←منابع
(صفحهای تازه حاوی «==دلالت سنت== روایاتی در منابع معتبر وجود دارد که مورد اتفاق فریقین است، و اصل بودن امامت از این روایات به خوبی استفاده میشود. برخی از این روایات در ادامه مطرح میگردد: ===حدیث {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
# [[اصل دین بودن امامت]] | # [[اصل دین بودن امامت]] | ||
بر اساس این [[حدیث]] اهل بیت{{عم}} در کنار قرآن قرار میگیرند، پس [[حکم]] آنها حکم قرآن است. روشن است که [[مخالفت با قرآن]] [[ضلالت]] و [[گمراهی]] است در نتیجه [[مخالفت با اهل بیت]]{{عم}} نیز ضلالت و گمراهی خواهد بود؛ پس [[امامت]] از [[اصول دین]] است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۸.</ref> | بر اساس این [[حدیث]] اهل بیت{{عم}} در کنار قرآن قرار میگیرند، پس [[حکم]] آنها حکم قرآن است. روشن است که [[مخالفت با قرآن]] [[ضلالت]] و [[گمراهی]] است در نتیجه [[مخالفت با اهل بیت]]{{عم}} نیز ضلالت و گمراهی خواهد بود؛ پس [[امامت]] از [[اصول دین]] است.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۸.</ref> | ||
===معارضات و مناقشات در سند و دلالت [[حدیث ثقلین]]=== | |||
علی رغم شواهد و [[دلایل]] محکم بر [[قطعی الصدور]] بودن حدیث ثقلین، چون این [[حدیث]] بر [[امامت اهل بیت]] و این که امامتشان از [[اصول دین]] است دلالت دارد، [[ابوالفرج ابن الجوزی]] -پس از نقل آن فقط به یکی از اسانید- مدعی شده که یکی از [[راویان]] این [[حدیث موثق]] نیست لذا آن را جزء [[احادیث ضعیف]] به شمار آورده است. | |||
اما علاوه بر [[تواتر]] سند، این حدیث در کتب معتبر [[اهل سنت]] مانند [[صحیح مسلم]] نقل شده است؛ پس خدشه در این حدیث، موجب مخدوش شدن این کتب میشود. از اینرو بزرگان اهل سنت ضمن تأکید بر این که [[احادیث صحیح]] مسلم قابل معارضه، مناقشه و [[تضعیف]] نیستند، [[رأی]] [[ابن جوزی]] را در این خصوص [[اشتباه]] دانستهاند. | |||
[[ابن حجر]] مکی میگوید: [[ترمذی]] میگوید: [[حدیث حسن]] و [[غریب]] است دیگران نیز آن را آوردهاند پس ایراد ابن جوزی در العلل المتناهیة درست نیست و چطور ممکن است ایراد وی وارد باشد در حالی که حدیث در صحیح مسلم و غیر آن آمده است<ref>{{عربی|قال الترمذي حسن غريب، وأخرجه آخرون، ولم يصب ابن الجوزي في إيراده في العلل المتناهية، كيف وفي صحيح مسلم وغيره...}}؛ الصواعق المحرقه، ج۲، ص۶۵۲.</ref>. | |||
و از آنجا که [[سند حدیث]] و دلالتش بسیار محکم است و نمیتوان در اصل صدور و دلالت آن تردید کرد. برخی قسمتی از حدیث را پذیرفتهاند اما قسمت دیگر حدیث را که در مورد [[اهل بیت]]{{عم}} است، تضعیف کردهاند. [[ابن تیمیه]] قسمت {{متن حدیث|وَ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ کِتَابَ اللهِ}} را میپذیرد اما قسمت {{متن حدیث|عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}} را [[ضعیف]] میشمارد<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۲۷۹: {{عربی|وأما قوله وعترتي أهل بيتي وأنهما... فهذا رواه الترمذي وقد سئل عنه أحمد بن حنبل فضعفه...؟! وضعفه غير واحد من أهل العلم وقالوا لا يصح}}.</ref>. همچنین میگوید: {{عربی|إن النبي قال عن عترته أنها والكتاب لن يفترقا حتى يردا عليه الحوض وهو الصادق المصدوق، فيدل على إن اجماع العترة حجة... لكن العترة هم بنو هاشم كلهم، ولد العباس وولد علي وولد الحارث بن عبدالمطلب وسائر بني أبي طالب و غيرهم وعلي وحده ليس هو العترة وسيد العترة هو رسول الله}}<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۲۸۰: به درستی که پیامبر گفت: عترتش و قرآن جدایی پذیر نیستند تا زمانی که در کنار حوض وارد شوند؛ و او راستگو و تصدیق شده است پس این مطلب دلالت دارد که اجماع عترت حجت است... ولی عترت همۀ بنی هاشم و فرزندان عباس، علی، حارث بن عبدالمطلب و سائر فرزندان ابوطالب و غیر از ایشان؛ و علی به تنهایی عترت نیست و آقای عترت خود رسول خدا میباشد.</ref>. | |||
عدهای از بزرگان [[اهل سنت]] نیز اساسا بخش مربوط به [[اهل بیت]]{{عم}} را حذف و یا در آن [[تصرف]] کردهاند. | |||
[[خطیب بغدادی]] [[حدیث]] را چنین نقل میکند: ای [[مردم]] من از میان شما میروم و شما در کنار [[حوض]] بر من وارد میشوید. در این هنگام من از شما در مورد [[ثقلین]] خواهم پرسید؛ پس بنگرید که چگونه [[شأن]] مرا در مورد آن دو مراعات میکنید؟ [[ثقل اکبر]] [[کتاب خداوند]] وسیلهای است که یک سوی آن به [[دست خدا]] و سوی دیگرش در دست شماست؛ پس به آن چنگ زنید تا [[گمراه]] و دگرگون نشوید<ref>{{عربی|يا أيها الناس إني فرط لكم وأنتم واردون علي الحوض، وإني سائلكم حين تردون على عن الثقلين فانظروا كيف تخلفوني فيهما، الثقل الأكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله وطرفه بأيديكم فاستمسكوا به ولا تضلوا ولا تبدلوا}}؛ تاریخ بغداد، ج۸، ص۴۴۲.</ref>. | |||
ابوجعفر عقیلی هم مینویسد: {{عربی|قد ترکت فيكم ما لم تضلوا بعده إن اعتصمتم به كتاب الله وأنتم مسئولون عني، فما أنتم قائلون؟ قالوا: نشهد أنك قد بلغت وأديت ونصحت فقال: اللهم اشهد}}<ref>الضعفاء عقیلی، ج۲، ص۲۵۰.</ref>؛ | |||
من در میان شما چیزی میگذارم که در صورت چنگ زدن به آن پس از من گمراه نمیشوید و آن کتاب خداست و از شما در مورد من سؤال میشود پس چه خواهید گفت؟ گفتند [[شهادت]] میدهیم که [[پیام]] را رساندی [[رسالت]] را ادا کردی و [[خیرخواه]] بودی. پس فرمود: خداوندا [[شاهد]] باش. | |||
برخی هم در مصداق «عترتی [[اهل بیتی]]» تشکیک کردهاند<ref>مختصر تحفه اثنی عشریه، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۹۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||