ولایت تشریعی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'خارجی' به 'خارجی')
خط ۱۴: خط ۱۴:
*قبول نظامات غیر شرعی، یک نوع [[پرستش]] و [[عبادت]] [[توحید]] غیر، و مشرکانه و خلاف [[عقیده]] [[توحید]] و نظاماتی است که منشأ و منبع آن [[توحید]] است، و با [[خالص]] کردن [[اطاعت]] برای [[خدا]] نیز [[مخالف]] است، و فکراً و عملاً [[شرک]] است: {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند» سوره بینه، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ}}<ref>«آگاه باش که دین ناب، از آن خداوند است» سوره زمر، آیه ۳.</ref>.
*قبول نظامات غیر شرعی، یک نوع [[پرستش]] و [[عبادت]] [[توحید]] غیر، و مشرکانه و خلاف [[عقیده]] [[توحید]] و نظاماتی است که منشأ و منبع آن [[توحید]] است، و با [[خالص]] کردن [[اطاعت]] برای [[خدا]] نیز [[مخالف]] است، و فکراً و عملاً [[شرک]] است: {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند» سوره بینه، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ}}<ref>«آگاه باش که دین ناب، از آن خداوند است» سوره زمر، آیه ۳.</ref>.
*بنابراین، [[ولایت]] بر قانون‌گذاری – اگر صحتِ [[جعل]] آن برای غیر [[خدا]] ثابت شد – حتماً باید به [[جعل]] و اعطای [[خدا]] باشد، و [[ولایت تشریعی]] بر [[جعل احکام]] و [[تشریع]] [[قوانین]] و نظامات باید از جانب [[خدا]] باشد، و از جانب غیر [[خدا]] – اگرچه تمام افراد [[جامعه]] باشند – صحیح نیست و مداخله در [[شئون]] و اختصاصات [[الهی]] و مشرکانه است، چنانکه در [[تعیین]] زمام‌دار و [[ولیّ]] امور [[خلق]] نیز همین معیار را باید رعایت کرد و از منطقه [[حکومت]] و [[سلطنت الهی]] به اندازه سرِمویی نباید خارج شد. در اینکه یک معنای [[ولایت تشریعی]]، [[ولایت]] به نحو [[جعل]] و [[تشریع]] بر امور [[تشریعی]] و [[جعل]] [[قانون]] است شبهه‌ای نیست، چنان‌که در اینکه این [[ولایت]] از جانب [[خدا]]، به‌طور کلی و در [[جعل]] تمام [[قوانین]] و [[احکام]]، به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}}، اعطا نشده است سخنی نیست و [[عقل]] و [[نقل]] بر آن اتفاق دارند<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.</ref>.
*بنابراین، [[ولایت]] بر قانون‌گذاری – اگر صحتِ [[جعل]] آن برای غیر [[خدا]] ثابت شد – حتماً باید به [[جعل]] و اعطای [[خدا]] باشد، و [[ولایت تشریعی]] بر [[جعل احکام]] و [[تشریع]] [[قوانین]] و نظامات باید از جانب [[خدا]] باشد، و از جانب غیر [[خدا]] – اگرچه تمام افراد [[جامعه]] باشند – صحیح نیست و مداخله در [[شئون]] و اختصاصات [[الهی]] و مشرکانه است، چنانکه در [[تعیین]] زمام‌دار و [[ولیّ]] امور [[خلق]] نیز همین معیار را باید رعایت کرد و از منطقه [[حکومت]] و [[سلطنت الهی]] به اندازه سرِمویی نباید خارج شد. در اینکه یک معنای [[ولایت تشریعی]]، [[ولایت]] به نحو [[جعل]] و [[تشریع]] بر امور [[تشریعی]] و [[جعل]] [[قانون]] است شبهه‌ای نیست، چنان‌که در اینکه این [[ولایت]] از جانب [[خدا]]، به‌طور کلی و در [[جعل]] تمام [[قوانین]] و [[احکام]]، به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}}، اعطا نشده است سخنی نیست و [[عقل]] و [[نقل]] بر آن اتفاق دارند<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.</ref>.
*معنای دیگر [[ولایت]] تشریعیه، [[ولایتی]] است که کسی بر حسب [[تشریع]] و [[حکم خدا]]، بر چیزی یا شخص یا اشخاصی داشته باشد، که از آن تعبیر به [[ولایت]] شرعیه نیز می‌شود. وقتی این [[ولایت]] را به "تشریعیه" توصیف کنیم، در مقابلِ [[ولایت]] تکوینیه است، که به [[تکوین]] و [[احداث]] [[خارجی]] موجود شده، نه به [[تکوین]] انشایی و اعتباری، و وقتی آن را به "شرعیه" [[وصف]] کنیم، در مقابل ولایت‌های غیر شرعیه و جائره است<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.</ref>.
*معنای دیگر [[ولایت]] تشریعیه، [[ولایتی]] است که کسی بر حسب [[تشریع]] و [[حکم خدا]]، بر چیزی یا شخص یا اشخاصی داشته باشد، که از آن تعبیر به [[ولایت]] شرعیه نیز می‌شود. وقتی این [[ولایت]] را به "تشریعیه" توصیف کنیم، در مقابلِ [[ولایت]] تکوینیه است، که به [[تکوین]] و [[احداث]] خارجی موجود شده، نه به [[تکوین]] انشایی و اعتباری، و وقتی آن را به "شرعیه" [[وصف]] کنیم، در مقابل ولایت‌های غیر شرعیه و جائره است<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.</ref>.
*این [[ولایت]]، بی‌اشکال به اقسامی که دارد ثابت است و [[آیات قرآن]] و صدها [[حدیث]] معتبر بر آن دلالت دارند، و بخش مهمی از [[فقه]] [[اسلام]]، درباره این [[ولایت]] و اقسام و حدود آن است.
*این [[ولایت]]، بی‌اشکال به اقسامی که دارد ثابت است و [[آیات قرآن]] و صدها [[حدیث]] معتبر بر آن دلالت دارند، و بخش مهمی از [[فقه]] [[اسلام]]، درباره این [[ولایت]] و اقسام و حدود آن است.
*[[ولایت]] شخص بر نفس خود، از اقسام این [[ولایت]] است؛ که مثلاً [[تسلط]] دارد خود را اَجیرِ دیگری کند. و [[ولایت]] شخص بر [[اموال]] خود و [[ولایت]] [[پدر]] و جَدّ پدری بر [[فرزندان]] صِغار خود و [[ولایت]] [[قاضی]] و [[امیر]] و [[والی]] [[شرعی]] بر [[حکم]] و [[قضا]] و رتق و فتق امور، که عُموم [[مسلمانان]] از [[شیعه]] و [[سنّی]] اتفاق دارند و [[حکم]] [[سلطان]] و [[والی]] را شرعاً واجب‌الاطاعه می‌دانند<ref>توضیح این موارد در فصل قبل، گفتار سوم از نظرها گذشت.</ref>.
*[[ولایت]] شخص بر نفس خود، از اقسام این [[ولایت]] است؛ که مثلاً [[تسلط]] دارد خود را اَجیرِ دیگری کند. و [[ولایت]] شخص بر [[اموال]] خود و [[ولایت]] [[پدر]] و جَدّ پدری بر [[فرزندان]] صِغار خود و [[ولایت]] [[قاضی]] و [[امیر]] و [[والی]] [[شرعی]] بر [[حکم]] و [[قضا]] و رتق و فتق امور، که عُموم [[مسلمانان]] از [[شیعه]] و [[سنّی]] اتفاق دارند و [[حکم]] [[سلطان]] و [[والی]] را شرعاً واجب‌الاطاعه می‌دانند<ref>توضیح این موارد در فصل قبل، گفتار سوم از نظرها گذشت.</ref>.

نسخهٔ ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۱۵:۱۶

این مدخل از زیرشاخه‌های ولایت و مرتبط با بحث تشریع است. "ولایت تشریعی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ولایت تشریعی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

معانی ولایت تشریعی

تفویض ولایت تشریعی

  1. ولایت تشریعی بر بیان احکام در مواقع مقتضی و مناسب.
  2. ولایت بر بیان مصادیق و صُغریات و خصوصیات و حدود احکام؛ به نحوی که در ذهن روشن صاف آن بزرگواران منعکس گردد، به طوری که پس از بیان در بسیاری از موارد، دیگران هم آنچه را قبلاً از درکش عاجز بودند، درک و تصدیق می‌کردند.
  3. ولایت بر امور حکم و اداره و شئونی که پیغمبر(ص)، بر آن به مقتضای مقام حکومت عامّه ولایت داشتند.
  4. ولایت بر امور مالی، و تفویض آن به ایشان و محامل دیگر[۲۲].

منابع

جستارهای وابسته

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. «داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید» سوره یوسف، آیه ۴۰.
  2. «آیا به آن کسان ننگریسته‌ای که گمان می‌برند به آنچه به سوی تو و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده است ایمان دارند (اما) بر آنند که داوری (های خود را) نزد طاغوت برند با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند و شیطان سر آن دارد که آنان را به گمراهی ژرفی درافکند * و چون به آنان گفته شود که به سوی آنچه خداوند فرو فرستاده است و به سوی این پیامبر آیید دورویان را خواهی دید که یکسره روی از تو باز می‌گردانند» سوره نساء، آیه ۶۰-۶۱.
  3. «و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشته‌اند، با درستی آیین، بپرستند» سوره بینه، آیه ۵.
  4. «آگاه باش که دین ناب، از آن خداوند است» سوره زمر، آیه ۳.
  5. لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.
  6. لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۱۲۳.
  7. توضیح این موارد در فصل قبل، گفتار سوم از نظرها گذشت.
  8. «لَا دِينَ لِمَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ لَا عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ»؛ کلینی، اصول کافی، ترجمه و شرح مصطفوی، ج۲، ص۲۰۵.
  9. «و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶.
  10. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  11. «سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.
  12. اکبری و یوسفی، ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی، ص۱۵۳-۱۵۷.
  13. کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۶۵ به بعد.
  14. بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۲۸–۳۵۰.
  15. ابن‌فروخ صفّار، بصائر الدّرجات (یک جلدی)، ص۳۷۸ به بعد.
  16. فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۱.
  17. فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۱؛ ر.ک: محمدباقر مجلسی، مرآة العقول.
  18. آیت الله جوادی آملی برای استحاله تفویض کار به اولیای الهی دو برهان ارائه داده‌اند: برهان اوّل آن است که چون ربوبیت خدا نامحدود است، امکان ندارد بتوان آن را تقطیع نمود. به‌طوری که در گوشه‌ای از جهان - خواه امور تشریعی و یا تکوینی - کار به دیگری واگذار شده باشد و ربّ مطلق نقشی در اصل حدوث یا مرحله بقای آن نداشته باشد. پس تفویض کار خدا در تکوین و تشریع به فرشتگان یا انبیا و اولیا مستحیل است... برهان دوم آن است که فقر، مقوّم ذات موجودات امکانی است و چیزی که ذاتاً فقیر است نه میتوان او را به حال خودش رها کرد، چرا که در این صورت معدوم صِرف می‌شود و نه میتوان کارهای دیگری را به او ارجاع نمود، چه اینکه او در کارهای خود نیاز به قیّم دارد، چه رسد به کارهای دیگران. پس حدّ وسط برهان دوم فقر ذاتی موجودات امکانی است. ولایت در قرآن، ص۲۰۲.
  19. لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.
  20. نسبت به امام(ع) اگرچه مقام عصمت و طهارت قلبی و قدس ذاتی پیغمبر را دارا است، این تفویض مشکل و به فرمایش علامه مجلسی – در شرح حدیث هشتم این باب در مرآة العقول – محتاج به تکلف است؛ زیرا با ضرورت خاتمیت دین اسلام و اکمال دین و پایان قانون‌گذاری و تغییر نیافتن احکام تا روز قیامت که: «حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»؛ باید توجیه قول به این‌گونه تفویض به امام، در هر حدّی فرض شود، به نحوی که با این معانی منافی نباشد، ممکن باشد. از این جهت می‌توان گفت: اگر اخباری مُشعِر یا ظاهر در این نوع مقام ولایت تشریعی برای ائمه اطهار(ع)، باشد، محمول بر تفویض اظهار بعضی از احکام مخزونه نزد ایشان است، و یا مراد واگذاری تشخیص مصادیق و تبیین جهات و حدود احکام به ذهن ثاقب و ملهَم، و ضمیر مؤید و روشن و صاف امام(ع) است، که بسا با استنباط افرادی عادی درک نمی‌شود، و در موارد بسیار، در فقه و تفسیر و مسائل مشکلی که جلو آمد، درک عالی و ضمیر روشن و مؤید آنها حلّال مشکلات شد؛ به نقل از: لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.
  21. لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.
  22. اکبری و یوسفی، ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی، ص۱۵۸-۱۶۱.