فاطمه بنت اسد: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۰۷: | خط ۱۰۷: | ||
==[[هجرت]] [[فاطمه]] به [[مدینه]]== | ==[[هجرت]] [[فاطمه]] به [[مدینه]]== | ||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین، اولین زنی بود که پیاده از [[مکه]] به سوی مدینه هجرت کرد<ref>این با آنچه که علی{{ع}}، مادرش فاطمه و سایر فاطمههای هاشمی را به مدینه برد، منافاتی ندارد و بعید نیست که وی ملازم با علی{{ع}} و پا برهنه به مدینه هجرت کرده باشد.</ref>. [[علامه امینی]] از [[سبط ابن جوزی]] نقل میکند بانوی گرانقدر فاطمه بنت اسد نه تنها پیاده بلکه با پای برهنه هجرت فرموده است<ref>الغدیر، علامه امینی (ترجمه: جمعی از مترجمان)، ج۱۱، ص۴۴.</ref>. برخی گفتهاند، فاطمه پیش از هجرت از [[دنیا]] رفت ولی درست آن است که وی هجرت کرد و در مدینه از دنیا رفت و [[شعبی]] نیز به این نظر [[معتقد]] است<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۲۶۹.</ref>.<ref>[[حسین شهسواری|شهسواری، حسین]]، [[فاطمه بنت اسد (مقاله)|مقاله «فاطمه بنت اسد»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۵۰۷-۵۰۹.</ref> | |||
==[[رحلت]] [[فاطمه]] و [[ناراحتی]] [[رسول خدا]]{{صل}}== | ==[[رحلت]] [[فاطمه]] و [[ناراحتی]] [[رسول خدا]]{{صل}}== | ||
نسخهٔ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۴۳
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
| فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف | |
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| زادگاه | مکه |
| محل زندگی | مکه • مدینه |
| مهاجر/انصار | مهاجر |
| خویشاوندان سرشناس | امام علی(ع) (فرزند) • ابوطالب (همسر) |
| مدفن | قبرستان بقیع، مدینه |
| مشخصات دینی | |
| زمان اسلام آوردن | دومین زنی که مسلمان شد |
| هجرت به | مدینه |
| دلیل شهرت | مادر امام علی(ع) |
| نقشهای برجسته | سرپرستی پیامبر خاتم در کودکی |
| مشخصات حدیثی | |
فاطمه بنت اسد، مادر امام علی(ع) و همسر ابوطالب است. این بانو از زنانی است که جزو اصحاب پیامبر به شمار می آیند، دومین زنی است که مسلمان شد و نخستین زنی است که به مدینه هجرت کرد.
نام و نسب
فاطمه بنت اسد بن هاشم، نام مادرش فاطمه بنت قیس و دختر عموی زائدة بن اصم جد مادری حضرت خدیجه بوده است. فاطمه همسر ابوطالب بن عبدالمطلب است[۱]. نسل اسد بن هاشم فقط از فاطمه باقی ماند و از دیگر فرزندان وی نسلی نماند[۲]. او مادر علی بن ابی طالب است که برای پیامبر(ص) نیز همچون مادر بودند و پیامبر(ص) در دامان این بانوی بزرگوار تربیت شد و از اولین کسانی است که به ایشان ایمان آورد و با آن حضرت به مدینه مهاجرت کرد. در وصف او گفتهاند: او اولین زن هاشمی است که برای مردی هاشمی فرزند آورد[۳].[۴]
فرزندان فاطمه
فاطمه بنت اسد چهار پسر به دنیا آورد. طالب که بزرگترین آنها بود و کنیه ابوطالب به همین دلیل است. عقیل، جعفر و بالاخره علی(ع) که از نظر سن کوچکترین و از جهت کمالات جسمانی و روحانی کاملترین آنان بود[۵].
عدهای فرزندان ابوطالب را شش نفر که چهار پسر و دو دختر است، میدانند و نوشتهاند: ابوطالب از فاطمه دارای شش فرزند بود که عبارتند از: طالب، عقیل، جعفر، علی(ع) که هر یک از آنها به ترتیب ده سال بزرگتر از دیگری بود و امّ هانی و جمانه که مادر همه این شش فرزند فاطمه بنت اسد بود[۶].[۷].[۸]
جایگاه فاطمه
فاطمه بنت اسد، زنی فاضل و درستکار بود که ابتدای بعثت، اسلام آورد و رسول خدا(ص) بیشتر اوقات به دیدارش میرفت و در خانهاش به استراحت میپرداخت[۹]. حضرت درباره ایشان فرمود: او براستی مادرم بود کودکان خود را گرسنه میداشت و مرا سیر میکرد و آنان را گردآلود و ژولیده میگذاشت و مرا شسته و آراسته میداشت و معطر میساخت و مادرم بود[۱۰]. و نیز فرموده: من از آن هنگام که به وی پناه بردم، یتیمی را احساس نکردم[۱۱].
هنگام میلاد رسول خدا(ص) اتفاقات شگرفی پدید آمد که مادر آن حضرت و فاطمه بنت اسد دیده و گزارش کردهاند که در کتابهای تاریخ و سیره پیامبر اکرم(ص) به طور کامل آمده است، از جمله از امام جعفر بن محمد(ع) روایت شده است که فرمود: "چون رسول خدا(ص) به دنیا آمد (کاخهای) سفید فارس و قصرهای شام ـ در پرتو نوری که تابید ـ برای آمنه آشکار شد. پس فاطمه بنت أسد، مادر امیرالمؤمنین، خندان و شاداب نزد ابوطالب امد و به او آنچه را که آمنه گفته بود، خبر داد. ابوطالب نیز مژده ولادت وصی و وزیر پیامبر(ص) را از رحم وی به او داد"[۱۲].
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: "جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و فرمود: "ای محمد خدای جل جلاله به تو سلام میرساند و میفرماید: "من آتش را حرام کردم بر پدری که تو را آورد و شکمی که تو را پرورد و دامنی که تو را بار آورد". فرمود: ای جبرئیل، توضیح بده. فرمود: "پدری که تو را آورد، عبدالله بن عبدالمطلب است و شکمی که تو را پرورد، آمنه دختر وهب است و دامنی که تو را بار آورد ابوطالب بن عبدالمطلب و فاطمه بنت اسد است"[۱۳].[۱۴]

وضع حمل در کعبه
از ویژگیهای فاطمه بنت اسد که برای هیچ کس حاصل نشد، اینکه دیوار خانه خدا برای او شکافته شد و فرزند برومندش را در آنجا به دنیا آورد و این یک حقیقت و واقعیتی است که شیعه و سنی درباره آن نوشتهاند[۱۵].
مؤرخان، ماجرای ولادت امام علی(ع) را که در مکه و بنا به مشهورترین روایات، در روز جمعه سیزدهم ماه رجب اتفاق افتاد، چنین نقل کردهاند: فاطمه بنت اسد برای طواف خانه کعبه از خانه بیرون رفت و در حال طواف خانه بود که او را درد زایمان گرفت و آثار وضع حمل بر وی ظاهر شد (البته در برخی از منابع چنین آمده که چون وی را در خانه درد زایمان گرفت، به سوی خانه خدا روی آورد تا از قاضی الحاجات درخواست کمک کند که این درد برای او آسان گردد؛ با توجه به شخصیت فاطمه این به واقع نزدیکتر است)، پس سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: "ای قیّوم بینیاز و ای خداوند چاره ساز! ای پناه بیچارگان و ای فریاد رس درماندگان! مرا در بیت الله راه ده و در ظلّ حمایت خود پناه ده". باب رحمت به روی او گشوده شد و از گره گشای هستی آنچه خواست به اجابت رسید. عباس بن عبدالمطلب که خود ناظر این ماجرا بود میگوید: "ما به همراه عده زیادی نزد خانه کعبه نشسته بودیم و با یکدیگر گفت و گو میکردیم که فاطمه بنت اسد پیدا شد و طولی نکشید که از دیدگان ما ناپدید گشت. به هر صورت به درون کعبه وارد شد". فاطمه میگوید: بعد از چند روز، آن حضرت را بیرون آوردم و چون به خانه رسیدم، ابوطالب بسیار شادی کرد و چون خبر ولادت امام علی(ع) و باقی حالات دیگر به پیامبر اکرم(ص) رسید آن حضرت متبسّم شده، فرمود: "این مولود، مظهر العجایب و مظهر الغرایب خواهد بود؛ چون مرا ببیند، چشم بگشاید و چون لعاب دهن من تناول کند، شیر بنوشد". پس حضرت او را طلبید و روی اطهر خود بر روی او مالید و سپس آن سرور با حضرت علی سخنانی گفت[۱۶].
عباس بن عبدالمطلب میگوید: بعد از آنکه فاطمه پس از سه روز از همان جایی که به کعبه وارد شده بود، خارج شد، در حالی که علی(ع) نیز در آغوشش بود، به مردم گفت: "ای مردم! به راستی خداوند متعال از میان بندگانش مرا برگزید و نسبت به برگزیدگان پیشین برتری بخشید. خداوند آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) را برگزید چرا که وی مخفیانه خداوند را در جایی عبادت میکرد که به جز در حال اضطرار، چنان عبادتی پذیرفته نمیشود، مریم دختر عمران را انتخاب کرد، چرا که ولادت حضرت عیسی(ع) را برای او آسان کرد و درخت خرمای خشکیده را با تکان دادن سبز کرد و خرمای تازه از آن میافتاد و او میخورد و این در حالی است که خداوند مرا بر آن دو و نیز سایر زنان عالم برتری بخشید و برگزیدهتر ساخت، چرا که من فرزندم را داخل بیت عتیق و خانه کعبه به دنیا آوردم و در آنجا سه روز ماندم و از میوههای بهشتی و برگهای آن استفاده میکردم. هنگامی که خواستم از آنجا بیرون بیایم، ندایی شنیدم که میگفت: ای فاطمه، نام این طفل را علی بگذار که من علی اعلا و بلند مرتبه هستم. من این کودک را از قدرت و عزت و عدل و داد آفریدم و نام او را از نام خود برگرفته و او اول فردی است که بر بام خانه من اذان میگوید و بتها را میشکند و آنها را به رو بر زمین میاندازد و کلمه توحید را برافراشته میکند و او بعد از حبیب و پیامبر و برگزیده از میان آفریدههای من، محمد(ص) رسول من، امام و وصی اوست. خوشا به حال کسی که او را دوست داشته باشد و وای به حال کسی که از او نافرمانی و بر علیه او قیام کند و حقوق او را نادیده بگیرد"[۱۷].[۱۸]
پسر فاطمه جانشین پیامبر(ص)
امام جعفر صادق(ع) فرمود: "پس از تولد پیامبر(ص) فاطمه بنت اسد نزد همسرش ابوطالب آمد تا ولادت پیامبر(ص) را به او بشارت دهد. ابوطالب گفت: روزگاری صبر کن. تو را به فرزندی مانند وی بشارت میدهم، جز آنکه او پیامبر نیست" و در روایت دیگری نقل شده که گفت: "تو نیز وصی و یاور وی را به دنیا خواهی آورد"[۱۹]. همچنین فرمودند: "فاطمه هنگام میلاد پیامبر(ص) به نزد ابوطالب آمد تا تولد پیامبر(ص) را به وی مژده دهد. ابوطالب به وی گفت: تو نیز به مدت "سبت" صبر کن، تو را به فرزندی همانند او مژده میدهم جز اینکه پیامبر نیست". و راوی افزوده است که سبت، سی سال است و میان میلاد پیامبر و علی(ع) سی سال فاصله بود[۲۰].[۲۱]
یار پیامبر(ص)
به نوشته مؤرخان سرپرستی رسول خدا را بعد از عبدالمطلب، عموی ایشان، ابوطالب بر عهده گرفت و در این باره بیشترین تلاش را انجام داد. ابوطالب، مردی بزرگوار و در کمال ناداری، با مهابت بود. از علی(ع) روایت شده است که فرمود: "پدرم در حالی که فقیر بود به سیادت رسید و هیچ فقیری قبل از او به سیادت و برتری نرسید". فاطمه دختر اسد بن هاشم که همسر ابوطالب و مادر همه فرزندان او بود، رسول خدا را در آن دوران همانند فرزندان خود، بلکه بهتر از آنها پرورش داد[۲۲].
رسول خدا در دوران کودکی به جهت اکرام فاطمه و همسرش در میان فرزندان آنان احساس بیگانگی نداشت و تلخی فقدان پدر و ناداری را در نمییافت و چنان مراقبت و تلاشی در نگهداریش از سوی آنان میدید که از آنچه انسان میتواند از رفتار پدر و مادری با یگانه فرزند دلبندشان تصور کند، فراتر میرفت. شدت علاقه فاطمه به او به حدی بود که در سالهای بیآبی و قحطی که مردم از گرسنگی و تشنگی میمردند، فرزندان خود را از خوراک ضروریشان محروم ساخته، تنها او را سیر میکرد و رفتارش تا آنگاه که آن حضرت بزرگ شد و به جوانی رسید، همین گونه بود[۲۳].[۲۴]
اسلام آوردن فاطمه
زمانی که پیامبر مردم را به پرستش خدای یگانه و سبک شمردن بتها، دعوتش را آغاز کرد، فاطمه و شوهر و فرزندانش در پذیرفتن دعوت او و ایمان به رسالتش و اخلاص ورزیدن با وی در پنهان و آشکار پیشی گرفتند [۲۵]. از امام صادق(ع) نقل شده فرمود: "فاطمه بنت اسد، مادر علی بن ابی طالب، یازدهمین زنی بود که اسلام آورد و او از کسانی بود که در واقعه بدر حاضر شد[۲۶]. "ایمان فاطمه چنان برجسته است که به آن برای اثبات ایمان ابوطالب استدلال میشود[۲۷].
در مقاتل الطالبیین از زبیر بن عوام نقل میکند: وقتی آیه ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾[۲۸] نازل شد، فاطمه بنت اسد شنید که نبی اکرم(ص) زنان را به بیعت فرا میخواند و او اولین زنی بود که با آن حضرت(ص) بعد از نزول این آیه بیعت کرد[۲۹].[۳۰]
هجرت فاطمه به مدینه
امام صادق(ع) فرمود: فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین، اولین زنی بود که پیاده از مکه به سوی مدینه هجرت کرد[۳۱]. علامه امینی از سبط ابن جوزی نقل میکند بانوی گرانقدر فاطمه بنت اسد نه تنها پیاده بلکه با پای برهنه هجرت فرموده است[۳۲]. برخی گفتهاند، فاطمه پیش از هجرت از دنیا رفت ولی درست آن است که وی هجرت کرد و در مدینه از دنیا رفت و شعبی نیز به این نظر معتقد است[۳۳].[۳۴]
رحلت فاطمه و ناراحتی رسول خدا(ص)
از جمله حوادث سال چهارم هجری وفات فاطمه بنت اسد، مادر علی(ع) بود[۳۵].
از رسول خدا(ص) روایت شده است پس از وفات فاطمه که زنی مسلمان و بزرگوار بود، فرمود: "امروز مادرم وفات کرد"[۳۶]. رسول مهر و رحمت، آن با وفای بزرگواری که به مردم، وفا و نیکوکاری میآموخت، کسی نبود که همراهیهای فاطمه را ـ که فقدان پدر و مادر و نیایش را از یاد او برده بود ـ فراموش کند. از این رو وقتی که فاطمه از دنیا رفت، بر او گریست و در حالی که اشکها از دیدگانش فرو میبارید، گفت: "امروز مادرم مرد"، و او را با جامه خویش کفن کرد و در قبر وی رفته، در آن دراز کشید و چنان رفتاری کرد که برای هیچ مسلمانی پیش از او نکرده بود[۳۷].
خبر درگذشت فاطمه و تجلیل رسول خدا(ص) از وی چنین نقل شده است: روزی علی بن ابی طالب گریان نزد پیامبر(ص) آمد و میگفت: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۳۸]؛ رسول خدا(ص) به او فرمود: "ای علی چرا گریه میکنی؟ گفت: "یا رسول الله، مادرم فاطمه بنت اسد از دنیا رفت". پیامبر(ص) گریست و فرمود: "اگر مادر تو بود، مادر من هم بود". این عمامه مرا با این پیراهنم بگیر و او را در آن کفن کن و به زنها بگو خوب غسلش بدهند و از خانه بیرونش نبر تا من بیایم. پیامبر(ص) پس از ساعتی آمد و بر او نمازی خواند که مانند آنرا بر دیگری نخوانده بود و چهل تکبیر بر او گفت و در قبر او بیناله و حرکت خوابید و علی و حسن(ع) را با خود وارد قبر کرد و چون از کار خود فارغ شد، به علی و حسن(ع) فرمود تا از قبر بیرون روند و خود را به بالین فاطمه کشانید تا بالای سرش رسید و به او فرمود: ای فاطمه، من محمد سید اولاد آدمم و بر خود نبالم. اگر منکر و نکیر آمدند و از تو پرسیدند: پروردگارت کیست؟ بگو خدا پروردگار من است و محمد پیامبر من است و اسلام دین من است و قرآن کتاب من و پسرم امام و ولی من. سپس فرمود: خدایا فاطمه را به قول حق بر جا دار و از قبر او بیرون آمد و چند مشت خاک روی آن پاشید و دو دست بر هم زد و آنرا تکانید و فرمود: به آنکه جان محمد به دست اوست فاطمه دست بر هم زدنم را شنید. عمار بن یاسر از جا برخاست و گفت: پدرم و مادرم قربانت یا رسول الله؛ نمازی بر او خواندی که بر احدی پیش او نخواندی. فرمود: ای ابویقظان، او لایق آن بود. ابوطالب فرزندان بسیار داشت و خیر آنان فراوان و خیر ما کم بود. این فاطمه مرا سیر میکرد و آنها را گرسنه میداشت... گفت: چرا چهل تکبیر بر او گفتی؟ فرمود: به راست خود نگریستم چهل صف فرشته حاضر بودند برای هر صفی تکبیری گفتم. گفت: بیناله و حرکت در قبر دراز کشیدی! فرمود: مردم روز قیامت برهنه محشور میشوند و من از خدا به اصرار خواستم او را با ستر عورت محشور کند. به آنکه جان محمد در دست اوست، از قبرش بیرون نیامدم تا دیدم دو چراغ نور بالای سر اوست و دو چراغ نور برابر او و دو چراغ نور نزد پاهای او و دو فرشته بر قبر او موکلند که تا روز قیامت برایش آمرزش جویند[۳۹].[۴۰]
پرسشهای وابسته
منابع
شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲
عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱
دانشنامه نهج البلاغه ج۲
محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین
پانویس
- ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۷۹.
- ↑ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۲۱۸.
- ↑ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۳۵، ص۱۶؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۵، ص۲۷۸؛ البدء و التاریخ، بسوی، ج۵، ص۷۱؛ نسب قریش، زبیری، ص۴۰؛ نزهة المجالس، صفوری، ج۲، ص۱۶۵؛ ذخائر العقبی، طبری، ص۵۵؛ سیرت جاودانه، محمد سپهری، ج۱، ص۲۳۴. برای آگاهی بیشتر از مقام ایمان و اخلاص فاطمه بنت اسد در منابع اهل سنت ر.ک: الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۸۹ (ت ۳۵۰۰)؛ تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی؛ و نیز الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۲۶۹؛ اسدالغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۲۱۸ - ۲۱۷ (ت ۷۱۷۶)؛ الثقات، ابن حبان، ج۳، ص۳۳۶؛ تلقیح فهوم أهل الأثر، ابن جوزی، ص۳۱۷؛ مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، ص۲۴ - ۷؛ شرح الشفاء، قاضی عیاض، ج۱، ص۱۵۱.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۴۹۱-۴۹۲؛ عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۲۲.
- ↑ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۹۱.
- ↑ سیرت پیامبر اعظم و مهربان، اشتهاردی، ص۸۷.
- ↑ اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ج۱، ص۲۸۲؛ الطبقات کبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۸، ص۲۳۲.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۴۹۲-۴۹۳.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۰، ص۱۸۵؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: عربی)، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۵.
- ↑ «أَنَّهَا كَانَتْ أُمِّي إِذْ كَانَتْ لتجيع صبيانها وتشبعني، وتشعثهم وتدهنى، وَ كَانَتْ أُمِّي»؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: عربی)، ج۱، ص۳۴۳.
- ↑ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۵۷ - ۵۶ و ۹۱.
- ↑ اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۴۵۴؛ روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۳۰۲؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۵، ص۲۹۷.
- ↑ اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۴۴۶؛ معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص۱۳۶ - ۱۳۷؛ الامالی، شیخ صدوق (ترجمه: کمرهای مجلس هشتاد و هشتم)، ص۶۰۷.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۴۹۳-۵۰۱.
- ↑ الغدیر، علامه امینی (ترجمه: جمعی از مترجمان)، ج۱۱، ص۴۴؛ المستدرک، حاکم نیشابوری، ج۳، ص۴۸۳. حاکم این گونه نقل کرده: به تحقیق که از اخبار متواتر است که فاطمه، دختر اسد، امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب را در دل کعبه به دنیا آورد.
- ↑ آثار احمدی، استر آبادی، ص۷۵ و ۴۶۶.
- ↑ الامالی، شیخ طوسی، ص۷۰۸ - ۷۰۷.
- ↑ ر.ک: شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۴۹۳-۵۰۱؛ عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص ۱۲۲؛ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۴؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۰۱-۶۰۳.
- ↑ اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۴۵۲.
- ↑ اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۴۵۲ و نیز ر.ک: بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۱۵، ص۲۶۳؛ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۹۱؛ در بسیاری از روایات آمده است که فاطمه بنت اسد چون علی(ع) را بهدنیا آورد، نوزاد سه روز از گرفتن پستان وی خودداری کرد. در آن سه روز محمد(ص) از آب دهان خویش بهوسیله زبانش به او غذا میداد. همواره زبانش در دهان علی بود تا سیراب و سیر شود. از این روایت استفاده میشود که پیامبر خدا(ص) از هنگام پا نهادن علی(ع) به این جهان بهگونهای شایسته به دستور خداوند آماده ساختن او را آغاز نمود و او را برای بهدوش کشیدن مسئولیتی که در زندگی پیامبر و پس از آن به عهده میگرفت آماده ساخت.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۵۰۱-۵۰۲.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: عربی)، ج۱، ص۳۴۳.
- ↑ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۵۶ - ۵۷.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۵۰۳-۵۰۴.
- ↑ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۵۷ - ۵۶.
- ↑ مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، ص۵ - ۴.
- ↑ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۲۴۶.
- ↑ «ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از فرمان تو نپیچند، با آنان بیعت کن و برای آنها از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.
- ↑ مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، ص۵ - ۴.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۵۰۵-۵۰۶.
- ↑ این با آنچه که علی(ع)، مادرش فاطمه و سایر فاطمههای هاشمی را به مدینه برد، منافاتی ندارد و بعید نیست که وی ملازم با علی(ع) و پا برهنه به مدینه هجرت کرده باشد.
- ↑ الغدیر، علامه امینی (ترجمه: جمعی از مترجمان)، ج۱۱، ص۴۴.
- ↑ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۲۶۹.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۵۰۷-۵۰۹.
- ↑ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۰، ص۱۸۵ به نقل از المنتقی، ص۱۲۸؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: عربی)، ج۳، ص۷۵ - ۱۷۳.
- ↑ « اَلْيَوْمَ مَاتَتْ أُمِّي»؛تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۴؛ تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه: عربی)، ج۱، ص۳۴۳.
- ↑ سیرة المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی جاه)، ج۱، ص۵۶ - ۵۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۶.
- ↑ الامالی، شیخ صدوق (ترجمه کمرهای - مجلس پنجاه و یکم)، ص۳۱۴-۳۱۵.
- ↑ شهسواری، حسین، مقاله «فاطمه بنت اسد»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۲، ص:۵۱۲-۵۱۹؛ عباسی، حبیب، مقاله «علی بن ابیطالب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم، ج۱، ص:۱۲۲؛ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۴.