بحث:آخر الزمان

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۵۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

آخر الزمان در فرهنگ‌نامه دینی

آخرین بخش از دوران حیات انسان‌ها که پیش از پایان عمر جهان و برپایی قیامت است. در روایات، به دوره قبل از ظهور امام زمان (ع) گفته می‌شود. از آنجا که حکومت جهانی حضرت مهدی (ع) برای برپایی عدالت و اجرای دین در سطح جهان است، طبعاً با مفاسد مبارزه خواهد کرد تا جهان اصلاح شود. طبق روایات، در آن دوره، مفاسد و گناهان فراگیر شده، فتنه‌های گوناگون در همه جا پیش می‌آید و فسادهای اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و انحطاط وضع روحی مردم، شرایط را برای ظهور آن نجات‌بخش فراهم می‌سازد.

به نشانه‌هایی که در احادیث، از اوضاع مردم و زندگی‌ها اشاره شده، "علائم آخرالزمان" گویند و مؤلفانی هم به تألیف کتاب‌هایی پیرامون آخرالزمان بر مبنای روایات اسلامی پرداخته‌اند و به مؤمنان توصیه کرده‌اند که در آن روزگار سخت و فاسد، دین و اخلاق خود را حفظ کنند[۱].

پایان تاریخ در موعودنامه

انسان با توجه به طبع جستجوگرش، همواره به سرانجام دنیا می‌اندیشیده است. همه ادیان الهی و بیشتر مکاتب بشری درباره پایان تاریخ اظهارنظر کرده‌اند. در همه پیشگویی‌های مربوط‍‌ به آخر الزمان، خبرهای نگران‌کننده‌ای وجود دارد، ولی اغلب بر این امر اتفاق دارند که پایان کار بشر، روشن و امیدوارکننده است. در متون زرتشتی به صراحت از دوره طلایی بشر در پایان جهان یاد شده که به آشوب‌ها و بلاهای بسیار مسبوق می‌گردد و با ظهور سوشیانس (واپسین منجی) محقق می‌شود. در ادیان ابراهیمی، بیش از آیین‌ها و مکاتب دیگر بر دوره طلایی بشر در پایان تاریخ، تأکید شده است. در عهد عتیق، برقراری سعادت و عدالت در سراسر جهان پیش بینی شده که به وسیله "ماشیح" محقق می‌شود. در عهد جدید نیز به این مطلب پرداخته شده است. در مکاشفه یوحنّا نیز به برقراری صلح و آرامش جهان در پایان آن اشاره شده است. دیدگاه قرآن نیز درباره سرانجام بشر، خوش‌بینانه است و در آن، پایان دنیا روشن و سعادت‌آمیز دانسته شده است[۲].

آخر الزمان در موعودنامه

"آخرالزمان" اصطلاحی است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به‌معنای آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایی قیامت. در فرهنگ اسلامی، آخرالزمان، هم دوران نبوت پیامبر اکرم (ص)، تا وقوع قیامت را شامل می‌شود و هم دوران غیبت و ظهور مهدی موعود (ع) را. در دوران معاصر، عده‌ای از مفسران و متفکران مسلمان از قبیل: مرحوم علامه طباطبایی، استاد شهید مرتضی مطهری، سید قطب، محمد رشید رضا، شهید سید محمد باقر صدر و... با اتکا به آیاتی از قرآن کریم (اعراف: ۱۳۸، انبیاء: ۱۰۵، صافات: ۱۷۱ و ۱۷۲) استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزی حق بر باطل را به رغم جولان دائمی باطل، به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح کرده‌اند و آیات و روایات مربوط‍‌ به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ می‌دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایی تکامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان. چنین آینده‌ای امری است محتوم که مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به "حوادث واقعه" بنگرند، بلکه با حالتی پر نشاط‍‌ و خواهان صلاح جامعه انسانی و آگاه از تحقق اهداف تاریخی انتظار، باید سرشار از امید، آمادگی و کوشش درخور این انتظار مقدس باشند. در چارچوب این برداشت، آخرالزمان قطعه معینی از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن، حرکت تکاملی تدریجی خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد. در حالی که در کتب علمای متقدم همچون "کمال الدین" شیخ صدوق رحمه الله و "کتاب الغیبه" شیخ طوسی رحمه الله، چنین تفسیری از تاریخ نبوده و تحولات آخرالزمان امری است غیر عادی که در آخرین بخش از زندگی نوع انسان واقع می‌گردد و به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط‍‌ نمی‌شود.

شناخت "آخرالزمان" یا فرجام‌شناسی (Eschatologie) در ادیان یهود، مسیحیت و زرتشتی نیز حائز اهمیت است. نگاهی به دردها و آلام بشر اندیشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاک آدمی، چنین می‌نمایاند که در میان همه خواسته‌های ضد و نقیضش، امروز یکی هست که همه در آن مشترکند؛ همه اقوام و ملل یکصدا خواهان "آزادی"‌اند[۳].

در احادیث بسیاری آمده است که حضرت مهدی (ع) در آخرالزمان ظاهر می‌شود. پیامبر اکرم (ص) بر فراز منبر فرمود: "مهدی از عترت و اهل بیت من است. او در آخرالزمان ظهور می‌کند"[۴] و نیز فرمود: "مژده باد شما را به ظهور مهدی که او در آخرالزمان به هنگام سختی روزگار و فتنه و اختلاف و عدم امنیت می‌آید و خداوند به وسیله او زمین را پر از قسط‍‌ و عدل می‌نماید"[۵]. امام باقر (ع) نیز می‌فرماید: "دولت ما آخرین دولت‌هاست..."[۶]. پیامبر (ص) دست‌ها را به سوی آسمان برافراشت و گفت: خداوندا! برادرانم را به من بنمایان. یکی از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نیستیم‌؟ فرمود: نه، شما یاران من هستید. برادران من کسانی هستند که در آخرالزمان می‌آیند و به من ندیده ایمان می‌آورند. خداوند آنها را پیش از آنکه از صلب پدران به رحم مادران درآیند، با نام خود و پدرانشان به من معرّفی نموده است که استقامت هریک از آنها در دین خود، از کندن خارهای گون در شب تاریک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت‌تر است. آنها مشعل‌های هدایت هستند که خداوند آنها را از فتنه‌های تیره‌وتار نجات می‌بخشد[۷].

درباره فتن و حوادث آخرالزمان، احادیث بی‌شماری از حضرت ختمی‌مرتبت (ص) و حضرات ائمه (ع) در کتب حدیث به ثبت رسیده است. مجموعه‌هایی از آن احادیث، به صورت کتب مستقلی به نام "ملاحم"، "الغیبة" و دیگر نام‌ها نگاشته شده است[۸].

از نشانه‌های آخر الزمان، نخستین نشانه صاعقه‌ها، سپس باد زرد آمده است[۹][۱۰].

در اخبار آخر الزمان آمده است: وقتی فاسق مردمان بر آنها حکومت کند، اشرار از ترس شرارت‌شان، مورد احترام قرار می‌گیرند و غنا و موسیقی علنی می‌گردد... در چنین زمانی منتظر باد سرخ باشید[۱۱]. پیامبر اکرم (ص) فرمود: هنگامی که سنت را ترک کنید، بدعت ظاهر می‌شود، در چنین زمانی منتظر باد سرخ، خسف، مسخ و غلبه دشمن باشید[۱۲]. شاید منظور از باد سرخ، طوفان‌های همراه با گرد و غبار و رعب‌آور باشد[۱۳].

وزیدن باد سیاه از نشانه‌های آخر الزمان ذکر شده است. در حدیثی آمده است: باد سیاه اول صبح برمی‌خیزد و آن‌گاه زلزله‌ای روی می‌دهد و قسمت اعظم بغداد زیر آوار می‌ماند[۱۴][۱۵].

فساد در آخرالزمان

مردم آخر الزمان

شامل مباحتی همچون:

  1. امت اسلام در آخر الزمان؛
  2. حالات مردم در آخر الزمان؛
  3. روابط مردم در آخر الزمان؛
    1. رابطه انسان با پدر و مادر در این دوره؛
    2. روابط همسایگان در این دوره؛
  4. دین مردم در آخر الزمان؛
    1. دین داری در این دوره؛
    2. حج مسلمانان در این دوره.

پانویس

  1. محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۱۳.
  2. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۹۱.
  3. نشریه موعود، شماره ۱۱ و ۱۰، ص ۵۴.
  4. غیبة طوسى، ص ۱۱۱؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۴. .
  5. منتخب الأثر، ص ۱۷۱.
  6. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۲؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۶.
  7. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۴؛ منتخب الاثر، ص ۵۱۵؛ الزام الناصب، ص ۱۳۷.
  8. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۳۴.
  9. روزگار رهایی، ج ۲، ص ۸۲۵.
  10. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۴.
  11. تحف العقول، ص ۳۱؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۵۹ و ۲۶۳.
  12. بشارة الاسلام، ص ۲۲.
  13. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۵.
  14. محجّة البیضاء، ج ۴، ص ۳۴۳؛ الزام الناصب، ص ۱۸۵؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۰.
  15. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۵.
بازگشت به صفحهٔ «آخر الزمان».