلکه مصلحت خود را در خارج از اراده و خواست خداوند نمیجویند. زمام اختیار خود را به خواست خداوند پیوند زدهاند و این تسلیم را نه برای ابراز عجز و تن در دادن به قدرت قاهر الهی، بلکه برای اتصال به اصل تمام خوبیها و برای وصول به کمال لایق خویش، به مدد بهترین یاور دانا و توانا که در شفقت نیز از همه والاتر است، مشتاقانه پذیرفتهاند. آنان به حق دریافتهاند که بهترین وکیل برای پیمودن راه دشوار سعادت ابدی انسان، خداوند است و بس و بر این ایمان استوار استقامت ورزیدهاند[۴].[۵]