صفات الهی: تفاوت میان نسخهها
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
== اقسام توحید == | == اقسام توحید == | ||
# [[توحید در ذات]]: توحید در ذات به معنای یگانه و یکتا دانستن [[خداوند متعال]] است. یعنی خداوند متعال ذاتی یگانه بوده و هیچ مثل و مانندی ندارد و از سوی دیگر ذاتی بسیط است و هیچ گونه ترکیبی در او راه ندارد. گاهی از نوع اول از [[توحید ذاتی]]، به توحید واحدی و از نوع دوم به توحید احدی یاد میکنند<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۹۹؛ جعفر سبحانی، الهیات، ج۲، ص۱۱-۳۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۲۰۱.</ref>. | # '''[[توحید در ذات]]:''' توحید در ذات به معنای یگانه و یکتا دانستن [[خداوند متعال]] است. یعنی خداوند متعال ذاتی یگانه بوده و هیچ مثل و مانندی ندارد و از سوی دیگر ذاتی بسیط است و هیچ گونه ترکیبی در او راه ندارد. گاهی از نوع اول از [[توحید ذاتی]]، به توحید واحدی و از نوع دوم به توحید احدی یاد میکنند<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۹۹؛ جعفر سبحانی، الهیات، ج۲، ص۱۱-۳۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۲۰۱.</ref>. | ||
# [[توحید افعالی]]: توحید افعالی به معنای [[نفی]] هر گونه [[شریک]] در [[افعال خداوند]] است. به این معنا که [[خداوند]] در [[افعال]] خود از هرگونه شریک و [[یاوری]] بینیاز است و نیز اینکه هیچ موجودی جز [[خداوند متعال]]، در افعال خود مستقل نیست و هر فعل و اثر و [[تغییر]] و تحولی در [[جهان هستی]] رخ میدهد، تحت [[اراده]] و [[مشیت خداوند]] است. مطابق این بینش، [[انسان]] دست [[قدرت خداوند]] را در همه نظام هستی مشاهده کرده، همه موجودات جهان هستی را [[کارگزاران]] و [[فرمانبرداران]] خداوند متعال میبیند<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۱۰۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۳۷۹ به بعد.</ref>. | # '''[[توحید افعالی]]:''' توحید افعالی به معنای [[نفی]] هر گونه [[شریک]] در [[افعال خداوند]] است. به این معنا که [[خداوند]] در [[افعال]] خود از هرگونه شریک و [[یاوری]] بینیاز است و نیز اینکه هیچ موجودی جز [[خداوند متعال]]، در افعال خود مستقل نیست و هر فعل و اثر و [[تغییر]] و تحولی در [[جهان هستی]] رخ میدهد، تحت [[اراده]] و [[مشیت خداوند]] است. مطابق این بینش، [[انسان]] دست [[قدرت خداوند]] را در همه نظام هستی مشاهده کرده، همه موجودات جهان هستی را [[کارگزاران]] و [[فرمانبرداران]] خداوند متعال میبیند<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۱۰۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۳۷۹ به بعد.</ref>. | ||
# [[توحید در مالکیت]]: توحید در مالکیت به معنای انحصار [[مالکیت]] [[حقیقی]] و مستقل در خداوند متعال و [[نفی]] هرگونه مالکیت حقیقی و مستقل از غیر اوست. مطابق این [[بینش]] مالکیت غیر [[خدا]]، مالکیتی اعتباری و در طول مالکیت خداوند است<ref>عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۴۱۷.</ref>. | # '''[[توحید در مالکیت]]:''' توحید در مالکیت به معنای انحصار [[مالکیت]] [[حقیقی]] و مستقل در خداوند متعال و [[نفی]] هرگونه مالکیت حقیقی و مستقل از غیر اوست. مطابق این [[بینش]] مالکیت غیر [[خدا]]، مالکیتی اعتباری و در طول مالکیت خداوند است<ref>عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۴۱۷.</ref>. | ||
# [[توحید در ربوبیت]]: «[[رب]]» در لغت بر کسی اطلاق میشود که صاحب اختیار کسی یا چیزی است، به گونهای که هرگاه بخواهد بتواند در امور آن کس یا آن چیز دخالت کرده و آن را [[تدبیر]] نماید. [[ربوبیت]] به این معنا لازمه [[مالکیت]] [[حقیقی]] است،؛ چراکه تا موجودی مالک حقیقی موجود دیگری نباشد، نمیتواند مستقلاً و به صورت مطلق، به [[تدبیر امور]] او بپردازد و در امور او دخالت کند. بنابراین [[توحید در ربوبیت]]، به این معناست که تنها [[خداوند]] مالک حقیقی تمام هستی است، تدبیر امور موجودات عالم را عهدهدار بوده، میتواند به صورت مطلق و مستقل در امور موجودات تصرف کرده و آنها را [[تدبیر]] نماید. | # '''[[توحید در ربوبیت]]:''' «[[رب]]» در لغت بر کسی اطلاق میشود که صاحب اختیار کسی یا چیزی است، به گونهای که هرگاه بخواهد بتواند در امور آن کس یا آن چیز دخالت کرده و آن را [[تدبیر]] نماید. [[ربوبیت]] به این معنا لازمه [[مالکیت]] [[حقیقی]] است،؛ چراکه تا موجودی مالک حقیقی موجود دیگری نباشد، نمیتواند مستقلاً و به صورت مطلق، به [[تدبیر امور]] او بپردازد و در امور او دخالت کند. بنابراین [[توحید در ربوبیت]]، به این معناست که تنها [[خداوند]] مالک حقیقی تمام هستی است، تدبیر امور موجودات عالم را عهدهدار بوده، میتواند به صورت مطلق و مستقل در امور موجودات تصرف کرده و آنها را [[تدبیر]] نماید. | ||
# [[توحید در حاکمیت]]: «توحید در حاکمیت» به این معناست که [[حاکمیت]] که به معنای [[تسلط]] بر [[جان]] و [[مال]] [[انسانها]] و [[اداره امور]] [[جامعه]] است از [[شئون]] [[خداوند]] است و تنها [[حاکم]] مستقل و [[حقیقی]] اوست و [[حاکمیت]] دیگران تنها در سایه [[اذن الهی]] اعتبار مییابد<ref>جعفر سبحانی، الهیات، ج۲، ص۷۳؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۴۳۲ به بعد؛ محمد سعیدی مهر، کلام اسلامی، ج۱، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>. | # '''[[توحید در حاکمیت]]:''' «توحید در حاکمیت» به این معناست که [[حاکمیت]] که به معنای [[تسلط]] بر [[جان]] و [[مال]] [[انسانها]] و [[اداره امور]] [[جامعه]] است از [[شئون]] [[خداوند]] است و تنها [[حاکم]] مستقل و [[حقیقی]] اوست و [[حاکمیت]] دیگران تنها در سایه [[اذن الهی]] اعتبار مییابد<ref>جعفر سبحانی، الهیات، ج۲، ص۷۳؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۴۳۲ به بعد؛ محمد سعیدی مهر، کلام اسلامی، ج۱، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>. | ||
# [[توحید در عبادت]]: یکی از مهمترین اقسام [[توحید عملی]]، [[توحید در عبادت]] است، به این معنا که تنها باید [[خدا]] را [[پرستش]] کرد و غیر او کسی شایسته پرستش نیست،؛ چراکه [[عبادت]] شایسته کسی است که کمال مطلق بوده و از همگان بینیاز است، آفریننده همه موجودات و [[بخشنده]] [[نعمتها]] به [[بندگان]] است<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۶؛ و نیز ر.ک: عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۵۱۶.</ref>. | # '''[[توحید در عبادت]]:''' یکی از مهمترین اقسام [[توحید عملی]]، [[توحید در عبادت]] است، به این معنا که تنها باید [[خدا]] را [[پرستش]] کرد و غیر او کسی شایسته پرستش نیست،؛ چراکه [[عبادت]] شایسته کسی است که کمال مطلق بوده و از همگان بینیاز است، آفریننده همه موجودات و [[بخشنده]] [[نعمتها]] به [[بندگان]] است<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۶؛ و نیز ر.ک: عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۵۱۶.</ref>. | ||
# توحید در محبت: از جمله مراتب دیگر [[توحید]]، توحید در محبت است. به این معنا که انسان فقط خداوند را بالاصاله [[دوست]] داشته باشد و [[دوستی]] دیگران پرتوی از دوستی خداوند و در طول دوستی خداوند باشد. | # '''توحید در محبت:''' از جمله مراتب دیگر [[توحید]]، توحید در محبت است. به این معنا که انسان فقط خداوند را بالاصاله [[دوست]] داشته باشد و [[دوستی]] دیگران پرتوی از دوستی خداوند و در طول دوستی خداوند باشد. | ||
# [[توحید در استعانت]]: [[استعانت]] به معنای «درخواست کمک» است و مراد از توحید در استعانت این است که [[انسان]] در امور خود تنها به [[خداوند]] متکی باشد و تنها از او [[یاری]] بخواهد و تنها دست استمداد به سوی او دراز کند<ref>[[مهدی رودبندی زاده|رودبندی زاده، مهدی]]، [[خداشناسی توحیدی - رودبندی (مقاله)|مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۶.</ref>. | # '''[[توحید در استعانت]]:''' [[استعانت]] به معنای «درخواست کمک» است و مراد از توحید در استعانت این است که [[انسان]] در امور خود تنها به [[خداوند]] متکی باشد و تنها از او [[یاری]] بخواهد و تنها دست استمداد به سوی او دراز کند<ref>[[مهدی رودبندی زاده|رودبندی زاده، مهدی]]، [[خداشناسی توحیدی - رودبندی (مقاله)|مقاله «خداشناسی توحیدی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۲۰ ـ ۱۲۶.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۳۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۴۸
مقدمه
در اصطلاح علم کلام، مراد از صفات الهی، مفاهیمی است که قائم به خود نیستند و از موصوف خویش- یعنی خداوند تعالی- جدایی نمیپذیرند[۱].[۲]
اثبات صفات الهی
اثبات نقلی
قرآن کریم برای خداوند، صفات و اسمائی را برشمرده است[۳] و برخی صفات را از خداوند نفی کرده است[۴]. بنابر روایات بزرگان معصوم(ع) خداوند را باید تنها به همین صفات که خود برشمرده است، وصف کرد و نباید صفتی برای ذات اقدس الهی برساخت[۵].[۶]
اثبات عقلی
برهان عقلی در این باره دارای دو مقدمه است:
- معلولات و مخلوقات را صفات کمالی- همانند علم، قدرت و حیات- است.
- میان علت و معلول، اصل سنخیت حاکم است. صفات معلولات باید در علت به صورتی کاملتر موجود باشند؛ زیرا فاقد شیء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که خداوند واجد این صفات به صورت اکمل است[۷].
برهان عقلی بر نامحدودیت صفات الهی نیز با دو مقدمه برپا میشود:
- خداوند را وجودی است نامحدود.
- صفات خداوند عین ذات اویند.
نتیجه آنکه صفات خداوند نامحدودند[۸].[۹]
جایگاه مبحث صفات الهی
خداشناسی محور تعالیم اسلامی است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: اثبات وجود خدا؛ اثبات وحدانیت خدا؛ اثبات صفات الهی. مبحث سوم، از گستره فراختری برخوردار است[۱۰]. درباره صفات الهی سه دیدگاه مطرح است: تشبیه؛ تعطیل؛ تنزیه. دیدگاه نخست، صفات الهی را به معنای ظاهر حمل میکند و تفسیر و تأویل را برنمیتابد. دیدگاه دوم عقل را از شناخت اوصاف الهی یکسره ناتوان میشمارد. بنابر این دیدگاه، عقل را نمیرسد که به معرفت اوصاف خداوند راه یابد و در این مقام جولان دهد. دیدگاه متکلمان امامیه، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، خداوند انسان را از نعمت عقل بهرهمند ساخته و چنین نیست که دست این نعمت خدادادی در شناخت صفات الهی به کلی کوتاه باشد. برای صفات خدا باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقلپذیر به اندیشه درآورد و این نظریه را کتاب و سنت معصومین(ع) تأیید کردهاند[۱۱]. در روایتی از امام علی(ع) آمده است: "عقلها را از حدود صفات خود آگاه نساخته و از معرفت خود محروم نگردانیده است"[۱۲].[۱۳]
توقیفی بودن صفات و اسماء الهی
در جواز اطلاق صفات و اسمائی که شارع بر آنها اذن داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع شارع بر آنها موجود است. اختلاف در صفات و اسمائی است که از سوی شارع نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و اسماء حکم کردهاند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که خداوند را تنها به صفات و اسمائی میتوان خواند که خود خوانده است یا پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع). اینان بر ادعای خویش به احادیث معصومین(ع) استناد جسته و آن را مذهبی امامیه در این موضوع میشمارند[۱۴]. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهادهاند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمردهاند[۱۵].
توحید در صفات
مراد فیلسوفان و متکلمان از این اصطلاح آن است که چون صفتی را به خداوند نسبت میدهیم، آن صفت، عین ذات خداوند است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. صفات خداوند عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. خداوند را ذاتی است بسیط؛ ولی عقل ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع میکند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط الهی نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به ذات خداوند اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن متحد گردد. عقل انسانی، مفاهیم را تنها به ذات بسیط خداوند نسبت میدهد. بدینسان، مراد از توحید صفاتی، این است که صفات الهی چیزی جز ذات الهی نیستند[۱۶].[۱۷]
تقسیمات صفات الهی
برای صفات الهی چند دستهبندی پیش کشیدهاند:
- صفات ثبوتیه و سلبیه: صفات ثبوتیه آن صفاتی را گویند که خداوند بدانها متصف است. این صفات، از جمال خداوند سخن میگویند و بدین روی آنها را "صفات جمالیه" نیز گویند. صفات ثبوتیه، خود، بر سه دستهاند: حقیقیه محضه مانند حیات؛ اضافیه محضه مانند خالقیت و رزاقیت؛ حقیقیه ذات الاضافه مانند عالِمیت و قادریت[۱۸]. صفات سلبیه آن دسته صفاتاند که اتصاف خداوند بدانها ممتنع است و سلب و نفی آنها از ذات باری تعالی واجب است. اینگونه صفات را "صفات جلالیه" نیز گویند؛ همانند جسمیت و مادیت.
- صفات ذاتیه و فعلیه: صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات الهی انتزاع مییابند؛ همانند حیات، علم و قدرت. صفات فعلیه آناند که بر اثر رابطه خدای متعال با آفریدگان پدید میآیند؛ مانند خالقیت و رزاقیت. اینگونه صفات، از افعال خداوند انتزاع مییابند[۱۹].
- صفات نفسیه و اضافیه: صفات نفسیه آناند که ذات باری تعالی، بیانتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آناند که با لحاظ اضافه ذات خداوند به غیر ذات انتزاع مییابند؛ مانند علم به معلوم یا قدرت بر مقدور[۲۰].[۲۱]
اقسام توحید
- توحید در ذات: توحید در ذات به معنای یگانه و یکتا دانستن خداوند متعال است. یعنی خداوند متعال ذاتی یگانه بوده و هیچ مثل و مانندی ندارد و از سوی دیگر ذاتی بسیط است و هیچ گونه ترکیبی در او راه ندارد. گاهی از نوع اول از توحید ذاتی، به توحید واحدی و از نوع دوم به توحید احدی یاد میکنند[۲۲].
- توحید افعالی: توحید افعالی به معنای نفی هر گونه شریک در افعال خداوند است. به این معنا که خداوند در افعال خود از هرگونه شریک و یاوری بینیاز است و نیز اینکه هیچ موجودی جز خداوند متعال، در افعال خود مستقل نیست و هر فعل و اثر و تغییر و تحولی در جهان هستی رخ میدهد، تحت اراده و مشیت خداوند است. مطابق این بینش، انسان دست قدرت خداوند را در همه نظام هستی مشاهده کرده، همه موجودات جهان هستی را کارگزاران و فرمانبرداران خداوند متعال میبیند[۲۳].
- توحید در مالکیت: توحید در مالکیت به معنای انحصار مالکیت حقیقی و مستقل در خداوند متعال و نفی هرگونه مالکیت حقیقی و مستقل از غیر اوست. مطابق این بینش مالکیت غیر خدا، مالکیتی اعتباری و در طول مالکیت خداوند است[۲۴].
- توحید در ربوبیت: «رب» در لغت بر کسی اطلاق میشود که صاحب اختیار کسی یا چیزی است، به گونهای که هرگاه بخواهد بتواند در امور آن کس یا آن چیز دخالت کرده و آن را تدبیر نماید. ربوبیت به این معنا لازمه مالکیت حقیقی است،؛ چراکه تا موجودی مالک حقیقی موجود دیگری نباشد، نمیتواند مستقلاً و به صورت مطلق، به تدبیر امور او بپردازد و در امور او دخالت کند. بنابراین توحید در ربوبیت، به این معناست که تنها خداوند مالک حقیقی تمام هستی است، تدبیر امور موجودات عالم را عهدهدار بوده، میتواند به صورت مطلق و مستقل در امور موجودات تصرف کرده و آنها را تدبیر نماید.
- توحید در حاکمیت: «توحید در حاکمیت» به این معناست که حاکمیت که به معنای تسلط بر جان و مال انسانها و اداره امور جامعه است از شئون خداوند است و تنها حاکم مستقل و حقیقی اوست و حاکمیت دیگران تنها در سایه اذن الهی اعتبار مییابد[۲۵].
- توحید در عبادت: یکی از مهمترین اقسام توحید عملی، توحید در عبادت است، به این معنا که تنها باید خدا را پرستش کرد و غیر او کسی شایسته پرستش نیست،؛ چراکه عبادت شایسته کسی است که کمال مطلق بوده و از همگان بینیاز است، آفریننده همه موجودات و بخشنده نعمتها به بندگان است[۲۶].
- توحید در محبت: از جمله مراتب دیگر توحید، توحید در محبت است. به این معنا که انسان فقط خداوند را بالاصاله دوست داشته باشد و دوستی دیگران پرتوی از دوستی خداوند و در طول دوستی خداوند باشد.
- توحید در استعانت: استعانت به معنای «درخواست کمک» است و مراد از توحید در استعانت این است که انسان در امور خود تنها به خداوند متکی باشد و تنها از او یاری بخواهد و تنها دست استمداد به سوی او دراز کند[۲۷].
جستارهای وابسته
- الله
- اتحاد صفات الهی
- اجتماع تعدد صفات الهی با بساطت ذات خدا
- احوال اربعه
- ازلیت صفات الهی
- اسمای الهی
- اسمای صفات الهی
- اعتباریت صفات الهی
- افعال الهی
- تفاوت تسمیه با اسم
- تکثر صفات الهی
- توحید صفاتی
- توفیقیت صفات الهی
- ثبات الهی
- حاجت در صفات الهی
- حدوث صفات الهی
- حصر صفات الهی
- ذات الهی
- شناخت صفات الهی
- صفات ممکنات
- صفت واحده
- عدد صفات الهی
- علم به صفات الهی
- کمال صفات الهی
منابع
پانویس
- ↑ فرهنگ معارف اسلامی، ۳/ ۱۳۷.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.
- ↑ به عنوان نمونه: ﴿وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۰.
- ↑ به عنوان نمونه: ﴿فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾؛ سوره شوری، آیه ۱۱؛ ﴿فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلَّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾؛ سوره نحل، آیه ۷۴؛ ﴿ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ﴾؛ سوره اخلاص، آیه ۴.
- ↑ الاصول من الکافی، ۱/ ۱۰۲.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.
- ↑ قلمرو دین، ۵۲.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۰.
- ↑ دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۰/ ۷۵.
- ↑ محاضرات فی الالهیات، ۱۰۰ و ۱۰۱.
- ↑ نهجالبلاغه، خ ۲۹۱.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۱.
- ↑ اوائل المقالات، ۱۹ و ۲۰.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۱.
- ↑ خداشناسی، ۱۲۳- ۱۲۱.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۲.
- ↑ گوهر مراد، ۲۴۶.
- ↑ آموزش عقاید، ۷۴.
- ↑ محاضرات فی الالهیات، ۱۱۴ و ۱۱۵.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۳۲۲.
- ↑ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۹۹؛ جعفر سبحانی، الهیات، ج۲، ص۱۱-۳۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۲۰۱.
- ↑ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۱۰۲؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۳۷۹ به بعد.
- ↑ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۴۱۷.
- ↑ جعفر سبحانی، الهیات، ج۲، ص۷۳؛ عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۴۳۲ به بعد؛ محمد سعیدی مهر، کلام اسلامی، ج۱، ص۱۲۱-۱۲۲.
- ↑ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۶؛ و نیز ر.ک: عبدالله جوادی آملی، توحید در قرآن، ص۵۱۶.
- ↑ رودبندی زاده، مهدی، مقاله «خداشناسی توحیدی»، منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱، ص۱۲۰ ـ ۱۲۶.