صدقه در قرآن

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۰۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

  1. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ[۱].
  2. ﴿مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ[۲].

نکات

در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:

  1. دستور خداوند به افراد توانمند که با پیامبر نجوا می‌کردند و این مسئله را ویژگی خاص خود برای ارضای تشخص‌طلبی در جامعه قرار می‌دادند به پرداخت صدقه پیش از نجوی با پیامبر: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً[۳] و پرداخت صدقه پیش از نجوا با رسول اکرم از بهترین کارها و سبب پالایش روح از آلودگی‌ها: ﴿ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ[۴] و افراد ناتوان از پرداخت صدقه جهت نجوا با پیامبر، مورد آمرزش و رحمت خداوند: ﴿فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۵] و سرزنش خداوند از تارکان صدقه برای پیامبر در عین توانمندی: ﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ[۶] و ترک کنندگان صدقه جهت نجوی با پیامبر در عین توانمندی مالی، مورد بخشش خداوند و نسخ این حکم از سوی خدا: ﴿فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ[۷]؛
  2. عیب‌جویی و طعنه‌زنی منافقان به پیامبر به سبب تقسیم صدقات: ﴿مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ[۸] و رضایت و خشنودی منافقان، در صورت بهره‌مندی از صدقات: ﴿فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا[۹] و خشمگین شدن منافقان، در صورت بی‌بهره ماندن از صدقات: ﴿وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ[۱۰] و خداوند رضایت و قانع بودن منافقان به سهم خود در صدقات را به نفع خود آنان اعلام می‌کند: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ[۱۱][۱۲].

آثار اقتصادی صدقات در زندگی فردی و جمعی

واژه صدقه از ریشه صدق عربی به معنای راستی و مطابقت کلام با اعتقاد گوینده و واقع است؛ هر چند که در واقع چنین نباشد.[۱۳] صدیق دوست راستین است. در قرآن یکی از مقامات عالی انسان مقام صدیقین است[۱۴] در تبیین معنای آن عبارات گوناگونی نقل شده است که شامل موارد زیر است:

  1. آنکه در نهایت راستگویی است[۱۵]؛
  2. آنکه همواره حق و پیامدهای آن را تصدیق می‌‌کند؛
  3. آنکه رویّه و عادتش به راستی است؛
  4. آنکه بدون تردید، دستورهای خدا و انبیا را در عمل تصدیق می‌‌کند[۱۶]؛
  5. آنکه هرگز دروغ نمی‌گوید؛ گفتار و عملش بر طبق حق بوده، و حقایق اشیا را می‌‌بیند[۱۷].

صدیقین به درجه‌ای از صداقت و تطابق قول و فعل رسیده‌اند که صدق و راستی نه تنها ملکه ایشان، بلکه مقوم ذات و هویت وجودی آنان شده است. از این روست که دارای نورانیتی الهی هستند که همه حقایق هستی را با این نورانیت خویش می‌‌بینند.[۱۸] از همین روست که خدا از ایشان به عنوان صراط مستقیم یاد می‌‌کند که بهره مند از نعمت‌های خاص الهی از جمله وحی و الهام و نورانیت مظهریت صفات و اسمای الهی هستند.[۱۹] این افراد در قیامت نیز به تفضل الهی جزو گواهان اعمال امت‌ها بوده و نسبت به آنها شهادت و گواهی می‌‌دهند. این بدان معنا است که ایشان در مرتبه ای قرار دارند در دنیا باطن اعمال را می‌‌بینند تا بتوانند در قیامت به عنوان شاهدان و گواهان اعمال حضور داشته باشند و اعلام کنند که اعمال از روی اخلاص و ایمان بوده یا ریا و مانند آنها.

بنابراین، صدقه از ابزارهایی است که انسان را به مقام صدیقین می‌‌رساند؛ زیرا مهم‌ترین کار در کنار نماز، پرداخت زکات است[۲۰] و صدقه پرداخت مالی واجب و مستحب است که بیانگر صداقت بنده در عبودیت و انجام دستورهای الهی است. پس کسی که با صداقت و راستی صدقه می‌‌دهد، انسانی معتقد به خدا و آخرت و مخلص در قول و فعل بوده و کارهایش نیز به دور از هر گونه شرک و ریا و مانند آنهاست[۲۱]. از نظر قرآن، رسیدن به مقام صالحین یعنی شایسته کاران، پرداخت صدقات از روی صدق و راستی است[۲۲].

همچنین صدقه موجب می‌‌شود تا گناهان انسان با آن پاک و پوشیده شود[۲۳]، نفس آدمی پالایش شده و به طهارت برسد[۲۴]، بستر رشد معنوی فراهم شده و در نهایت انسان محبوب خدا شود.

از مهم‌ترین آثار مادی و اقتصادی پرداخت صدقات، برکت یابی مال انسان و به تبع افزایش رشد اقتصادی فردی و جمعی است. از همین روست که خدا صدقه را به عنوان خیر دانسته است[۲۵]؛ زیرا خیر به نعمتی مناسب و مفید اطلاق می‌‌شود که در افزایش رشد انسانی موثر است. پس صدقه به ظاهر از دست دادن مال و کاهش آن است، ولی در باطن به معنای بهره‌مندی درست و مفید از نعمتی است که در اختیار است.

از سوی دیگر، خدا به صراحت می‌‌فرماید که انسان با دادن صدقات نه تنها با کاهش سرمایه مواجه نمی‌شود، بلکه خدا از نظر کمی همانند کیفی بر سرمایه شخص می‌‌افزاید. خدا می‌‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱلْمُصَّدِّقِينَ وَٱلْمُصَّدِّقَـٰتِ وَأَقْرَضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا يُضَـٰعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌۭ كَرِيمٌۭ[۲۶].

هر چند در این آیه بیان شده که قرض الحسنه مهم‌تر و روشی بهتر برای افزایش کمی و کیفی و رشد و برکت در مال و ثروت است؛ زیرا قرض الحسنه را به شکل فعل آورده که با انجام یک بار، مصداق تحقق می‌‌یابد؛ اما در صدقه از اسم بهره برده تا بیان کند صدقات باید آن اندازه تکرار شود که صدقه دادن جزو ملکه یا مقوّم ذات او تبدیل شده باشد؛ با این حال، قرآن به نکته توجه می‌‌دهد که صدقه دادن موجب افزایش و رشد و برکت اقتصادی می‌‌شود به شرط آنکه تکرار شود.

پیامبر(ص) بر اساس همین آیات در بیان فرق میان صدقه و قرض الحسنه می‌‌فرماید: «اَلصَّدَقَةُ بِعَشرَةٍ وَ القَرضُ بِثَمانِيَةَ عَشرَ وَ صِلَةُ الاِخوانِ بِعِشرينَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاَربَعَةٍ وَ عِشرينَ»؛ صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران ایمانی، بیست حسنه و صله رحم، بیست و چهار حسنه دارد.[۲۷] آن حضرت(ص) همچنین می‌‌فرماید: «دخلت الجنّة فرأيت علي بابها: الصّدقة بعشرة و القرض بثمانية عشر فقلت يا جبريل كيف صارت الصّدقة بعشرة و القرض بثمانية عشر قال لأنّ الصّدقة تقع في يد الغنيّ و الفقير و القرض لا يقع إلّا في يد من يحتاج إليه»؛ وارد بهشت شدم، دیدم بر در آن نوشته است (ثواب) صدقه ده برابر است و قرض هجده برابر. گفتم: ای جبرئیل چرا صدقه ده برابر و قرض هجده برابر است؟ گفت: زیرا صدقه به دست نیازمند و بی‌‏نیاز می‌‌‏رسد اما قرض جز به دست کسی که به آن نیاز دارد، نمی‌‏رسد[۲۸]. خدا همچنین در بیان رشد اقتصادی و برکت یابی اقتصاد خانواده و اجتماع با صدقه می‌‌فرماید: ﴿يَمْحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَيُرْبِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ[۲۹].

پس از نظر قرآن، آنچه موجب افزایش و رشد اقتصادی می‌‌شود، رباخواری نیست که به ظاهر سرمایه شخص با دیرکرد و مانند آنها افزایش می‌‌یابد؛ اما در باطن کاهش برکتی و نابودی اصل سرمایه است؛ در حالی که صدقه به ظاهر از دست رفتن سرمایه همانند زدن سرشاخه‌های درخت است؛ اما در باطن موجب افزایش بهره وری و رشد اقتصادی می‌‌شود. این گونه است که با رشد اقتصادی خانواده، جامعه نیز از برکات این رشد اقتصادی برخوردار می‌‌شود.

در ارزش واهمیت صدقه همین بس که انسان‌ها هنگام مرگ در می‌‌یابند که صدقه دادن نقش اساسی در زندگی اخروی انسان دارد؛ از این رو، خواهان مهلتی کوتاه برای دادن صدقه می‌‌شوند تا این گونه ره توشه اخروی فراهم آورند: ﴿وَأَنفِقُوا۟ مِن مَّا رَزَقْنَـٰكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَآ أَخَّرْتَنِىٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ قَرِيبٍۢ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ[۳۰].

از نظر قرآن، این پاداش و افزایش رشد کمی و کیفی اقتصادی در همه ابعاد خواهد بود؛ زیرا همان طوری که خدا سرمایه را مضاعف و چند برابر می‌‌کند و از نظر کمی میزان سرمایه افزایش می‌‌یابد؛ همچنین به پاداش این عمل خیرخواهانه و صادقانه، خدا پاداشی کریمانه می‌‌دهد. این گونه است که سرمایه اقتصادی شخص نیز به برکتی دست می‌‌یابد که خدا از آن به کرامت یاد می‌‌کند. از نظرقرآن این پاداش کریمانه از سوی خدای کریم، به طور طبیعی کرامت را به مال وهمچنین صاحب مال می‌‌بخشد و انسان در کلاس کریم وارد می‌‌شود و از کرامت الهی در وجود خویش بهره مند می‌‌شود. این گونه است که شخص صدقه دهنده به عنوان کریم و در جایگاه کرامت قرار می‌‌گیرد و از آن جایی که معیار سنجش آدمی کرامت اکتسابی است که از راه ایمان و عمل صالح به دست می‌‌آورد[۳۱]، به طور طبیعی چنین شخصی مصداق کرامت الهی خواهد شد و تقرب کریمانه می‌‌یابد[۳۲].

از جمله کارکردها و آثار صدقه این است که جامعه به توسعه اقتصادی دست می‌‌یابد؛ زیرا صدقات در شکل واجب و مستحب آن موجب می‌‌شود تا سرمایه‌ها در دست معدودی از افراد نباشد و گردش سرمایه در اجتماع شدنی باشد. این گونه است که همگان از رشد و پیشرفت اقتصادی بهره مند می‌‌شوند و فقیران نیز از ثروت اجتماع سود می‌‌برند.[۳۳] پیامبر(ص) دراین باره می‌‌فرماید: «أُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الصَّدَقَةَ مِنْ أَغْنِيَائِكُمْ فَأَرُدَّهَا فِي فَقُرَائِكُم»‏؛ من مأمورم که صدقه و زکات را از ثروتمندانتان بگیرم و به فقرائتان بدهم[۳۴].

از نظر آموزه‌های وحیانی اسلام، هر کسی که دچار فقر و نداری است و در تنگناهای اقتصادی به سر می‌‌برد، برای رهایی از فقر و افزایش سرمایه‌های مادی از نظر کمیت و کیفیت صدقه دهد[۳۵]. بنابراین، از نظر آموزه‌های قرآنی، صدقه راهی برای رهایی فقر در جامعه و موجب رشد و توسعه اقتصادی است. از همین روست پیامبر(ص) می‌‌فرماید: «إستَنزلوا الرِّزقَ بِالصَّدَقَةِ»؛ با صدقه دادن، روزی خود را فرود آورید[۳۶]. حضرت صادق(ع) به فرزند خود محمد فرمود: پسرجان از مخارج چقدر زیاد آمده است؟. عرض کرد: چهل دینار. امام صادق(ع) فرزندش را امر کرد از منزل خارج شود و آن مبلغ را صدقه بدهد. محمد گفت: در این صورت چیزی نخواهد ماند؛ زیرا موجودی همین چهل دینار است. آن حضرت(ع) فرمود: آن را صدقه بده قطعا خداوند عوض خواهد داد. سپس فرمود: «اما عَلِمتَ أنَّ لِكُلِّ شَيءٍ مِفتاحا و مِفتاحُ الرِّزقِ الصَّدَقةُ»؛ آیا نمی‌دانی هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است. پس اینک چهل دینار را به عنوان صدقه بده. محمد امر امام صادق(ع) را انجام داد. بیش از ده روز نگذشت که از محلی مبلغ چهار هزار دینار برای آن جناب رسید. امام صادق(ع) فرمود: پسرجان برای خدا چهل دینار دادیم و خداوند چهار هزار دینار عوض آن را داد[۳۷].[۳۸]

منابع

پانویس

  1. «ای مؤمنان! چون می‌خواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگویی‌تان صدقه‌ای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است ولی اگر (چیزی) نیابید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است * آیا ترسیدید که پیش از رازگویی‌تان صدقه‌هایی بپردازید؟ حال که چنین نکردید و خداوند از شما در گذشت پس نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۲-۱۳.
  2. «و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: “خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم” (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.
  3. «ای مؤمنان! چون می‌خواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگویی‌تان صدقه‌ای بپردازید» سوره مجادله، آیه ۱۲.
  4. «این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است» سوره مجادله، آیه ۱۲.
  5. «ولی اگر (چیزی) نیابید بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.
  6. «آیا ترسیدید که پیش از رازگویی‌تان صدقه‌هایی بپردازید؟» سوره مجادله، آیه ۱۳.
  7. «آیا ترسیدید که پیش از رازگویی‌تان صدقه‌هایی بپردازید؟ حال که چنین نکردید و خداوند از شما در گذشت پس نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و پیامبرش فرمانبرداری کنید و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۳.
  8. «و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند» سوره توبه، آیه ۵۸.
  9. «اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند» سوره توبه، آیه ۵۸.
  10. «و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند» سوره توبه، آیه ۵۸.
  11. «و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: “خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم” (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۹.
  12. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۵۴.
  13. مفردات الفاظ قرآن کریم، ص۴۷۸، «صدق».
  14. نساء، آیه ۶۹؛ حدید، آیه ۱۹.
  15. لسان العرب، ج ۷، ص۳۰۷، «صدق».
  16. مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص۱۱۰ – ۱۱۱.
  17. المیزان، ج ۴، ص۴۰۸.
  18. حدید، آیه ۱۹.
  19. نساء، آیات ۶۸ و ۶۹؛ فاتحه الکتاب، آیات ۶ و ۷.
  20. بقره، آیه ۳؛ قیامت، آیات ۳۱ و ۳۲.
  21. بقره، آیه ۲۶۴.
  22. توبه، آیه ۷۵؛ منافقون، آیه ۱۰.
  23. بقره، آیه ۲۷۱.
  24. مجادله، آیه ۱۲.
  25. بقره، آیات ۲۷۱ و ۲۸۰؛ مجادله، آیه ۱۲.
  26. «بی‌گمان مردان و زنان صدقه‌دهنده و کسانی که در راه خدا وامی نیکو دادند برای آنان دو چندان خواهد شد و پاداشی ارزشمند خواهند داشت» سوره حدید، آیه ۱۸.
  27. کافی، الاسلامیه، ج۴، ص۱۰.
  28. نهج الفصاحه ص۴۸۰، ح ۱۵۵۷.
  29. «خداوند ربا را کاستی می‌دهد و صدقات را افزایش می‌بخشد و خداوند هیچ ناسپاس بزهکاری را دوست نمی‌دارد» سوره بقره، آیه ۲۷۶.
  30. «و از آنچه روزیتان کرده‌ایم (در راه خداوند) هزینه کنید پیش از آنکه مرگ هر یک از شما در رسد آنگاه بگوید: پروردگارا! چرا (مرگ) مرا تا زمانی نزدیک پس نیفکندی تا صدقه بدهم و از شایستگان باشم» سوره منافقون، آیه ۱۰.
  31. حجرات، آیه ۱۳.
  32. حدید، آیه ۱۸.
  33. حشر، آیات ۷ تا ۹.
  34. مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل، ج ۷، ص۱۰۵، ح ۷۷۶۲.
  35. حدید، آیه ۱۸.
  36. کافی، الاسلامیه، ج ۴، ص۳، ح ۵؛ تحف العقول، ص۶۰؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۶۶، ح ۱۷۳۰.
  37. کافی، جزء ۴، ص۱۰.
  38. منصوری، خلیل، صدقه ابزاری برای برکت و رشد اقتصادی.