بنی لحیان

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Heydari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۱ آوریل ۲۰۲۱، ساعت ۰۹:۲۳ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.


مقدمه

بنی‌لحیان قومی صحرانشین بوده که در نزدیکی مکه و شمال حجاز ساکن بودند. آنان در دوران جاهلیت بت سواع را می‌پرستیدند و برپایه رسم عرب، هنگام رفتن به زیارت کعبه و حج‌گزاری، نخست نزد بت خود مُحرم می‌شدند و پس از نیایش، تا ورود به مکه تلبیه می‌گفتند. لحیانیان بعد از نبرد احد با تظاهر به اسلام نزد پیامبر رفته، و از حضرت درخواست کردند گروهی از مسلمانان را برای آموزش قرآن و احکام اسلامی به‌قبیله آنها بفرستد. اما آنان فرستادگان پیامبر را در منطقه‌ای به‌نام رجیع به‌شهادت رساندند و پیامبر برای تنبیه آنان غزوه بنی‌لحیان را ترتیب داد و با ۲۰۰ نفر به سمت آنان رفتند.[۱]

نسب‌شناسی

بنی‌لحیان فرزندان لحیان بن هذیل بن مدرکة بن الیاس بودند.[۲] نسب آنها در مدرکه، جد پانزدهم پیامبر(ص) به هم می‌رسد.[۳] بنی ‌طابخه و بنی‌ دابغه از مهم‌ترین زیر شاخه‌های بنی‌لحیان به‌شمار می‌روند.[۴]

بنی‌لحیان قومی صحرانشین نزدیک مکه بودند و در مناطقی چون رَخْمَه،[۵] هُزُوم، [۶] اَلْبَان[۷] از وادی‌های شمال حجاز[۸] و به ویژه درّه غُران[۹] در ۸۷ کیلومتری شمال مکه[۱۰] می‌زیستند. از سکونت آنها میان مکه و مرّ الظهران در ۲۲ کیلومتری مکه نیز یاد شده است[۱۱].[۱۲]

بنی‌لحیان در دوران جاهلی

در منابع از نبرد حُشاش یا خَشاش در مکانی به همین نام در سرزمین بنی‌لحیان[۱۳] میان آنها و قبیله بنی‌ خزاعه نام برده شده است.[۱۴] آنان در روزگار جاهلیت، بت سُواع[۱۵] را که به شکل زنی بود[۱۶] و در جایی مشهور به "رُهاط"[۱۷] یا وادی غران[۱۸] قرار داشت، می‌پرستیدند و پرده‌دار این بت بودند.[۱۹] در آیه ﴿وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا[۲۰] از این بت نام برده شده است.

افراد قبیله بنی‌لحیان بر پایه رسم عرب، هنگام رفتن به زیارت کعبه و حج‌گزاری، نخست نزد بت خود محرم می‌شدند و پس از نیایش، تا ورود به مکه تلبیه می‌گفتند: "لبیک از جانب هذيل که با شتر و اسب شب‌ پیمایی کرده‌‏اند"[۲۱] برخی تلبیه آنها را چنین آورده‌اند: "لبيك، اللّهمّ لبيك. لبيك، اُبنا اليك. ان ّسواع طُلبنَ اليك"[۲۲] در رمضان سال هشتم قمری عمرو بن عاص به دستور پیامبر(ص) مأمور نابودی بت سواع شد[۲۳].[۲۴]

بنی‌لحیان در دوران نبوی

از مناسبات بنی‌لحیان با پیامبر(ص) و مسلمانان در مکه، گزارشی در دست نیست. پس از هجرت او به یثرب، سفیان بن عبدالله بن نبیح لحیانی، از بزرگان این قبیله، مردم عَرَنَه[۲۵] در حدود ۱۱ کیلومتری جنوب مکه[۲۶] و پیرامون آن را برای حمله به مسلمانان گرد آورد.[۲۷] به دستور پیامبر(ص) طی سریه‌ای که به دست عبدالله بن انیس انصاری سلمی جهنی[۲۸] در سی و پنجمین ماه هجرت انجام گشت، سفیان کشته شد.[۲۹]

بنی‌لحیان پس از نبرد احد هفت تن از مردان قبایل عَضل و قاره، از زیر شاخه‌‏های بنی‌خزیمه، را با تطمیع روانه مدینه کردند تا با تظاهر به اسلام از پیامبر(ص) بخواهند گروهی از مسلمانان را برای آموزش قرآن و احکام اسلامی به ‌قبیله آنها بفرستد.

از این‌رو، پیامبر در ماه صفر سال سوم[۳۰] یا چهارم [۳۱] همراه آنها ۶[۳۲] یا ۱۰ تن از قاریان قرآن[۳۳] (۶ تن مهاجر و چهار تن از انصار) را به سرپرستی مرثد بن ابی‌مرثد غنوی[۳۴] یا عاصم بن ثابت بن ابی‌اقلح اوسی[۳۵] روانه کرد.

در گزارش دیگر واقدی، اعزام این گروه از جانب پیامبر برای آگاهی از اخبار قریش و مسیر نجد به سوی مکه بوده است.[۳۶] مسلمانان اعزامی نزدیک چاه آبی به نام "رَجیع" متعلق به تیره لحیان از هذیل[۳۷] در ۷۰ کیلومتری مکه میان رابغ و جده، از جانب ۱۰۰ تن از بنی‌لحیان با تیر و کمان و شمشیرهای آخته محاصره[۳۸] و سه تن از آنها به نام مرثد بن ابی‌مرثد، خالد بن بکیر، و عاصم بن ثابت در مرحله اول کشته شدند.[۳۹]

خبیب بن عدی، عبدالله بن طارق، و زید بن دثنه به اسارت درآمدند. عبدالله در راه کشته شد و آن دو تن نیز به قریش فروخته شدند و آنها به انتقام کشتگان خود در بدر، این دو تن را به دار آویختند. پس از این حادثه، پیامبر(ص) مدتی بنی‌لحیان را در قنوت لعن می‌کرد.[۴۰]

پیامبر(ص) شش ماه پس از نبرد بنی‌قریظه در جمادی الاولی[۴۱] یا ربیع الاول[۴۲]سال ششم قمری برای تنبیه بنی‌لحیان[۴۳] که افزون بر ماجرای رجیع به یهود بنی‌قریظه نیز پناه داده، در صدد انتقام از مسلمانان بودند، با ۲۰۰ سواره به سوی آنها حرکت و وانمود کرد که آهنگ شام دارد و در صخیرات الیمام، مکانی در راه مکه، [۴۴] به سوی "غران" شتافت. اما لحیانیان پیش از رسیدن او آگاه شدند و به کوه‌ها گریختند.[۴۵] این غزوه را از آن‌رو که در عُسفان، مکانی در ۸۵ کیلومتری شمال مکه، روی داد، به این نام خوانده‌اند.[۴۶]

بر پایه گزارشی، پیامبر(ص) در همین غزوه، برای تنبیه هم‌پیمانان بنی‌لحیان و مسببان ماجرای رجیع، عمر بن خطاب را با سریه‏‌ای به سوی "قاره" و هلال بن حارث مزنی را به سوی بنی‌مالک بن فهر فرستاد که به کوه‌ها گریختند.[۴۷]

از نقش لحیانی‌ها در رویدادهای زمان دو خلیفه نخست و امام علی(ع) گزارشی در دست نیست؛ اما از بنی‌ هذیل میان محاصره‌کنندگان عثمان یاد شده است[۴۸].[۴۹]

شخصیت‌های بنی‌لحیان

  1. مالک بن غنم بن سوید لحیانی معروف به متنخل هذلی از شاعران عرب در روزگار جاهلی بود.[۵۰] دخترش امیمه بنت مالک بن غنم از جده‌های پیامبر(ص) بوده است.[۵۱] برخی جده رسول خدا را قلابه بنت حارث بن صعصعه از بنی‌لحیان دانسته‌اند.[۵۲]
  2. ابوطریف نبیشة بن عبدالله بن شیبان راوی حدیث بود. پیامبر(ص) او را نبیشة الخیر نامید.[۵۳]
  3. سلمة بن مُحَبّق از بنی‌لحیان، از اصحاب پیامبر(ص) بود که در نبرد حنین شرکت داشت.[۵۴]
  4. سنان بن سلمة بن لحیان بن هذیل به سال ۵۰ق. از سوی معاویه، امیر مکران در شرق سیستان بود [۵۵] و در دوران خلافت ابن زبیر از سوی مصعب بن زبیر، بر بصره حکم راند.[۵۶] وی همچنین از فقیهان دوران ولید بن عبدالملک بن مروان بود.[۵۷]

بر پایه گزارشی، بنی‌لحیان هنگام محاصره مکه از سوی آل سعود به سال ۱۲۱۹ق. در شمار قبایل حامی وهابی‌ها بودند[۵۸].[۵۹]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابراهیمی، زینب، مقاله «بنی‌لحیان»، دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۴، ص:۵۲۷.
  2. جمهرة انساب العرب، ص۴۶۶؛ اللباب، ج۳، ص۱۲۹.
  3. جمهرة انساب العرب، ص۴۶۶؛ الاستیعاب، ج۱، ص۲۵؛ اسد الغابه، ج۱، ص۲۰.
  4. انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۵۴؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۹۶.
  5. معجم البلدان، ج۳، ص۳۹.
  6. معجم البلدان، ج۵، ص۴۰۶.
  7. معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۰؛ المعالم الاثیره، ص۲۳۵.
  8. معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۰.
  9. السیرة النبویه، ج۲، ص۲۸۰؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۹۵.
  10. المعالم الاثیره، ص۲۰۸؛ فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص۲۹.
  11. المعالم الاثیره، ص۱۸۴، ۲۳۶.
  12. ابراهیمی، زینب، مقاله «بنی‌لحیان»، دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۴، ص:۵۲۷.
  13. المحبر، ص۵۰۰؛ معجم ما استعجم، ج۲، ص۴۹۹؛ معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۱۴.
  14. معجم البلدان، ج۲، ص۲۶۱-۲۶۲.
  15. الاصنام، ص۹.
  16. سبل الهدی، ج۲، ص۱۷۹.
  17. السیرة النبویه، ج۱، ص۷۸؛ معجم البلدان، ج۱، ص۴۴۹.
  18. معجم البلدان، ج۳، ص۱۰۷.
  19. معجم البلدان، ج۳، ص۲۷۶؛ المفصل، ج۱۱، ص۲۸۵؛ حجاز در صدر اسلام، ص۱۶۱.
  20. «و گفتند: هیچ گاه از خدایان خویش دست برندارید و هرگز از ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر ، دست نکشید» سوره نوح، آیه ۲۳.
  21. "لبيك عن هذيل قد ادلجوا بليل في ابل وخيل"؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۵.
  22. المحبر، ص۳۱۲.
  23. المغازی، ج۱، ص۶؛ الطبقات، ج۲، ص۱۱۱.
  24. ابراهیمی، زینب، مقاله «بنی‌لحیان»، دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۴، ص:۵۲۷-۵۲۸.
  25. تاریخ المدینه، ج۱، ص۴۶۸-۴۶۹؛ المعالم الاثیره، ص۱۹۰.
  26. المعالم الاثیره، ص۱۹۰.
  27. المغازی، ج۲، ص۵۳۲؛ الطبقات، ج۲، ص۳۹؛ عیون الاثر، ج۲، ص۵۶.
  28. المغازی، ج۲، ص۵۳۱-۵۳۳.
  29. الطبقات، ج۲، ص۳۹.
  30. السیرة النبویه، ج۲، ص۱۶۹؛ الطبقات، ج۲، ص۴۲؛ اسد الغابه، ج۴، ص۳۶۱.
  31. تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۸.
  32. تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۸.
  33. المغازی، ج۱، ص۳۵۴.
  34. الاستیعاب، ج۳، ص۱۳۸۳؛ اسد الغابه، ج۴، ص۳۶۱-۳۶۲.
  35. الاستیعاب، ج۲، ص۷۷۹-۷۸۰؛ معجم البلدان، ج۳، ص۲۹؛ الاصابه، ج۳، ص۴۶۱.
  36. المغازی، ج۱، ص۳۵۴.
  37. السیرة النبویه، ج۲، ص۱۷۰.
  38. المغازی، ج۱، ص۳۵۵.
  39. السیرة النبویه، ج۲، ص۱۷۰-۱۷۱؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۸-۵۳۹.
  40. الطبقات، ج۲، ص۴۰؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۰؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۸-۵۳۹.
  41. تاریخ طبری، ج۲، ص۵۹۵.
  42. المغازی، ج۲، ص۵۳۵.
  43. المغازی، ج۲، ص۵۳۵؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۹۵.
  44. السیرة النبویه، ج۲، ص۲۷۹.
  45. المغازی، ج۲، ص۵۳۶؛ السیرة النبویه، ج۲، ص۲۷۹-۲۸۰؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۵۹۵.
  46. المغازی، ج۲، ص۵۳۵؛ الطبقات، ج۲، ص۶۱؛ الکامل، ج۲، ص۱۸۸.
  47. التنبیه و الاشراف، ص۲۱۸.
  48. انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۵۹-۲۶۰.
  49. ابراهیمی، زینب، مقاله «بنی‌لحیان»، دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۴، ص:۵۲۸-۵۲۹.
  50. تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۶۵.
  51. الطبقات، ج۱، ص۵۲-۵۳.
  52. الطبقات، ج۱، ص۵۳؛ المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۲۶۶؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۹۷.
  53. اسد الغابه، ج۴، ص۵۳۴-۵۳۵؛ الاصابه، ج۶، ص۳۳۱.
  54. انساب الاشراف، ج۱۱، ص۲۵۳-۲۵۴.
  55. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۲؛ اسد الغابه، ج۲، ص۳۰۸.
  56. انساب الاشراف، ج۷، ص۸۶.
  57. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹۲.
  58. تاریخ مکه، ص۵۸۹.
  59. ابراهیمی، زینب، مقاله «بنی‌لحیان»، دانشنامه حج و حرمین شریفین، ج۴، ص:۵۲۹-۵۳۰.