نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Wasity(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۳۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۳۹ توسط Wasity(بحث | مشارکتها)
پیامبر (ص) به هر مناسبتی به هر دو طبقه گوشزد میکرد که اربابان و بردگان، برادر یکدیگر و همه آنها از یک نژادند و منشأ اصلی همگی از همین خاکزمین است[۳] و سفیدپوستان بر سیاه پوستان هیچ گونه برتری ندارند[۴]. بردگان، برادران شمایند که زیر دست شما واقع شدهاند و حقوقی دارند و شما باید از هر نوع غذا که میخورید، به آنها بخورانید و از هرچه میپوشید، به آنها بپوشانید و آنها را به کار طاقتفرسا وادار نکنید و خودتان در کارها به آنها کمک کنید [۵]. هرگاه آنها را صدا میزنید، ادب را رعایت کنید و نگویید "بنده من" یا "کنیز من". همه مردان، بندگان خدا و زنان، کنیزان خدایند و او مالک همگی است؛ بلکه بگویید: "پسرک من!"، "جوانک من!"[۶][۷].
ابوعزیز، پرچمدارقریش که در جنگ بدر به اسارتسپاه اسلام در آمده بود، میگوید: "از روزی که پیامبر (ص) درباره اسیران به ما سفارش کرد، ما به قدری در میان آنها محترم بودیم که تا ما را سیر نمیکردند، خود غذا نمیخوردند"[۸]. سپس رسول اکرم (ص) با تدابیر عملی، مردم را به آزاد کردن بردهها تشویق کرد؛ برای مثال، ایشان زید بن حارثه، غلام خود را که همسرش، خدیجه به او بخشیده بود، آزاد و او را میان جمع قریش پسرخوانده خویش معرفی کرد[۹] و سپس دختر عمه خود زینب را به همسری او در آورد تا به دیگران درس عملی بدهد و قانونمساوات را پایه گذاری کند[۱۰][۱۱].
↑ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۴۱۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۶۱؛ واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۸۳۶ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۲۲۶.
↑محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۸ و شیخ مفید، الاختصاص، ص ۳۴۱.
↑البخاری، صحیح، ج ۳، ص ۱۲۳ و العینی، عمدة القاری، ج ۱۳، ص ۱۰۶.
↑مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۷، ص ۴۶؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۴۶۳ و أبو یعلی الموصلی، مسند، ج ۱۱، ص ۳۹۱.
↑تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۴۶۰ - ۴۶۱؛ السیرة النبویه، ج ۱، ص ۶۴۵؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۱۲۰ و حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۱، ص ۳۴۵.
↑ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۲، ص ۱۲۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۵۴۳ - ۵۴۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج ۲، ص ۴۹۵ و ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۹ - ۳۱.
↑الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۸۰ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۴، ص ۱۴۵.