آزادی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۸۶۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۰ نوامبر ۲۰۱۹
خط ۴۶: خط ۴۶:


==مصادیق آزادی در [[سیره نبوی]]{{صل}}==
==مصادیق آزادی در [[سیره نبوی]]{{صل}}==
===آزادی تن===
==[[آزادی تن]]==
*[[اسلام]]، شخصیت بردگان را [[احیا]] کرد. [[سلمان]]، [[بلال]] و [[عمار یاسر]]، بردگان آزادهای هستند که از [[یاران]] برجسته [[پیامبر]]{{صل}} به شمار می‌آیند و [[رفتار]] انسانی با بردگان از سفارش‌های [[اسلام]] است<ref>ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۴۲۱.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۲.</ref>.
*[[پیامبر]]{{صل}} به هر مناسبتی به هر دو طبقه گوشزد می‌کرد که اربابان و بردگان، [[برادر]] یکدیگر و همه آنها از یک نژادند و منشأ اصلی همگی از همین [[خاک]] [[زمین]] است<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۱۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۶۱؛ واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۸۳۶ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۲۲۶.</ref> و سفیدپوستان بر سیاه پوستان هیچ گونه [[برتری]] ندارند<ref>محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۸ و شیخ مفید، الاختصاص، ص ۳۴۱.</ref>. بردگان، [[برادران]] شمایند که زیر دست شما واقع شده‌اند و [[حقوقی]] دارند و شما باید از هر نوع [[غذا]] که می‌خورید، به آنها بخورانید و از هرچه می‌پوشید، به آنها بپوشانید و آنها را به کار [[طاقت]] فرسا وادار نکنید و خودتان در [[کارها]] به آنها [[کمک]] کنید <ref>البخاری، صحیح، ج ۳، ص ۱۲۳ و العینی، عمدة القاری، ج ۱۳، ص ۱۰۶.</ref>. هرگاه آنها را صدا می‌زنید، [[ادب]] را رعایت کنید و نگویید "[[بنده]] من" یا "کنیز من". همه مردان، [[بندگان خدا]] و [[زنان]]، کنیزان خدایند و او مالک همگی است؛ بلکه بگویید: "پسرک من!"، "جوانک من!"<ref>مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۷، ص ۴۶؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۴۶۳ و أبو یعلی الموصلی، مسند، ج ۱۱، ص ۳۹۱.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۳.</ref>.
*ابوعزیز، [[پرچمدار]] [[قریش]] که در [[جنگ بدر]] به [[اسارت]] [[سپاه اسلام]] در آمده بود، می‌گوید: "از روزی که [[پیامبر]]{{صل}} درباره [[اسیران]] به ما سفارش کرد، ما به قدری در میان آنها محترم بودیم که تا ما را سیر نمی‌کردند، خود [[غذا]] نمی‌خوردند"<ref>تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۴۶۰ - ۴۶۱؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۶۴۵؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۱۲۰ و حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۱، ص ۳۴۵.</ref>. سپس [[رسول اکرم]]{{صل}} با [[تدابیر]] عملی، [[مردم]] را به آزاد کردن برده‌ها [[تشویق]] کرد؛ برای مثال، ایشان [[زید بن حارثه]]، [[غلام]] خود را که همسرش، [[خدیجه]] به او بخشیده بود، آزاد و او را میان جمع [[قریش]] پسرخوانده خویش معرفی کرد<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۲، ص ۱۲۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۵۴۳ - ۵۴۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج ۲، ص ۴۹۵ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۹ - ۳۱.</ref> و سپس دختر عمه خود [[زینب]] را به همسری او در آورد تا به دیگران درس عملی بدهد و [[قانون]] [[مساوات]] را پایه گذاری کند<ref>الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۸۰ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۴، ص ۱۴۵.</ref><ref>[[هادی اکبری|اکبری، هادی]] و [[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۸۳-۸۴.</ref>.


==نتیجه ==
==نتیجه ==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش