جز
جایگزینی متن - 'محمدبن' به 'محمد بن'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'محمدبن' به 'محمد بن') |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل شده است که امیرالمؤمنين على {{ع}} مطابق کتاب و [[سنت رسول خدا]] {{صل}} عمل میکرد. اگر در موردی [[دانشی از کتاب]] و [[سنت]] نزد ایشان نبود<ref>گویا مقصود آن است که اگر چیزی به طور روشن در ظاهر قرآن و سنت نباشد، علم به آنکه در واقع، تفسیر و تفصيل قرآن و سنت است. به امام الهام میشود.</ref>، خداوند [[علم صحیح]] را به ایشان الهام میکرد<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۴. سند این روایت، صحيح است. مرحوم صفار این روایت را با دو سند دیگر نیز نقل کرده است (ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۵). روایت اول از این دو روایت، صحیح السند، و دومی دارای سند موثق است.</ref>. البته در چند [[روایت]]، عبدالرحيم بن [[روح]] از [[امام باقر]] نقل کرده است: سيرة على {{ع}} این بود که هرگاه امری روی میداد که [[حکم]] آن) در [[قرآن]] نازل نشده بود و سنتی (هم از [[پیامبر]] {{صل}}) نبود، [[حدس]] میزد (قرعه میانداخت) و به [[حقیقت]] میرسید<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۸۹؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۳۱۰.</ref>. در پایان این [[روایات]] آمده است که امام باقر {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هِيَ الْمُعْضِلَاتُ}}؛ این مطلب، از امور بسیار مشکل است. | در روایتی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل شده است که امیرالمؤمنين على {{ع}} مطابق کتاب و [[سنت رسول خدا]] {{صل}} عمل میکرد. اگر در موردی [[دانشی از کتاب]] و [[سنت]] نزد ایشان نبود<ref>گویا مقصود آن است که اگر چیزی به طور روشن در ظاهر قرآن و سنت نباشد، علم به آنکه در واقع، تفسیر و تفصيل قرآن و سنت است. به امام الهام میشود.</ref>، خداوند [[علم صحیح]] را به ایشان الهام میکرد<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۴. سند این روایت، صحيح است. مرحوم صفار این روایت را با دو سند دیگر نیز نقل کرده است (ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۵). روایت اول از این دو روایت، صحیح السند، و دومی دارای سند موثق است.</ref>. البته در چند [[روایت]]، عبدالرحيم بن [[روح]] از [[امام باقر]] نقل کرده است: سيرة على {{ع}} این بود که هرگاه امری روی میداد که [[حکم]] آن) در [[قرآن]] نازل نشده بود و سنتی (هم از [[پیامبر]] {{صل}}) نبود، [[حدس]] میزد (قرعه میانداخت) و به [[حقیقت]] میرسید<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۸۹؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۳۱۰.</ref>. در پایان این [[روایات]] آمده است که امام باقر {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هِيَ الْمُعْضِلَاتُ}}؛ این مطلب، از امور بسیار مشکل است. | ||
در صورت [[پذیرفتن]] روایات [[عبدالرحیم]]<ref>وثاقت او نزد بسیاری از رجالیون ثابت نشده است؛ هر چند برخی مانند مرحوم مجلسی او را تأیید کردهاند (ر. ک: سید ابو القاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۸-۷).</ref>، میتوان گفت که مقصود از «[[رجم]]»<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۶، ص۱۱۹: {{عربی|الرجم: القذف بالغيب وبالظن}}، | در صورت [[پذیرفتن]] روایات [[عبدالرحیم]]<ref>وثاقت او نزد بسیاری از رجالیون ثابت نشده است؛ هر چند برخی مانند مرحوم مجلسی او را تأیید کردهاند (ر. ک: سید ابو القاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۸-۷).</ref>، میتوان گفت که مقصود از «[[رجم]]»<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۶، ص۱۱۹: {{عربی|الرجم: القذف بالغيب وبالظن}}، محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۲۷: {{عربی|الرجم. القول بالظن و الحدس، وفي الصحاح: أن يتكلم الرجل بالظن}}؛ فخر الدين بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۶۸:{{عربی|الرجم هو أن يتكلم الرجل بالظن}}.</ref> در این روایات، حدس زدن پا قرعه انداختن است. در برخی از این روایات، به جای رجم، تعبير «سام» آمده که نوعی قرعه انداختن بوده است<ref>ر. ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۴، ص۱۱؛ محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۳۰۸.</ref>. اگر مقصود، قرعه انداختن باشد، به طور طبیعی مربوط به امور جزئی است که قرعه انداختن در آنها جایز است؛ یا آنکه اساسا قرعه برای آن [[حضرت]] (به طور خاص) یکی از راههای تشخیص حکم بوده است<ref>ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۲، ص۱۷۷.</ref>. احتمال قویتر آن است که مقصود از رجم در این روایات، همان [[الهام]] باشد. عمل کردن به حدس و [[گمان]] در [[امور دینی]]، پذیرفته و [[پسندیده]] نیست و موجب [[اطمینان]] نیافتن به [[درستی]] آن سخن میشود، افزون بر آنکه نمیتوان حکمی را یافت که در آن [[دستوری]] از [[قرآن]] و [[سنت]]، هر چند به شکل کلی، نیامده باشد. بنابراین مقصود از [[رجم]] در این گونه موارد، به احتمال زیاد همان [[الهام]] است که با تعبیر [[حدس]] و [[گمان]]، بیان یا نقل شده است<ref>ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۲، ص۳۳-۳۲.</ref>؛ زیرا در هر دو حالت (حدس و الهام)، دانشی به [[قلب]] فرد افکنده میشود و او مطابق آنچه در قلب خود مییابد، [[اقدام]] میکند. تفاوت این دو در آن است که در حدس، ضمانتی بر درستی آن نیست؛ اما الهام منبعی [[الهی]] دارد و [[مطابق با واقع]] است. | ||
در روایتی دیگر، [[امام باقر]] {{ع}} خبر دادند که شبهای [[جمعه]] بر [[علم ائمه]] افزوده میشود و ایشان در حالی صبح میکنند که [[علوم]] بسیاری به آنان الهام شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۳۰.</ref>. در [[روایات]] متعددی از [[امام صادق]] {{ع}}، افكندن در [[دل]] یا شنیدن صدا با گوش، یکی از شیوههای دریافت برخی علوم توسط [[ائمه]] {{عم}} معرفی شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۹-۳۱۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۶. این روایات، مستفیضاند.</ref>. در یکی از این روایات نقل شده است: یکی از [[اصحاب]] از ایشان پرسید: [[امام]] مطلبی را که از او پرسیده میشود و نزد او چیزی نیست، از کجا میداند؟ امام صادق {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|يُنْكَتُ فِي الْقَلْبِ نَكْتاً أَوْ يُنْقَرُ فِي الْأُذُنِ نَقْراً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی به طور خاصی در قلب افکنده میشود یا با گوش شنیده میشود. البته در برخی از این نقلها آمده است که گاهی هر دو شیوه با هم به کار میروند: {{متن حدیث|وَ قَدْ يَكُونَانِ مَعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی هم در دل افکنده میشود و هم گوش صدا را میشنود. «[[نکت]]»، یعنی اثر گذاشتن در چیزی یا به تعبیر دیگر، حک کردن. «نکت الأرض بقضيب أو بأصبعه» یعنی [[زمین]] را با چوب یا انگشت خود خراشید<ref>ر. ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۳۳۹؛ | در روایتی دیگر، [[امام باقر]] {{ع}} خبر دادند که شبهای [[جمعه]] بر [[علم ائمه]] افزوده میشود و ایشان در حالی صبح میکنند که [[علوم]] بسیاری به آنان الهام شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۳۰.</ref>. در [[روایات]] متعددی از [[امام صادق]] {{ع}}، افكندن در [[دل]] یا شنیدن صدا با گوش، یکی از شیوههای دریافت برخی علوم توسط [[ائمه]] {{عم}} معرفی شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۹-۳۱۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۶. این روایات، مستفیضاند.</ref>. در یکی از این روایات نقل شده است: یکی از [[اصحاب]] از ایشان پرسید: [[امام]] مطلبی را که از او پرسیده میشود و نزد او چیزی نیست، از کجا میداند؟ امام صادق {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|يُنْكَتُ فِي الْقَلْبِ نَكْتاً أَوْ يُنْقَرُ فِي الْأُذُنِ نَقْراً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی به طور خاصی در قلب افکنده میشود یا با گوش شنیده میشود. البته در برخی از این نقلها آمده است که گاهی هر دو شیوه با هم به کار میروند: {{متن حدیث|وَ قَدْ يَكُونَانِ مَعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی هم در دل افکنده میشود و هم گوش صدا را میشنود. «[[نکت]]»، یعنی اثر گذاشتن در چیزی یا به تعبیر دیگر، حک کردن. «نکت الأرض بقضيب أو بأصبعه» یعنی [[زمین]] را با چوب یا انگشت خود خراشید<ref>ر. ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۳۳۹؛ محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۱۰۰؛ مبارک بن اثیر جزری، النهاية في غريب الحديث و الاثر، تصحیح محمود محمد طناحی، ج۵، ص۱۱۳.</ref>. نكت مطلبی در [[قلب]]، به تناسب این ریشه به معنای حک کردن یا القای دانشی در قلب است. این عبارت، تعبیر دیگری از [[الهام]] است؛ زیرا افزون بر سازگاری آن با معنای لغوی الهام، در برخی از این [[روایات]]، به جای [[نکت در قلب]] و شنیدن با گوش، آمده است: {{متن حدیث|إِلْهَامٌ وَ سَمَاعٌ، وَ رُبَّمَا كَانَا جَمِيعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>؛ یعنی شیوه دریافت [[علوم]] توسط [[ائمه]] {{عم}} در این گونه موارد، الهام یا شنیدن یا هر دو است. شباهت کامل این روایات با روایات پیشین و به کارگیری الهام در این [[روایت]] به جای [[القا]] در قلب، نشانه [[اتحاد]] مفهوم الهام با حک کردن در قلب است.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۵۷.</ref> | ||
== روایات [[امام کاظم]] و [[امام رضا]] {{ع}} == | == روایات [[امام کاظم]] و [[امام رضا]] {{ع}} == | ||