عصمت از ترک اولی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۷۳: خط ۷۳:


== دیدگاه متکلمان ==
== دیدگاه متکلمان ==
مسأله [[عصمت]] از ترک مستحبات و [[ترک اولی]] هر چند با برخی [[روایت‌ها]] قابل [[استنباط]] است اما در منابع [[کلامی]] [[امامیه]] تا [[زمان]] مرحوم [[شیخ مفید]] مطرح نبوده و ایشان نخستین کسی بود که با اشاره به این مسأله زمینه طرح آن را برای برخی [[متکلمان]] متأخر، فراهم آورد. به اعتقاد ایشان [[پیامبران]] از ترک غیر عمدی [[مستحبات]]، [[معصوم]] نیستند و لذا ممکن است به طور سهوی، برخی [[مستحبات]] از آنان فوت گردد؛ این در حالی است که وی، [[پیامبر خاتم]]{{صل}} و [[امامان اهل بیت]]{{ع}} را حتی از ترک [[سهوی]] [[مستحبات]] نیز [[معصوم]] می‌داند هر چند بر این [[باور]] است که چنین عصمتی عقلا برای آن حضرات [[ضرورت]] ندارد و لذا از منظر وی امکان ترک [[مستحب]] برای متصدی [[منصب نبوت]] و [[امامت]] وجود دارد<ref>مفید، محمدبن محمد بن نعمان، الفصول المختاره، ص۶۲؛ همو، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۹.</ref>.
پس از او مرحوم [[شیخ طوسی]] نیز با [[برگزیدن]] همین نظریه در توجیه [[ظاهر آیات]] بیانگر [[صدور گناه]] و [[ظلم]] از برخی [[پیامبران]]{{ع}}، مقصود از [[گناه]] و ظلم را ترک اولی دانسته است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۷۰.</ref>.
با این حال از مجموع آرای [[متکلمان امامیه]] در این مسأله می‌توان به این نتیجه دست یافت که مشهور متکلمان، در مسأله [[عصمت از ترک اولی]] و ترک مستحبات میان پیامبر خاتم{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} با سایر [[پیامبران الهی]]{{ع}} تفکیک کرده و معتقدند از آنجا که عصمت مقوله‌ای تشکیکی و دارای درجات متعدد است و با توجه به آنکه پیامبر خاتم{{صل}} و امامان معصوم{{ع}} از بالاترین درجه عصمت برخوردار بوده‌اند؛ لذا هرگونه ترک مستحبات یا حتی ترک اولی نیز در مورد آن حضرات منتفی است و آنها معصوم از این قسم نیز هستند به خلاف سایر [[انبیا]]{{ع}} که چون بنا به ظرفیت و شأن وجودی هریک، از عالی‌ترین [[درجات عصمت]] برخوردار نبودند؛ لذا از ترک اولی یا ترک مستحبات نیز معصوم نبوده‌اند هرچند آنها نیز از ارتکاب انواع [[معاصی]]، خطای در [[دین]]، [[اشتباه]] و [[فراموشی]]، معصوم بوده‌اند.


== جمع بندی ==
== جمع بندی ==

نسخهٔ ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۳۶

اولی در لغت به معنای شایسته‌تر است. این واژه اما در اصطلاح متکلمان دارای معانی مختلفی است. عصمت از ترک اولی و ترک مستحبات، شاخه‌ای از بحث عصمت عملی ذیل عنوان گستره عصمت است. مشهور متکلمان امامیه، در این مساله میان پیامبر خاتم(ص) و امامان معصوم(ع) با سایر پیامبران الهی(ع) تفکیک کرده و معتقدند از آنجا که عصمت مقوله‌ای تشکیکی و دارای درجات متعدد است و با توجه به آنکه پیامبر خاتم(ص) و امامان معصوم(ع) از بالاترین درجه عصمت برخوردار بوده‌اند؛ لذا هرگونه ترک مستحبات یا حتی ترک اولی نیز در مورد آن حضرات منتفی است و آنها معصوم از این قسم هستند به خلاف سایر انبیا(ع) که چون بنا به ظرفیت و شأن وجودی هریک، از عالی‌ترین درجات عصمت برخوردار نبودند؛ لذا از ترک اولی یا ترک مستحبات نیز معصوم نبوده‌اند هرچند آنها نیز از ارتکاب انواع معاصی، خطای در دین، اشتباه و فراموشی، معصوم بوده‌اند. این متکلمان آن دسته از آیاتی که به نوعی صدور خطا و اشتباه را به انبیا نسبت می‌دهند، حمل بر ترک اولی کرده و مخل اصل عصمت انبیا نمی‌دانند. پیرامون عصمت انبیا از ترک مستحبات نیز باید گفت این مسأله در منابع کلامی امامیه تا زمان مرحوم شیخ مفید مطرح نبوده است. به اعتقاد شیخ مفید پیامبران از ترک غیر عمدی مستحبات، معصوم نیستند البته وی، پیامبر خاتم(ص) و امامان اهل بیت(ع) را حتی از ترک سهوی مستحبات نیز معصوم دانسته است. این در حالی است که متکلمان اهل سنت انبیا و حتی پیامبر خاتم را از ترک اولی و ترک عمدی مستحبات معصوم نمی‌دانند.

معناشناسی

عصمت

معنای لغوی

عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده «عَصِمَ يَعْصِمُ» است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: «مَسَکَ» به معنای حفظ و نگهداری[۱]، دوم: «مَنَعَ» به معنای مانع شدن[۲] و سوم به معنای وسیله بازداشتن[۳]. با این وجود واژه «عصمت»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کرده‌اند[۴].[۵]

در اصطلاح متکلمان

در علم کلام دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است:

  1. عصمت به معنای لطف: مرحوم شیخ مفید نخستین متکلم امامیه است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه خداوند متعال، همان توفیق و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله حجج الهی برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است[۶]. متکلمان امامیه به تبع مرحوم مفید قرن‌ها عصمت را به لطف تعریف کرده‌اند و بزرگانی همچون سید مرتضی، شیخ طوسی، نوبختی، نباطی[۷] و مانند آنها در آثار خود آن را به کار برده‌اند.
  2. عصمت به معنای ملکه: پس از آنکه شیخ مفید عصمت را به لطف تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی آن را به نقل از فلاسفه، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش گناهان صادر نمی‌شود و این بنا بر اندیشه حکماست[۸]. پس از خواجه برخی از متکلمان معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتاب‌های خود ارائه کردند[۹].[۱۰].

ترک اولی

معنای لغوی

اولی در لغت از ریشه «ولی» و به معنای «احق: حق‌تر»، «اجدر: شایسته‌تر» و «احری: سزاوارتر»، آمده است. جمله فلانی اولی به فلان چیز است یعنی او سزاوارتر به آن است. [۱۱] پس ترک اولی یعنی انجام ندادن آنچه شایسته‌تر است.

در اصطلاح متکلمان

در معنای این واژه در اصطلاح علم کلام اختلافاتی میان متکلمان اسلامی وجود دارد که در مجموع می‌توان آنها را در هشت معنا بیان نمود.

دیدگاه اول: ترک عمل مستحب

عده‌ای چون سید مرتضی و دیگران معتقدند که ترک اولی یعنی‌: ترک عمل مستحب و مندوب، که بر انبیاء جایز است [۱۲].

دیدگاه دوم: فعل مکروه

علامه‌ مجلسی‌ و عده دیگری معتقدند که ترک اولی عبارت از فعل مکروه است. [۱۳].

دیدگاه سوم: فعل مباح

عده‌ای معتقدند که ترک اولی‌ عبارت‌ از فعل مباح است [۱۴].

دیدگاه چهارم: مخالفت با امر تکوینی یا تکلیفی

برخی ذیل آیه ﴿وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ [۱۵] ترک اولی را مخالفت با امر تکوینی یا تکلیفی پروردگار دانسته‌اند [۱۶].

دیدگاه پنجم: مخالفت با امر ارشادی

عده‌ای ترک اولی را‌ به‌ معنای‌ مخالفت با امر ارشادی می‌دانند [۱۷].

دیدگاه ششم: مخالفت با نهی ارشادی

عده‌ای معتقدند که ترک اولی همان مخالفت با نهی ارشادی است [۱۸]. با این بیان که نهی ارشادی به مثابه نصیحت و موعظه است، مخالفت‌ از‌ این‌ نوع نهی مؤاخذه و عقابی ندارد، به هیچ وجه منافی عصمت نیست، و فقط – اگر خلاف‌ آن‌ نهی را عمل کند- تأثیرش بر خودِ او خواهد بود؛ مثل نهی طبیب‌ از‌ خوردن‌ برخی غذاها [۱۹].

دیدگاه هفتم: مخالفت با نهی تنزیهی

عده‌ای ترک اولی را مخالفت با نهی تنزیهی‌ می‌دانند‌. [۲۰] نویسندگان‌ شرح‌ المصطلحات الکلامیة گویند: نهی‌ تحریمی آن است که مرتکب آن، مستحقّ ملامت و باز خواست باشد. و نهی تنزیهی عبارت است‌ از‌ آنکه مرتکب آن، خود را‌ از‌ مصلحت‌ و فایده‌ای‌ محروم‌ کرده، امّا مستحقّ‌ ملامت‌ نباشد [۲۱].

دیدگاه هشتم: ترک افضل، ارجح و بهتر

عده‌ای معتقدند که ترک اولی عبارت از ترک افضل‌، ارجح‌ و بهتر می‌باشد. [۲۲].

دیدگاه صحیح

بر غالب تعاریف اصطلاحی فوق اشکالاتی وارد است [۲۳] و این تعاریف یا دایره شمولشان ناقص و محدود است یا بر مصداق مورد نظر صدق‌ نمی‌کند؛ چراکه ما به دنبال تعریفی از ترک اولی هستیم که بتواند تمام موارد تاریخ پیامبران‌ را در برگیرد. با این توضیح می‌گوییم از میان تعاریف فوق دیدگاه نهم بر خلاف هشت دیدگاه دیگر، ترک اولی را ذیل تقسیم‌بندی‌های پنج گانه فقهی (یعنی واجب، حرام، مستحب، مکروه، مباح) و یا‌ تقسیمات‌ اوامر و نواهی در علم اصول مطرح نمی‌کند. ارائه تعریف حول یک موضوع، باید کامل و جامع تمام آن موضوع باشد و هدف از تعریف را برساند؛ لذا‌ این‌ تعریف از ترک اولی به راحتی و بدون هیچ تکلفی بر تمام مصادیق ترک اولی که در قرآن آمده است، صدق می‌کند. بنابراین تنها اخذ و گزینش تعریف نهم از تعاریف‌ یاد‌ شده، مقبول و پذیرفتنی است. [۲۴].

نوع فعل انبیا در ترک اولی

علامه حلی افعال انبیاء را به چهار دسته زیر تقسیم نموده و وقوع یا عدم وقوع معصیت و خطا را در ذیل‌ هر‌ کدام‌ بررسی کرده است:

  1. اعتقاد دینی
  2. افعال‌ دینی‌
  3. تبلیغ‌ احکام و نقل شرائع
  4. افعال روزمره و دنیوی ایشان [۲۵].

با توجه به این تقسیم، قطعاً در مورد اول و سوم هیچ‌ ترک‌ اولایی‌ از انبیا صورت نگرفته است؛ زیرا

اولاً، در‌ کتب‌ تاریخی و تفسیری در موارد ترک اولاهای صادر شده از انبیاء هیچ کدام در مورد اعتقادات دینی یا تبلیغ‌ دین‌ و احکام‌ آن نبوده است؛ مثلاً ترک‌ اولای آدم قبل از نبوت ایشان بوده است و یا ترک اولای موسی در کشتن قبطی و نیز سایر انبیاء‌ این‌ گونه‌ بوده‌ است؛ لذا ترک اولی نمی‌تواند ذیل این دو قسم از‌ افعال‌ پیامبران صورت بگیرد.

ثانیاً، صدور هر گونه خطایی در این دو قسم، ترک اولی نخواهد بود‌ بلکه‌ گناه‌ است و منافی با عصمت می‌‌باشد.

ثالثاً، هر دو مرحله مذکور، از‌ حساسیت‌ فوق‌ العاده‌ای برخوردارند و وقوع هرگونه خطا یا ترک اولی سبب می‌شود که مردم در حقانیت‌ رسالت‌ آنها‌ تشکیک کنند.

اما در مورد قسم دوم و چهارم باید گفت که در این دو‌ قسم‌ نیز خطا و معصیت نباید صورت گیرد؛ زیرا انبیاء در مرأی و منظر مردم بوده‌ و الگوی‌ عملی‌ مردم هستند؛ لذا خطا و اشتباه ظاهری در اعمال دنیوی و نیز اعمال دینی و نحوه به‌ جا‌ آوردن آنها، در شأنشان نیست و آنها را به سطح مردم عادی تنزل می‌دهد‌، بلکه‌ موجب‌ دل سرد شدن مردم و کناره‌گیری آنان از ایشان می‌شود. اما این موارد، ترک اولی‌ می‌تواند‌ باشد؛ زیرا ترک اولی غیر‌ از‌ خطا‌ و معصیت بوده و به معنای ترک عمل افضل، بهتر و ارجح است.

به علاوه، حوزه‌ عملکرد‌ این‌ دو قسم از افعال انبیاء خیلی نزدیک به هم است؛ زیرا به‌ عنوان‌ مثال قضاوتداود هم می‌تواند ذیل کارهای دینی ایشان قرار گیرد چون پیامبر است و یکی از‌ وظایف‌ دینی‌اش رسیدگی به اختلافات مردم است و هم می‌تواند جزء کارهای روزمره‌اش باشد‌؛ زیرا‌ او حاکم است و یکی از کارهای روزانه‌اش‌ رفع‌ نزاع‌ و مشکلات مردم است.[۲۶].

دیدگاه متکلمان

جمع بندی

منابع

پانویس

  1. راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «عَصَمَ» آورده و می‌گوید: العصم: الإمساک و الاعتصام الاستمساک... (وقوله: «وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ» والعصام ما یعصم به‌ ای یشد و عصمة الأنبیاء حفظه إیاهم؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰ و عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه؛ یعنی خداوند فلانی را از مکروه حفظ کرده (عصمه) یعنی او را حفظ کرد و نگه داشت. المنجد، ص۱۵۰.
  2. ر.ک: فراهیدی، خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.
  3. ابن‌منظور از زجاج نقل می‌کند: أَصْلُ العِصْمَةِ الحبْلُ. و كلُّ ما أَمْسَكَ شَيئاً فقد عَصَمَهُ، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵. یعنی، لغت عصمت در اصل به معنای طناب و ریسمان وضع شده است، ولی سپس از این معنا توسعه یافته و برای هر چیزی که موجب امساک و حفظ چیز دیگری شود، به کار می‌رود.
  4. ر.ک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.
  5. حسینی میلانی، سید علی، عصمت از منظر فریقین، ص۱۴.
  6. شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.
  7. علی بن یونس نباطی، الصراط المستقیم، ج۱، ص۵۰.
  8. خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت می‌دهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.
  9. میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.
  10. فاریاب، محمد حسین، عصمت امام، ص۳۴ - ۳۵.
  11. ابن منظور، لسان العرب، بی‌تا، ج15، ص407؛ معجم الوسیط، ذیل «أولی»
  12. سید‌ مرتضی‌، تنزیه الانبیاء ص114؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‏7، ص55؛ کاشانی، خلاصة المنهج، ج2، ص233؛ جرجانی، جلاء الاذهان، ج2، ص202؛ نیشابوری‌، غرائب القرآن، ج‏5، ص332؛ سبزواری نجفی،الجدید فی تفسیر القرآن، ج‏6، ص111.
  13. مجلسی،حق الیقین‌، بی‌تا‌، ص19؛ همو، بحارالانوار، 1403قمری، ج11، ص91
  14. زحیلی، التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج‏28، ص306
  15. «و آدم نافرمانی خدای کرد»،سوره طه، آیه 121
  16. گنابادی‌، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج‏3، ص38.
  17. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج12، ص281.
  18. طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏‌1، ص515
  19. سبحانی، الوهابیة فی المیزان، 1427ق، ص131.
  20. فخرالدین رازی، مفاتیح الغیب، 1420ق، ج‏3، ص453؛ کاشانی‌، منهج الصادقین، 1336‌ش، ج‏6، ص27‌
  21. جمعی از نویسندگان، شرح المصطلحات الکلامیة، 1415 ق، ص379.
  22. حقی بروسوی، بی‌ تا‌، ج‏10، ص2؛ شریعتی، 1384ش، ج1، ص217؛ عسکری، 1386ش، ص287.
  23. ر.ک: احتشامی نیا محسن؛ خوشرفتار، امین، مقاله: «امام رضا(ع) و ترک أولای انبیاء در قرآن»، نشریه «مطالعات قرآن و حدیث سفینه» زمستان ۱۳۹۲ - شماره 41، ص38-25.
  24. احتشامی نیا محسن؛ خوشرفتار، امین، مقاله: «امام رضا(ع) و ترک أولای انبیاء در قرآن»، نشریه «مطالعات قرآن و حدیث سفینه» زمستان ۱۳۹۲ - شماره ۴۱
  25. حلی، 1386ش، معارج الفهم فی شرح النظم، ص464.
  26. احتشامی نیا، محسن؛ خوشرفتار، امین؛ امام رضا(ع) و ترک أولای انبیاء در قرآن، مطالعات قرآن و حدیث سفینه» زمستان 1392 - شماره 41.