استفاده صحیح از وسیله: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-*[ +* [))
خط ۱۸: خط ۱۸:
* [[مسلمانان]] نیز برای اینکه غبار [[غم]] بر [[دل]] [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} نشسته بود، محزون شدند. در همان روز به خواست [[خدا]] [[خورشید]] گرفت و [[مسلمانان]] [[خیال]] کردند که این واقعه به [[علت]] [[وفات]] [[فرزند پیامبر]]{{صل}} صورت گرفته است<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۴ و انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۵۲.</ref>. این مطلب در میان [[مردم]] مدینه پیچید و این امر سبب شد که [[عقیده]] و [[ایمان]] [[مردم]] به [[پیامبر]]{{صل}} افزوده شود؛ اما [[رسول اکرم]]{{صل}} نمی‌خواست از [[نادانی]] [[مردم]] به نفع [[اسلام]] و در [[ترویج]] [[آیین حق]] استفاده کند؛ چرا که در [[قرآن]] به او چنین [[دستور]] داده شده است: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>.‌ پس آن [[حضرت]] به [[منبر]] رفت و فرمود:"[[خورشید]]، گرفته است؛ ولی نه برای [[مرگ]] فرزندم. ای [[مردم]]! بی‌گمان [[خورشید و ماه]] دو [[آیه]] از [[آیات]] خدایند که به [[فرمان]] او در حرکت‌اند و [[مطیع]] اویند و برای [[مرگ]] و [[زندگی]] کسی نمی‌گیرند؛ پس چون گرفتند، [[نماز]] به جا آورید"<ref>مسعودی، التنبیه والاشراف، ص ۲۳۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۳ و مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۱۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۹.</ref>.
* [[مسلمانان]] نیز برای اینکه غبار [[غم]] بر [[دل]] [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} نشسته بود، محزون شدند. در همان روز به خواست [[خدا]] [[خورشید]] گرفت و [[مسلمانان]] [[خیال]] کردند که این واقعه به [[علت]] [[وفات]] [[فرزند پیامبر]]{{صل}} صورت گرفته است<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۴ و انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۵۲.</ref>. این مطلب در میان [[مردم]] مدینه پیچید و این امر سبب شد که [[عقیده]] و [[ایمان]] [[مردم]] به [[پیامبر]]{{صل}} افزوده شود؛ اما [[رسول اکرم]]{{صل}} نمی‌خواست از [[نادانی]] [[مردم]] به نفع [[اسلام]] و در [[ترویج]] [[آیین حق]] استفاده کند؛ چرا که در [[قرآن]] به او چنین [[دستور]] داده شده است: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>.‌ پس آن [[حضرت]] به [[منبر]] رفت و فرمود:"[[خورشید]]، گرفته است؛ ولی نه برای [[مرگ]] فرزندم. ای [[مردم]]! بی‌گمان [[خورشید و ماه]] دو [[آیه]] از [[آیات]] خدایند که به [[فرمان]] او در حرکت‌اند و [[مطیع]] اویند و برای [[مرگ]] و [[زندگی]] کسی نمی‌گیرند؛ پس چون گرفتند، [[نماز]] به جا آورید"<ref>مسعودی، التنبیه والاشراف، ص ۲۳۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۳ و مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۱۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۹.</ref>.
*گفتگوی [[نمایندگان]] ثقیف با [[پیامبر]]{{صل}} نیز از موارد دیگری در این باره است. [[نقل]] شده است که در [[رمضان]] سال نهم [[هجرت]]، نمایندگانی از ثقیف برای [[گفتگو]] و [[صلح]] با [[نبی خاتم]]{{صل}} عازم [[مدینه]] شدند. آنان در قبال پذیرش [[اسلام]]، خواسته‌هایی را مطرح کردند:  
*گفتگوی [[نمایندگان]] ثقیف با [[پیامبر]]{{صل}} نیز از موارد دیگری در این باره است. [[نقل]] شده است که در [[رمضان]] سال نهم [[هجرت]]، نمایندگانی از ثقیف برای [[گفتگو]] و [[صلح]] با [[نبی خاتم]]{{صل}} عازم [[مدینه]] شدند. آنان در قبال پذیرش [[اسلام]]، خواسته‌هایی را مطرح کردند:  
#[[بت]] بزرگشان را سه سال دیگر نیز [[عبادت]] کنند؛ اما [[رسول خدا]]{{صل}} نپذیرفت، گفتند: "[[بت]] بزرگمان را دو سال می‌پرستیم"؛ باز هم [[پیامبر]]{{صل}} نپذیرفت، گفتند: "یک سال"؛ باز هم [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} نپذیرفت تا اینکه به یک ماه هم [[راضی]] شدند؛ اما آن [[حضرت]] باز هم نپذیرفت و حاضر نشد حتی یک لحظه هم آنها را به حالشان واگذارد؛
# [[بت]] بزرگشان را سه سال دیگر نیز [[عبادت]] کنند؛ اما [[رسول خدا]]{{صل}} نپذیرفت، گفتند: "[[بت]] بزرگمان را دو سال می‌پرستیم"؛ باز هم [[پیامبر]]{{صل}} نپذیرفت، گفتند: "یک سال"؛ باز هم [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} نپذیرفت تا اینکه به یک ماه هم [[راضی]] شدند؛ اما آن [[حضرت]] باز هم نپذیرفت و حاضر نشد حتی یک لحظه هم آنها را به حالشان واگذارد؛
#آنها را از [[خواندن نماز]] معاف دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} این خواسته‌شان را نیز رد کرد و فرمود: {{متن حدیث|لَا خَيْرَ فِي‌ دِينٍ‌ لَا صَلَاةَ فِيهِ‌}} ؛ [[دینی]] که در آن [[نماز]] نیست، در آن خیری نیست.
#آنها را از [[خواندن نماز]] معاف دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} این خواسته‌شان را نیز رد کرد و فرمود: {{متن حدیث|لَا خَيْرَ فِي‌ دِينٍ‌ لَا صَلَاةَ فِيهِ‌}} ؛ [[دینی]] که در آن [[نماز]] نیست، در آن خیری نیست.
#از [[رسول]] [[اسلام]]{{صل}} خواستند که بت‌هایشان را به دست خود نشکنند. [[پیامبر]]{{صل}} این خواسته‌شان را پذیرفت و عده‌ای را فرستاد تا بت‌هایشان را نابود کنند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۴۰؛ تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۹۹، المغازی، ج ۳، ص ۹۶۸ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۲۸۲.</ref> و حاضر نشد برای لحظه‌ای هم از راهی غیرشرعی برای جذب عده‌ای به [[اسلام]] استفاده کند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۹.</ref>.
#از [[رسول]] [[اسلام]]{{صل}} خواستند که بت‌هایشان را به دست خود نشکنند. [[پیامبر]]{{صل}} این خواسته‌شان را پذیرفت و عده‌ای را فرستاد تا بت‌هایشان را نابود کنند<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۴۰؛ تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۹۹، المغازی، ج ۳، ص ۹۶۸ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۲۸۲.</ref> و حاضر نشد برای لحظه‌ای هم از راهی غیرشرعی برای جذب عده‌ای به [[اسلام]] استفاده کند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۸۹.</ref>.

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۱:۳۰


مقدمه

ملازمه هدف و وسیله

  • برای رسیدن به هدف‌های پاک و مقدس به وسایل نیازمندیم؛ اما آیا اگر هدف، الهی بود، می‌توان از هر وسیله‌ای برای رسیدن به آن هدف مقدس استفاده کرد؟‌[۲].
  • بی‌تردید، میان هدف و وسیله، سنخیتی تمام وجود و هر چه هدف، برتر و والاتر باشد، وسیله نیز باید به تناسب آن اختیار شود. چنانچه آدمی در راه رسیدن به هدف، به کفر و باطل گرایش یابد و آن را محملی برای رسیدن به مقصد حق سازد، کم‌کم رنک کفر و باطل به خود می‌گیرد و با آن هم‌سنخ می‌شود. به کار گرفتن وسایل باطل برای رسیدن به حق، سبب گرایش به باطل و دوستی و پیوند و همسانی با آن می‌شود؛ پس باید سعادت را از راهش و عزت را از مالک حقیقی‌اش خواست[۳].
  • سنت الهی نیز بر این قرار گرفته است که برای رسیدن به اهداف و مقاصد مشروع نمی‌توان از وسایل نامشروع استفاده کرد. خداوند می‌فرماید: ﴿مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَمَا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا[۴].‌ این آیه کلام خداست؛ اما درس بزرگی برای همگان است که در کارهای جمعی همواره کسانی را به یاری طلبند که هم خودشان در خط صحیح حق و عدالت و هم دعوت کننده به چنین خطی باشند[۵]؛ کسانی که برای رسیدن به اهداف متعالی از هر وسیله‌ای استفاده نکنند و در راه رسیدن به اهداف والایشان ابزار نادرست و افراد گمراه را دستیار و یاور خویش قرار ندهند[۶][۷].

نمونه‌هایی از استفاده صحیح از وسیله در سیره نبوی(ص)

اخلاق رسول خدا(ص) اخلاقی قرآنی بود و ایشان در طول زندگی پربرکتش هیچ گاه از رعایت اصل استفاده صحیح از وسیله غفلت نورزید و این مسئله از مهم‌ترین و با ارزش‌ترین اموری است که باید از سیره نبی اکرم(ص) آموخت. هدف خاتم انبیا(ص) تبلیغ دین بود. او و دیگر انبیای الهی هرگز برای رسیدن به حق از باطل استفاده نکردند[۸].

  1. بت بزرگشان را سه سال دیگر نیز عبادت کنند؛ اما رسول خدا(ص) نپذیرفت، گفتند: "بت بزرگمان را دو سال می‌پرستیم"؛ باز هم پیامبر(ص) نپذیرفت، گفتند: "یک سال"؛ باز هم نبی خدا(ص) نپذیرفت تا اینکه به یک ماه هم راضی شدند؛ اما آن حضرت باز هم نپذیرفت و حاضر نشد حتی یک لحظه هم آنها را به حالشان واگذارد؛
  2. آنها را از خواندن نماز معاف دارد. رسول خدا(ص) این خواسته‌شان را نیز رد کرد و فرمود: «لَا خَيْرَ فِي‌ دِينٍ‌ لَا صَلَاةَ فِيهِ‌» ؛ دینی که در آن نماز نیست، در آن خیری نیست.
  3. از رسول اسلام(ص) خواستند که بت‌هایشان را به دست خود نشکنند. پیامبر(ص) این خواسته‌شان را پذیرفت و عده‌ای را فرستاد تا بت‌هایشان را نابود کنند[۲۴] و حاضر نشد برای لحظه‌ای هم از راهی غیرشرعی برای جذب عده‌ای به اسلام استفاده کند[۲۵].

خاتمه‌

منابع

پانویس

  1. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۵.
  2. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۵.
  3. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۵.
  4. «آنان را نه در آفرینش آسمان‌ها و زمین گواه کردم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیم که گمراه‌کنندگان را یاور گیرم» سوره کهف، آیه ۵۱.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۶۸.
  6. برداشتی است از کتاب سیره نبوی(ص) «منطق عملی»؛ مصطفی دلشاد تهرانی، ج ۱، ص ۱۲۱ - ۱۳۲.
  7. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۵-۵۸۶.
  8. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۶.
  9. طبری، جامع البیان، ج ۲۷، ص ۲۵.
  10. تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۴۷۹ - ۴۸۱.
  11. «اجْعَلْ‌ شَرَائِفَ‌ صَلَوَاتِكَ‌ وَ نَوَامِيَ‌ بَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ(ص) عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ الْخَاتِمِ‌ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ‌ وَ الْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ»؛ نهج البلاغه، ص ۱۰۱.
  12. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۷.
  13. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۷.
  14. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، ج ۲، ص ۳۵۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۴۲۵؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الانف، ج۴، ص۳۸-۳۹ و حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج۱، ص۲۵۲.
  15. تقی الدین مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۸، ص ۳۱۳ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۲، ص ۱۴۰.
  16. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۸.
  17. «لا یستنصر بأَهْلِ‌ الشِّرْكِ‌ عَلَى‌ أَهْلِ‌ الشِّرْكِ‌»؛ واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۲۱۵ - ۲۱۶ و با اندکی اختلاف در: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۳۰.
  18. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۵۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۵، ص ۴۳۰.
  19. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۸.
  20. الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۴ و انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۵۲.
  21. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  22. مسعودی، التنبیه والاشراف، ص ۲۳۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۱۳ و مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج ۵، ص ۱۷.
  23. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۹.
  24. السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۴۰؛ تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۹۹، المغازی، ج ۳، ص ۹۶۸ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۲۸۲.
  25. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۸۹.
  26. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم، ص ۵۹۰.