←هادی عباسی
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
===[[عیسی بن موسی]]=== | ===[[عیسی بن موسی]]=== | ||
===[[هادی عباسی]]=== | ===[[هادی عباسی]]=== | ||
ابوعبدالله مهدی، [[هادی عباسی|هادی]] را به ولیعهدی اول و [[هارون]] را به ولیعهدی دوم خویش [[برگزیده]] بود، اما [[خیزران]] که [[مادر]] هر دو پسر بود، علاقه بیشتری به هارون داشت و مصرانه از مهدی میخواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. [[خاندان]] [[برمکی]] نیز که [[تربیت]] هارون را بر عهده داشتند، از خیزران [[حمایت]] میکردند. در پی این فشارها، به [[سال ۱۶۹ ق]]. [[خلیفه]] از هادی خواست تا از ولیعهدی استعفا کند، اما هادی که در آن هنگام برای [[نبرد]] به [[گرگان]] رفته بود نپذیرفت؛ پس در [[محرم]] آن سال، خلیفه برای اقناع او روانه گرگان شد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>، ولی در راه در ناحیهای به نام ماسَبَذان، هنگام شکار بر اثر حادثهای، در گذشت<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۵۰.</ref>. | ابوعبدالله مهدی، [[هادی عباسی|هادی]] را به ولیعهدی اول و [[هارون عباسی|هارون]] را به ولیعهدی دوم خویش [[برگزیده]] بود، اما [[خیزران]] که [[مادر]] هر دو پسر بود، علاقه بیشتری به هارون داشت و مصرانه از مهدی میخواست که هارون را بر هادی مقدم گرداند. [[خاندان]] [[برمکی]] نیز که [[تربیت]] هارون را بر عهده داشتند، از خیزران [[حمایت]] میکردند. در پی این فشارها، به [[سال ۱۶۹ ق]]. [[خلیفه]] از هادی خواست تا از ولیعهدی استعفا کند، اما هادی که در آن هنگام برای [[نبرد]] به [[گرگان]] رفته بود نپذیرفت؛ پس در [[محرم]] آن سال، خلیفه برای اقناع او روانه گرگان شد<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>، ولی در راه در ناحیهای به نام ماسَبَذان، هنگام شکار بر اثر حادثهای، در گذشت<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۵۰.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||